بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,269

اسلام و مساله ضرب زن-قسمت دوم

  1390/6/5
خلاصه: اسلام و مساله ضرب زن-قسمت دوم
نکته دوم
قرآن کريم گرچه خود روشن است، اما به معناى اين نيست که نياز به تعليم و تعلم ندارد; ازاين‏رو، قرآن کريم يکى از وظايفى که براى پيامبر گرامى اسلام معرفى مى‏کند تعليم مردم است:
«يتلوا عليهم آياتک و يعلمهم الکتاب‏» (15)
مرحوم طبرسى مى‏نويسد:
ذکر تلاوت و تعليم مستلزم تکرار نيست; چون اول اختصاص به تلاوت دارد تا مردم بدانند که قرآن معجزه‏اى دال بر صدق پيامبر و نبوتش است و دوم اختصاص به تعليم دارد تا به آنها آنچه در قرآن از توحيد و آنچه مشتمل بر احکام شرعى است را بشناساند . (16)
پس براى فهم قرآن بايد به بيانات پيامبر گرامى اسلام و اهل بيت عصمت و طهارت توجه نمود تا بتوان به درستى قرآن را معنا کرد .
حال با توجه به اين دو نکته (عدم منافات معناى آيه‏اى از قرآن با خطوط کلى قرآن و تبيين قرآن به وسيله سخنان معصومين عليهم السلام) به سراغ آيه شريفه مى‏رويم تا ببينيم مراد از ضرب چيست؟
اقوال علما، مفسرين و احاديث پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام را به چند دسته مى‏توان تقسيم نمود:
دسته اول: بيان چگونگى زدن
در بخشى از روايات و بيانات فقها به اين نکته برخورد مى‏کنيم که زدن نبايد به گونه‏اى باشد که موجب جرح و زخمى شدن بدن شود، بلکه بايد مختصر بوده و به گونه‏اى باشد که زن را متوجه وظايف و تعهد خود در برابر همسر نمايد; تقريبا تمام فقهايى که بحث ضرب زن را در صورت ناشزه شدن (نافرمانى کردن از دستورات شرعى شوهر) مطرح مى‏کنند به اين نکته تصريح دارند که زدن تنها در صورتى رواست که مختصر بوده و موجب شکستگى يا کبودى بدن نشود . البته اين مقدار زدن نيز در صورت وجود شرايط ذيل رواست:
1 - ضرورت ايجاب کند، يعنى فقط در مواردى که مطمئنا غيرضرب، مفيد و نافع و مؤثر نباشد . (17)
2 - ضرب، مؤثر باشد و اما اگر مطمئن باشد که زن با کتک نيز بر نشوز خود اصرار مى‏ورزد يا فرضا بدتر مى‏شود، نمى‏توان باور داشت‏به مقتضاى آيه کريمه، ضرب جايز و روا باشد .
اينک به چند نمونه توجه مى‏کنيم:
الف) سيوطى در درالمنثور بعد از نقل آيه شريفه، حديثى را از پيامبر گرامى اسلام نقل مى‏کند که حضرت فرمود: «ضربا غير و لسان العرب غير مبرح را چنين معنا مى‏کند: «اى غير شاق‏» (19) يعنى: زدن نبايد سخت و طاقت فرسا باشد و موجب ضررى در زن شود .
بر اين اساس گفته شده است از آنجا که زدن همسر، براى برگرداندن حق شوهر است، بايد براى تاديب باشد; يعنى به گونه‏اى نباشد که استخوان بشکند يا بدن خراش بردارد; چون مقصود اصلاح است نه چيز ديگر . (20)
ب) مرحوم محقق سبزوارى (1090) مى‏نويسد:
مراد از ضرب، ضرب تاديبى است; نبايد سخت‏باشد و باعث کبودى شود و نبايد با شلاق و چوب او را بزند و بعضى از اصحاب گفته‏اند نبايد به صورت و لگن و شکم بزند، بلکه بايد جاهاى سخت‏بدن را - آن هم مقتصر - بزند . (21)
سر آن که گفته مى‏شود به شکم و يا جاهاى حساس بدن و لو مقتصرا نبايد ضربه بزند، براى اين است که در صورت ايجاد ضرر براى زن و باعث تلف شدن اعضايى از بدن زن، بايد ديه بدهد و يا قصاص شود .
ج) مرحوم شيخ طوسى رحمه الله (متوفى به سال 460 ق). بعد از آن که بيان مى‏کند نوع زدن چگونه بايد باشد، مى‏نويسد:
اگر مردى به شکم زن بزند و زن جنين را سقط کند در صورت اثبات بايد ديه بدهد . (22)
د) مرحوم فاضل هندى (متوفى به سال 1137 ق). در کشف اللثام مى‏نويسد:
اگر با زدن، چيزى از اعضاى بدن زن تلف شود، ضامن است; چون در اين صورت از مشروع خارج شده است; زيرا آنچه شارع فرمود براى اين است که زن اصلاح شود در حالى که ضرب شديد موجب افساد است . (23)
پس از آنجا که ضرب داراى مراتب تشکيکى بوده و شامل انواع زيادى چون با ابزار، بدون آن، شديد و ضعيف مى‏شود، آنچه در شرع تجويز شده است پايين‏ترين مرتبه آن است، به گونه‏اى که عرفا ضرب صدق کند; حتى خواهد آمد آنچه شارع در نظر دارد عرف، ضرب به معناى واقعى نمى‏داند، بلکه شايد آن را حمل بر تسامح و ملاعبه نمايد; چون آنچه در نظر شارع مطرح مى‏باشد اين است که زن دوباره وظايف شرعى خويش را نسبت‏به شوهر انجام دهد و همين مقدار که نارضايتى مرد از اعمال زن براى زن مسجل شود کافى است و دستور به ضرب براى آن است که آخرين مرحله منع از کار غيرشرعى و ناشايست است; البته شارع به شوهر اجازه نداده است که براى تشفى (دل خنک کردن) و انتقام همسر را به باد کتک بگيرد .
دسته دوم: ضرب بايد به قصد اصلاح باشد
نکته دومى که در کلام فقها به چشم مى‏خورد اين است که زدن بايد به قصد اصلاح باشد نه آن که به قصد تشفى و انتقام . بنابراين، اگر مردى با سوء استفاده از اين قانون بخواهد عقده خويش را خالى کند و هر چه توان دارد همسر را به باد کتک بگيرد او در حقيقت در پى تخليه خويش است نه جارى نمودن حکم الهى و چنين کسى در صورت نبود چنين حکمى هم، کار خويش را انجام مى‏داد . به چند نمونه از کلمات فقها اشاره مى‏کنيم تا روشن شود در چه صورتى مرد حق دارد زن را بزند .
الف) مرحوم سبزوارى مى‏نويسد:
در زدن، قصد تشفى و انتقام نداشته باشد، بلکه قصد اصلاح و تاديب داشته باشد و اگر به قصد انتقام بزند حرام است . (24)
ب) حضرت امام رحمه الله در تحرير الوسيله مى‏نويسد:
بايد ضرب مقتصر باشد و نبايد باعث کبودى يا سرخى بدن شود و لازم اين است که به قصد اصلاح باشد و به قصد تشفى و انتقام نباشد . (25)
ج) مرحوم شيخ طوسى در مبسوط مى‏نويسد:
در صورت زدن بايد تاديبى باشد نه تعزيرى و تعزير پايين‏تر از حد است . (26)
د) در کلمات فقها تنها به زدن مختصر و قصد تشفى و انتقام نداشتن اکتفا نشده است، بلکه براى ضرب، قيدى اضافه مى‏کنند که دقيقا حد شرعى ضرب را مشخص کنند:
1 - مرحوم شيخ در مبسوط مى‏نويسد: «يضربها ضربا خفيفا» (27) يعنى: زن را مى‏زند در حالى که اين زدن بايد خفيف و آرام باشد .
2 - ابن زهره حلبى مى‏نويسد: «ضربا رفيقا» و آنگاه خود آن را چنين معنا مى‏کند، يعنى: در بدنش اثرى باقى نگذارد . (28)
3 - ابن حمزه طوسى در الوسيله مى‏نويسد: «ضربا رقيقا» (29) يعنى: زدن به نرمى‏وملايمت‏باشد .
بنابراين، آنچه در شرع مقدس اسلام از زدن زن وارد شده است در حد بسيار جزئى و آن هم به قصد اصلاح بايد باشد نه چيز ديگرى و اگر کسى بترسد در صورت زدن نتواند حدود الهى را رعايت کند و زدن صورت تشفى و انتقام پيدا کند بايد از آن صرف نظر نمايد; چرا که در اين صورت نه تنها حکم الهى را انجام نداده است، بلکه مرتکب فعل حرام شده است . چقدر دور است اذهان کسانى که خيال مى‏کنند اسلام اجازه مى‏دهد مرد هر گونه مى‏خواهد با زن خويش رفتار نمايد و آن گاه بدون آن که دست کم به کتب فقهى يا تفسيرى مراجعه کنند بر اسلام اشکال مى‏کنند که اسلام زن را برده‏وار در اختيار مرد قرار داده است . گرچه اين بحث، دامنه‏دار است و ورود در آن باعث‏خروج از موضوع مى‏شود، اما مگر کتک خوردن فرزند توسط پدر و يا شاگرد توسط معلم به قصد تاديب به معناى مملوک بودن آنهاست؟ آن هم ضربى که با اين همه قيود ذکر شده است .
دسته سوم: توصيه به اغماض از زدن
با آنچه گذشت‏بخوبى روشن شد ضرب در آيه شريفه با آنچه در ذهن خطور مى‏کند بسيار متفاوت است، اما نکته جالب اين که برخى از فقها معتقدند همين مقدار را بهتر است ترک کند و معتقدند از آنجا که زدن حقى است که شوهر دارد، بهتر است از حق خويش بگذرد و ضرب مقتصر را نيز ترک نمايد .
الف) مرحوم فاضل هندى در کشف اللثام مى‏نويسد:
بهتر است زوج زدن را ترک کند و زن را عفو نمايد; زيرا تاديب به زدن، مصلحت‏خود اوست . (30)
ب) مرحوم بهوتى ترک کتک زدن توسط شوهر را چنين توجيه مى‏کند که موجب باقى ماندن مودت بين آن دو خواهد شد:
بهتر ترک زدن است، براى باقى ماندن مودت بين زن و شوهر . (31)
هر چند در برخى از تفاسير آمده است که شايد اين حکم اختصاص به برخى از زنان داشته باشد نه به همه آنها; مثلا در تفسير نمونه چنين آمده است:
«روانکاوان امروز معتقدند که جمعى از زنان داراى حالتى به نام «مازوشيم‏» (آزارطلبى) هستند و گاه که اين حالت در آنها تشديد مى‏شود تنها راه آرامش آنان تنبيه مختصر بدنى است .
بنابراين، ممکن است ناظر به چنين افرادى باشد که تنبيه خفيف بدنى در مورد آنان جنبه آرام‏بخشى دارد و يک نوع درمان روانى است .» (32)
نويسنده:على گلايرى





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان