بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,236

فلسفه خاص اسلام در خصوص حقوق خانوادگي-قسمت سوم(قسمت پاياني)

  1390/5/22
خلاصه: فلسفه خاص اسلام در خصوص حقوق خانوادگي-قسمت سوم(قسمت پاياني)
يکي ديگر از نظريات تحقيرآميزي که نسبت‏به زن وجود داشته است در ناحيه استعدادهاي روحاني و معنوي زن است;مي‏گفتند زن به بهشت نمي‏رود،زن مقامات معنوي و الهي را نمي‏تواند طي کند،زن نمي‏تواند به مقام قرب الهي آن طور که مردان مي‏رسند برسد.قرآن در آيات فراواني تصريح کرده است که پاداش اخروي و قرب الهي به جنسيت مربوط نيست،به ايمان و عمل مربوط است،خواه از طرف زن باشد و يا از طرف مرد. قرآن در کنار هر مرد بزرگ و قديسي از يک زن بزرگ و قديسه ياد مي‏کند.از همسران آدم و ابراهيم و از مادران موسي و عيسي در نهايت تجليل ياد کرده است.اگر همسران نوح و لوط را به عنوان زناني ناشايسته براي شوهرانشان ذکر مي‏کند،از زن فرعون نيز به عنوان زن بزرگي که گرفتار مرد پليدي بوده است غفلت نکرده است.گويي قرآن خواسته است در داستانهاي خود توازن را حفظ کند و قهرمانان داستانها را منحصر به مردان ننمايد.
قرآن درباره مادر موسي مي‏گويد:ما به مادر موسي وحي فرستاديم که کودک را شير بده و هنگامي که بر جان او بيمناک شدي او را به دريا بيفکن و نگران نباش که ما او را به سوي تو باز پس خواهيم گردانيد.
قرآن درباره مريم،مادر عيسي،مي‏گويد:کار او به آنجا کشيده شده بود که در محراب عبادت همواره ملائکه با او سخن مي‏گفتند و گفت و شنود مي‏کردند،از غيب براي او روزي مي‏رسيد،کارش از لحاظ مقامات معنوي آنقدر بالا گرفته بود که پيغمبر زمانش را در حيرت فرو برده،او را پشت‏سر گذاشته بود،زکريا در مقابل مريم مات و مبهوت مانده بود.
در تاريخ خود اسلام زنان قديسه و عاليقدر فراوانند.کمتر مردي است‏به پايه خديجه برسد،و هيچ مردي جز پيغمبر و علي به پايه حضرت زهرا نمي‏رسد.حضرت زهرا بر فرزندان خود که امامند و بر پيغمبران غير از خاتم الانبياء برتري دارد.اسلام در سير من الخلق الي الحق يعني در حرکت و مسافرت به سوي خدا هيچ تفاوتي ميان زن و مرد قائل نيست.تفاوتي که اسلام قائل است در سير من الحق الي الخلق است،در بازگشت از حق به سوي مردم و تحمل مسؤوليت پيغامبري است که مرد را براي اين کار مناسبتر دانسته است.
يکي ديگر از نظريات تحقيرآميزي که نسبت‏به زن وجود داشته است،مربوط است‏به رياضت جنسي و تقدس تجرد و عزوبت.چنانکه مي‏دانيم در برخي آيينها رابطه جنسي ذاتا پليد است.به عقيده پيروان آن آيينها تنها کساني به مقامات معنوي نايل مي‏گردند که همه عمر مجرد زيست کرده باشند.يکي از پيشوايان معروف مذهبي جهان مي‏گويد:«با تيشه بکارت درخت ازدواج را از بن برکنيد».همان پيشوايان ازدواج را فقط از جنبه دفع افسد به فاسد اجازه مي‏دهند;يعني مدعي هستند که چون غالب افراد قادر نيستند با تجرد صبر کنند و اختيار از کفشان ربوده مي‏شود و گرفتار فحشا مي‏شوند و با زنان متعددي تماس پيدا مي‏کنند،پس بهتر است ازدواج کنند تا با بيش از يک زن در تماس نباشند.ريشه افکار رياضت طلبي و طرفداري از تجرد و عزوبت،بدبيني به جنس زن است;محبت زن را جزء مفاسد بزرگ اخلاقي به حساب مي‏آورند.
اسلام با اين خرافه سخت نبرد کرد;ازدواج را مقدس و تجرد را پليد شمرد.اسلام دوست داشتن زن را جزء اخلاق انبيا معرفي کرد و گفت:«من اخلاق الانبياء حب النساء».پيغمبر اکرم مي‏فرمود:من به سه چيز علاقه دارم:بوي خوش،زن،نماز.
برتراند راسل مي‏گويد:در همه آيينها نوعي بدبيني به علاقه جنسي يافت مي‏شود مگر در اسلام;اسلام از نظر مصالح اجتماعي حدود و مقرراتي براي اين علاقه وضع کرده اما هرگز آن را پليد نشمرده است.
يکي ديگر از نظريات تحقير آميزي که درباره زن وجود داشته اين است که مي‏گفته‏اند زن مقدمه وجود مرد است و براي مرد آفريده شده است.
اسلام هرگز چنين سخني ندارد.اسلام اصل علت غايي را در کمال صراحت‏بيان مي‏کند. اسلام با صراحت کامل مي‏گويد زمين و آسمان،ابر و باد،گياه و حيوان،همه براي انسان آفريده شده‏اند اما هرگز نمي‏گويد زن براي مرد آفريده شده است.اسلام مي‏گويد هر يک از زن و مرد براي يکديگر آفريده شده‏اند: هن لباس لکم و انتم لباس لهن (4) زنان زينت و پوشش شما هستند و شما زينت و پوشش آنها.اگر قرآن زن را مقدمه مرد و آفريده براي مرد مي‏دانست قهرا در قوانين خود اين جهت را در نظر مي‏گرفت ولي چون اسلام از نظر تفسير خلقت چنين نظري ندارد و زن را طفيلي وجود مرد نمي‏داند،در مقررات خاص خود درباره زن و مرد به اين مطلب نظر نداشته است.
يکي ديگر از نظريات تحقير آميزي که در گذشته درباره زن وجود داشته اين است که زن را از نظر مرد يک شر و بلاي اجتناب ناپذير مي‏دانسته‏اند.بسياري از مردان با همه بهره‏هايي که از وجود زن مي‏برده‏اند او را تحقير و مايه بدبختي و گرفتاري خود مي‏دانسته‏اند.قرآن کريم مخصوصا اين مطلب را تذکر مي‏دهد که وجود زن براي مرد خير است،مايه سکونت و آرامش دل اوست.
يکي ديگر از آن نظريات تحقير آميز اين است که سهم زن را در توليد فرزند بسيار ناچيز مي‏دانسته‏اند.اعراب جاهليت و بعضي از ملل ديگر مادر را فقط به منزله ظرفي مي‏دانسته‏اند که نطفه مرد را-که بذر اصلي فرزند است-در داخل خود نگه مي‏دارد و رشد مي‏دهد.در قرآن ضمن آياتي که مي‏گويد شما را از مرد و زني آفريديم و برخي آيات ديگر که در تفاسير توضيح داده شده است،به اين طرز تفکر خاتمه داده شده است.
از آنچه گفته شد معلوم شد اسلام از نظر فکر فلسفي و از نظر تفسير خلقت،نظر تحقيرآميزي نسبت‏به زن نداشته است‏بلکه آن نظريات را مردود شناخته است.اکنون نوبت اين است که بدانيم فلسفه عدم تشابه حقوقي زن و مرد چيست.
پي‏نوشتها:
1- اعراف 20.
2- اعراف 22.
3- اعراف 21.
4- بقره 187.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان