بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,306

گزارش کتاب نظام حقوق زن در اسلام-قسمت دوم

  1390/6/6
خلاصه: گزارش کتاب نظام حقوق زن در اسلام-قسمت دوم
مقام‌ انساني‌ زن‌ از نظر قرآن‌
استاد در اين‌ فصل‌ (صص‌ 140 - 111) به‌ فلسفة‌ خاص‌ حقوق‌ خانوادگي‌ اشاره‌ مي‌کند:
«اسلام‌ براي‌ زن‌ و مرد در همة‌ موارد، يک‌ نوع‌ حقوق‌ و يک‌ نوع‌ وظيفه‌ و يک‌ نوع‌ مجازات‌ قائل‌ نشده‌ است؛ پاره‌اي‌ از حقوق‌ و تکاليف‌ و مجازاتها را براي‌ مرد، مناسبتر دانسته‌ و پاره‌اي‌ از آنها را براي‌ زن. در مواردي‌ براي‌ زن‌ و مرد، وضع‌ مشابه‌ و در موارد ديگر، وضع‌ نامشابهي‌ در نظر گرفته‌ است».(8)
از نگاه‌ غربي، چون‌ اسلام‌ بعلت‌ تفاوتهاي‌ طبيعي‌ جسمي‌ و رواني‌ براي‌ آن‌ دو در تمام‌ حقوق، کپي‌برداري‌ نکرده‌ پس‌ دين‌ مردان‌ است‌ حال‌ آنکه‌ آنان‌ خود با اين‌ استدلال، زن‌ را تحقير کرده‌ و مردانگي‌ را ملاک‌ انسانيت‌ مي‌دانند زيرا نظر آنان‌ به‌ شکل‌ منطقي‌ چنين‌ مي‌شود:
«اگر اسلام‌ زن‌ را انسان‌ تمام‌ عيار مي‌دانست‌ بايد حقوق‌ کاملاً‌ مشابه‌ با مرد براي‌ او وضع‌ مي‌کرد، لکن‌ حقوق‌ مشابه‌ براي‌ او قائل‌ نيست، پس‌ زن‌ را يک‌ انسان‌ واقعي‌ نمي‌شمارد».!!(9)
اين‌ يعني‌ که‌ معيار انسان‌ واقعي، مرد و معيار حقوق‌ بشر، حقوق‌ مردانه‌ است‌ و زن‌ را بايد با مرد سنجيد. درواقع، اصلي‌ که‌ در اين‌ استدلال‌ وجود دارد اين‌ است‌ که‌ حيثيت‌ و شرافت‌ انساني، با يکساني‌ و تشابه‌ زن‌ و مرد در حقوق‌ تأمين‌ مي‌شود. اما براستي‌ آيا بايد علاوه‌ بر تساوي‌ و برابري، تشابه‌ و همانندي‌ نيز باشد؟ آيا لازمة‌ تساوي‌ حقوق، تشابه‌ حقوق‌ هم‌ هست؟ تساوي‌ غير از تشابه‌ است. تساوي، برابري‌ است‌ و تشابه، يکنواختي. ممکن‌ است‌ تساوي‌ رعايت‌ شود اما يکنواخت‌ نباشند:
«کميت‌ غير از کيفيت‌ است. برابري، غير از يکنواختي‌ است. اسلام، حقوق‌ يکجور و کاملاً‌ يکنواختي‌ براي‌ زن‌ و مرد قائل‌ نشده‌ ولي‌ هرگز امتياز و ترجيح‌ حقوقي‌ براي‌ مردان‌ نسبت‌ به‌ زنان‌ قائل‌ نيست. اسلام، اصل‌ مساوات‌ انسانها را دربارة‌ زن‌ و مرد رعايت‌ کرده‌ است. اسلام‌ با تساوي‌ حقوق‌ زن‌ و مرد مخالف‌ نيست، با تشابه‌ کامل‌ حقوق‌ آنها مخالف‌ است».(10)
‌زن‌ در جهان‌بيني‌ اسلامي‌
قرآن‌ و جهان‌بيني‌ اسلامي، خلقت‌ زن‌ و مرد را تفسير کرده‌ تا هر کسي‌ نتواند هر نظري‌ را بنام‌ اسلام‌ طرح‌ کند. قرآن، راه‌ را بر دشمنان‌ زن‌ و بر تحريفگرانِ‌ دين‌ بسته‌ است. يکي‌ از مسائل‌ خلقت‌ زن‌ و مرد، مسئلة‌ سرشت‌ و طبيعت‌ آنها مي‌باشد. بعضي‌ مکاتب، زن‌ و مرد را داراي‌ دو سرشت‌ و طينت‌ مي‌دانند.
اما قرآن‌ با کمال‌ صراحت‌ در آيات‌ متعددي‌ مي‌فرمايد که‌ زنان‌ را از جنس‌ مردان‌ و از سرشتي‌ نظير سرشت‌ مردان‌ آفريده‌ايم. قرآن‌ دربارة‌ آدم‌ اول‌ مي‌گويد: همه‌ شما از يک‌ پدر آفريديم‌ و جفت‌ آن‌ پدر را از جنس‌ خود او قرار داديم(11) و دربارة‌ همه‌ آدميان‌ مي‌گويد: خداوند از جنس‌ شما براي‌ شما همسر آفريد.(12) در قرآن‌ از آنچه‌ در بعضي‌ از کتب‌ مذهبي‌ هست‌ که‌ زن‌ از مايه‌اي‌ پست‌تر از ماية‌ مرد آفريده‌ شده‌ و يا به‌ زن، جنبة‌ طفيلي‌ و چپي‌ داده‌ و گفته‌اند که‌ همسر آدمِ‌ اول، از اعضاي‌ طرف‌ چپ‌ او آفريده‌ شده، خبري‌ نيست. در اسلام، نظرية‌ تحقيرآميزي‌ نسبت‌ به‌ زن‌ از لحاظ‌ سرشت‌ و طينت‌ وجود ندارد».(13)
نظرية‌ تحقيرآميز ديگري‌ که‌ نسبت‌ به‌ زن‌ طرح‌ شده، اين‌ است‌ که‌ زن، عنصر گناه‌ است‌ و اوست‌ که‌ مرد را به‌ گناه‌ و کجروي‌ مي‌کشاند و حتي‌ گفته‌ مي‌شود که‌ در بهشت، شيطان‌ نخست‌ حو‌ا را فريفت، سپس‌ او آدم‌ را به‌ بيراهه‌ کشاند. اما اسلام‌ با اين‌ ديدگاهها نيز مخالف‌ است‌ و در قضيه‌ آدم‌ و حو‌ا قرآن‌ مي‌فرمايد: به‌ آدم‌ گفتيم، خودت‌ و همسرت‌ در بهشت، سکني‌ گزينيد و از ميوه‌هاي‌ آن‌ بخوريد. و هر جا که‌ پاي‌ وسوسه‌ شيطان‌ به‌ ميان‌ مي‌آيد قرآن، ضميرها را به‌صورت‌ تثنيه‌ آورده‌ و هر دو را مقصر مي‌داند: «فَوَسوَسَ‌ لَهُمَا الشَيطان»(14)، شيطان‌ آندو را وسوسه‌ کرد.
يکي‌ ديگر از نظريات‌ تحقيرآميز نسبت‌ به‌ زن‌ اين‌ است‌ که‌ زنان‌ از نظر معنوي، ناقص‌اند و به‌ پايه‌ مردان‌ در مقام‌ قرب‌ الهي‌ راه‌ نمي‌يابند. اسلام‌ با اين‌ نظريه‌ نيز مخالف‌ است. قرآن‌ تصريح‌ فرموده‌ است‌ که‌ پاداش‌ اخروي‌ و قرب‌ الهي‌ - نه‌ به‌ «جنسيت» - بلکه‌ به‌ ايمان‌ و عمل، مربوط‌ مي‌باشد و زن‌ و مرد در اين‌ مسير، مساويند زيرا زن‌ يا مرد بودن، نقشي‌ در «کمال» ندارد. قرآن‌ در کنار هر مرد بزرگ‌ و قديسي‌ که‌ نام‌ برده، از زن‌ بزرگ‌ و قديسه‌اي‌ نيز نام‌ برده‌ است‌ و از آنان‌ به‌ تجليل، ياد کرده‌ است. يکي‌ ديگر از نظريات‌ تحقيرآميز عليه‌ زن، تقديس‌ رياضت‌ جنسي‌ و تجرد مي‌باشد که‌ در بعضي‌ آئينها و مذاهب، رابطة‌ جنسي‌ را ذاتاً‌ پليد مي‌دانند:
«ريشه‌ افکار رياضت‌طلبي‌ و طرفداري‌ از تجرد و عزوبت، بدبيني‌ به‌ جنس‌ زن‌ است‌ که‌ محبت‌ زن‌ را جزء مفاسد بزرگ‌ اخلاقي‌ به‌ حساب‌ مي‌آورند. اسلام‌ با اين‌ خرافه، سخت‌ نبرد کرد و ازدواج‌ را مقدس‌ و تجرد را پليد شمرد. اسلام، دوست‌ داشتن‌ زن‌ را جزء اخلاق‌ انبيأ معرفي‌ کرد «مِن‌ اَخ‌لاقِ‌ الأَنبيأِ، حُبُّ‌ النسأِ». پيغمبر اکرم(ص) فرمود: من‌ به‌ سه‌ چيز علاقه‌ دارم: «بوي‌ خوش»، «زن»، «نماز».
برتراند راسل‌ مي‌گويد: در همة‌ آئينها نوعي‌ بدبيني‌ به‌ علاقه‌ جنسي‌ يافت‌ مي‌شود مگر در اسلام. اسلام‌ از نظر مصالح‌ اجتماعي، مقرراتي‌ وضع‌ کرده‌ اما هرگز آنرا پليد نشمرده‌ است».(15)
يکي‌ ديگر از نظرات‌ ضد‌ زن‌ و تحقيرآميز که‌ اسلام‌ با آن‌ مخالفت‌ کرده، زن‌ را مقدمة‌ وجود مرد دانستن‌ است. اسلام، اين‌ را نيز نمي‌پذيرد و مي‌فرمايد زمين‌ و آسمان‌ و ابر و باد و گياه‌ و.... همه‌ براي‌ انسان‌ - اعم‌ از زن‌ و مرد - آفريده‌ شده‌ و هيچگاه‌ نفرموده‌ است‌ که‌ زن‌ براي‌ مرد آفريده‌ شده‌ بلکه‌ مي‌فرمايد زن‌ و مرد براي‌ يکديگر آفريده‌ شده‌اند: «هُنَّ‌ لباسٌ‌ لَکُم‌ وَ‌ اَنتُم‌ لِباسٌ‌ لَهُنَّ»(16) زنان، زينت‌ و پوشش‌ شما هستند و شما زينت‌ و پوشش‌ آنها. پس‌ مرد و زن، مساوي‌ و براي‌ يکديگر خلق‌ شده‌اند و هيچکدام‌ مقدمة‌ ديگري‌ نيستند. استاد سپس‌ با اشاره‌ به‌ چند نظريه‌ تحقيرآميز ديگر همه‌ را از نظر اسلام‌ مردود دانسته‌ است:
«از آنچه‌ گفته‌ شد معلوم‌ شد که‌ اسلام‌ از نظر فکر فلسفي‌ و از نظر تفسير خلقت، هيچ‌ نظر تحقيرآميزي‌ نسبت‌ به‌ زن‌ نداشته‌ است، بلکه‌ آن‌ نظريات‌ را مردود شناخته‌ است».(17)
‌«تساوي» آري، «تشابه» نه‌
اسلام‌ از آن‌ جهت‌ که‌ زن‌ و مرد از جهات‌ زيادي‌ مشابه‌ يکديگر بوده‌ و از جهات‌ متعددي‌ نيز طبيعت‌ متفاوت‌ و حتي‌ متضاد با يکديگر دارند، لازم‌ دانسته‌ تا در جهات‌ بسياري‌ حقوق‌ و تکاليف‌ و مجازاتهاي‌ مشابه‌ و در جهاتي‌ نيز غيرمشابه‌ وضع‌ کند اما غرب‌ کوشيده‌ است‌ تفاوتهاي‌ فکري‌ و ذاتي‌ زن‌ و مرد را به‌ فراموشي‌ سپارد و تفاوتهاي‌ غريزي‌ و طبيعي‌ آنها را هم‌ ناديده‌ بگيرد. از اين‌ رو براي‌ مرد و زن، حقوق‌ و وظايف‌ کاملاً‌ واحد و مشابهي‌ مطالبه‌ شده‌ است. اما اين‌ به‌ نفع‌ زنان‌ نيست‌ و نقض‌ طبيعت‌ آنان‌ مي‌باشد.
«زن‌ اگر بخواهد حقوقي‌ مساوي‌ حقوق‌ مرد و سعادتي‌ مساوي‌ سعادت‌ مرد پيدا کند راه‌ منحصرش‌ اين‌ است‌ که‌ مشابهت‌ حقوقي‌ را از ميان‌ بردارد و براي‌ مرد، حقوقي‌ متناسب‌ با مرد و براي‌ خودش‌ حقوقي‌ متناسب‌ با خودش‌ قائل‌ شود. تنها از اين‌ راه‌ است‌ که‌ وحدت‌ و صميميت‌ واقعي‌ ميان‌ مرد و زن‌ برقرار مي‌شود و زن‌ از سعادتي‌ مساوي‌ با مرد بلکه‌ بالاتر از آن‌ برخوردار خواهد شد».(18)
‌مباني‌ طبيعي‌ «حقوق‌ خانوادگي»
در ذيل‌ اين‌ عنوان‌ (صص‌ 156 - 141) استاد به‌ حقوق‌ طبيعي‌ و ذاتي‌ انساني‌ اشاره‌ مي‌کنند، حقوقي‌ که‌ قابل‌ سلب‌ و انتقال‌ نمي‌باشد و بهترين‌ مرجع، براي‌ وضع‌ حقوق‌ واقعي‌ انسانها و حقوق‌ متقابل‌ زن‌ و مرد در برابر يکديگر را کتاب‌ آفرينش‌ دانسته‌ است.
«ريشه‌ و اساس‌ حقوق‌ خانوادگي‌ را مانند ساير حقوق‌ طبيعي‌ در طبيعت‌ بايد جستجو کرد. از استعدادهاي‌ طبيعي‌ زن‌ و مرد و انواع‌ سندهايي‌ که‌ خلقت‌ به‌ دست‌ آنها سپرده‌ است‌ مي‌توانيم‌ بفهميم‌ آيا زن‌ و مرد داراي‌ حقوق‌ و تکاليف‌ مشابهي‌ هستند يا نه؟»(19)
‌‌حقوق‌ اجتماعي
همه‌ افراد بشر از لحاظ‌ حقوق‌ اجتماعي، داراي‌ وضع‌ مساوي‌ و نيز مشابه‌ هستند زيرا در حقوق‌ اولي‌ طبيعي، برابرند و تفاوتي‌ نيست. همه، حق‌ استفاده‌ از خلقت‌ را دارند، همه‌ «حق‌ کار» برابر دارند، همه‌ حق‌ دارند استعدادهاي‌ علمي‌ و عملي‌ خود را ظاهر کنند و .... بنابراين‌ همه‌ داراي‌ حقوقي‌ اوليه‌ طبيعي‌ هستند اما انسانها بتدريج‌ در بدست‌ آوردن‌ حقوق‌ اکتسابي، تساوي‌ را از دست‌ داده‌ و داراي‌ وضع‌ نابرابر شده‌ و مي‌شوند، همه‌ داراي‌ حق‌ کار هستند اما بعضي‌ به‌ دليل‌ کوتاهي‌ يا... بي‌کار مي‌مانند، افرادي‌ کار بهتري‌ پيدا مي‌کنند و افرادي‌ خير، ... و بطور کلي‌ تساوي‌ بين‌ انسانها در حقوق‌ اکتسابي، از بين‌ رفته‌ و حقوقي‌ متناسب‌ با استعداد و وضعيت‌ وجودي‌ خود و يا تحت‌ تأثير اوضاع‌ جامعه‌ بدست‌ مي‌آورند.
‌حقوق‌ خانوادگي‌
آيا در حقوق‌ خانوادگي‌ نيز افراد در حقوق‌ اوليه، مساوي‌ و برابر و در حقوق‌ اکتسابي‌ با يکديگر متفاوت‌ مي‌باشند؟ دو فرضيه‌ وجود دارد:
اول‌ در خانواده، هر يک‌ از زن‌ و مرد، پدر و مادر، فرزند و والدين، از حقوق‌ اولية‌ مساوي‌ و برابر برخوردار مي‌باشند و همه‌ يک‌ شکل‌ و يک‌ سطح‌ دارند و حقوق‌ اکتسابي‌ است‌ که‌ آنها را متفاوت‌ مي‌سازد و يکي‌ را رئيس‌ و مسئول‌ خانواده‌ قرار مي‌دهد و ديگري‌ را مرئوس‌ و ... زن‌ بودن‌ و يا شوهر بودن‌ و يا مادر و پدر و فرزند بودن‌ باعث‌ نمي‌شود که‌ هر يک، وضع‌ مخصوص‌ و حقوق‌ متناسب‌ با خود داشته‌ باشند. اين‌ همان‌ فرضية‌ «تشابه‌ حقوق‌ زن‌ و مرد در حقوق‌ خانوادگي» مي‌باشد که‌ مد‌عيان‌ آن‌ به‌ غلط، نام‌ «تساوي‌ حقوق» بر آن‌ نهاده‌اند.
دوم‌ حقوق‌ اوليه‌ افراد خانواده، متفاوت‌ مي‌باشد. شوهر از جهت‌ اينکه‌ شوهر است، وظائف‌ و اختياراتي‌ دارد و زن‌ و فرزند نيز از جهت‌ زن‌ بودن‌ و فرزند بودن، حقوق‌ و وظايفي‌ دارا مي‌باشند و اين‌ همان‌ فرضيه‌اي‌ است‌ که‌ «تساوي» را بين‌ افراد خانواده‌ به‌ رسميت‌ مي‌شناسد اما به‌ تشابه‌ صددرصد حقوق‌ بين‌ افراد خانواده، قائل‌ نيست. اسلام، اين‌ فرضيه‌ را پذيرفته‌ و نوعي‌ تقسيم‌ کار کرده‌ است.
استاد نظرها را به‌ سوي‌ طبيعت‌ حقوق‌ خانوادگي‌ زن‌ و مرد، معطوف‌ مي‌دارد و دو سؤ‌ال‌ مطرح‌ مي‌کند:
اولاً‌ آيا اختلافات‌ طبيعي‌ ميان‌ زن‌ و مرد فقط‌ از لحاظ‌ جهاز تناسلي‌ است‌ يا جد‌ي‌تر از آن‌ مي‌باشد؟
ثانياً‌ تفاوتهاي‌ طبيعي‌ در تعيين‌ حقوق‌ و تکاليف‌ هر يک‌ از زن‌ و مرد، مؤ‌ثر است‌ يا خير؟
مطالعات‌ و تحقيقات‌ دقيق‌ زيستي‌ و رواني‌ و اجتماعي‌ دانشمندان‌ کوچکترين‌ ترديدي‌ باقي‌ نمي‌گذارد که‌ زن‌ و مرد با يکديگر اختلافات‌ فراتر از جهاز تناسلي‌ و جنسي‌ دارند. و در باب‌ سؤ‌ال‌ دوم‌ از الکسيس‌ کارل، فيزيولوژيست‌ و زيست‌شناس‌ مشهور نقل‌ مي‌شود که‌ تفاوتهاي‌ عميق‌ زن‌ و مرد، موجب‌ تفاوتهايي‌ در برخي‌ حقوق‌ و وظايف‌ زنان‌ مي‌گردد:
«... به‌ علت‌ عدم‌ توجه‌ (به‌ تفاوتهاي‌ طبيعي‌ زن‌ و مرد) است‌ که‌ طرفداران‌ نهضت‌ زن، فکر مي‌کنند که‌ هر دو جنس‌ مي‌توانند يک‌ قسم‌ تعليم‌ و تربيت‌ يابند و مشاغل‌ و اختيارات‌ و مسئوليتهاي‌ يکساني‌ به‌ عهده‌ گيرند. زن‌ در حقيقت‌ از جهات‌ زيادي‌ با مرد متفاوت‌ است. يکايک‌ سلولهاي‌ بدني، همچنين‌ دستگاههاي‌ عضوي، مخصوصاً‌ سلسلة‌ عصبي‌ نشانة‌ جنسي‌ او را بر روي‌ خود دارد. قوانين‌ فيزيولوژي‌ نيز همانند قوانين‌ جهان‌ ستارگان، سخت‌ و غير قابل‌ تغيير ا ست؛ ممکن‌ نيست‌ تمايلات‌ انساني‌ در آنها راه‌ يابد، ما مجبوريم‌ آنها را آن‌ طوري‌ که‌ هستند بپذيريم. زنان‌ بايد به‌ بسط‌ مواهب‌ طبيعي‌ خود در جهت‌ و مسير سرشت‌ خاص‌ خويش‌ بدون‌ تقليد کورکورانه‌ از مردان‌ بکوشند. وظيفة‌ ايشان‌ در راه‌ تکامل‌ بشريت‌ خيلي‌ بزرگتر از مردهاست‌ و نبايستي‌ آن‌ را سرسري‌ گيرند و رها کنند».(20)
کارل‌ در ادامه‌ مي‌افزايد که‌ بدليل‌ همين‌ تفاوتها، روش‌ تربيتي‌ دختران‌ جوان‌ با پسران‌ بايد متفاوت‌ باشد و مربيان‌ تعليم‌ و تربيت‌ بايد با در نظر گرفتن‌ اين‌ اختلافات‌ و شرايط، از روشهاي‌ مناسبي‌ براي‌ هر يک‌ استفاده‌ کنند.
نويسنده:‌مهدي‌ حکيمي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان