بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,065

ازدواج سالم-قسمت دوازدهم

  1390/6/10
خلاصه: ازدواج سالم-قسمت دوازدهم
***اگر دوستم داري ، برو کره ي ماه!!!
بررسي چگونگي انتظارات در روابط همسران
هرجا قرار است ميان دو يا چند نفر روابطي وجود داشته باشد، حتماً يک نظام انتظارات برآن حاکم است. اين نظام که چارچوب روابط را تعيين مي‌کند، به افراد مي‌گويد چه انتظاراتي‌ مي‌توانند از يکديگر داشته باشند. براي مثال در رابطه پدر و فرزند، يک نظام انتظاراتي وجود دارد. اين نظام معين مي‌کند پدر از فرزند و فرزند از پدر چه انتظاراتي مي‌تواند داشته باشد.
در بين زن و شوهر نيز چنين است. اين نظام، مناسبات ميان آنان را تعيين مي‌کند. به اين معنا که وقتي اختلاف ايجاد مي‌شود، شاخصي است که نشان مي‌دهد حق با چه کسي است. اين شاخص غالباً به عرف باز مي‌گردد.
گاهي انتظارات بين همسران مدون مي‌شود و به صورت قانون در مي‌آيد، گاهي هم هنجارهايي نانوشته است.
نظام انتظاراتي، نظامي متغير و متنوع است و بنابراين تنظيم مناسبات را با مشکل رو‌به‌رو مي‌کند. از طرف ديگر نظام انتظاراتي بر خلاف ديگر ساختارهاي اجتماعي، تأثيرپذيري بيشتري از نظام‌هاي بيروني دارد. يعني در نظام انتظاراتي زن و شوهر، آنها از طريق رسانه با نظام انتظاراتي روابط زوجين در جاهاي ديگر مثلاً اروپا و آمريکا آشنا مي‌شوند و به سرعت تأثير مي‌پذيرند چون به طور مثال انتظارات مرد از همسرش، با تصوري که زن از انتظارات مرد دارد متفاوت است لذا زن و شوهر دچار مشکل مي‌شوند. به اين صورت که فرد انتظاراتي از همسرش دارد که با انتظارات طرف مقابل تفاوت دارد.
نمي‌توان الگوي ثابتي از انتظارات براي همه براي همه ي زن وشوهر ها ارائه داد.. حدود 100 سال پيش که هنوز تغييرات مدرنيته وارد جامعه نشده بود و ارزش‌ها متحول نشده بودند، در ميان همه گروه‌ها نظام انتظاراتي از تعاليم اسلام گرفته مي‌شد. يعني اسلام نظام توقعاتي و انتظاراتي زن و شوهر را در قالب حقوق و تکاليف تعيين مي‌کرد. همه مردم از دستورات اسلام تبعيت مي‌کردند و تفاوت‌هاي طبقاتي چندان شديد نبود. به همين دليل طلاق خيلي کم بود؛ زيرا هر زن و شوهري مي‌توانستند براي يکديگر خوب باشند.
هم زن مي‌دانست در برابر شوهر چه بايد بکند و هم شوهر مي‌دانست در مقابل زنش چه وظيفه‌اي دارد. همه وظايف خود را انجام مي‌دادند و مسئله پيچيده‌اي وجود نداشت. البته در آن زمان همه مردها و زن‌ها خوشبخت نبودند، اما اختلاف‌ها کمتر از امروز بود. هنجارها همه را يکسان مي‌کرد. تأثيرات نظام بيروني هم چندان قوي نبود و مانند امروز با فرهنگ‌هاي پيچيده دنيا رو‌به‌رو نبودند به همين دليل روابط و مناسبات نيز کمتر دستخوش نوسانات مي‌شد.
اين تغيير انتظارات فقط به روابط همسران بر نمي گردد. در همه جوامع در دوران ماقبل صنعتي، سطح انتظارات از ديگران بسيار پايين بود، ولي امروزه سطح انتظارات از فرد مقابل بسيار بالاست. «ديگري» هر کسي مي‌تواند باشد و اختصاصي به روابط زوجين ندارد.
يکي از ويژگي هاي انسان امروز بالا بودن سطح توقع از ديگران است. ما از همه طلبکاريم. در جامعه‌شناسي مي‌گويند هر قدر سطح توقع بالاتر برود، همزيستي مشکل‌تر خواهد بود.
انتظار از ديگري بايد در چارچوب و قالب فرهنگي باشد. بايد ديد اين فرهنگ و قالب‌هاي فرهنگي يا نظام انتظاراتي، چه چيزهايي را مجاز مي‌داند و چه چيزهايي را مجاز نمي‌داند.در انتظارات بايد به امکانات و شرايط خاص خانواده نيز توجه شود. يکي از مشکلات جامعه ما اين است که در مناسباتمان يا احساسي هستيم يا اصلاً احساس نداريم. بهتر است در مناسبات با همسر، دو عامل احساس و عقل با هم ترکيب شود. يا آنقدر به همسرمان محبت مي‌کنيم که هر چه بخواهد چشم و گوش بسته انجام مي‌دهيم يا به او بي‌اعتنا مي‌شويم. هم احساس زيباست و هم منطق؛ اگر بتوانيم ميان آنها تعادل برقرار کنيم، مشکل چنداني نخواهيم داشت.
در تنظيم انتظارات زن وشوهر بايد به موارد زير دقت کنند :
1- در ابتداي زندگي ، خواسته هاي خود را روشن بيان کنند و خواسته هاي طرف مقابل را بشنوند. راجع به خواسته هايي که از نظر هر کدام از طرفين نامعقول و نابجا ست ، بحث کنند و به نتيجه برسند. اگر نتوانستند با هم به نتيجه برسند ، مي توانند با مشاوري آگاه موضوع را در ميان بگذارند . اما بسيار مهم است که انتظار همسرمان را بدانيم تا بتوانيم آن را بر آورده کنيم . و همسرمان نيز علم غيب ندارد تا انتظارات ما را بداند.
2- هر کدام از طرفين انتظارات خود را بررسي کنند و آن هايي که غير منطقي واشتباه است را ناديده بگيرند. البته اين کار کمي سخت است . زيرا در نظر هر کس خواسته هايش منطقي است. اما با کمي واقع نگري مي توان انتظارات را قابل اجرا کرد.
3- فراموش نکنيم که ازدواج ارتباطي مقدس است که اگر بخواهيم در آن تنها به انتظارات و حقوق و تکاليف توجه کنيم ،زيبايي آن کم مي شود. گذشت ،فداکاري و صبر مفاهيمي هستند که اگر در زندگي زناشويي متبلور شوند، عشق و محبتي ماندني را بين همسران ايجاد مي کنند.
***برنامه ريزي موفق زير يک سقف
برنامه‌ريزي يکي از شاخصه‌هاي موفقيت در هر زمينه‌اي است، شايد براي همين مي‌گويند هيچ موفقيتي اتفاقي نيست چرا که براي آن برنامه‌ريزي شده و بي‌حساب و کتاب نبوده است. زندگي مشترک نيز براي آنکه به موفقيت و خوشبختي منتهي شود بايد با برنامه‌ريزي پيش رود. حال براي آن که بتوانيم براي زندگي مشترک برنامه‌ريزي کنيم بايد شرايطي را فراهم سازيم تا اين برنامه‌ريزي به نتيجه برسد، چه بسا برنامه‌ريزي‌هايي که به خاطر رعايت نکردن اصول بدون نتيجه مانده و به انجام نرسيده است.
برنامه‌ريزي‌هاي کلي و بلند مدت
برنامه‌ريزي کلي و بلند مدت به برنامه‌ريزي‌هايي در زندگي اشاره دارد که اولا به کليات زندگي مربوط مي‌شوند نه جزئيات و ثانيا زمانبر و معمولا برنامه‌ريزي‌هاي چند ساله‌اند مثل برنامه‌ريزي‌هاي مالي يا کاري بلند مدت و يا مثلا برنامه‌ريزي براي اين‌که چند سال ديگر بچه دار شويد و....
مسائلي که در اين نوع برنامه‌ريزي‌ها لازم است رعايت کنيد اين است که در ابتدا بيش از حد بلند پروازانه و يا بدبينانه برنامه‌ريزي نکنيد. گاهي کمي ريسک کردن در زندگي لازم است. شما مي‌توانيد در برنامه‌ريزي هم کمي ريسک کنيد، مثلا اگر در 2 سال آينده درآمد شما قرار است. 20 ميليون تومان باشد، قرار نيست روي 40 ميليون تومان برنامه‌ريزي کنيد اما مي‌توانيد روي 25 ميليون برنامه مالي خود را بريزيد تا اولا انگيزه بيشتري براي پيشرفت و پس‌انداز پيدا کنيد ثانيا هدفتان آنقدر دست نيافتني نباشد که نااميد شويد و در وسط راه برنامه‌ريزي را رها کنيد. گاهي افراد آنقدر برنامه‌ريزي خود را بدبينانه و آسان در نظر مي‌گيرند که بدون هيچ تلاش و برنامه‌ريزي نيز به همان هدف مي‌رسيدند. برنامه‌ريزي خود را کمي سخت‌تر و خوش‌بينانه‌تر انجام دهيد تا از همه تلاشتان استفاده کنيد نه تنها بخشي از توانايي‌تان.
برنامه‌ريزي يعني راهي براي درست تلاش کردن به سمت هدف يعني مسيري کوتاه تر و مستقيم‌تر به هدف و در نظر گرفتن همه جوانب امر در نتيجه اين برنامه‌ريزي بايد بر تلاش شما بيافزايد و نتيجه را نزديک تر کند.
توانايي خود و همسرتان را در برنامه‌ريزي‌ها و تعيين هدف‌ها در نظر بگيريد و به همان اندازه برنامه‌ريزي کنيد.
نکته ديگر اين که برنامه‌ريزي بلند مدت را به برنامه‌ريزي‌هاي کوتاه مدت تقسيم کنيد يعني اگر هدف شما قرار است مثلا سه ساله تامين شود شما براي خود هدف‌هاي ماهانه و سالانه در راستاي هدف بلند مدتتان تعيين کنيد و براي آنها برنامه‌ريزي کنيد تا برنامه‌ريزي بلند مدت برايتان راحت‌تر باشد.
دقيق برنامه‌ريزي کنيد. اگر کمي بيشتر براي برنامه‌ريزي‌هاي بلند مدت، وقت و هزينه بگذاريد بهتر از آن است که به نتيجه نرسند. با افراد خبره در مورد هدفتان مشورت کنيد و از آنها کمک بخواهيد تا يک برنامه‌ريزي حساب شده براي رسيدن هرچه سريع تر و مطمئن‌تر به هدفتان بريزيد.
نکته بعدي در ارتباط با برنامه‌ريزي‌هاي بلندمدت اين است که از اين شاخه به آن شاخه نپريد. اگر هدفي را انتخاب کرديد و براي آن برنامه‌ريزي دقيق کرده ايد ديگر آن را تغيير ندهيد البته منظور ما تغييرات جزئي در برنامه‌ريزي نيست چرا که مخصوصا در برنامه‌ريزي‌هاي بلندمدت تغييرات کوچک اجتناب ناپذيرند بلکه منظور عوض کردن کلي برنامه‌ريزي و هدف است که باعث عقب افتادن شما از برنامه‌ريزي‌‌تان مي‌شود و وقت را از دست مي‌دهيد.
در راه رسيدن به هدفتان تلاش کنيد و برنامه‌ريزي‌تان را زير پا نگذاريد و طبق آن پيش برويد تا به نتيجه برسيد. حتي برنامه‌ريزي‌هاي کوتاه‌مدت‌تان را در راستاي هدف‌هاي بلند مدت جدي بگيريد و مهم بدانيد.
به همسرتان در راه رسيدن به اهداف بلند مدت و برنامه‌ريزي‌هاي آن کمک کنيد و نگذاريد در اثر خستگي‌هاي لحظه‌اي اين برنامه‌ريزي را به هم بزند و بعد پشيمان شود. با مهرباني و دلسوزي کنار همسر خود باشيد و در راه رسيدن به هدف‌هاي والا و بزرگ همديگر را همراهي کنيد.
گاهي با همسرتان راجع به اهداف و برنامه‌ريزي‌ها گفتگو کنيد و به وقتي که به اهدافتان رسيده ايد بينديشيد. اين کار شما را در راه رسيدن به اهدافتان و عمل به برنامه‌ريزي تان مصمم تر مي‌کند.
برنامه‌ريزي‌هاي جزئي و کوتاه مدت
اين برنامه‌ريزي‌ها همانطور که پيداست مربوط به مسائل کم اهميت تر و جزئي تر زندگي است. اما جالب اينجاست که بدانيد اين برنامه‌ريزي‌ها بيشتر باعث اختلاف نظر و جر و بحث همسران با هم مي‌شود. مثلا مردي که بدون برنامه‌ريزي و هماهنگي با همسرش مهمان دعوت مي‌کند و يا زني که بدون برنامه‌ريزي مالي تمام حقوق همسرش را خريد مي‌کند باعث مي‌شوند که همسرانشان را ناراحت و گاهي عصباني کنند. براي اين‌که اين اتفاق نيفتد کافيست موارد زير را در نظر بگيريد.
1- با همسر خود مشورت کنيد. اگر مي‌خواهيد کاري انجام دهيد حتما با همسرتان در ميان بگذاريد و با هم براي آن برنامه‌ريزي کنيد و يا دست کم همسرتان را در جريان برنامه‌ريزي خود حتي براي کارهاي جزئي قراردهيد.
2- همسرتان را به موقع در جريان برنامه‌ريزي خود قرار دهيد نه وقتي که کار از کار گذشته است و شما برنامه‌ريزي‌تان را کرده‌ايد، تا اگر او نيز نقطه نظري در برنامه‌ريزي داشت، اعمال کنيد. مثلا اگر قصد داريد مهماني دعوت کنيد قبل از دعوت به همسرتان بگوييد و نظر او را هم بخواهيد.
3- با زماندهي مناسب و بدون عجله برنامه‌ريزي کنيد تا به هدف خود به نحو احسنت برسيد.
4- حتي براي برنامه‌ريزي‌هاي جزئي هم آينده نگر باشيد و همه جوانب را بسنجيد.
برنامه‌ريزي‌هاي شخصي در زندگي مشترک
شايد شما بخواهيد براي خود يک برنامه‌ريزي شخصي داشته باشيد، مثلا درستان را ادامه دهيد و يا کار و حرفه‌اي را پيش بگيريد و....
وقتي زندگي مشترکتان را آغاز مي‌کنيد به معني آن نيست که برنامه‌ريزي‌هاي شخصي و هدف‌هاي شخصي‌تان را کنار بگذاريد بلکه بايد با همفکري و مشورت همسرتان آنها را به انجام برسانيد.
در برنامه‌ريزي‌هاي شخصي‌تان هميشه همسرتان را هم در نظر داشته باشيد تا اين برنامه‌ها خودخواهانه ريخته نشوند و به همسرتان آسيبي وارد نشود. اگر در زندگي مشترک هر کس بخواهد بدون در نظر گرفتن همسرش به برنامه‌ريزي‌ها و اهداف شخصي خود برسد ديگر زندگي مشترک معني پيدا نمي‌کند.
شايد مجبور شويد براي اين‌که زندگي مشترکتان حفظ شود و به وظايفتان در زندگي عمل کنيد بعضي از اهداف و برنامه‌ريزي‌هاي شخصي تان را به تعويق بيندازيد اما در ازاي آن مي‌توانيد به اهداف مشترکتان بها دهيد تا در آينده فرصت بيشتري براي اهداف و برنامه‌ريزي‌هاي شخصي‌تان داشته باشيد.
برنامه‌ريزي در زندگي مشترک اگر با توافق و مشورت زن و شوهر انجام گيرد و دقيق و اصولي باشد در هر زمينه‌اي به موفقيت مي‌انجامد اما اگر خودسرانه و بي حساب صورت گيرد ممکن است دردسرساز نيز باشد پس از برنامه‌ريزي‌هاي دو نفره در زندگي مشترکتان لذت ببريد و نتيجه مثبت آن را شاهد باشيد.
***جنبه هاي مثبت و منفي نامزدي طولاني مدت
چه خوب بود اگر امکان داشت تمامي زوجها در دوران نامزدي ، مي توانستند يکديگر را خوب بشناسند و ازاين فرصت در جهت شناخت هرچه بهتر طرف مقابل کوشش کنند. واقعاً چه تعداد روابط ناسالم پايان پذيرفته بود تنها اگر طرفين معناي «بيست و چهار ساعت با هم بودن زير يک سقف» را درک کرده بودند و با مسائل و موضوعاتي روبرو بودند که به طور معمول از رويارويي با آن اجتناب مي کنند. مسائل و موضوعاتي که به واسطه ي ديدارهاي محدود آخر هفته و يا حداکثر چند بار در طول هفته اصولاً امکان پذير نبود و فرصتي نيز رخ نمي داد تا بروز کرده و يا به عبارت ديگر «رو شوند». اين مقاله به شما کمک مي کند تا هر دو عواقب مثبت و منفي نامزدي طولاني با شخص مورد علاقه تان را درک کنيد.
- جنبه هاي مثبت نامزدي طولاني
در نامزدي هاي طولاني شما قسمتهائي از شخصيت همسرتان را خواهيد شناخت که به طور معمول امکان ندارد بر آنها آگاهي يابيد، مگر آنکه با هم زندگي کنيد. براي شناخت شخصي که به طور متناوب و نه پيوسته او را مي بيند، هيچ راهي بهتر از اينکه عملاً با او زندگي کنيد، وجود ندارد.
در ديدارهاي کوتاه افراد اغلب بهترين رفتارشان را نشان مي دهند، اما واقعيت در زمان طولاني تر آن هم هنگامي که با هم زير يک سقف زندگي کنيد، آشکار مي شود.
هنگامي که با کسي زندگي مي کنيد، عادتها، نگرش ها و رفتارهائي را از او مي بينيد که هرگز از او سراغ نداشتيد. چرا که او را در محل زندگي دائم و يا به عبارتي «منطقه ي امن» او که همانا خانه اش باشد، مي بينيد.
او را هنگامي که خسته، مريض، عصباني و مأيوس است، مي بينيد. زندگي مشترک قدرت و خويشتن داري مي طلبد و ايجاب مي کند که طرفين، سازش و انعطاف پذيري هائي از خود نشان دهند. تنها با زندگي مشترک است که طيف کامل تري از عکس العمل هاي احساسي و روحي شريک زندگيتان بر شما فاش مي شود.
ويژگي هائي که باعث مي شوند، عاشق کسي شويد و يا از ديدن او لذت ببريد، ممکن است کافي نباشد تا هماهنگي هميشگي شما را بعد از شروع زندگي مشترک تضمين کند. ممکن است، دريابيد که سبک زندگي شما و همسرتان با يکديگر هماهنگي و همخواني ندارند و اين چيزي است که هرگز نمي توانستيد بفهميد مگر آنکه همخانه بوديد.
در اين دامنه زماني در مي يابيد که قالبيت و توانائي همسرتان در خلق ارتباط حقيقي و کانوني گرم، به چه ميزان است.
همانگونه که قبلاً نيز گفتم، زندگي مشترک، قدرت و خويشتن داري مي طلبد و ايجاب مي کند که طرفين سازشکار و انعطاف پذير باشند. به اين دليل که عادات و خواسته هاي دو انسان متفاوت و منحصر به فرد، حال با يکديگر ادغام مي شوند. تنها وقتي که مجبوريد با هم راجع به امور اقتصادي، غذا، مسئوليت هاي خانه، تملکات و... تصميم بگيريد، مي توانيد از اينکه آيا همسرتان همراه خوبي است، مطمئن شويد.
از ازدواج به دلائل نادرست و زندگي مشترک زود هنگام و نسنجيده برحذر باشيد. گرچه زندگي مشترک مي تواند تجربه ي شيريني از يک رابطه باشد، اما چنانچه زود هنگام، نپخته و نسنجيده بدان وارد شويد، اشتباهي بزرگ خواهد بود.
دلايل نادرست مثل:
به اين دليل که مي خواستند زودتر «مستقل» شوند. به اين دليل که يکي از طرفين مي ترسيده است که ديگري را از دست بدهد و ...
زندگي مشترک پيش از رسيدن دو طرف به پختگي لازم و تعهد مي تواند عملاً موجب تسريع فروپاشي رابطه گردد و چنانچه آمادگي تحمل فشارهاي زندگي مشترک را نداريد، ممکن است رابطه تان زير بار تنشي که زندگي مشترک زود هنگام با خود به همراه خواهد آورد، از هم بپاشد.
جنبه هاي منفي نامزدي طولاني
ممکن است رابطه تان را که هنوز به ازدواج نيانجاميده است، با توقعات زياد و نابجا از همسرتان که براي شما همه کار انجام دهد، تخريب کنيد.
ممکن است انگيزه و تمايلتان را نسبت به تعهد مادام العمر از دست بدهيد.
اگر شخصي در ارتباط با شما از مزاياي زندگي خانوادگي بهره مند باشد، انگيزه اي نخواهد داشت تا از شما بخواهد با او زندگي مشترکي را آغاز کنيد.»
بعضي از اشخاص که نسبت به تعهد هراس دارند ممکن است خود را پشت نامزدي پنهان کنند تا صميميتي را که محتاجانه به دنبالش هستند؛ تجربه کنند و در عين حال از تعهد نهائي و خاتمه دوران نامزدي و مسئوليت هاي آن راحت باشند.
چنانچه به زندگي مشترک با کسي مي انديشيد، و ساختار رسمي و سنتي ازدواج را ترجيح مي دهيد، قبل از شروع زندگي مشترک مي بايستي که در باره ي تمامي موضوعات فوق با همسرتان مذاکره و گفتگو کنيد تا از سوء تفاهم هاي احتمالي جلوگيري کنيد. ممکن است بخواهيد تا براي خود يک مهلت زماني در نظر بگيريد. به عنوان مثال، نه ماه الي يکسال؛ تا اينکه در خلال اين مدت بتوانيد رابطه تان را مجدداً ارزيابي کنيد و بفهميد که آيا آمادگي ازدواج را داريد يا نه.
از ازدواج با زن زيبا رويي که در خانواده اي فاسد رشد کرده بپرهيز چرا که زندگي با او مايه تباهي است و فرزندانش مهمل و بد بخت
***به آرزوي ازدواج فکر نکنيد!
تحقيقات اخير حاکي از اين امر هستند که مي توان طلاق را پيش بيني کرد و دربرخي موارد با شناسايي فاکتورهاي مهم در ايجاد جدايي از وقوع آن جلوگيري بعمل آورد. به شما هم چنين گفته اند آيا تاکنون براي شما اتفاق افتاده که با تمام وجود به يکي از دوستانتان که تصور مي کنيد در آستانه جدايي قرار دارد کـمک کنيـد؟ حتـي خيـلي قبل تر از اينکه حرفي از جدايي زده شود، و آنها هنوز با هم زندگي مي کردند برايتان مثل روز روشن بوده که آنها بالاخره از هم جدا مي شوند. پژوهشگران بر اين باورند که وقتي علائم جدايي را مشاهده مي کنيد براي انتقال آن به طرف مقابل تعلل نکنيد و او را در جريان امور قرار دهيد تا از پيوندي که نهايتاً منجر به جدايي است خودداري شود. بر اساس مطالعات جديد موفقيت خانوادگي – و يا عدم وجود آن- خيلي پيش از اينکه خانواده ها تصميم به متارکه بگيرند، قابل پيش بيني است. البته بايد توجه داشت که تنها با مشاهده اين عوامل نمي توان اظهار داشت که آنها محکوم به جدايي هستند بلکه بر خلاف آن مي توان گفت که دليل کاميابي و موفقيت بسياري از زندگي هاي زناشويي همين توانايي زوجين در تغيير نگرش هاي منفي و تعديل آداب برقراري ارتباط نادرست است. تشخيص به موقع مشکلات، اساسي ترين عامل در حفظ رابطه به شمار مي رود.
افراد زماني مي توانند احساسات خود را با همسر در ميان بگذارند که توان پذيرايي آن را در همسر بيابند و در او هم احساسي را درک کنند.
دکتر "ماري کلمنتز" استاديار مؤسسه روانشناسي باليني معتقد است: "اغلب خانواده ها معمولاً خودشان را درگير مشکلات نکرده و هيچ گونه تلاشي براي حل مشکلات نمي کنند تا زمانيکه مسائل به حادترين نقطه خود برسند، تازه در اين شرايط يادشان مي افتد که با هم مشکل دارند؛ اما براي اينکه بتوانيم مشکلات را حل کنيم بايد آنها را به موقع تشخيص داده و از همان ابتدا جلوي پيشرفت آنها را بگيريم." بر اساس اين تحقيق و مطالعات ديگري که بر روي روابط خانوادگي انجام شده، يک سري فاکتورهاي اوليه هستند که به خوبي مي توانند نشان دهند که زندگي مشترک در حال فروپاشي است. به طور کلي همه -و يا قسمت اعظمي از- مشکلات به دليل عدم وجود ارتباط کلامي مناسب پديد مي آيند. تنها اين جر و بحث ها و تفاوت هاي ميان شما دو نفر نيستند که سبب بروز مشاجره مي شوند بلکه دليل اصلي درگيري ها در مورد چگونگي کنترل اين گرايشات است. دکتر کلمنتز مي گويد: "بهتر است به رابطه خود به مثابه يک حساب پس انداز نگاه کنيد، يکي دو جمله آزار دهنده مثل اين است که ما از حساب زندگي خود پول برداشت مي کنيم،
به مرور زمان اگر اين تعداد برداشت ها زياد شود به جايي مي رسيد که حسابتان صفر خواهد شد."
يکي ديگر از مشکلاتي که ممکن است در هر خانواده اي پيش بيايد اين است که يکي از طرفين کاري انجام مي دهد که به عقيده خودش مورد تاييد ديگري است و ارزش تشکر و قدرداني را دارد اما در حقيقت طرف مقابل هيچ گونه ارزشي براي کار او قائل نمي شود. زمانيکه ازدواج کرديم، من در مقابل همسرم چيزهاي قشنگي نسبت به خودم مي گفتم. با اين کار سعي داشتم تا به او ياد بدهم که چطور مي تواند مرا تاييد کرده و از من قدرداني کند".
يکي ديگر از مشکلاتي که زوجين با آن روبرو هستند اين است که افراد چيزهايي را که لازم است بگويند، نمي گويند. افراد زماني مي توانند احساسات خود را با همسر در ميان بگذارند که توان پذيرايي آن را در همسر بيابند و در او هم احساسي را درک کنند. اگر گوش شنوايي براي احساس فرد نباشد و يا در هنگام بيان احساسات با سرزنش، و يا انتقاد روبرو شوند انگيزه اي براي ادامه صحبت نخواهند داشت.
براي اينکه بتوانيم زندگي خود را ارتقا بخشيم، بايد از همان ابتدا تمام جوانب کار را در نظر بگيريم. در اين ميان مهمترين مرحله "انتخاب" است. اگر به دنبال ظاهر، درآمد و موارد جانبي باشيم، بايد دقت داشته باشيم که نکات مهمتري هم هستند که بايد رعايت شوند. فقط کافي است نگاهي به فرزندان طلاق داشته باشيم، آنوقت در مي يابيم که پيش از اينکه خودمان بخواهيم وارد زندگي مشترک شويم، بهتر است که نگاه دقيق تري به خصوصيات فردي خود و شريک زندگيمان داشته باشيم. همچنين مي توانيم از افراد متخصص نيز در اين زمينه کمک بگيريم تا نقاط ضعف و قوت فردي ما و شريکمان را به ما گوشزد نمايند.
پيش از اينکه به آرزوي ازدواج فکر کنيد، بهتر است به حرف دلتان گوش کنيد. نبايد به هشدارها و علائم خطري که در دلتان مي گذرد بي توجه باشيد.
مرحله اول تعيين نقاط قوت است؛ ابتدا بايد از خود بپرسيد که بارز ترين مشخصه فرد مقابل چيست؟ با شما و ديگران چگونه برخورد مي کند؟ محققان به اين نتيجه دست پيدا کرده اند که طرز برخورد شما با ديگران مي تواند چيزهاي زيادي در مورد شخصيتتان به ديگران بگويد. به هر حال همه افراد دوست دارند تا ديگران رفتار مناسبي از خود نسبت به آنها نشان دهند و اين امر کاملاً طبيعي است. اما گاهي اوقات آنقدر به يک نفر علاقمند مي شويم که واقعيت ها را فراموش کرده و بيشتر بر روي ايده آلهاي ذهني خود تمرکز مي کنيم.و يا به دليل گرايش به او تعهداتي را مبني بر برآوردن خواست ذهني او مي دهيم. ممکن است بسياري از افرادي که با اين ديد با هم آشنا مي شوند، رابطه را به خوبي شروع کرده و حتي به قصد ازدواج هم پيش روند اما نهايتاً کارشان به طلاق مي کشد.
بنابراين پيش از اينکه به آرزوي ازدواج فکر کنيد، بهتر است به حرف دلتان گوش کنيد. نبايد به هشدارها و علائم خطري که در دلتان مي گذرد بي توجه باشيد. اگر مسئله اي در زندگي براي شما اهميت دارد بايد آن را به ميز مذاکره بکشانيد ودر مورد آن به بحث و گفتگو بنشينيد. مشاوران خانواده معتقدند که يک يا دو جلسه مشاوره ي پيش از ازدواج، تاثير بسزايي بر روي سلامت ازدواج دارد. بهتر است دورنماي روشني از خواست ها و نيازهاي خود داشته باشيد و پيش از ازدواج کليه نيازهايتان را با طرف مقابل در ميان بگذاريد. مي توانيد از شريک زندگي خود انتظار داشته باشيد که خود را با برخي شرايط مطابقت دهد، اما نمي توانيد توقع داشته باشيد که او به طور کامل عوض شود. جوهر وجودي انسان ها تغيير ناپذير است و حتي اگر خودشان هم بخواهند باز هم نمي توانند تغيير کنند و يک مرتبه تبديل به انسان ديگري شوند.
براي اينکه بتوانيد با يک نفر ازدواج کنيد و با او زندگي خوبي داشته باشيد، بايد وجود او را همانگونه که هست بپذيريد، به مرور زمان برخي آداب اکتسابي را مي توانيد تغيير دهيد، اما تصور تغييرات بنيادين را بايد به کلي فراموش کنيد. ازدواج مانند معامله بر سر يک بسته تجاري است و شما اين قدرت را نداريد که هر يک از خصوصيات اخلاقي همسرتان را که نمي پسنديد، دور بريزيد.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان