بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,090

ازدواج سالم-قسمت دهم

  1390/5/30
خلاصه: ازدواج سالم-قسمت دهم
***زندگي مشترک ، براي من و تو
راهکارهايي براي زندگي شيرين(4)
در مقالات قبل 15 راهکار براي شيرين تر شدن زندگي زناشوي تان را بيان کرديم و در اين مقاله 5 راهکار ديگر را ارائه مي دهيم .
براي مطالعه ي مقاله ي قبل اينجا کليک کنيد.
1.در زندگي مشترک، کارها و تصميمات مشترک است.
زندگي بين دو نفر مشترک است، يعني دو نفر با هم سکان زندگي را عهده دار هستند. هيچ گاه شانه از زير بار مسئوليت خالي نکنيد و نگوييد اين کار به من ربطي ندارد! طنز معروفي ست که مي گويد: «خانه ي ملا نصرالدين آتش گرفت. به او گفتند: خانه ات آتش گرفته، گفت: کارها را تقسيم کرده ايم و کار خانه مربوط به زنم مي باشد! آري! زندگي، مشترک است و هر آنچه را مي خواهيد انجام دهيد، حتماً از نظر و ايده ي همديگر استفاده کنيد!
با هم مشورت داشته باشيد، چرا که پيامبر صلي الله عليه واله و سلم مي فرمايد: «هيچ کاري از مشورت بهتر نيست.» در اين ميان، نه تنها مشورت باعث بهتر شدن تصميم شما مي شود ، بلکه هر دو مسئول ايجاد آن هستيد و به آن علاقه داريد و فرزند شما نيز متوجه مي شود که پدر و مادرش همديگر را درک مي کنند و با هم صميمي هستند. از همه مهم تر اينکه، کسي در اين ميان ناراحت نيست. ولي اگر شما بدون مشورت بهترين چيزها را انتخاب کنيد و بخريد، شايد براي همسرتان خوشايند نباشد و با بي تفاوتي به شما بگويد که از اين کارتان راضي نيست.
زندگي مشترک بين دو نفر مشترک است و کارها و تصميمات هم بايد توسط دو نفر ايجاد گردد.
2. اصل «تقويت مثبت» را همواره رعايت کنيد.
به هر طريقي که مي توانيد ، از صفات خوب همسرتان تمجيد و تعريف کنيد! شايد عبارت «تقويت مثبت» را در روان شناسي شنيده باشيد. به اين معنا که اگر کار خوبي را تقويت کنيد ، تکرار مي گردد و اگر تقويت نکنيد ، فراموش مي شود. اگر به عنوان يک مرد وارد خانه مي شويد ، در حالي که همسر شما از صبح تا ظهر غذا درست کرده، لباس شسته و تمام کارهاي منزل را انجام داده، ولي برحسب اتفاق پاک کردن تلويزيون را فراموش کرده است؛ وقتي مي خواهيد اخبار گوش کنيد و انگشت خود را بر صفحه ي تلويزيون مي کشيد که پر از گرد و خاک است، چند رفتار مي توانيد از خود بروز دهيد:
1. بي تفاوت باشيد.
2. هشدار دهيد.
3. آن را پاک کنيد.
4. اعتراض نکنيد که اين چه وضعي ست.
در حالت اول، خود همسرتان متوجه مي شود و مشکلي هم پيش نمي آيد. در حالت سوم کمک او کرده ايد. ولي اگر اعتراض کنيد ، در ذهن او اين تصور پيش مي آيد که چرا شوهر من کارهاي خوب مرا نمي بيند و واقعاً ناراحت مي شود. لطف کنيد اگر از زحمات او تشکر نمي کنيد، لااقل نقطه ضعف هم نگيريد؛ به قول معروف: «اگر مرهم نمي گذاري، نمک هم مپاش!»
خانم ها هم همينطور .اگر همسرتان از صبح براي آسايش شما تلاش کرده است و شب که به خانه مي آيد مثلا خريد چيزي را فراموش مي کند ، بسيار ناسپاسي است اگر بخاطر فراموش کردن با او با ناراحتي صحبت کرده و تلاش هايش را نديده بگيريد.
3. به جيب خودتان نگاه کنيد ، نه جيب ديگران!
خداوند مي فرمايد: «اگر انساني را خيلي دوست داشته باشم، نعمت قناعت را به او مي دهم.» آيا مي دانيد چند درصد از خانواده هاي ما، خود را اسير تجملات کرده اند و به دنبال آن مي دوند؟ امسال يک وسيله مي خرند و سال ديگر از مُد مي افتد، دوباره سال ديگر... و هر سال همين طور، چه بسا خانواده يي با زجر و بدبختي و با حقوق ماهيانه ي اندک، خودش را ملزم مي کند که فلان چيز را بخرد ، چون خواهرش خريده است! مگر مجبور هستيد که همسرتان را آن قدر زجر دهيد که ديگران بگويند: «فلاني مبل هايش جديد است!» حالا اگر همه تعريف کردند و بي خود شما را بالا بالا بردند ، چه تأثيري برايتان دارد؟ مگر آنکه واقعاً کمبود داشته باشيد و بخواهيد با مبل، ماشين و غيره، آن کمبودهاي خود را برطرف نماييد و گرنه متناسب با درآمد خود خرج کنيد. البته اگر درآمد بالاست، اشکال ندارد. ولي منظور اين است که برخي خانواده ها با قسط و قرض و وام، مي خواهند خود نمايي کنند. مثل دامادي که عروسي مجلل راه انداخته و تا پنج سال بدهي آن را پس مي دهد! مطمئن باشيد هرکاري بکنيد، مردم برايتان حرف دارند! پس به دهان مردم نگاه نکنيد، ببينيد جيب شوهرتان چه مي گويد و بعد تصميم بگيريد.
4. هديه دادن در مناسبت هاي خاص را فراموش نکنيد.
در زندگي، موقعيت هايي وجود دارد که بهترين بهانه براي ابراز دوستي وثابت کردن عواطف است. مناسبت هاي خاص، مثل: سالگرد ازدواج، سالگرد تولد، روز زن و مسافرت هاي مهم را حتماً به ياد داشته باشيد و در اين مناسبت هاي غافلگيرانه، هديه يي در خورِ
همسرتان تهيه کنيد تا به عنوان يک پل ارتباط عاطفي بين شما باشد و خاطرات شيرين زندگي تان را زنده کرده و باعث برانگيختن حس احترام گردد. گل خريدن و هديه دادن، بهانه يي ست براي بيان اين حقيقت که تو را دوست دارم و براي من ارزش داري! به طوري که پيامبر بزرگوار مي فرمايند:
«به يکديگر هديه دهيد تا محبت ميانتان افزون گردد و کينه هاتان از ميان برود.»
همچنين مي فرمايند:
«هديه رزقي ست که خدا مي فرستد.»
هديه يي که مي خريد، اولاً در شأن و منزلت همسرتان بوده، مورد علاقه او باشد، و همچنين باعث ولخرجي نشود. در اندازه يي باشد که سال هاي بعد نيز تکرار گردد و هيچ وقت بعد از تقديم آن بازگو نشود.
5. مقايسه با ديگران ممنوع!
هر فردي براي خود شخصيت و رفتار منحصر به فرد خودش را دارد و اين شخصيت محصول وراثت و محيط مي باشد. شما نمي توانيد به دليل اينکه از اين شخصيتت خوشتان نمي آيد ، آن را مورد تحقير و سرزنش قرار دهيد و يا بدون اينکه به عواقب رفتار خود آگاه باشيد، به مقايسه و تبعيض روي آوريد. خداوند هر انساني را با ويژگي هاي خاص خودش، زيبا خلق کرده است. همچنان که براي يک مرد بسيار ناخوشايند است که همسرش او را با ديگران مقايسه نمايد. مثلاً فلاني خانه و ماشين دارد و تو نداري. اينها در شخصيت مرد تأثير منفي و شکست مردانگي را ايجاد مي کند. مگر اينکه شما بخواهيد، باعث رشد همسرتان شويد و به اين منظور علت موفقيت ديگران را بررسي کنيد. اين اشکال ندارد ولي تصور کنيد يک خانم ناآگاه در مقابل فرزند يا اقوامش دايم مي گويد: «مرد من، مديريت ندارد، عقل ندارد، سواد ندارد و ...!» اين حرف ها مرد را در اکثر مواقع دروني مي کند و در اين صورت، يا از درون منفجر مي شود يا اينکه آن قدر مي گويد که دست به انتقام مي زند و يا اصلاً بي خيال شده و مي گويد: «بگو بگو تا خسته شوي!» در هر حال شما که قصد آباد کردن داشتيد، از ريشه ويران کرده ايد! پس هيچ وقت در مقابل بچه ها، همسرتان را با ديگران مقايسه نکنيد و باعث تحقير همديگر نشويد.
***زندگي مشترک يا جهنم ساختگي
ازدواج همانند پول، قدرت و موقعيت اجتماعي بالا، وسيله و راهي است به‌منظور رسيدن به هدف‌هاي بزرگ‌تر و مهم‌تر و به‌عبارت ديگر ، زن و مرد به اين علت با هم ازدواج مي‌کنند که علاوه‌بر تداوم نسل ، نيازهاي احساسي ، عاطفي، جنسي ، مالي ، حمايتي و استقلالي‌شان به‌‌درستي برطرف شود. با رفع نيازهاست که طرفين به آرامش و تعادل رسيده و در مسير پويايي و تکامل قرارمي‌گيرند و با ارائه‌ي مهر ، محبت و همبستگي عميق نسبت به يکديگر، علاوه‌بر شکوفايي استعدادها و دست‌يابي به آرامش دروني، از بسياري فسادها، انحراف‌ها، سردرگمي‌ها، بي‌بندوباري‌ها، خلاف‌ها، تجاوزهاي ، جنايت‌ها و... جلوگيري مي‌کنند. ازدواج‌هايي که با معيارهاي درست و از روي آگاهي صورت‌گيرد ، باعث تکامل شده و منجر به سلامتي، آرامش و امنيت فکري و سعادت زوجين که هدف نهايي هر ازدواجي مي‌تواند باشد ، مي‌گردد.
متأسفانه بسياري از ازدواج‌ها چون با معيارهاي نادرست ، غيرمنطقي و ناآگاهانه و با توجه به سنت‌هاي اشتباه صورت‌مي‌گيرد، مسأله‌ساز مي‌شوند چراکه اين گروه از ازدواج‌ها علاوه‌بر اين‌که به رشد و تکامل زوج‌ها کمک نمي‌کنند، باعث مي‌شوند بخش بزرگي از انرژي و عمر آنان، صرف حل‌وفصل مشکلات ناشي از ازدواج‌شان گردد. در اين‌جا ازدواج به‌جاي ايجاد آرامش و شکوفايي استعدادها، انرژي‌هاي آنان را بلعيده و مشکل و چالش بزرگي در زندگي مشترک به‌وجود مي‌آورد.
به علت عدم آگاهي و شکل‌گيري ازدواج‌هاي غلط است که طرفين، خود را اسير مشکلات ازدواج مي‌بينند. در چنين شرايطي، زن يا مرد و يا هر دو، دچار بحران شده و همواره از اضطراب‌ها و تشويش‌‌ها، بيماري‌ها و ناراحتي‌هاي متعدد ناشي از ازدواج اشتباه رنج مي‌برند. به‌طور خلاصه: وقتي ازدواجي با معيارهاي درست صورت‌بگيرد و زن و مرد هر دو آگاهانه نيازهاي همديگر را به‌درستي بشناسند و برطرف سازند ، آرامش و خوشبختي واقعي نصيب‌شان مي‌گردد.
برعکس ، ازدواج با معيارهاي نادرست، طرفين را دچار انواع مشکلات و بحران‌ها خواهد نمود.فرض کنيد براي رفاه خود، اتومبيلي تهيه کرده‌ايد تا با ‌سرعت بيش‌تري به مقصد برسيد ، اما اين ماشين مدام نياز به تعمير و تعويض لوازم دارد و با صرف پول، وقت و انرژي فراوان، شما را دچار انواع گرفتاري‌ها مي‌کند. درواقع اين وسيله به‌جاي اين‌که به رفاه و آسايش‌تان کمک کند ،
شما را در مسير انواع گرفتاري‌هاي ناخواسته و غيرقابل پيش‌بيني قرارمي‌دهد.
به‌عبارت ديگر، وسيله‌اي که مي‌بايست کارتان را آسان ‌سازد و به حل مشکلات‌تان کمک ‌کند ، خود مشکل‌زا و مشکل‌ساز شده و انواع مشکلات، بحران‌ها و گرفتاري‌هاي ناخواسته‌ي جديدي را فراهم مي‌سازد.در مورد ازدواج‌هاي ناموفق، اين ضرب‌المثل فارسي مصداق پيدا مي‌کند: « به‌جاي اين‌که قاتق نان بشود ، قاتل جان مي‌گردد.» در بسياري از ازدواج‌ها، زن و مرد و يا هر دو، چنان گرفتار مسائل زندگي مشترک مي‌شوند که تحت شرايطي سخت و طاقت‌فرسا قرارمي‌گيرند و بقيه‌ي عمر خويش را صرف حل مسائلي مي‌کنند که ناشي از عدم آگاهي‌هاي آنان در امر ازدواج و زندگي مشترک است. درنتيجه بسياري از زوج‌ها به اين باور اشتباه مي‌رسند که عمر خويش را صرف حل گرفتاري‌ها و مشکلات ناشي از زندگي مشترک نمودن، امري عادي و طبيعي است!!!
وقتي بين باورها، اولويت‌ها و انديشه‌ها، هدف‌ها و عقايد زن و مرد، هماهنگي وجود نداشته و درک و فهم مشترک بين آنان نباشد، زندگي مشترک در مسير برخوردها، تعارض‌ها، تهاجم‌ها، سوءتفاهم‌ها، بي‌تفاوتي‌ها و... قرارمي‌گيرد.
به‌عبارت ديگر، زن و شوهر همه‌ي زندگي مشترک را به‌دنبال يافتن راه‌حل‌هايي مي‌کنند که صورت‌مسأله‌ي آن غلط است.تکرار مي‌کنم: ازدواج و تشکيل زندگي مشترک، به‌منظور رفع نيازها و حل مسائل طرفين مي‌باشد؛ وقتي ازدواج با معيارهاي اشتباه و از روي ناآگاهي صورت‌پذيرد، طرفين ناخواسته دچار انواع مسائل و مشکلات شده و ناچار مي‌شوند زمان و انرژي و امکانات خود را صرف رفع مشکلات کنند. به‌عبارت ساده، وقتي بين باورها، اولويت‌ها و انديشه‌ها، هدف‌ها و عقايد زن و مرد، هماهنگي وجود نداشته و درک و فهم مشترک بين آنان نباشد، زندگي مشترک در مسير برخوردها، تعارض‌ها، تهاجم‌ها، سوءتفاهم‌ها، بي‌تفاوتي‌ها و... قرارمي‌گيرد و هر دو طرف، دچار عواقب و نتايج منفي فراوان شده و زندگي‌شان، به صحنه‌ي کارزار تبديل مي‌شود و آنان را در اضطراب، تشويش و نگراني دائمي قرارداده و روحيه‌ا‌ي منفي و مأيوس را بر آنان حاکم مي‌گرداند.در زندگي، هدف‌ها به موازات باورها حرکت مي‌کنند. به اين‌معني که وقتي باور يا هدفي در ذهن‌مان فعال مي‌شود ، رفتارهاي هيجاني متفاوتي را از خود بروز مي‌دهيم.
مي پذيريد يا تحمل مي کنيد؟
به‌عنوان نمونه، در برابر يک موضوع،اگر آن را بپذيريم يا تحمل کنيم، واکنش احساسي و رفتاري متفاوت از خود نشان مي‌دهيم. به اين معني که وقتي وضعي را پذيرا مي‌شويم، يک يا چند ويژگي همسرمان هرچند برخلاف ميل‌مان باشد را پذيرفته، با موضوع مسؤولانه روبه‌رو شده و محترمانه و با انصاف، با همسرمان برخورد مي‌کنيم. از عملکرد او نمي‌رنجيم و در صدد انتقام برنمي‌آييم چراکه آن شرايط را پذيرفته‌ايم.در حالي‌که وقتي موضوعي را تحمل مي‌کنيم، از عملکرد همسرمان دلگير شده و احساس دلسردي، ضعف، درماندگي و فشار کرده و دچار تشويش و اضطراب مي‌شويم و تصور مي‌کنيم در حق ما، ظلم مي‌شود. در اين شرايط، حالت دفاعي به‌خود مي‌گيريم و براي اين‌که ثابت کنيم حق با ماست، آگاهانه يا ناآگاهانه در صدد انتقام برمي‌آييم و خود را در مسير زندگي مشترک تلخي قرارمي‌دهيم.
هر زن و شوهر براي اين‌که زندگي مشترک خود را در مسير مثبت و درست قرار دهد، مي‌بايست از خود بپرسد:
- براي بهتر ساختن رابطه‌ي بين خود و همسرم، چه کارهايي مي‌توانم انجام دهم؟
- در رابطه با همسرم چه هدف‌هايي را دنبال مي‌کنم؟ اين طرز انديشه و نحوه‌ي عملکرد، مرا به هدف‌هايم که داشتن زندگي مشترک شاد و آرام است، رهنمون مي‌کند يا مرا از آن‌ها دور مي‌سازد؟
- روش زندگي‌ام تحت تأثير عوامل مثبت و سازنده است يا منفي و مخرب؟
-در مسير دست‌يابي به هدف‌ها، عوامل منفي که مي‌بايست آن‌ها را کنار گذاشت و هم‌چنين نقاط قوت و عوامل مثبت که بايد بيش‌تر به آن‌ها تکيه کرد، کدام‌اند؟
- سبک زندگي من با معيار و ارزش‌هايم، به‌صورت واقعي هماهنگي دا-رد يا نه؟
- در زندگي مشترک ، چه‌قدر تلاش مي‌کنم که باورها، اولويت‌ها، انديشه‌ها و عملکرد و به‌طور کلي هويت خود و همسرم را بشناسم؟ به تفاوت‌ها، تضادها و تفاهم‌ها، چه‌قدر توجه مي‌کنم؟ براي تفاهم و نزديکي بيش‌تر، چه شيوه‌هايي را به‌کار مي‌گيرم؟
اين سوالات و هر سوال ديگري که پاسخ به آن بتواند زندگي تان را شاد و سعادتمند کند را فراموش نکنيد براي اصلاح رابطه يک نفر هم اقدام کند براي شروع کافي است.
*** 5 راه عاشق ماندن تا ابد
5 راه براي حفظ علاقه در رابطه ي زناشويي!
1- زن خود را گرامي بداريد . به شوهر خود احترام بگذاريد.
نياز احساسي يک زن، ارجمند شمرده شدن است و اين امر، وظيفه شماره يک شوهر به شمار مي رود. بدين معنا که احساس او را دوست بداريد و برايش ارزش قايل شويد؛ او اولويت شماره يک شما محسوب مي شود.
نياز اصلي احساسي يک مرد اين است که از سوي همسرش مورد احترام قرار گيرد. هنگامي که او به خانه مي آيد دوست دارد احساس کند دست کم يک نفر در دنيا وجود دارد که فکر مي کند او مهم است. اين بدان معناست که هنگامي که او وارد خانه مي شود، تلفن را کنار بگذاريد.
2- مثل دو دوست خوب با يکديگر رفتار کنيد.
زير سايه ازدواج، يکي از موهبت هاي الهي که به عروس و داماد اعطا شده است، اين است که آنها بايد دوست هاي خوبي براي يکديگر باشند.
ويژگي عمده دوستي اين است که هر کس به احساسات و نيازهاي طرف مقابل احترام بگذارد و براي آنها ارزش قايل شود. ارزش قايل شدن يعني، آنچه که براي شما مهم است براي من نيز مهم باشد؛ اين يک روش کليدي و اساسي است براي آنکه همسرتان احساس کند شما دوستش داريد.
سعي کنيد به همه کارهايي که همسرتان براي شما انجام مي دهد توجه کرده و به وسيله يک قدرداني صادقانه به آن اعتراف کنيد.
3- اين چهار کلمه طلايي را به خاطر بسپاريد.
گوش دادن، توافق، جبران و قدرداني. از همان آغاز ازدواج خود، بر سر اين قانون ابتدايي توافق نماييد: مهم نيست که چه قدر ناراحت هستيد، هيچ وقت يک دعواي لفظي را شروع نکنيد.
دعواي شديد فقط مشکلات را وخيم تر مي کند، و باعث تيرگي روابط مي شود. به جاي دعوا، چهار کلمه طلايي را اجرا کنيد:
گوش دادن: اين امر براي همکاري و حل مشکلات، ضروري است. اجازه دهيد همسرتان، بي آنکه کلامش قطع شود صحبت کند، و سپس سخنانش را تکرار کنيد. اين کار شما باعث مي شود همسر شما مطمئن شود که به حرف هايش گوش کرده ايد.
توافق: هنگامي که هر دو نفر از راه حل خوشنود هستيد ، بکوشيد تا مشکلات را برطرف کنيد. هيچ يک از طرفين نبايد احساس کنند که مجبور به پذيرفتن نقطه نظر طرف مقابل هستند.
جبران: هنگامي که از نظر احساسي به يکديگر لطمه مي زنيد، لطمه به وجود آمده را جبران کنيد و احساسات باقي مانده از عصبانيت و دلخوري را برطرف کنيد. تصميم بگيريد صددرصد مشکلات را از بين ببريد و دوستي را جايگزين آن کنيد. يک دلخوري کوچک، هنگامي که 50 مرتبه جمع شود، مي تواند ديواري از جدايي و کدورت به جاي بگذارد.
قدرداني: هيچ وقت نمي توانيد به اندازه کافي از همسر خود قدرداني کنيد. سعي کنيد به همه کارهايي که همسرتان براي شما انجام مي دهد توجه کرده و به وسيله يک قدرداني صادقانه به آن اعتراف کنيد.
4- حد و مرزهاي مستحکمي ايجاد کنيد.
همسر شما اولويت شماره يک شما محسوب مي شود ، نه خانواده، خويشاوند، دوست، فرزند، کار، يا سرگرمي شما. حد و حدود مستحکمي ايجاد کنيد تا نشان دهد که شما براي ازدواج خود ارزش قايل هستيد و به هيچ چيز و هيچ کس اجازه نمي دهيد رابطه شما را کم رنگ کند.
اين امر بدين معنا نيست که خانواده ي خود را فراموش کنيد يا نسبت به کار و تحصيلتان بي توجه باشيد ، اما فراموش نکنيد همسرتان ديگر جزئي از شماست ودر زمان مشغله هم بايد به او بفهمانيد چقدر برايتان مهم است.
5- روزانه خوشحال کننده اي به يکديگر بدهيد.
کاري کنيد تا طرف مقابلتان احساس خوبي داشته باشد ،و تلاش کنيد هر روز با دادن يک روزانه، همسرتان را شاد کنيد. اگر او مي گويد گل مريم دوست دارد، به خاطر اين که فکر مي کنيد رز رمانتيک تر است، براي او رز نخريد.
دريابيد که همسرتان دوست دارد چه هديه اي از شما بگيرد، آيا دوست دارد آن هديه يک ابزار محبت و علاقه، دريافت يک کادو، کمک کردن (مثل کمک در کارهاي خانه...) باشد، يا سپري کردن اوقات خوشي با يکديگر، يا...
آنها را به خاطر بسپاريد و جزء کارهاي روزانه خود قرار دهيد.
گرفتار روزمره گي شدن بدترين اتفاق ممکن است ، سعي کنيد روز هايتان را تنوع دهيد...
*** 7 راز عشق با دوام
بسياري از زوج هاي جوان پس از گذشت مدت زماني نه چندان طولاني، احساس مي کنند شريک زندگي شان ديگر مثل روزهاي اول زندگي آنها را دوست ندارند و نسبت به او بي اعتنا است ، اما زوج هايي هم پيدا مي شوند که همواره از در کنار هم بودن احساس لذت مي کنند. اين مقاله7 راز براي ادامه عشق بادوام را براي شما مي گشايد.
تفاوت ها را بفهميم
مهم ترين جنبه ي جذابيت اين است که ما با هم تفاوت داريم. درست همانطور که قطب منفي و مثبت يک آهن ربا يکديگر را جذب مي کنند ، مرد با ويژگي هاي مردانه و زن با ويژگي هاي زنانه يکديگر را جذب مي کنند. تشابه و همساني زن و مرد از لحاظ رفتار، افکار و کردار چيزي به جز کسالت آور شدن زندگي و بي علاقگي به ادامه آن را در پي نخواهد داشت.
اگر خويشتن واقعي خود را منکر نشويم و تفاوت هاي موجود در يکديگر را درک کرده و خود را با آنها تطبيق دهيم به عشق پردوام تري دست خواهيم يافت.
جامه عمل پوشاندن به خواسته هاي متفاوت و مختص مرد در راستاي عقايد او از طرف زن از يک سو و متقابل اين اصل از طرف مرد براي زن و خواست هاي او از سويي ديگر، هدفمندي زندگي و به دنبال آن برآورده شدن خواسته هاي دو طرف را در برخواهد داشت که نتيجه اي به جز تداوم عشق و گرمي زندگي را پي نخواهد داشت. هيچ يک از زوجين هرگز نبايد در راستاي تغيير ديگري بر مبناي خواست ها و عقايد خود گام بردارد چرا که در غير اين صورت همچون قطب هاي متجانس آهن ربا يکديگر را دفع خواهند کرد و نيرو جاذبه بين آنها تبديل به دافعه خواهد شد. طلاق عاطفي نتيجه اي از اين نيروي دافعه خواهد بود.
زن وشوهر بايد يکديگر را همان طور که هستند و با همان ويژگي هاي مختص و متفاوت پذيرفته و براي برآورده کردن خواست هاي يکديگر گام بردارند.
تغيير و رشد
از جمله تفاوت هاي اشرف مخلوقات با ساير آفريده هاي خدا، صاحب اختيار بودن و قدرت تفکر اوست و همين دو خصيصه براي تغيير و رشد او چه از لحاظ فيزيکي و چه از لحاظ روحي و رواني کافي است و اين تغيير در هر برهه زماني از زندگي امکان پذير است، چرا که اختيار داشتن و قدرت تفکر، اراده و پشتکار را به همراه مي آورد، اگر مدبرانه رفتار نکنيد و در زندگي خود تغييرات لازم را اعمال نکنيد ، زندگي زناشويي شما احتمالاً خسته کننده مي شود. وقتي روابط زناشويي امکان رشد را فراهم نسازد ، آن پيمان کم رنگ خواهد شد. اگر ازدواج به گونه اي باشد که با خود صادق باشيم، تغيير خود به خود ايجاد مي شود.
احساسات، نيازها و آسيب پذيري ها
براي اين که عشق را دريابيم، به احساس نياز داريم. نارضايتي زوجين از يکديگر سبب سرکوب شدن احساسات و عواطف محبت آميز آنها نسبت به يکديگر مي شود و به مرور، وقتي زن و شوهر احساسات خود را همچنان سرکوب مي کنند، ديواري به دور قلب خود مي کشند و اين نتيجه اي جز بي اعتنايي و عدم حمايت شوهر از زن و زن از شوهر نخواهد داشت و بتدريج که ديوار دور قلب بلندتر مي شود و راه قلب به طور کامل مسدود مي شود ، طلاق عاطفي رخ خواهد داد و ميان مال و احساسات محبت آميز فاصله اي عميق خواهد افتاد.
به کمک برقراري ارتباط صحيح و با قدراني از کارهاي يکديگر مي توانيم ديوار دور قلبمان را خراب کرده و مهر و عشق از دست رفته را باز يابيم.
مسووليت شخصي و التيام نفس
وقتي نيازهاي احساسي ما در ازدواج برآورده نمي شوند ، اختلافات حل و فصل نشده مربوط به گذشته ها خودنمايي مي کنند ، لحظه اي احساس مهر و عشق مي کنيم و لحظه اي بعد به طلاق مي انديشيم. هرگاه احساس مي کنيد حال خوبي نداريد و يا اين که از يک عمل يا حرف همسرتان برآشفته شده ايد، بدانيد که در اعماق وجود شما چيزي هست که نياز به التيام دارد. در اين شرايط لازم است که بخشاينده تر و پرمهرتر ظاهر شويم.
در اين مواقع بايد از خود مراقبت و يا حتي در صورت لزوم به روان درمانگر مراجعه کنيم . در اين هنگام، با بخشش و چشم پوشي کردن از بي مهري هاي گذشته هم خويشتن خويش را التيام بخشيده ايم و هم همسرمان را از آماج سرزنش هاي خود و مشاجره هاي مجدد دور مي کنيم.
احترام متقابل به يکديگر
بايد توجه داشت که هر مشاجره اي در هر زمينه اي نبايد منجر به ريختن حرمت و احترام بين طرفين شود. به عبارتي حتي براي مشاجره و بگومگوهاي زوجين هم بايد يک حد و مرز مشخصي در نظر گرفته شود و هيچ يک از زوجين نبايد پا را فراتر از آن بگذارند .
عشق و مهر و محبت
زن ها بيشتر زماني احساس محبت مي کنند که از ناحيه شوهرشان حمايت عاطفي شوند. زن وقتي عشق را احساس مي کند که دريابد عشق و محبت شوهرش ادامه دار است. ممکن است مسائلي مانند سالگرد ازدواج ، تاريخ تولد و يا حتي وقايع مهم زندگي براي مرد اهميتي نداشته باشد و حتي به دست فراموشي سپرده شود ، اما براي اغلب زنان اين مساله در
درجه بالايي از اهميت قرار دارد چرا که استمرار عشق و محبت شوهر را برايشان به اثبات مي رساند. اغلب زنان احساسات شنيداري و کلامي را بهتر درک مي کنند. جملاتي مانند «من به توعلاقه دارم»، «احساست را درک مي کنم»، «مي دانم از چه خوشت مي آيد» و «هميشه در کنارت خواهم بود» اگرچه جملات ساده اي هستند ، اما اگر از جانب مرد به زن اعلام شوند در جلب مهر و محبت و عشق زن بسيار موثر خواهد بود. اما دريافت عشق و محبت از جانب مرد متفاوت است. او در صورتي احساس مهر و عشق مي کند که زنش پيوسته از کارهايي که او انجام مي دهد قدرداني و تعريف و تمجيد نمايد. مرد زماني شاد مي شود که همسرش راضي باشد.
در حالي که زن از گرفتن حتي يک شاخه گل سرخ به عنوان هديه احساس مهر و عشق مي کند، مرد از مورد قدرداني واقع شدن به اين احساس مي رسد.
وقتي مرد براي همسرش کارهاي کوچک مي کند و زنش از او تشکر مي نمايد ، مرد احساس محبت مي کند. اگر مرد فراموش کرد ، زن مدبر کسي است که به لحن غيرمتوقعانه موضوع را به او يادآور شود. و مرد متعهد نيز مردي است که به محض يادآوري همسرش را مورد دلجويي و محبت قرار داده و سهل انگاري خود را از دلش درآورد. در غير اين صورت اين بي مهري ها به مرور زمان انباشته شده و به جايي مي رسد که حتي حمايت و دلجويي و تدبير نيز کاري از پيش نبرده، طلاق عاطفي زوجين را سبب خواهد شد.
دوستي ، استقلال و تفريح
سرکوب احساسات به روحيه دوستانه زن و شوهر آسيب مي رساند. اگر زن يا شوهر، هر کدام به تنهايي در زندگي زناشويي خود از خودگذشتگي نشان دهند ازدواجشان پابرجا باقي مي ماند اما مهر و عشق آنها را تنها مي گذارد.
بدون داشتن مهارت هاي جديد ارتباطي با آن که ممکن است ازدواج پابرجا باقي بماند، مهر و عشق صحنه را خالي مي کند و زندگي زناشويي فقط جنبه فيزيکي به خود گرفته وهمان طلاق عاطفي را منجر خواهد شد.
وقتي زني به همسرش علاقه دارد اما به او براي حمايت از خود کمک نمي کند، در واقع به روابط زناشويي خود آسيب مي رساند. مرد تنها زماني در روابط زناشويي خود موفق ظاهر مي شود که بتواند خواسته ها و نيازهاي همسرش را برآورده سازد.
براي ايجاد دوستي در روابط زناشويي بايد تعادلي ميان استقلال و وابستگي ايجاد شود.
همان طور که نياز به همسرمان مبناي شوق و عشق و تداوم زندگي است، اما اگر به اندازه کافي استقلال و خود مختاري نداشته باشيم، در مواقعي که همسرمان چيزي ندارد که به ما بدهد و يا در مواقعي که بنابر دلايلي (که منطق خودش حکم مي کند) نخواهد کاري را براي ما انجام دهد، احساس مي کنيم در گرفتن آنچه به آن نياز داريم، ناتوان هستيم. با قبول مسووليت در قبال خود و با التيابم بخشيدن به خوشيتن، مي توانيم در مواقعي که همسرمان نمي تواند کاري براي ما انجام دهد اقدامي براي خود صورت دهيم. از جمله اين موارد مي توان از وابستگي هاي افراطي مرد در تمامي زمينه ها نام برد. احساسات بيش از حد و زياده روي، توقعات را بالا خواهد برد و اين نيز پيش زمينه اي براي مشاجرات خانوادگي است.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان