بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,653

بايسته هاي اخلاقي همسران و نقش آن در تربيت فرزندان-قسمت سوم(قسمت پاياني)

  1390/5/26
خلاصه: بايسته هاي اخلاقي همسران و نقش آن در تربيت فرزندان-قسمت سوم(قسمت پاياني)
نقش التزام همسران به وظايف اخلاقي در تربيت فرزندان
نهاد خانواده به مثابه ي جامعه ي کوچکي است که هر يک از اعضاي آن به گونه اي بر ديگري تأثيرگذار است. به دليل رکن بودن نقش همسران در خانواده، تأثيرگذاري مضاعف و دوچنداني بر فضاي عمومي خانواده و به ويژه فرزندان دارد؛ زيرا خانواده به صورت يک سيستم متعامل(52) و به هم پيوسته است و هر کدام از اعضاي آن متناسب با جايگاه و نقشي که دارد، در ديگران تأثير گذار است. پدر و مادر در جايگاه محوري ترين عنصر تعاملات خانوادگي، وقتي التزام و توجه اساسي به آموزه هاي اخلاقي در روابط همسري داشتند، مي توانند الگو و مدل قابل قبول و ارزنده اي براي انتقال مفاهيم و آموزه هاي اخلاقي به فرزندان خود باشند.
تأثيرگذاري و نقش آفريني اساسي والدين در فرزندان را مي توان دست کم به دو دليل، سرنوشت سازترين و اصلي ترين عامل در تربيت اخلاقي، روان شناختي و اجتماعي کودکان به شمار آورد:
دليل نخست
در شکل گيري و تکون شخصيت و ويژگي هاي اخلاقي و رفتاري فرزندان، دو عامل عمده ي وراثت و محيط دخالت دارند. در ميان عوامل محيطي، تأثيرگذارترين عامل و عمومي ترين عامل، خانواده است و در ميان عوامل خانوادگي، محوري ترين عامل، والدين هستند.
اثر گذاري والدين، به دليل جايگاه ممتاز و تعامل بيشتر ايشان و اينکه نخستين مربي کودک اند، بيشتر از ساير عوامل اجتماعي است. انديشمندان و کارشناسان علوم تربيتي و روان شناسان، با عبارات مختلف به نقش اساسي والدين و محيط خانواده در رشد اخلاقي و شخصيتي کودکان اشاره کرده اند. کارل يونگ(53) يکي از روان شناسان غربي معتقد است در مرحله ي کودکي، آنچه ممکن است شخصيت کودک خوانده شود، چيزي نيست مگر انعکاس شخصيت و رفتارهاي والدين او. بديهي است که پس از آن، والدين نفوذ و تأثير زيادتري بر شکل گيري شخصيت کودک اعمال مي کنند. آنها مي توانند با شيوه هاي رفتاري خود، به رشد شخصيت او کمک کنند يا مانع آن بشوند؛(54) يعني والدين در شکل گيري رفتارها و منش کودک دخالت زيادي دارند.
هورناي(55) يکي ديگر از روان شناسان، رابطه ي اجتماعي موجود بين کودک و والدين را عامل اصلي رشد شخصيت کودک مي داند و از نياز کودک به ايمني و نقش آن در تعيين بهنجار بودن رشد شخصيت، سخن به ميان آورده و معتقد است امنيت رواني کودک کاملاً بستگي دارد به اينکه چگونه والدين با او برخورد کرده اند. اظهار نکردن محبت به کودک و فقدان فضاي عاطفي، شيوه ي عمده اي است که والدين به وسيله ي آن، امنيت را تضعيف يا از آن جلوگيري مي کنند.(56)
کوپر اسميت(57) مي گويد: «در نتيجه تحقيقات به اين نکته رسيدم که پسراني که از عزّت نفس بالايي برخوردارند، معمولاً داراي والديني هستند که اعتماد به نفس و کرامت نفس، ثبات هيجاني و اتکاي به خود از ويژگي هاي شخصيتي آنان به شمار مي رود و در مسائل پرورش و تربيت فرزندان، بين آنان و فرزندانشان توافق کاملي مشاهده مي شود».(58)
مطالعات کال دُوِل(59) و همکارانش نيز درباره ي شکل گيري هوش در جريان تأثير محيط خانواده نشان داده است که کودکان باهوش تر معمولاً کساني هستند که در خانواده هاي صميمي رشد کرده و از امکانات فرهنگي و تربيتي بيشتري برخوردارند.(60) بنابراين، روابط عاطفي و اخلاقي والدين و همچنين فضاي تربيتي و عاطفي به وجود آمده به دنبال اين رابطه، نقش زيادي در رشد اخلاقي، روان شناختي و شخصيتي کودکان دارد.
دليل دوم
بسياري از انديشمندان روان شناسي به ويژه آقاي آلبرت بندورا(61) اعتقاد دارند بيشترين يادگيري ها و تأثيرپذيري هاي افراد انساني، از طريق يادگيري مشاهده اي و ديدن الگوهاي ارائه شده است. بر اساس نظريه ي ايشان، هر چقدر الگوها از محبوبيت و جايگاه ارزشي ويژه اي برخوردار باشند، تأثيرگذاري بيشتري بر الگوگيرنده ها دارند. ايشان همچنين معتقدند والدين به منزله ي اولين الگو، بر شخصيت کودکان، اجتماعي شدن آنها، روش هاي تعامل با ديگران، نحوه ي برخورد با مشکلات زندگي و مسائل اخلاقي کودکان تأثير جدي و اساسي دارند.(62)
بنابراين، وقتي پدر و مادر به آموزه هاي اخلاقي همسرداري التزام جدي دارند و روابط عاطفي و اخلاقي محبت آميز و مؤدبانه، دلسوزانه و دين مدارانه دارند، بر فرزندان خود نيز اثر گذاشته و آنان را به سوي مسائل تربيتي سوق خواهند داد. افزون بر اين، وقتي محيط خانواده، دوستانه، صادقانه، محبت آميز و همراه با حس وظيفه شناسي و احترام بود، فضايي آرام و معنوي به وجود خواهد آمد و اين فضا در آرامش رواني، شکوفايي استعدادها و همچنين خلاقيت فرزندان مؤثر خواهد بود؛ زيرا يکي از شرايط عمده براي رشد عاطفي، ذهني، فکري و رواني کودکان، محيط مناسب خانواده است که اين فضا در خانواده هايي که ملتزم به حقوق متقابل و نقش هاي اختصاصي افراد هستند، به وجود مي آيد. اين گونه خانواده ها بيشترين شباهت را به خانواده اي که در روان شناسي به خانواده ي مقتدر معروف است، دارد. خانواده ي مقتدر از بهترين نوع خانواده ها و داراي بهترين روش تربيتي است.
التزام همسران به حقوق اخلاقي متقابل، افزون بر تأثيرهاي مزبور بر فرزندان، در ترقي معنوي و رشد معنوي و تربيتي يکديگر نيز تأثيرگذار است. وقتي همسران در محيطي عاطفي، دوستانه و مملو از ارزش هاي اخلاقي، گذران عمر مي کنند، آرام آرام و به صورت ناهوشيار بر کمالات و زيبايي هاي اخلاقي آنان افزوده خواهد شد؛ زيرا محيط سالم و پاکيزه (از نظر اخلاقي) در شخصيت و نوع کارکردهاي افراد تأثير مي گذارد و همين طور افراد سالم و بهنجار متقابلاً در محيط و بهتر شدن آن اثر مي گذارند و اين سير ترقي ادامه دارد.
آلبرت بندورا(63) اعتقاد دارد که تعامل شخص، محيط و رفتار، جبر متقابل به وجود مي آورد؛ يعني وقتي فردي در محيطي زندگي مي کند و رفتار خاصي انجام مي دهد، آن رفتار در محيط تأثير گذاشته و محيط را تغيير مي دهد و محيط تغييريافته، دوباره بر فرد اثر گذاشته و رفتار او را به نوعي ديگر رقم مي زند. حال اگر رفتار فرد مطلوب و صحيح باشد، محيط به طرف اصلاح و پاکيزه تر شدن متمايل شده و محيط پاکيزه دوباره بر فرد اثر گذاشته و رفتار او بهتر از گذشته خواهد شد. اين فرآيند در رفتارهاي ناهنجار نيز وجود دارد. براي مثال، وقتي افراد سالم و مؤمن و بهنجاري در محله اي زندگي بکنند، آن محله تحت تأثير اين افراد قرار گرفته و فضاي معنوي و خوبي پيدا خواهد کرد و اين فضاي معنوي در خود افراد نيز اثر گذاشته و رفتارشان از مرحله ي قبل بهتر خواهد شد.
در شکل پايين B يعني رفتار، و P يعني شخص و E يعني محيط.(64)
نتيجه گيري
1.همسران در رابطه با يکديگر تعهدات اخلاقي دارند؛
2.وظايف اخلاقي همسران در آموزه هاي ديني به خوبي تبيين گرديده است؛
3.التزام به مسايل اخلاقي در استحکام خانواده، نقش سازنده اي دارد؛
4.تعهدات اخلاقي همسران در راستاي نيازهاي خانوادگي و اجتماعي آنان است؛
5.التزام به مسايل اخلاقي در خانواده، آثار تربيتي ويژه اي روي فرزندان دارد؛
6.عمل به بايسته هاي اخلاقي توسط همسران، تأثيرات مطلوبي روي بهبود محيط اجتماعي مي گردد.
پي‌نوشت‌ها:
1.ناصر مکارم شيرازي، اخلاق در قرآن، ج 3، ص 24.
2.محمدباقرمجلسي، بحارالانوار، ج 100، ص 253.
3.همان، ص 224.
4.همان، ج 71، ص 5.
5.جمال الدين محمد خوانساري، شرح غرر الحکم، ج 4، ص 229، ح 6231.
6.حسام الدين هندي، کنزالعمال، ج 3، ص 462.
7.جمال الدين محمد خوانساري، شرح غررالحکم و دررالکلم، ج 3، ص 384، ح 4815.
8.همان، ج 4، ص 121، ح 5520.
9.حسين نوري طبرسي، مستدرک الوسايل، ج 14، ص 254.
10.John Gray
11.جان گري، مردان مريخي،زنان ونوسي، (ترجمه نقيبي)، ص 170.
12.مسعود آذربايجاني و همکاران، روان شناسي اجتماعي با نگرش به منابع اسلامي، ص 240.
13.مجلسي، بحارالانوار، ج 68، ص 44.
14.همان، ج 100، ص 239.
15.اين يک اصل روان شناختي است که مي گويد اگر به دنبال انجام کاري ، تقويت و تشويق بيابد، احتمال تکرار آن کار بيشتر مي گردد.
16.حسن ملکي، چگونه با تفاهم زندگي کنيم، ص 26.
17.Carl Rogers.
18.حسن ملکي، چگونه با تفاهم زندگي کنيم، ص 26.
19.جان گري، مردان مريخي، زنان ونوسي، ص 179.
20.الحرالعاملي، وسايل الشيعه، ج 12، ص 153.
21.همان، ص 152.
22.همان.
23.Koenig H, Hand Book of Religion and mental health, pp. 283 - 294.
24.روم: 21
25.حسين نور طبرسي، مستدرک الوسايل، ج 14، ص 252.
26.الحرالعاملي، وسايل الشيعه، ج 20، ص 252.
27.مجتبي حيدري، دينداري و رضامندي خانوادگي، ص 103.
28.پل تورينر، راز تفاهم در زندگي زناشويي، ترجمه ي ناصر فرجي، ص 102.
29.مجلسي، بحارالانوار، ج75،ص237
30.همان، ج 100، ص 245.
31.الحرالعاملي، وسايل الشيعه، ج 20، ص 39.
32.محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج 75، ص 234.
33.حسين نوري طبرسي، مستدرک الوسايل، ج 14، ص 250.
34.ديلمي، ارشادالقلوب، ج 1، ص 175.
35.الحرالعاملي، وسايل الشيعه، ج 12، ص 201.
36.آمدي، غررالحکم، ص 244.
37.همان.
38.همان.
39.کليني، الکافي، ص 119.
40.آمدي، غررالحکم، ص 244.
41.همان.
42.همان.
43.همان.
44.همان.
45.بقره: 187
46.قال الصادق (عليه السلام): مَن سَتَرَ عَلي مؤمِنٍ عَورَةَ يخافُها سَتَرَاللهُ عَلَيهِ سَبعينَ عَورَةَ مِن عَوراتِ الدُّنيا وَ الاخِرَةِ؛ امام صادق (عليه السلام) فرمودند: کسي که عيبي از مؤمني بپوشاند ــ عيبي که از افشا شدنش مي ترسد ــ خداوند هفتاد عيب از عيب هاي دنيا و آخرت او را پوشيده مي دارد (مجلسي، بحارالانوار، ج 71، ص 322).
47.همان، ج 100، ص 514.
48.الحرالعاملي، وسايل الشيعه، ج 21، ص 514.
49.حسين نوري طبرسي، مستدرک الوسايل، ج 13، ص 207.
50.مجلسي، بحارالانوار، ج 72، ص 44.
51.همان، ج 12، ص 11.
52.درست مثل سيستم بدن انسان که هر کدام از اعضاي آن در تعامل با ديگري بوده و از همديگر تأثير و تأثر دارند و اعضايي که نقش و جايگاه مهم تري دارند (مثل قلب و مغز) تأثيرشان در سيستم بدن و مجموعه ي بدن، بيشتر است.
53.Karl Gung.
54.دوان شولتز،نظريه هاي شخصيت، ترجمه ي يحيي سيد محمدي، ص 119.
55.Horney
56.همان، ص 170.
57.Cooper smith.
58.دفتر همکاري حوزه و دانشگاه، روان شناسي رشد با نگرش به منابع اسلامي، ج 2، ص 855.
59.Cal dwell.
60.دفتر همکاري حوزه و دانشگاه، روان شناسي رشد با نگرش به منابع اسلامي، ج 2، ص 855.
61.Albert Bandura.
62.دفتر همکاري حوزه و دانشگاه، روان شناسي رشد، ج 2، ص 460.
63.Albert Banduya.
64.بي آر، هِرِگِنهان، مقدمه اي بر نظريه هاي يادگيري، ترجمه ي علي اکبر سيف، ص 385.
منابع
ــ الطبرسي، رضي الدين، مکارم الاخلاق، قم، الشريف الرضي، 1371.
ــ مکارم شيرازي، ناصر، اخلاق در قرآن، قم، مدرسة الامام علي بن ابي طالب، 1377.
ــ خوانساري، جمال الدين محمد، شرح غررالحکم و دررالکلم، تهران، دانشگاه تهران، 1373.
ــ متقي هندي، حسام الدين، کنزالعمال، بيروت، مؤسسة الرسالة، 1409.
ــ نوري طبرسي، حسين، مستدرک الوسايل، بيروت، مؤسسة آل البيت لاحياءالتراث، 1408.
ــ گري، جان، مردان مريخي، زنان ونوسي، تهران، همشهري، 1376.
ــ ملکي، حسن، چگونه با تفاهم زندگي کنيم، زنجان، نيکان کتاب، 1385.
ــ کليني، محمد بن يعقوب، کافي، تهران، دارالکتب الاسلاميه، 1365.
ــ حيدري، مجتبي، دينداري و رضامندي خانوادگي، قم، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره)، 1385.
ــ تورينر، پل، راز تفاهم در زندگي زناشويي، ترجمه ي ناصر فرجي، تهران، جوان، 1379.
ــ ديلمي، ابي محمد الحسن، ارشادالقلوب، بي جا، شريف رضي، 1412 ق.
ــ پاينده، ابوالقاسم، نهج الفصاحة، تهران، چاپ اسلاميه، 1337.
ــ ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، قم، منشورات مکتبة آيةالله العظمي المرعشي النجفي، 1404.
ــ آمدي، عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، قم، دفتر تبليغات، 1366.
ــ دهخدا، علي اکبر، لغت نامه، تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1373.
ــ حسيني دشتي، سيد مصطفي، معارف و معاريف، قم، صدر، 1376.
ــ معاونت فرهنگي و تربيتي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره)، خانواده پويا، قم، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، 1385.
ــ شولتز، دوان، نظريه هاي شخصيت، ترجمه ي يحيي سيدمحمدي، تهران، مؤسسه نشر ويرايش، 1384.
ــ دفتر همکاري حوزه و دانشگاه، روان شناسي رشد، با نگرش به منابع اسلامي، تهران، سمت، 1375.
ــ هِرگنهان، بي آر، مقدمه اي بر نظريه هاي يادگيري، ترجمه ي علي اکبر سيف، تهران، دوران، 1376.
ــ شجاعي، محمدصادق، توکل به خدا، قم، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره)، 1383.
ــ آذربايجاني، مسعود و همکاران، روان شناسي اجتماعي با نگرش به منابع اسلامي، تهران: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و سازمان سمت، 1382.
ــ الحرالعاملي، وسايل الشيعة، قم، مؤسسه آل البيت لاِحياء التراث، 1412 ق.
ــ مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1403 ق
ــ Koenig, H, Hand Book of Religion and Mentall Health, Academic Press, 1998.
: معرفت اخلاقي (1)
نويسندگان: علي احمد پناهي- احمد حسين شريفي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان