بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,748

طلاق عاطفي

  1390/5/31
خلاصه: سکوت و بي‌تفاوتي فضاي خانه را پر مي‌کند و «هم اتاقي» جاي «همسري» را مي‌گيرد. حرفي براي گفتن و شوري براي ادامه زندگي نيست اما شايد باورهاي غلط فرهنگي، فشارهاي اقتصادي و ترس از تنها ماندن، انسان را در جريان زندگي وادار به ادامه مي‌کند؛ اين همان طلاق عاطفي است. دکتر داور شيخاوندي، استاد دانشگاه تهران و جامعه‌شناس با ما از اين پديده ناخوشايند سخن مي‌گويد.
جناب دکتر چگونه مي‌توان در يک رابطه زناشويي به طلاق عاطفي پي برد؟
پيش از پاسخ به پرسش، نخست بايد در چيستي خود عنوان طلاق عاطفي سخن گفت. طلاق عاطفي عبارت از يک وضعيت يا طرز تلقي است بين زن و شوهر رسمي که روابط ايشان دچار اختلال شده، سرمايه عاطفي- بين شخصي آنان به حالت انفعالي درآمده و سپس به فقر عاطفي ميل مي‌کند و پيوند همسري و همسرايي‌شان به گسست، جدا سري و بالاخره به طلاق عاطفي مي‌انجامد. با اين تعريف به نشانه‌شناسي طلاق عاطفي مي‌توان پي برد؛ بدين معني که هم اتاقي جاي خود را به تک اتاقي مي‌دهد. سخن‌هاي بين زن و شوهر کوتاه مي‌شود و چه بسا به مکاتبه و مبادله يادداشت‌هاي کوتاه منجر مي‌شود. در ميان غريبه‌ها مي‌کوشند به موضع مهربانانه‌اي تظاهر کنند ولي در خلوت، هر يک در عالم بي‌کسي به سر مي‌برند. احساس عاطفي هم گرايي جاي خود را به دگر‌گرايي- اگر نگوييم به گريز و سکوت و ارتباطي غمزده- مي‌دهد.
آيا طلاق عاطفي يک مشکل پيش رونده است که در چند مرحله ظهور پيدا مي‌کند؟ نشانه‌هاي هر مرحله کدام است؟
طلاق عاطفي معمولا تدريجي است و در پي ناکامي‌هاي مکرر و عدم‌ارضاي خواسته‌هاي رواني، مالي، فرهنگي و... خودنمايي مي‌کند. ولي در موارد نادري نيز، انگ يا برچسب نارواي ناموسي به‌ويژه نسبت دادن روابط جنسي خارج از زناشويي به يکديگر مي‌تواند سريعا ريشه‌هاي علايق مهربانانه را در دل‌ها به احساس‌هاي قهرآميز و خصمانه تبديل کند. در چنين حالي اغلب، طرفين کنترل خود را از ‌دست مي‌دهند و ممکن است به پرخاش و خشونت بپردازند ولي اگر زن و شوهر همراه پدر و مادر و ديگران زندگي کنند و توان خويشتنداري داشته باشند، خشم خود را درون مي‌ريزند، فشارهاي زيادي را تحمل مي‌کنند و مي‌کوشند از نظر فضايي و مکاني از هم دوري جويند و از نظر عاطفي نيز بي‌تفاوت باشند.
عوامل طلاق عاطفي به چند دسته تقسيم مي‌شوند؟
عوامل مؤثر بر طلاق عاطفي را مي‌توان همانند طيفي تلقي کرد که برحسب افراد، فرهنگ، خويشاوندي و حال و منش ممکن است با کمرنگي و پررنگي خودنمايي کند؛ عدم‌تفاهم و ارتباطات خانوادگي برحسب اقشار و گرايش به طيف سنتي و مدرن ممکن است متفاوت باشد. براي برخي که تجربه آشنايي پيشين با راز و رمز روابط نخستين را ندارند و در پي خواستگاري سريع در سنين جواني، بدون شناخت کافي از يکديگر، پيوند زناشويي‌ مي‌بندند ممکن است عروسي سفيدشان در نخستين روزهاي زندگي به سياهي تمام عيار بينجامد و عروس به‌جاي مهر عاشقانه در پي ندانم‌کاري داماد، با توجه به پيش‌زمينه‌هاي تربيتي مرد‌گريزي حاکم بر فرهنگ ما و استرس‌هاي ناشي از تشريفات پيش و پس از آيين ازدواج، عروسي را دچار کابوسي کند که در روزها، ماه‌ها و سال‌هاي بعد خود را نشان دهد و در پي اين وضع زمينه طلاق عاطفي فراهم مي‌شود. براي عده‌اي ديگر وضعيت مالي، خيلي مهم و اغلب تعيين‌کننده است. در ازدواج سنتي بين خانواده، در شبکه خويشاوندي عروس و داماد از بدو کودکي با هم بزرگ مي‌شوند و هر يک حد توقعات خود را مي‌شناسند.
در ازدواج درون شهري با غريبه‌ها در آغاز هر دو طرف اغلب تصويري غيرواقعي از خود بروز مي‌دهند و پس از ازدواج هر دو طرف در‌مي‌يابند که واقعيت جنسي، جسمي، رواني، عاطفي، مالي و فرهنگي همسرشان بر خلاف تصورات پيش از ازدواج است. چنين وضعي پيش از طلاق رسمي يک دوره فرسايش سرمايه عاطفي را سبب مي‌شود که در نهايت به فقر عاطفي منجر شده و به شکل طلاق عاطفي خودنمايي مي‌کند.
در جامعه ما کدام دسته بيشتر نمود پيدا مي‌کند؟
در جامعه شهري ما فقر مالي پيوند تنگاتنگي با طلاق عاطفي و طلاق رسمي دارد. مرداني که استطاعت پرداخت مهريه را ندارند و زناني که صاحب فرزند بوده و فاقد پشتوانه حمايتي هستند و امکان تامين معاش خود را ندارند ناچار مي‌شوند با وضعيت موجود سازگاري کنند و به رغم بي‌مهري و بي‌توجهي شوهر، به سقف مشترک زناشويي در کنار فرزندان تن دهند. براي اينان بودن در کنار شوهر اسمي بهتر از عوارض بي‌شوهري در جامعه است.
به‌طور تقريبي چند درصد از زوج‌هاي ايراني گرفتار معضل طلاق عاطفي هستند؟
ارزيابي فقر عاطفي و نتيجه آن طلاق عاطفي به‌علت خويشتنداري زنان و مردان، جزو اسرار مگو محسوب مي‌شود. پژوهش اندک مقدماتي‌اي که در سال‌هاي اخير انجام گرفته داده‌هاي مقتضي را در اختيار پژوهشگران قرار نمي‌دهد. ناظران علاقه‌مند به اين موضوع به گفتن تعداد بسيار زياد بسنده مي‌کنند. مي‌توان حدس زد که تعداد طلاق عاطفي اگر از تعداد طلاق رسمي بيشتر نباشد کمتر نيست.
اما در بسياري از مواقع طلاق عاطفي طي گذشت زمان مي‌تواند به آشتي عاطفي يا نو‌سازي‌ سرمايه عاطفي نيز منجر شود، به شرطي که وضع مالي و رفاهي خانواده بهبود يابد. اگر متوسط طلاق‌هاي رسمي کشور را در مقايسه با تعداد ازدواج، 13 طلاق برحسب 100 ازدواج بپذيريم در بهترين شرايط متوسط طلاق عاطفي سالانه به نسبت ازدواج سالانه حداقل بين 15تا20 مورد برحسب کلانشهرها و شهرها نوسان خواهد داشت.
عدم‌ابراز عشق و علاقه بين زوجين به‌خصوص در حضور فرزندان يکي از دلايل بروز طلاق عاطفي است. به راستي چرا در فرهنگ ما ابراز علاقه در طول زندگي مشترک آنقدر که بايد و شايد ترويج نشده است؟
عدم‌ابراز آشکار مهر بين زوجين در حضور ديگران به‌ويژه فرزندان سابقه فرهنگي ديرينه‌اي در خاورميانه دارد. خويشتنداري در مهرورزي يکي از جلوه‌هاي جوامع مبتني بر سلطه مردانه است. اين پديده تنها در جامعه ما نيست از ژاپن تا آمريکاي لاتين در روابط خانوادگي همين وضع صادق است. به‌رغم اشعار لطيف عاشقانه در ادبيات، ما مردان به‌ويژه مردان سنتي دهه‌هاي گذشته «دوستت دارم» را کمتر به زبان مي‌آوريم.
آقاي دکتر، طلاق عاطفي و سردي روابط والدين چه تأثيراتي بر فرزندان مي‌گذارد؟
در مورد فرزندان قبلا اشاره کرده‌ام که بروز عاطفه تابعي از شرايط فرهنگي و آموختن آن در جريان تربيت است. بروز عاطفه الزاما هميشه کلامي نيست و فقر عاطفي منجر به طلاق عاطفي شده و فرزندان نيز خشونت ناشي از آن را دوام مي‌بخشند مگر اينکه شرايط زيستي آنان دگرگوني بنيادي يابد. در شرايط کنوني بي‌عاطفگي به‌گونه‌هاي متعدد به‌ويژه از راه‌ رسانه‌ها، به‌صورت انواع پرخاشگري به کنج خلوت مردم صادر مي‌شود و فقر عاطفي را تشديد و زمينه‌هاي خشونتي را تقويت مي‌کند.
توصيه‌هاي شما براي پيشگيري از طلاق عاطفي چيست؟
براي پيشگيري از طلاق عاطفي که نتيجه فقر عاطفي ناشي از فرسايش سرمايه عاطفي است بايد تمهيدات عديده‌اي در ابعاد متکثري فراهم آيد. نخست اينکه بايد در نهاد‌هاي مدني اعتماد و عاطفه مثبت را از طريق رسانه‌ها بر انگيخت و امنيت جاني، مالي، فرهنگي و تربيتي را ارتقا داد و فقر مالي و فرهنگي و فضاي زيستي برون و درون خانه را بهبود بخشيد. رسانه‌ها به‌جاي نمايش دادن تنش‌هاي خانوادگي، الگوهاي سازش، گذشت و خويشتنداري به‌جاي رقابت، رفاقت، عدالت و مفاهمه را به اندرون خلوتگاه غمزده مردم صادر کنند و آنجا را به خرم‌سراي فرح‌انگيز و شادي‌بخش تبديل کنند. ايجاد مراکز مشاوره مجاني خانواده در محلات مي‌تواند تنش‌هاي درون سرايي را پيشاپيش تخفيف دهد و از رسيدن به حد طلاق عاطفي پيشگيري کند.
تنش‌هاي درون خانواده هميشه ريشه در فقر مالي و کاري ندارد بلکه ناشي از گسست فرهنگي بين نسل قديم مانند مادر شوهرها و خواهرها و نسل جديد عروسان است. فراهم آوردن مفاهمه بين نسلي به‌عهده نهادهاي دولتي و مدني است که اگر چنين امکاناتي فراهم‌ آيد امکان مهار بيش از 30درصد طلاق‌هاي عاطفي فراهم مي‌شود‌.
نويسنده:سيدمحسن حسيني‌طاها





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان