بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,472

اشتغال زنان و نقش نظام سياسي در الگوسازي جامع-قسمت ششم(قسمت پاياني)

  1390/6/10
خلاصه: اشتغال زنان و نقش نظام سياسي در الگوسازي جامع-قسمت ششم(قسمت پاياني)
ج. ديگر حوزه‏هاي وزارتي دولت و فعاليت‏هاي اقتصادي زنان
دولت غير از دو حوزه «سازمان بهزيستي» و «امور بانوان»، در ديگر حوزه‏هاي وزارتي نيز تلاش‏هاي فراواني براي پياده کردن ارشادها، سياست‏ها و قانون‏هاي مربوط به الگوي شغل زنان به عمل آورده است. از اين رو، با رشد نرخ فعاليت‏هاي اقتصادي زنان مواجهيم؛ از جمله:
1. ميزان رشد فعاليت مردان طي سال‏هاي 1376 تا 1382 برابر 04/6 درصد و ميزان رشد نرخ فعاليت زنان در اين دوره برابر 6/9 درصد بوده است. درصد اشتغال در بخش کشاورزي، طي سال‏هاي 1376 تا 1382 در گروه مردان، کاهش و براي زنان افزايش داشته است. نرخ رشد اشتغال مردان در بخش کشاورزي طي سال 1376 تا 1382 برابر منفي 57/19 درصد و نرخ رشد اين نماگر براي زنان در اين دوره، 44/46 درصد بوده است. (باقريان، 1383، ص 46)
2. نرخ رشد درصد کارکنان فني و تخصصي از مردان شاغل طي سال‏هاي 1376 تا 1382 برابر 49/2 درصد و نرخ رشد کارکنان فني و تخصصي زنان شاغل در اين دوره، برابر 08/10 درصد بوده است. همچنين سهم کارکنان فني و تخصصي از شاغلان زن همواره بيش از سهم مردان شاغل بوده، به‏گونه‏اي که در سال‏هاي مورد بررسي، قريب 25 درصد زنان شاغل را کارکنان فني و تخصصي تشکيل داده‏اند، ولي براي مردان در حدود 10 درصد بوده است. (احمدآبادي‏پور، 1384، ص 215)
3. تعداد مربّيان زن در سال 1372، 271/3 نفر بوده و در سال 1382 اين تعداد به 466/32 نفر در رشته‏هاي گوناگون رسيده؛ يعني تقريبا 10 برابر شده است. 973 داور زن در رشته‏هاي گوناگون ورزشي در سال 1372 به کار مشغول بوده‏اند، در حالي که پس از 11 سال در سال 1382، 489/16 داور زن براي امر قضاوت رشته‏هاي ورزشي تربيت شده‏اند که اين رشد خوبي را نشان مي‏دهد. (احمدآبادي‏پور، 1384، ص 215)
4. در سال 1376، 5/17 درصد از کل کارمندان زن آموزش و پرورش را زنان متخصص تشکيل مي‏دادند. در سال 1377 اين نسبت با 4/2 درصد افزايش، به 9/19 درصد رسيد. در سال 1378 نيز سير صعودي ادامه يافت و 1/22 درصد از کل زنان شاغل در آموزش و پرورش را زنان کارشناسي ارشد و بالاتر تشکيل مي‏دادند. در سال 1379، 26 درصد از سهم کارکنان اين وزارت‏خانه را زنان متخصص به خود اختصاص دادند. در سال 1380 زنان متخصص 4/29 درصد از زنان شاغل را تشکيل مي‏دادند. اين آمار علاوه بر آنکه نشان‏دهنده روند صعودي رشد مقطع تحصيل زنان در آموزش و پرورش است، بيانگر اين واقعيت است که طي پنج سال، زنان متخصص شاغل در اين وزارت‏خانه، رشد 60 درصدي داشته‏اند. (ستاد امور فرهنگي و اجتماعي بانوان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1380، ص 17)
5. در سال 1371، از مجموع 660/10 استاد و مدرّس تمام‏وقت در مراکز آموزش عالي، 1493 نفر يعني 14 درصد از پايوران آموزش عالي در وزارت علوم را زنان تشکيل مي‏دادند. در سال 1382 رشد 38 درصدي پايوران آموزشي دانشگاه‏ها، نشان‏دهنده حضور فعّال اين قشر از جامعه و گسترش سطح علمي جامعه در 11 سال گذشته است. از سوي ديگر، مشاهده مي‏شود که رشدحضور پايوران آموزشي زنان 22 درصد افزايش داشته است. (مرکز امور مشارکت زنان، 1383، ص 8 ـ 12)
6. در سال 1373، در وزارت‏خانه «بهداشت، درمان و آموزش پزشکي»، 267/2 زن عضو هيأت علمي مشغول به کار بودند که در مقايسه با سال 1383، از رشد 5/32 درصد برخوردار بوده و در همان سال، درصد افزايش در مردان عضو هيأت علمي تنها 6/16 درصد بوده است. در مقطع دکتري غير هيأت علمي، در سال 1373 نسبت به سال 1383، رشد زنان 48 درصد و مردان 24 درصد بوده است. زنان متخصص در رشته پيراپزشکي در 10 سال گذشته 32 درصد و مردان 11 درصد افزايش حضور داشته‏اند. در دهه اخير، آمار وزارت «بهداشت، درمان و آموزش پزشکي» از رشد 38 درصدي زنان و 11 درصدي مردان خبر مي‏دهد. (احمد آبادي پور، 1384، ص 153 ـ 163)
نتيجه‏گيري و تحليل
در الگوي شغلي زنان در جمهوري اسلامي، ارتقاي نقش شغلي زنان با همّت و تأثير آنان بر روندهاي ارشادي، سياست‏گذاري، قانون‏گذاري و نيز اجرايي مرتبط بوده، ولي اين تأثيرگذاري از ارزش‏هاي ملّي و ديني پي‏روي کرده است، بدون آنکه تضادي بين حوزه ارزشي زنان و حوزه دولت وجود داشته باشد. ازاين‏رو، در الگوي اسلامي ـ شغلي زنان، دو روند کاملاً متضاد در عرصه عملياتي کردن الگوي شغلي زنان وجود ندارد. در اجرايي کردن الگوي شغلي زنان، به دليل تبعيت اين الگو از ارزش‏هاي اجتماعي، زنان نگاهي بدبينانه به سلطه مردانه نسبت به سياست‏ها، ارشادها، قانون‏ها و امور اجرايي ندارند.
نقشي که زنان در امور اقتصادي در نظام جمهوري اسلامي بر عهده گرفته‏اند گاه از نقش مشابه در مردان بيشتر است. جالب بودن اين موضوع به آن است که با توجه به توانايي جسمي زيادتر مردان در مقايسه با زنان، انجام کار اقتصادي موفق‏تر، از مردان انتظار مي‏رود، ولي زنان گاه برتري والاتري نشان داده‏اند. بي‏شک، الگويي که ارشادها، سياست‏ها، قانون گذاري و اجراي آن در سال‏هاي پس از انقلاب اسلامي ارائه نموده، در نيل به توفيقات مزبور و هدف‏هاي ذيل مؤثر بوده است:
درآمد مالي: زنان در جامعه روستايي، نقش بيشتري را در اقتصاد خانواده بر عهده داشته‏اند. دو پژوهش انجام شده در استان‏هاي يزد و آذربايجان غربي، به ترتيب 51 و 28 درصد را داراي درآمد مستقل معرفي کرده است. موضوع مهم ديگر، استقلال‏يابي زنان روستايي در چگونگي خرج درآمد کسب شده است. در استان يزد، 69 و در استان آذربايجان غربي 84 درصد از زنان، خود درباره نحوه خرج درآمدهايشان تصميم مي‏گيرند و صرف اين درآمد در زمينه هزينه‏هاي جاري زندگي، آموزش فرزندان و کالاهاي بادوام بيش از ديگر موارد است. شايد توانايي مالي اين دسته از زنان موجب شده است که بانک کشاورزي براي زنان روستايي تسهيلات ويژه‏اي اختصاص دهد. به هر روي، افزايش نرخ مشارکت اقتصادي از 12/9 درصد در سال 1355 به 14/2 درصد در سال 1383، منجر به افزايش درآمد و نيز افزايش استقلال در هزينه کردن آن شده است. (علافر، 1384، ص 134 ـ 151)
کار توليدي: نگرش جامعه نسبت به کار کردن زنان در خارج از خانه متحوّل شده است. پژوهشي که در چهار استان ايران انجام شده، نشان مي‏دهد که 46/9 درصد افراد با ضرورت اشتغال زنان موافق، و 35/4 درصد مخالفند. پژوهش‏هاي ديگري که در سطح ملّي انجام گرفته، چنين تحوّل نگرشي را تأييد مي‏کند، به گونه‏اي که 60 درصد زنان و 46 درصد مردان، موافق کارکردن زنان هستند. از آن‏رو که با بالا رفتن سطح سواد، از مخالفت‏ها کاسته شده است، رابطه سواد و کار زنان را مي‏توان در پاسخ مثبت 42 درصد توده مردم و 64 درصد نخبگان با کارکردن زنان به خوبي مشاهده کرد. تفاوت نگرش دختران جوان با مادرانشان در مورد وظيفه اصلي زن در جامعه و سهم دو برابر دختران در مخالفت با اولويت داشتن در خانه ماندن، نشان‏دهنده تحوّل ديگر در اين زمينه است. (علافر، 1384، ص 134 ـ 151)
الگوي نظام جمهوري اسلامي براي اشتغال زنان، تنها جنبه‏هاي ظاهري کار را دربرنمي‏گيرد، بلکه اين الگو از معيارهاي ذيل نيز برخوردار است:
1. رعايت حجاب اسلامي: توده زنان مسلمان در طول تاريخ يکصد سال گذشته، با حفظ حجاب و پوشش، حرکتي عظيم آفريدند؛ حتي در حوادث سال‏هاي پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن، شاهد حضور زنان چادري بوده‏ايم. براي امروز و فردا هم اين پوشش بر پايه تعاليم قرآن و تجارب انسان يک ضرورت است. امام خميني رحمه‏الله هم بر حضور با پوشش اسلامي زنان تأکيد کرده‏اند:
امروز بايد خانم‏ها وظايف اجتماعي خودشان را، وظايف ديني خودشان را، بايد عمل کنند و عفّت عمومي را حفظ کنند، و روي آن عفّت عمومي، کارهاي اجتماعي و سياسي را انجام دهند. (امام خميني، 1368، ج 18، ص 264)
زن‏ها هم بايد در فعاليت‏هاي اجتماعي و سياسي، همدوش مردها باشند، البته با حفظ آن چيزي که اسلام فرموده است. (امام خميني، 1368، ج 18، ص 264)
2. حفظ حقوق همسر: رهبر معظّم انقلاب اسلامي در الگوگيري زنان از اسلام، بر حضور سياسي ـ اجتماعي زنان با حفظ و رعايت حقوق همسري صحّه گذاشته، آن را مقدّم بر کار بيرون از خانه آنها مي‏دانند: وقتي راجع به مسئوليت داخلي زن صحبت مي‏کنيم، منظورمان اين نيست که بايد مسئوليت اجتماعي از دوش زن برداشته شود، بلکه مسئوليت اجتماعي هم بر دوش اوست، و آن غير اين است، ولي اينجا تقدّم وجود دارد؛ همچنان که در مورد مرد هم تقدّم وجود دارد....(خانم‏ها) با حفظ مسئوليت (خانوادگي)، هر مقدار که توانايي دارند، براي حفظ مسئوليت اجتماعي ـ سياسي صرف کنند. (سازمان مدارک فرهنگي انقلاب اسلامي، 1369، ص 204)
3. توجه به حقوق فرزندان: مقام معظّم رهبري بر نقش مهمي که زن در تربيت فرزندان دارد، تأکيد مي‏ورزد و حضور سياسي ـ اجتماعي او را منوط به تربيت فرزندان و کودکان مي‏داند: مادر به لحاظ رنج‏هاي طاقت‏فرسا براي پرورش فرزندان و مهر خالصانه، در مرتبه‏اي بالاتر از پدر قرار دارد. کم‏رنگ شدن محبت ميان مادران و اطفال، ارتباط عاطفي آنان را رو به زوال مي‏برد و اين وضع در بروز ناهنجاري‏هاي فردي و اجتماعي، دخالت مهمي دارد. از آنجا که مادر نمونه مهرورزي و عواطف سرشار است، مظهر رحمت الهي مي‏باشد و رضايت و دعاي او سبب جلب رضايت پروردگار و غفران الهي خواهد بود. از ديدگاه ارزشي اسلام، مادر سهم اصلي و اساسي را در تربيت کودک ايفا مي‏کند و افراد ديگر، حتي پدر، معلم و استاد در مقايسه با نقش مادر، جنبه ثانوي دارند. از اين‏رو، امام خميني رحمه‏الله فرمود: دامن مادر، بزرگ‏ترين مدرسه‏اي است که بچه در آنجا تربيت مي‏شود... (خامنه‏اي، 1378، ص 71)
اين نظر اسلام است... در عين حال، ميدان... سياسي بر روي او باز شده است. (خامنه‏اي، 1381، ص 177)
4. اشتغال در کارهاي متناسب: در صدر اسلام و پس از آن در عصر امامان معصوم عليهم‏السلام ، زناني بودند که در زمينه تجارت، کشاورزي، دام‏داري و غير آن، به فعاليت مشغول بودند و پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله و ائمّه اطهار عليهم‏السلام با آنها مخالفتي نکردند. بنابراين، اشتغال زنان در اموري که آنان توانايي انجام آن را دارند، بي‏اشکال است، بخصوص مشاغلي همچون آموزش و پرورش، بهداشت و امور پزشکي که متناسب با ويژگي‏هاي روحي زنان است، مطلوب و گاهي ضروري است. اما فراگير کردن فرهنگ اشتغال زنان به صلاح زنان وجامعه نيست؛ زيرا اشتغال زنان در کارهايي که تناسبي با توانايي‏هاي جسمي وظرافت‏هاي روحي آنان ندارد، به آنها زيان مي‏رساند. امام خميني رحمه‏الله در اين مورد فرمودند: زنان از نظر اسلام، نقش حسّاسي در جامعه اسلامي دارند و اسلام زن را تا حدّي ارتقا مي‏دهد که او بتواند مقام انساني خود را در جامعه بازيابد و از حد شي‏ء بودن بيرون بيايد و متناسب با چنين رشدي، مي‏تواند در ساختمان حکومت اسلامي مسئوليت‏هايي را بر عهده بگيرد. (امام خميني، 1368، ج 3، ص 92)
در اين سخن امام راحل رحمه‏الله ، بر رشد معنوي زنان تأکيد شده است، ولي کسي شک ندارد که امام خميني رحمه‏الله در طول دوران پس از انقلاب اسلامي، مسئوليت سياسي ـ اجتماعي زنان را تنها با رعايت و حفظ نقش مادري پذيرفته است. ايشان مي‏فرمايد:شماها موظّف هستيد که اولاد خودتان را خوب تربيت کنيد. (امام خميني، 1368، ج 5، ص 261)
منابع
19. آقا شيخ محمّد، مريم، «کميسيون امور بانوان، روند تشکيل و دستاوردها»، 1384، ماهنامه پيام زن (ويژه‏نامه زن در جمهوري اسلامي)، دفتر چهارم، ش 12.
20. ابتهاج، فريبا، «گذر از چالش‏ها»، 1384، ماهنامه پيام زن (ويژه‏نامه زن در جمهوري اسلامي)، دفتر يکم، ش 12.
21. احمدآبادي‏پور، ليلا، «زنان متخصص در يک نگاه»، 1384، ماهنامه پيام زن (ويژه‏نامه پيام زن در جمهوري اسلامي ايران)، دفتر دوم، ش 12.
22. ادراه انتشارات و تبليغات مجلس، صورت مشروح مذاکرات مجلس بررسي نهايي قانون اساسي، 1368، تهران، اداره انتشارات و تبليغات مجلس.
23. ارشدي، مريم، «زنان و شش دوره نمايندگي مجلس شوراي اسلامي»، فروردين 1384، ماهنامه پيام زن (ويژه‏نامه زن در جمهوري اسلامي ايران)، دفتر سوم.
24. امام خميني، صحيفه نور، 1368، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي.
25. باقريان، محمّد، «مديريت و توسعه زنان در ايران»، تابستان 1383، فصلنامه ريحانه، ش 7.
26. حيدري، احمد، «زن و خانواده در قوانين جمهوري اسلامي ايران: گزارش و ارزيابي طرح و لوايح زن و خانواده در شش دوره مجلس شوراي اسلامي و شوراي نگهبان»، 1384، ماهنامه پيام زن (ويژه‏نامه زن در جمهوري اسلامي)، دفتر يکم، ش 12.
27. حيدريان، حميرا، «زنان سرپرست خانوار در چنبره طرح‏هاي حمايتي کم فرجام»، 1384، ماهنامه پيام زن (ويژه‏نامه زن در جمهوري اسلامي)، دفتر دوم، ش 12.
28. خامنه‏اي، زن از ديدگاه مقام معظم رهبري، 1378، تهران، نوادر.
29. خوش‏بين، سهيلا، «زنان در جمهوري اسلامي ايران: مروري بر شاخص‏هاي توسعه»، 1384، ماهنامه پيام زن (ويژه‏نامه زن در جمهوري اسلامي)، دفتر دوم، ش 12.
30. دفتر امور زنان نهاد رياست جمهوري، جايگاه زن در قانون، 1372، تهران، دفتر امور زنان نهاد رياست جمهوري.
31. ده کرمي، مسعود، «خواسته‏هاي زنان از خانه تا جامعه؛ گزارشي از وضعيت زنان و درخواست‏هاي آنان در جمهوري اسلامي ايران»، فروردين 1384، ماهنامه پيام زن (ويژه‏نامه زن در جمهوري اسلامي ايران)، دفتر سوم.
32. رستمي، فرحناز، «زنان ايران و نقش‏آفريني در توسعه فراگير»، 1383، ماهنامه پيام زن (ويژه‏نامه زن در جمهوري اسلامي ايران)، دفتر دوم، ش 12.
33. ريتزر، جورج، نظريه‏هاي جامعه‏شناسي در دوران معاصر، 1374، ترجمه محسن ثلاثي، تهران، علمي.
34. زاهدي، فضل اللّه‏، بررسي تطبيقي شرايط کار زنان، 1381، تهران، مؤسسه کار و تأمين اجتماعي.
35. سازمان مدارک فرهنگي انقلاب اسلامي، مجموعه مصاحبه‏هاي مقام معظّم رهبري در دوران رياست جمهوري، 1369، تهران، سازمان مدارک فرهنگي انقلاب اسلامي.
36. سازمان مديريت و برنامه‏ريزي کشور، قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران، 1382، سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور.
37. سپهري، محمّدرضا، حقوق بنيادين کار، 1381، تهران، مؤسسه کار و تأمين اجتماعي.
38. ستاد امور فرهنگي و اجتماعي بانوان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، گزارش فعاليت‏هاي زنان در بخش فرهنگ و هنر، 1380، تهران، ستاد امور فرهنگي و اجتماعي بانوان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي.
39. شوراي انقلاب فرهنگي، سياست‏هاي اشتغال زنان در جمهوري اسلامي، مصوّب جلسه 288، مورخ 20 مرداد 1371.
40. شيدائيان، حسين، «زنان در جمهوري اسلامي ايران: نگرش امام خميني رحمه‏الله ؛ مروري دوباره»، 1384، ماهنامه پيام زن (ويژه‏نامه زن در جمهوري اسلامي ايران)، دفتر يکم، ش 12.
41. علافر، صديقه، «اشتغال زنان و چالش‏هاي آن»، 1384، ماهنامه پيام زن (ويژه‏نامه زن در جمهوري اسلامي)، دفتر دوم، ش 12.
42. علويان، محمّدرضا، کار زنان در حقوق ايران و حقوق بين‏المللي، 1381، تهران، روشنگران.
43. قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، 1368، تهيه کننده: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، تهران، اداره کل انتشارات و تبليغات مجلس.
44. گلي زواره، غلامرضا، «زنان، خانواده و جامعه در نگاه مقام معظّم رهبري»، 1384، ماهنامه پيام زن (ويژه‏نامه زن در جمهوري اسلامي ايران)، دفتر يکم، ش 12.
45. مرکز امور مشارکت زنان، خلاصه گزارش بررسي و تحليل ميزان دسترسي زنان به آموزش عالي و پيامدهاي آن، 1383، تهران، مرکز امور مشارکت زنان.
46. معاونت فرهنگي ستاد مشترک سپاه، 92 دستاورد انقلاب اسلامي ايران، 1382، تهران، معاونت فرهنگي ستاد مشترک سپاه.
47. معتمدي، غلامرضا، قوانين و مقرّرات مربوط به زنان، 1377، تهران، ققنوس.
48. معين، زهرا، توبه زمستوري: توانمندي‏هاي بانوان ايراني در عرصه‏هاي مختلف، 1383، تهران، اجتماع.
49. موحّدي، بهناز، زنان، توسعه و تعدّد نقش‏ها، 1380، تهران، مرکز امور مشارکت زنان.
50. «زنان خانه‏دار، اقدامات و راه‏حل‏ها»، روزنامه جام‏جم، 14 مرداد 1383.
51. نصيري، خديجه، موانع و مشکلات اجتماعي و فرهنگي اشتغال، 1379، تهران، مؤسسه کار و تأمين اجتماعي.
نويسنده:مرتضي شيرودي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان