بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,064

فمينيسم و جايگاه زن در اسلام-قسمت سوم(قسمت پاياني)

  1390/6/2
خلاصه: فمينيسم و جايگاه زن در اسلام-قسمت سوم(قسمت پاياني)
جايگاه و حقوق زن از ديدگاه امام‏ قدس سره
امام خمينى در مناسبت‏هاى مختلف در بيانات‏شان جايگاه و منزلت‏حقيقى زنان را از ديدگاه‏اسلام بيان داشته‏اند. در ديدگاه امام‏قدس سره زن داراى مرتبه و منزلتى است که هيچ مکتب و مرام‏فمينيستى- که زن را تا سطح يک ملعبه و يا ابزار کار نزول داده است- ياراى دسترسى به آن راندارد. ايشان با اشاره به روز زن با بيان منزلت‏حضرت فاطمه‏عليها السلام در باره جايگاه زن مى‏فرمايد:
- فردا روز زن است، روز زنى است که عالم به او افتخار دارد. روز زنى است‏که دخترش در مقابل حکومت‏هاى جبار ايستاد و آن حرف را زد، آن حرف‏هارا زد که همه مى‏دانيد. (13)
- روز بزرگى است، يک زن در دنيا آمد که مقابل همه مردان است. يک زن‏به دنيا آمد که نمونه انسان است، يک زن به دنيا آمد که تمام هويت انسانى دراو جلوه‏گر است.
- مبارک باد بر ملت عظيم الشان ايران بويژه زنان بزرگوار روز مبارک زن؛روز شرافتمند عنصر تابناکى که زيربناى فضيلت‏هاى انسانى و ارزشهاى والاى‏خليفة‏الله در جهان است.
و مبارکتر و پربهاتر انتخاب بسيار والاى روز بيستم جمادى الثانى است، روزپرافتخار ولادت زنى که از معجزات تاريخ و افتخارات عالم وجود است. (14)
من عيد سعيد مولود اعظم حضرت زهراعليها السلام را به همه شما خانم‏ها و زن‏هاى‏تمام کشورهاى اسلامى تبريک عرض مى‏کنم و از خداوند تعالى مسالت دارم که‏همه زن‏هاى محترمه را در راهى که خداى تبارک و تعالى مقرر فرموده است.همان راه را بروند و به مقاصد عاليه اسلامى برسند. براى زن‏ها کمال افتخاراست که روز تولد حضرت صديقه را روز زن قرار داده‏اند، افتخار است ومسؤوليت. (15)
کرامت وجودى زن
در مکتب امام خمينى‏قدس سره زن بسيار تکريم شده و در اوج والايى قرار دارد، ايشان در اين باره‏مى‏فرمايند:
اسلام مى‏خواهد که زن و مرد رشد داشته باشند. اسلام زن‏ها را نجات داده است از آن‏چيزهايى که در جاهليت‏بود. آنقدرى که اسلام به زن خدمت کرده است، خدا مى‏داند به مردخدمت نکرده است آنقدر که به زن خدمت کرده. شما مى‏دانيد که در جاهليت زن چه بوده و دراسلام چه شده. در زمانى که پيغمبر اسلام آمد، زن‏ها را هيچ حساب مى‏کردند اسلام زن‏ها راقدرت داده است. (16)
زن مربى سعادت
امام به اغراض سوء ديدگاه‏هاى فمينيستى و انتظارى که از زن دارند، توجه داشته و همواره برجايگاه آنان و تاثيرى که در جوامع دارند تاکيد مى‏ورزيدند.
- اگر زنان شجاع و انسان‏ساز از ملتها گرفته شوند، ملت‏ها به شکست انحطاط کشيده‏مى‏شوند. (17) اسلام به شما آنقدر احترام قايل است که براى مردها نيست، اسلام شما را مى‏خواهدنجات بدهد، اسلام شما را مى‏خواهد از اين ملعبهاى که اينها مى‏خواهند شما را ملعبه قرار بدهندنجات بدهد، اسلام مى‏خواهد شما را يک انسان کامل تربيت کند.
- زن انسان است. آن هم يک انسان بزرگ. زن مربى جامعه است. از دامن زن انسان‏ها پيدامى‏شوند. مرحله اول مرد و زن صحيح، از دامن زن است. سعادت و شقاوت کشورها بسته به‏وجود زن است. زن با تربيت صحيح خودش انسان درست مى‏کند و با تربيت صحيح خودش‏کشور را آباد مى‏کند. مبدا همه سعادت‏ها از دامن زن بلند مى‏شود. زن مبدا همه سعادتها بايدباشد. (18)
- زن مظهر تحقق آمال بشر است. زن پرورش‏ده زنان و مردان ارجمند است. از دامن زن‏مرد به معراج مى‏رود. دامن زن محل تربيت‏بزرگ زنان و بزرگ مردان است. (19) زن‏ها مردان‏شجاع را در دامن خود بزرگ مى‏کنند. قرآن کريم انسان‏ساز است و زن‏ها نيز انسان‏ساز، اگرزن‏هاى انسان‏ساز از ملت‏ها گرفته بشود، ملت‏ها به شکست و انحطاط مبدل خواهند شد، شکست‏خواهند خورد، منحط خواهند شد (20) .
آزادى و تساوى زن و مرد از ديدگاه امام
در منظر امام‏قدس سره اسلام زنان را سربلند و شايسته مى‏خواهد و آنچه دين گريزان براى زن قايلند،چيزى جز تباهى و ملعبه شدن نيست، ايشان مى‏فرمايند:
مقام زن مقام والاست، عاليرتبه هستند. بانوان در اسلام بلند پايه هستند. (21)
ما مى‏خواهيم زن به مقام والاى انسانيت‏خودش باشد، نه ملعبه باشد، نه ملعبه در دست‏مردها باشد، در دست اراذل باشد. (22)
اسلام زن را مثل مرد در همه شؤون، همان‏طورى که مرد در همه شؤون دخالت دارد، زن هم‏دخالت دارد، همان‏طورى که مرد بايد از فساد اجتناب کند، زن هم بايد از فساد اجتناب کند.زن‏ها نبايد ملعبه دست جوان‏هاى هرزه بشوند، زن‏ها نبايد مقام خودشان را منحط کنند و خداى‏ناخواسته بزک کرده بيرون بيايند و در انظار مردم فاسد قرار بگيرند. زن‏ها بايد انسان باشند،زن‏ها بايد تقوا داشته باشند، زن‏ها مقام کرامت دارند، زن‏ها اختيار دارند، همان‏طورى که مردهااختيار دارند. خداوند شما را با کرامت‏خلق کرده است، آزاد خلق کرده است. (23)
اسلام نظر خاص بر شما بانوان دارد، اسلام در وقتى که ظهور کرد در جزيرة‏العرب، بانوان‏حيثيت‏خودشان را پيش مردان از دست داده بودند، اسلام آن‏ها را سربلند و سرافراز کرد، اسلام‏آن‏ها را با مردان مساوى کرد. عنايتى که اسلام به بانوان دارد بيشتر از عنايتى است که بر مردان‏دارد. (24)
حقوق زن
يکى از مباحثى که بازار آن گرم است و به عنوان حربه‏اى براى تشويش افکار زن‏ها از آن استفاده‏مى‏شود، موضوع ازدواج و طلاق است. خرده‏گيران بدون توجه به اختيارى بودن انتخاب زوج بامتمسک قراردادن نمونه‏هايى، زنان را بنده مرد قلمداد مى‏کنند و معتقدند اختيار طلاق در دست‏مردان، تبعيضى براى زنان است. امام خمينى‏قدس سره با اشاره به اين موضوع و اختيارى که اسلام براى‏زنان قرار داده مى‏فرمايند:
- طلاق در صورتى که در ضمن عقد با مرد (وقتى که مى‏خواهند عقد کنند) شرط بکنند و درضمن عقد اين شرط بشود که وکيل در طلاق خودش يا مطلق. اين زنهايى که حالا تحت زوجيت‏هستند چه؟ اين ولايت فقيه را مخالفت مى‏کنند در صورتى که نمى‏دانند از شؤون فقيه هست. اگرچنانچه يک مردى با زن خودش رفتارش بد باشد او را اولا نصيحت کند و ثانيا تاديب کند و اگرديد نمى‏شود اجراء طلاق کند. شما موافقت کنيد با اين ولايت فقيه. ولايت فقيه براى مسلمين‏يک هديه‏اى است که خداى تبارک و تعالى داده است. من‏جمله همين معنيى که شما سؤال‏کرديد و طرح کرديد که زن‏هايى که الان شوهر دارند اگر چنانچه گرفتارى‏هايى داشته باشند چه‏بايد بکنند؟ آن‏ها رجوع مى‏کنند به آنجايى که فقيه است، مجلسى که در آن فقيه است‏به‏دادگاهى که در آن فقيه است و فقيه رسيدگى مى‏کند و اگر چنانچه صحيح باشد، شوهر را تاديب‏مى‏کند، شوهر را وادار به اينکه درست عمل کند و اگر چنانچه نکرد طلاق مى‏دهد. ولايت داردبراى اين امر که اگر چنانچه به فساد مى‏کشد، يک زندگى به فساد کشيده مى‏شود، طلاق مى‏دهدو طلاق اگر چه در دست مرد است لکن فقيه در جايى که مصلحت اسلام را ديد، مصلحت‏مسلمين را ديد و در جايى که ديد نمى‏شود به غير اين، طلاق بدهد. اين ولايت فقيه هست.ولايت فقيه براى شما يک هديه الهى است. (25) اسلام زن‏ها را در مقابل مردها قرار داده، نسبت‏باآن‏ها تساوى دارند. البته يک احکام خاص به مرد است که مناسب با مرد است، يک احکام‏خاص به زن است، مناسب با زن است، اين، نه اين است که اسلام نسبت‏به زن و مرد فرقى‏گذاشته است. (26)
در نظام اسلامى، زن همان حقوقى را دارد که مرد دارد، حق تحصيل، حق کار، حق مالکيت،حق راى دادن، حق راى گرفتن، ليکن هم در مرد، مواردى است که چيزهايى‏به دليل پيدايش‏مفاسد بر او حرام است و هم در زن مواردى هست که به دليل اينکه مفسده مى‏آفريند، حرام‏است. اسلام خواسته است که زن و مرد حيثيت انسانى‏شان محفوظ باشد. اسلام خواسته است که‏زن ملعبه دست مرد نباشد. اينکه در خارج منعکس کرده‏اند که در اسلام با زن‏ها با خشونت‏رفتار مى‏شود، امر غيرصحيحى است و تبليغات باطلى است که از مغرضين حاصل شده والا مردو زن هر دوشان در اسلام اختيارات دارند، اگر اختلافاتى هست، براى هر دو هست و آن مربوطبه طبيعت آنان است. (27)
البته در شرق براى مردها يک محدوديت‏هايى هست که آن محدوديت‏ها به صلاح خودمردها هست و آن محدوديت‏ها، يعنى در آنجاهايى که مفسده هست‏براى مرد، از قماربازى‏جلوگيرى مى‏کند اسلام، از شرابخوارى جلوگيرى مى‏کند اسلام، از هروئين جلوگيرى مى‏کند اسلام،از شرابخوارى جلوگيرى مى‏کند براى اينکه مفسده دارند.
براى همه يک محدوديت‏هايى هست، محدوديت‏هايى شرعى و الهى، محدوديت‏هايى است‏که به صلاح خود جامعه است، نه اين است که براى جامعه يک چيزى مثلا نافع بوده است که‏محدوديت‏برايش ايجاد کرده‏اند. (28)
هيچ فرقى ما بين گروه و گروهى در اسلام نيست فقط به تقوا و به اتقاء به على‏الله تعالى فرق‏است. (29)
زن‏هايى که مى‏خواهند ازدواج کنند، از همان اول مى‏توانند اختياراتى براى خودشان قراربدهند که نه مخالف شرع باشد و نه مخالف حيثيت‏خودشان، مى‏توانند از اول شرط کنند که اگرچنانچه مرد فساد اخلاق داشت، اگر بد زندگى کرد با زن، اگر بد خلقى کرد با زن، وکيل باشند درطلاق. اسلام براى آن‏ها حق قرار داده است، اسلام اگر محدوديتى براى مردان و زنان قايل شده‏است همه به صلاح خودتان بوده است. تمام قوانين اسلام، چه آن‏هايى که توسعه مى‏دهد، چه‏آن‏هايى که تحديد مى‏کند، همه بر صلاح خود شماست، براى خود شماست. همان‏طورى که حق‏طلاق را با مرد قرار داده است‏حق اين را قرار داده است که شما در وقت ازدواج شرط کنيد با اوکه اگر چه کردى يا چه کردى، من وکيل باشم در طلاق. و اگر اين شرط را کرد، ديگر نمى‏تواند اورا معذور کند، اگر اين در ضمن شرط يا در ضمن عقد واقع شد نمى‏تواند او را محدود کند،نمى‏تواند اخلاق بد انجام بدهد و اگر مردى با زن خودش بدرفتارى کرد، در حکومت اسلام او رامنع مى‏کنند، اگر قبول کرد تعزير مى‏کنند، حد مى‏زنند و اگر قبول نکرد مجتهد طلاق مى‏دهد. (30)
خداوند همان‏طورى که قوانينى براى محدوديت مردها در حدود اينکه فساد بر آن‏ها راه نيابددارد، در زن‏ها همه دارد، هم براى صلاح شماست، همه قوانين اسلامى براى صلاح جامعه‏است. (31)
امام‏قدس سره همچنين خاطرنشان مى‏کردند:
... به زن و مرد سفارش مى‏کنم که هر کس به حد قانونى رسيده است، در اين مجلس، در اين‏انتخاب شرکت کند و افرادى که پيشنهاد مى‏شود و انتخاب شده است‏يعنى پيشنهاد شده است،هر يک را که خواستند، به او راى بدهند. (32)
امام‏قدس سره به زنان فرمودند:
... آنقدرى که اسلام خدمت‏به شما کرد، به مردها آنقدر خدمت نکرد. اسلام، شما را حفظکرد و شما متقابلا اسلام را حفظ بکنيد.
همان‏طورى که مردها بايد در امر سياسى دخالت کنند و جامعه خودشان را حفظ کنند، زن‏هاهم بايد دخالت کنند و جامعه را حفظ کنند. البته با حفظ آن چيزى که اسلام فرموده است، که‏بحمدالله امروز در ايران جارى است. (33)
حجاب و پوشش بانوان
حجاب از مقوله‏هايى است که با فطرت انسان آشناست و اختصاص به زن ندارد و فقط در باب‏کيفيت آن است که در اين باره زن از مرد متمايز مى‏باشد حجاب زن در ديدگاه اسلام پوشش‏معقول است که ممکن است‏با توجه به آداب و رسوم هر ملتى کيفيت و شکل مخصوص به خودرا دارا باشد.
امام در پاسخ سؤالى در اين باره مى‏فرمايند:
حجاب به معناى متداول ميان ما که اسمش حجاب اسلامى است‏با آزادى مخالفتى ندارد.اسلام با آنچه خلاف عفت است مخالفت دارد و ما آنان را دعوت مى‏کنيم که به حجاب اسلامى‏رو آورند... زنان شجاع ما ديگر از بلاهايى که غرب به عنوان تمدن به سرشان آورده است‏به‏ستوه آمده‏اند و به اسلام پناهنده شده‏اند. (34)
در اسلام زن بايد حجاب داشته باشد ولى لازم نيست که چادر باشد بلکه زن مى‏تواند هرلباسى را که حجابش را به وجود آورد اختيار کند. (35)
در وزارتخانه‏هاى اسلامى نبايد زن‏هاى لخت‏بيايند، زن‏ها بروند اما با حجاب باشند مانعى‏ندارد بروند اما کار بکنند لکن باحجاب شرعى باشند، با حفظ جهات شرعى باشند. (36)
هوشيارى امام در حفظ منزلت زن در پاسخ به فريب‏کاران
در يکى از سؤالاتى که از امام راحل شده است، سعى شده با فريب‏کارى حجاب را عامل انزوامعرفى کنند، در اين سؤال آمده است:
اين چادر، آيا صحيح است که اين زن‏ها خود را در زير چادر مخفى کنند؟ اين زن‏ها درانقلاب شرکت کردند، کشته دادند، زندان رفتند، مبارزه کردند. اين چادر هم يک رسم از قديم‏است، حالا ديگر دنيا هم عوض شده، حالا اين صحيح است که مثلا اينها خودشان را مخفى کنند؟
امام‏قدس سره در پاسخ مى‏فرمايند:
اولا اينکه اين يک اختيارى است‏براى آن‏ها، خودشان اختيار کردند. شما چه حقى داريد که‏اختيار را از دستشان بگيريد؟ ما اعلام مى‏کنيم به زن‏ها که هر کس چادر مى‏خواهد هر کس‏پوشش اسلامى مى‏خواهد، بيايد بيرون، از سى و پنج ميليون جمعيت ما، سى و سه ميليونش‏بيرون مى‏آيد. شما چه حقى داريد که جلو اينها را بگيريد؟ اين چه ديکتاتورى است که شمانسبت‏به زن‏ها داريد؟ و ثانيا اينکه ما يک پوشش خاصى را نمى‏گوييم، براى حدود زن‏هايى که‏به سن و سال شما رسيده‏اند هيچ چيزى نيست، ما زن‏هاى جوانى که وقتى ايشان آرايش مى‏کنندو مى‏آيند يک فوج را دنبال خودشان مى‏کشند، اينها را داريم جلوشان را مى‏گيريم، شما هم دلتان‏نسوزد. (37)
البته بايد توجه داشته باشيد که حجابى که اسلام قرار داده است، براى حفظ آن ارزش‏هاى‏ماست. هر چه را که دستور فرموده است، چه براى زن و چه براى مرد، براى اين است که آن‏ارزش‏هاى واقعى که اينها دارند و ممکن است‏به واسطه وسوسه‏هاى شيطانى يا دست‏هاى فاسداستعمار و عمال استعمار پايمال مى‏شدند اينها، اين ارزش‏ها زنده بشود. (38)
آزادى زن در ديدگاه امام‏ قدس سره
امام در رهنمودهاى خود به اين نکته توجه داشتند که:
ما دو قسم آزادى داريم که يک قسم مفيدش در غير زمان اين دو جنايتکار بود و در زمان‏اينها اين قسم از آزادى بکلى ممنوع بود و آن آزادى آن‏ها مى‏خواستند که زن‏ها آزاد باشند که‏هر جورى بزک بکنند و بيايند توى خيابان‏ها و با جوان‏ها خداى ناخواسته چه بکنند. آن را آزادى‏قرار داده بودند. حالا هم الآن آن‏هايى که مى‏خواهند اسلام نباشد دلشان براى اين آزادى‏مى‏سوزد. (39)
آن‏ها آزادى را در يک جبهه نگه داشته بودند و فرياد هم مى‏زدند: «آزاد زنان و آزادمردان‏» همين‏ها بودند مقصودشان که اينها آزادند هر کارى که مى‏خواهند بکنند، به هر مرکزفحشايى مى‏خواهند بروند. اختناق در يک جبهه ديگر بود، براى قلم‏هايى که اگر مى‏خواست کسى‏يک کلمه راجع به مصالح مملکت‏بنويسد، راجع به مصالح اسلام بنويسد، اينها آزاد نبود و اختناق‏بود. (40)
اينها آنقدر که به نيروى انسانى اين کشور ضرر زدند به آن ذخاير آنها ضرر نزدند. انسان‏هارا فلج کردند، جوان‏هاى ما را از بين بردند، جوان‏هاى ما که بايد خدمت‏بکنند به اين کشور،کشاندند به يک جاهايى که در آنجاها جز اينکه افکارشان لج‏بشود و نتوانند خدمتى بکنند به اين‏مملکت، چيز ديگرى نبود.
تمام مراکز فحشا را اينها درش را باز کردند و با بوق و کرنا، ترويج کردند و کمک کردند که‏اين جوان‏هاى ما بروند در اين مراکز فحشا و فلج‏بشوند، همانجا بايد دفن بشود جوانى‏شان،جوانى اين جوان‏هاى ما را، از آن‏ها گرفتند، فلجشان کردند، اين خواهرهاى محترمى که در دام‏اينها افتادند و در دام ترويج‏هاى آن‏ها افتادند و در تبليغات آن‏ها افتادند و از آن وظيفه‏انسانى‏شان سلب شدند، ملعبه دست جنايتکاران شدند، اين تاسفى براى اشخاصى که غيرتمندند،اشخاصى که خوى انسانى‏شان را از دست ندادند يک تاسفى هميشگى هست که اين محترمات رااينها چه کردند به اسم آزادى. (41)
خاتمه
زن در ديدگاه اسلام با مرد در حقيقت انسانى و سير تکاملى تفاوتى ندارد، بر اين اساس درعرصه‏هاى اساسى هر دو دوش به دوش هم پيش مى‏روند از جمله:
1 - در عرصه کمال و سير تکاملى علمى؛
2 - در عرصه جزا و دست‏يابى به پاداش الهى؛
3 - در عرصه جنت و دست‏يابى به مقامات اخروى؛
4 - در عرصه تقرب و دست‏يابى به مقامات معنوى.
ترديدى نيست که در عرصه‏هاى مورد اشاره زن و مرد در نگرش اسلامى مساوى‏اند، تنها دربرخى از عرصه‏هاى فرعى زندگى است که هر کدام با توجه به جايگاه ويژه‏اى که در نظام احسن‏دارند از حيث احکام اسلامى تفاوت‏هايى بر اساس عدالت الهى دارند که با فلسفه خلقت آنان‏هماهنگى کامل دارند.
پى‏نوشتها:
1) فخر رازى، تفسير کبير.
2) ر.ک: زمخشرى، ربيع الابرار، ج 1، ص 869، چاپ منشورات الشريف الرضى.
3) حاکم، مستدرک، ج 2، ص 327 و 430 و 431، بيروت، دارالکتب العلمية.
4) حاکم، مستدرک، ج 2، ص 327 و 430 و 431، بيروت، دارالکتب العلمية.
5) حاکم، مستدرک، ج 2، ص 327 و 430 و 431، بيروت، دارالکتب العلمية.
6) صدوق، ثواب الاعمال، ص 448، رضى‏الدين طبرسى، مکارم الاخلاق، ص 251.
7) انس مى‏گويد: رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم فرمود:حبب الى‏النساء والطيب و جعلت قرة عينى‏الصلوة، حاکم، مستدرک، ج 2، ص 175.
8) ر.ک: المغازى، ج 1، ص 269، مکتب الاعلام الاسلامى.
9) ر.ک: جان استوارت ميل، کنيزک کردن زنان، ترجمه خسرو بيگى، چاپ اول، سال 77.
10) مارتين سگالن، جامعه‏شناسى تاريخى خانواده، ترجمه حميد الياسى، نشر مرکز، چاپ دوم، 1375، ص 335.
11) فمينيسم، از منشورات نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه.
12) زن در دوره قاجار، ص 111.
13) صحيفه نور، ج 12، ص 148.
14) شرح چهل حديث، ص 486 و 487.
15) شرح چهل حديث، ص 126.
16) صحيفه نور، ج 17، ص 143.
17) صحيفه نور، ج 15، ص 199.
18) صحيفه نور، ج 16، ص 246.
19) صحيفه نور، ج 13، ص 219.
20) صحيفه نور، ج 15، ص 257.
21) صحيفه نور، ج 15، ص 237 و 238.
22) صحيفه نور، ج 9، ص 137.
23) صحيفه نور، ج 15، ص 232.
24) صحيفه نور، ج 13، ص 221.
25) صحيفه نور، ج 16، ص 5.
26) صحيفه نور، ج 14، ص 129.
27) صحيفه نور، ج 18، ص 57.
28) صحيفه نور، ج 16، ص 122.
29) صحيفه نور، ج 16، ص 185.
30) صحيفه نور، ج 16، ص 15.
31) صحيفه نور، ج‏14، ص 142.
32) صحيفه نور، ج 8، ص 179.
33) صحيفه نور، ج 7، ص 205.
34) ر.ک، تبيان، دفتر هفتم، ص 95.
35) ر.ک. تبيان، دفتر هفتم، ص 95.
36) ر.ک. تبيان، دفتر هفتم، ص 96.
37) ر.ک. تبيان، دفتر هفتم، ص 96.
38) ر.ک. تبيان، دفتر هفتم، ص 97.
39) ر.ک. تبيان، دفتر هفتم، ص‏263.
40) ر.ک. تبيان، دفتر هفتم، ص 264.
41) ر.ک. تبيان، دفتر هفتم، ص 265.
نويسنده:سيد محمد شفيعى مازندرانى





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان