بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,453

روابط زن و مرد از ديدگاه اسلام، ترويج، تعطيل، تعديل؟-قسمت اول

  1390/5/28
خلاصه: امروزه، به واسطه ي افزايش مناسبات اجتماعي و اقتصادي و در پي آن، گسترش حضور زنان در عرصه ي جامعه، مسأله ارتباط سالم و صحيح ميان زن و مرد، به عنوان يکي از بارزترين دغدغه هاي متشرعين مطرح شده است. در اين نوشتار، پس از بيان ضرورت بحث، رويکرد منطقي و معتدل از ديدگاه آيات و روايات، در برابر دو ديدگاه سخت گيرانه و سهل گيرانه بيان مي شود و حدود و مباني آن مطرح مي گردد. بر طبق اين رويکرد، معيار در روابط زن و مرد، روشي است که جامعه با در نظر گرفتن راهنمايي عقل، شرع و فطرت مي پسندد و سرانجام در پايان نوشتار موضوعات اساسي در روابط از قبيل مکالمه و گفتگو، نگاه، پوشش و تماس بدني، با نگاهي فقهي مورد بررسي قرار مي گيرد.
انسان موجودي اجتماعي است و با زندگي فردي به تأمين نيازهاي خويش قادر نيست، لذا چاره اي جز زندگي اجتماعي ندارد. نيازهايي که بشر را به زندگي اجتماعي وامي دارد، تنها نيازهاي مادي و اقتصادي نيست؛ بلکه نيازهاي روحي ـ رواني و فکري نيز نقش عظيمي دارند؛ حتي از يک نگاه نقش اين عوامل، کمتر از عامل اقتصادي و مادي نيست. به عنوان نمونه، يکي از نيازهاي بشر، نياز علمي است. ميل به دانش و آگاهي، يکي از اميال فطري بشر است. شکوفايي، ارضا و بالندگي ميل علمي بشر، تنها در سايه ي زندگي اجتماعي، روابط با ديگران و در گرو تعليم و تربيت است. يکي ديگر از اميال فطري و روحي بشر، ميل به داشتن دوست و يار صميمي است. انسان به طور فطري دوست دارد که در سايه ي روابط با ديگران، خود را از تنهايي و بي کسي رها سازد، به ويژه در مواقع رنج و درد و نگراني، خواهان کسي است که با او درد دل کند تا التيام بخش دردهايش باشد.
بنابراين، عوامل مختلف مادي و روحي، انسان را به سمت و سوي زندگي اجتماعي سوق مي دهد. در زندگي اجتماعي به صورت طبيعي روابطي شکل مي گيرد، مانند رابطه ي همسايه با همسايه، دانش آموز با معلم، دانشجو با استاد، دولت با ملت. طبيعي است که اين گونه روابط اجتماعي، هميشه ميان هم جنس (زن با زن، مرد با مرد) اتفاق نمي افتد. در بسياري از اين موارد، رابطه ي دو جنس مخالف (زن و مرد) نيز حتمي و قهري است. به طور قطع رابطه ي دو جنس مخالف را در دايره ي روابط محارم با يکديگر نيز، نمي توان منحصر دانست؛ زيرا انواع روابط ميان دو جنس مخالف در ميان اقوام و خويشاوندان، رفت و آمدهاي فاميلي و نيز در سطح جامعه صورت مي گيرد.
توسعه ي شهرنشيني وگسترش مناسبات اجتماعي و اقتصادي موجب شده است که امروزه بر خلاف گذشته، زن در عرصه ي جامعه، حضور گسترده اي داشته باشد و به طور طبيعي، اين حضور در کليه اماکن عمومي و خصوصي، نظير کلاس درس و محل کار مشهود است و صرفاً محدود به داشتن رابطه با محارم نمي شود. از اين رو، مسأله ي ارتباط زن و مرد، از مسائل بسيار مهم و مورد ابتلاست که بايد ديدگاه اسلام در اين زمينه روشن شود. با عنايت به اين که، اسلام دين جامع، جهاني و پاسخگوي نيازهاست و در آموزه هاي خود از مقتضيات زمانه نيز غافل نيست، به طور حتمي، ديدگاه واقع بينانه و منصفانه اي در اين موضوع، مانند همه موضوعات ديگر دارد که براي نسل امروز در عين اين که سعادت آفرين است، راهگشا و هدايتگر نيز مي باشد.
ديدگاه هاي مختلف در مورد ارتباط زن و مرد
در مورد ارتباط زن و مرد، دو ديدگاه مخالف با تفاسيري دوگانه وجود دارد که به نظر مي رسد هر دو ديدگاه، به يک اندازه مردود و مخدوش است.
الف)- ديدگاه سخت گيرانه
مطابق اين ديدگاه افراطي، هر نوع ارتباط ميان دختر و پسر و زن و مرد جز در صورت اضطرار ممنوع است؛ زيرا رابطه ي ميان اين دو، رابطه ي آتش و پنبه است و براي دوري از خطر، عقل حکم مي کند که اين دو، هر چه بيشتر از همديگر دور نگه داشته شوند. بر اين مبنا، هر نوع ارتباطي ميان دو جنس مخالف، ممکن است باعث جرقه اي شود که کنترل آن در اختيار هيچ يک از طرفين نباشد. از اين گذشته، تأثيرات منفي شنيدن صداي نامحرم و هر نوع مصاحبت با وي، در روح انسان قابل انکار نيست.
ديدگاه مذکور در تأييد صحت مدعاي خويش، پاره اي از روايات را با تفسيري خاص نقل مي کند که از آن جمله است: در روايتي از حضرت زهرا (س) آمده است: «براي زنان بهتر است که هيچ مردي را نبينند و هيچ مردي نيز آن ها را نبيند.» (حر عاملي، 1397ق: ج14، ابواب مقدمات النکاح، باب 129، ح3) يا حضرت علي (ع) در سفارشات خـويش، بـه امـام حسـن مجتبي (ع) مي فرمايند: «اگـر مي تواني کاري کن که زن تو با مردان بيگانه معاشرت نداشته باشد. هيچ چيز بهتر از خانه، زن را حفظ نمي کند. همان طور که بيرون رفتن آنان از خانه و معاشرت با مردان بيگانه در خارج از خانه براي آن ها مضر و خطرناک است، وارد کردن مرد بيگانه نزد آنان در داخل خانه و اجازه ي معاشرت دادن به او نيز مضر و خطرناک است. اگر بتواني کاري کن که زنانت غير از تو را نشناسند.» (نهج البلاغه، نامه 31)
ـ نقد و بررسي
در نقد و بررسي اين ديدگاه، توجه به نکات ذيل ضروري است:
الف)- براساس فتواي بسياري از فقها، اصل ارتباط و گفتگو، معاشرت و مصاحبت، سلام و احوال پرسي ميان زن و مرد با رعايت موازين اسلامي ممنوعيتي ندارد. زن و مرد مي توانند صداي همديگر را بشنوند و صداي خود را به همديگر بشنوانند. منعي که وجود دارد، اين است که اولاً زن نبايد صداي خود را به گونه اي ترقيق و تحسين کند که مرد را به گناه بکشاند و ثانياً نبايد اين گفتگو به قصد التذاذ جنسي صورت گيرد.
زن و مرد مي توانند در مسائل مختلف ديني، علمي، سياسي، اجتماعي و... با هم بحث و گفتگو داشته باشند و از نظرات و اطلاعات همديگر استفاده کنند. زن مي تواند مديريت يک موسسه ي علمي- تعليمي، اقتصادي و... را که مردان نيز در آن جا بکار اشتغال دارند، به عهده گيرد. همه ي اين موارد و موارد مشابه آن، از ديدگاه فقها هيچ گونه ممنوعيتي ندارد. آن چه که از ديدگاه فقهي و شرعي مهم است، رعايت حريم، حفظ حجاب، پرهيز از نگاه هاي شهوت آلود، اختلاط ها و مصاحبت هاي نادرست و غير مفيد است.
اين ديدگاه که زن را بايد در خانه محبوس کرد و از هر گونه حضور در جامعه و ارتباط با ديگران محروم ساخت، مبناي مقبولي ندارد. از نظر شرعي، حضور زن در جامعه و شرکت در مراسم مختلف ديني، سياسي و اجتماعي ممنوع نيست. زن مي تواند در نمازهاي جمعه و جماعت حضور پيدا کند. البته اسلام حضور زن را در نماز جمعه و عيدين واجب نکرده است؛ اما اين عدم وجوب به معناي ارفاق و برداشتن تکليف است؛ نه منع حضور.
صاحب وسائل الشيعه که خود محدثي قوي است، پس از ذکر روايات به ظاهر متعارض در رابطه با حضور زن در جامعه، مي گويد: «از مجموع روايات استفاده مي شود که براي زنان رواست که براي مجالس عزا يا براي انجام حقوق مردم يا تشييع جنازه بيرون روند و در اين مجامع شرکت کنند، هم چنان که فاطمه(س) و نيز زنان ائمه اطهار(ع)، در مثل اين موارد شرکت مي کرده اند.» (حر عاملي، 1397ق: ج1، ص72)
در روايتي ديگر از پيامبر اکرم(ص) خطاب به زنان خود آمده است: «قد اذن لکن ان تخرجن لحوائجکن» (مسلم، بي تا: ج7، ص6 ؛ بخاري، بي تا: ج7، ص49)، «به شما اجازه داده شده است که براي حاجت هاي خود بيرون برويد.»
شهيد مطهري، رواياتي را که بر منع حضور زنان در جامعه دلالت دارد، بر توصيه اخلاقي حمل مي کند؛ بدين معنا که مردان و زنان از خطرات ارتباط با هم آگاه شوند؛ سپس مي گويد: «علت اين که فقها به مضمون چنين جمله ها فتوا نداده اند، ادله ي قطعي ديگر از آيات و روايات و سيره ي معصومين(ع)، برخلاف مفاد ظاهر اين تعبيرات است و به اصطلاح، ظاهر اين جمله ها معرض عنه اصحاب است؛ لهذا اين جمله ها حمل بر توصيـه اخلاقي شـده اسـت و ارزش اخلاقـي دارد نـه فقهي.» (مطهري، 1379: ج 19، ص548) در واقع تفسير صحيح اين روايات، مصونيت روابط را شامل مي شود، نه ممنوعيت.
ب)- هر چند به هيچ وجه نمي توان خطرات ناشي از روابط ناسالم ميان دختر و پسر و زن مرد را دست کم تلقي کرد، اما اين امر نبايد چنان باعث بدبيني گردد که هر گونه ارتباط ميان دو جنس مخالف، غير مجاز و ممنوع تلقي شود و در پاره اي از موارد، منافع و مصالحي که در اين ارتباط وجود دارد، ناديده گرفته شود. اين نگرش که اين دو جنس همانند آتش و پنبه اند و در موقع ارتباط گفتاري و معاشرت حتي با حفظ حجاب و رعايت حريم و آداب لازم، به موجودات بي اراده و تدبير تبديل مي شوند، تا حدود زيادي بي انصافي و افراط گرايي است.
شکي نيست که معاشرت و مصاحبت دو جنس مخالف مي تواند در پاره اي از موارد يکي از لغزشگاه هاي بزرگ به حساب آيد؛ اما آيا مي توان به اين دليل حتي با رعايت هاي لازم، هر گونه ارتباطي را محکوم کرد؟ آيا در موارد ديگري نيز که امکان لغزش وجود دارد، چنين قضاوتي مي شود؟ آيا دسترسي به مال، مقام و منصب يا حتي علم، يا حضور در برخي از جلسات و نشستن در جايگاه داد و ستد، خريد و فروش و... نمي تواند براي عده اي لغزشگاه به حساب آيد؟ آيا تعداد کساني که در اين موارد به لغزش، انحراف و گناه کشيده مي شوند، اندک است؟ و مي توان با اين عذر، اين موارد و مشاغل را ممنوع دانست؟
نويسنده:عباس نيکزاد





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان