بسم الله
 
EN

بازدیدها: 2,800

عده طلاق و فلسفه تشريع آن در اسلام

  1390/5/21
خلاصه: مقاله ي حاضر در پي شناسايي عده طلاق و فلسفه ي تشريع آن در اسلام مي باشد که به منظور بررسي اين مسئله ابتدا در مقدمه ي نوشتار، به اختصار به بحث عده در فقه و قانون پرداخته شده است و سپس عده طلاق و فلسفه ي تشريع آن در اسلام در حد توان نگارنده مورد بحث قرارگرفته است.
مقاله ي حاضر در پي شناسايي عده طلاق و فلسفه ي تشريع آن در اسلام مي باشد که بمنظور بررسي اين مسئله ابتدائا در مقدمه ي نوشتار، به اختصار به بحث عده در فقه و قانون پرداخته شده است و سپس عده طلاق و فلسفه ي تشريع آن در اسلام در حد توان نگارنده مورد بحث قرارگرفته است. بنابراين مي توان گفت " عده عبارت است از مدتي که تا انقضاي آن ، زني که عقد نکاح او منحل شده است نمي تواند شوهر ديگر اختيار کند" (ماده 1150 ق.م ) با توجه به ماده ي فوق الذکر ، وجوب عده به انحلال نکاح است و انحلال به فوت و طلاق و فسخ صورت مي گيرد و با توجه به ماده 1151 ق.م عده طلاق و فسخ نکاح سه طهر است مگر اينکه زن با اقتضاي سن، عادت زنانگي نبيند که در اين صورت عده او سه ماه است" و در مورد نکاح منقطع 2 طهر است مگر اينکه زن با اقتضاي سن، عادت زنانگي نبيند که دراين صورت 45 روز است " (ماده 1152 ق.م )" و عده وفات چه در دائم و چه منقطع45 روز مي باشد" (ماده 1154 ق.م ) و براي عده طاق حکمت ها و فلسفه هايي گفته شده است که از آن جمله مي باشد.
1) اطمينان از برائت رحم و پيشگيري از اختلاط نسب
2) حفظ حرمت نکاح سابق و پيوندهاي ناشي از آن
3) حفظ حيات و حمايت از جنين
4) امکان رجوع شوهر در طلاق رجعي
5) تعبدي بوده عده
عده از جمله دستوراتي است که در آياتي چند از قرآن کريم به آن تصريح شده است . قرآن کريم به صراحت درمورد زنان مطلقه مي فرمايد که بعد از سه طهر، مي توانند ازدواج مجدد نمايند(بقره، 228) و يا درمورد زناني که پيش از نزديکي طلاق داده مي شوند فرموده نگه داشتن عده بر آنها واجب نمي باشد (احزاب ،49) بنابراين هيچ شکي نيست که در قرآن کريم به اصل نگه داشتن عده و مدت آن تصريح شده و برخي از احکام آن بيان گرديده و همچنين شکي نيست که فلسفه ي تشريع آن در قرآن نيامده است و با توجه به اينکه مدت عده وفات و طلاق و ازدواج دائم و متعه با هم متفاوتند و "همچنين تعيين فلسفه ي عده با توجه به پيشرفت علم و مسائل مستحدثه روز، مي تواند داراي اثرات و تبعات متعدد باشد، چنانچه فلسفه تشريع عده، اطمينان از برائت رحم از طفل باشد، دراين صورت با اطمينان از عدم وجود طفل در رحم با توسل به شيوه هاي جديد پزشکي مي توان زن را از تحمل عده در مواردي معاف نمود. ليکن درصورتي که اصرار به عده تعبدي باشد با اطمينان به عدم وجود طفل نيز بايد قائل به حفظ و نگه داري عده براي زنان بود"(215 تطبيق قوانين عده درايران و ساير کشورها، لمياء رستمي تبريزي،ص1)بر همين اساس بحث از فلسفه ي تشريع عده خالي از فايده نمي باشد،اگر نگوييم .
مهم به نظر مي رسد " عده ميدارد زن آزادي که نکاح کرده شده است به عقد صحيح ، بعد از فوت شوهر ش، 4 ماه و 10روز هرگاه حامله نباشد ، خواه آن زن صغيره باشد و خواه کبيره، بالغ باشد شوهرش يا نباشد، دخول کرده باشد يا نکرده باشد" (محقق حلي،ترجمه ي ابن احمد يزدي ، 1364: ص767 )
با توجه به گفته ي فوق الذکر در فلسفه ي عده وفات آنچه پررنگ به نظر ميرسد همان احترام به شوهر است چراکه در اين نوع از عده دخول شرط نگه داشتن عده نمي باشد اما در مورد عده طلاق به نظر نگارنده مي توان فلسفه هاي بيشتري به دست آورد.
عده در فقه و قانون
يکي از مسائل فقهي حقوقي که اهداف خاصي را دنبال مي کند موضوع عده مي باشد." عده به کسر عين و فتح دال مشدد، اسم مصدر اعتداد و گرفته شده از ريشه ي عدد است" (محقق داماد، 1367: ص 447) " وعده در لغت به معني شمردن مي باشد"محقق حلي،ترجمه ي ابن احمد يزدي1364: ص 817) قانون مدني در مبحث سوم از فصل دوم به احکام عده اختصاص دارد و با توجه به ظاهر ماده 1150 ق.م که مي فرمايد: " عده عبارت است از مدتي که تا انقضاي آن زني که عقد نکاح او منحل شده است نمي تواند شوهر ديگر اختيار کند. " مي توان گفت که زنان در مدت عده، چه عده طلاق و چه عده وفات حق ازدواج مجدد ندارند و از نظر فقهي " عده عبارت است از مدتي که زن پس از جدايي از شوهر درحال انتظار است و انتظار معادل واژه ي تربص است"(محقق داماد، 1367: ص 447 ) که درقرآن آمده :" والمطلقات يتربصن بانفسهن ثلاله قروء" زنان مطلقه به مدت سه پاکي نفس خود را به انتظار مي گذرانند(بقره،228) و لازم به ذکر است که " مقررات عده در حقوق ايران از فقه اماميه گرفته شده است ولي بايد يادآور شد که نهاد حقوقي عده منحصر به فقه اسلامي و حقوق کشورهاي مسلمان نيست بلکه در حقوق کشورهاي غربي، از جمله فرانسه ، نيز با اختلافاتي ديده ميشود" (صفايي و امامي ،1374 :ص 137 )
? عده ي طلاق
عده ي طلاق برحسب اينکه زن آبستن باشد يا نه متفاوت است بعضي از زنان هم اصلا عده طلاق ندارند"(صفايي و امامي ، 1374: ص 139) در اين باره ماده 1153 ق . م مي فرمايد: در عده ي طلاق و فسخ نکاح و بذل، مدت و انقضاء آن در موردزن حامل تا وضع حمل است پس زن حاملي که طلاق گرفته است پس از زايمان ، عده ي او به پايان مي رسد. و خطاب ماده 1151 ق .م زنان غير آبستن مي باشد که در اين ماده عده طلاق آنان 3 طهر مي باشد " طهر در لغت پاک شدن را گويند و در اصطلاح حقوقي عبارت است از پاکي زن از عادت زنانگي و نيز مدتي که بين 2 عادت زنانگي قرار مي گيرد " (صفايي و امامي ، 1374:ص140) " احتساب سه طهر، به شرح زير است با توجه به لزوم وقوع طلاق در حالت طهر که نزديکي درآن واقع نشده با اولين حيض، مدت مزبور(فاصله ي زماني وقوع طلاق تا اولين حيض) هرچند هم که کوتاه باشد يک طهر محسوب مي شود و پس از پايان حيض، طهر دوم آغاز و به محض آغاز حيض، دو طهر محسوب و پس از پايان حيض، طهر سوم شروع مي گردد و بالاخره به محض آغاز حيض سوم، طهر سوم تکميل گشته و پايان عده فرا مي رسد " (محقق داماد، 1367 :صص 451 452)
" بدينسان چون بنا به گفته ي فقها، حداقل مدت حيض (عادت زنانگي ) سه روز و حداقل فاصله بين 2 عادت زنانگي (مدت طهر) ده روز است ، ممکن است عده پس از 26 روز و دو لحظه منتفي شود، تازه لحظه آخر که جزء ايام قاعدگي بعد از پايان 3 طهر است جزء عده نيست و فقط دليل بيرون آمدن از عده است (صفايي و امامي ، 1374 :ص 140) البته اين حداقل مدت عده است(همان، ص 140) و در مدت عده طلاق همان سه طهر است چون سه طهر، در غالب زنان در سه ماه بعمل مي آيد( محقق حلي، ترجمه ي ابن احمديزدي، 1364
:ص797 ) و با توجه به بند پاياني ماده 1151ق.م زنيکه به سن يائسگي نرسيده و درسن زناني است که عادت مي شوند ولي عادت زنانگي نمي بينند مدت عده چنين زني 3 ماه خواهد بود و" گروه سوم از زنان مطلقه که عده طلاق نگه نمي دارند زني است که بين او و شوهرش نزديکي واقع نشده و همچنين زن يائسه نه عده ي طلاق دارد و نه عده فسخ نکاح، ولي عده وفات در هر دو مورد بايد رعايت شود(ماده 1155 ق. م )" مقصود از زن يائسه زني است که به سن يائسگي نرسيده باشد يعني سني که ديگر اميد باردارشدن ندارد، اين سن به اعتقاد بعضي از فقها در هر زني 60 سال تمام و به قول گروهي در زنان معمولي 50 سال تمام و در زن قريشه (سيده) 60 سال است، چون قانون مدني سني براي يائسگي معين نکرده مي توان گفت در حقوق ايران سن يائسگي مشخص نيست .
د رواقع برحسب طبيعت ، همه ي زنان را از اين لحاظ نمي توان دريک رديف دانست پس درصورت بروز اختلاف در اين امر، دادرس باجلب نظر کارشناس (پزشک) يائسگي را در هرمورد تشخيص خواهد داد."(صفايي و امامي، 1374 :ص 141) "زني که نه ساله باشد يا بيشتر وحيض نديده باشد هنوز، و اراده نشود طلاقش، بايد که مرد صبرکند براو 2ماه و بعد از آن اورا طلاق دهد(محقق حلي، ترجمه ابن احمد يزدي، 1364: ص 768)
? فلسفه ي عده طلاق
1) اطمينان از برائت رحم و پيشگيري از اختلاط نسب
"در توجيه عده دلايلي آورده شده است : يکي آنکه جلوگيري از اختلاط نسل ايجاب مي کند که زن تا مدتي پس از انحلال نکاح نتواند شوهر کند( صفايي و امامي، 1374 : ص 137) بنابراين باتوجه به گفته فوق الذکر يکي از مهم ترين علت هاي نگه داشتن عده همان جلوگيري از اختلاط نسب مي باشد و تجربه نشان داده که يک بار ديدن عادت ماهانه معمولا دليل بر عدم باداري زن است ولي گاهي هم ديده شده که زن درعين بارداري عادت ماهيانه را در آغاز حمل مي بيند به همين علت باتوجه به آيه ي شريف قرآني که مي فرمايد: " والمطلقات يتر بصن بانفسهن ثلثه فروء" زن هائيکه طلاق داده شده اند از شوهر نمودن خودداري کنند تا 3 پاکي برآنان بگذرد(بقره،228) اينگونه استنباط مي شودکه اين مدت براي در عده بودن بخاطر جلوگيري از اختلاط نسل باشد زيرا همانگونه که در مطالب قبلي نوشتار بطور صريح يا ضمني اشار ه شده زن يائسه و غير مدخوله و همچنين زن صغيره از داشتن عده معافند.
2) حفظ حرمت نکاح سابق و پيوندهاي ناشي از آن
هميشه اينگونه نيست که جدايي ها با عدم رضايت ودلخوري زوجين همراه باشد چه بسا ديده شده که زوجين با توافق و رضايت کامل، زندگي در کنار هم را نپسنديده و هر دو طرف در کمال رضايت خواهان جدايي باشند و در اين موارد چه بسا، دوستي و احترام آنان به همديگر باقي مي ماند و اگر اين امر به نظر بعضي ها مشکل مي آيد، مي توان از دريچه ديگري به موضوع نگريست و آن اينکه، شايد جدايي براي زوجين همانگونه که در اغلب جدايي ها اينگونه است با اختلافات و دلخوري هايي همراه باشد ليکن ممکن است محبت و دوستي اين زوج و زوجه با خانواده هاي همديگر محفوظ باشد بويژه زمانيکه اين ازدواج ثمره اي از فرزندان داشته باشد. لذا اگر بعد از طلاق، زوجه فورا مبادرت به ازدواج نمايد بويژه عواطف فرزندان جريحه دار مي شود. البته اينجا مي توان اين اشکال را کرد که چگونه براي زوج مدتي به عنوان عده نيست ومي تواند،فورا بعد از طلاق ازدواج مجدد داشته باشد در حالي که، گفته هاي فوق در مورد اونيزصادق است .که درجواب ميتوانيم بگوييم ان چه که به ذهن حقير ما ميرسد حکمت هاي عده است وشايد ما به علت حکم نرسيم.
3) حفظ حيات و حمايت از جنين
با توجه به ماده 1153 ق.م عده طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد زن حامله تا وضع حمل است . يعني زنيکه طلاق داده شده نمي تواند قبل از وضع حمل ازدواج مجدد داشته باشد" و به همين علت فلسفه ي عده مي تواند حفظ حيات کودک از آسيب هايي باشد که شايد در اثر ازدواج به زن وارد شود مانند اجبار به سقط جنين" ( 215 تطبيق قوانين عده در ايران و ساير کشورها ، لمياء رستمي تبريزي، ص 4)
4) امکان رجوع شوهر در طلاق رجعي
" وبعو لتهن احق بردهن في ذلک ان ارادو اصلاحا" ... و شوهران آنها در زمان عده حق دارند که آنها را بزني خود رجوع دهند اگر که نيت خير و سازش دارند.(بقره، 228)
گاهي طلاق به علت واهي رخ مي دهد بگونه اي که دريک دوره، دراثر عوامل مختلف زمينه روحي زوجين بگونه اي درمي آيد که پيش روي خود راهي جز طلاق نمي بينند اين درحالي است که آنان پس از اندکي با در نظر گرفتن عواقب و ناراحتي هاي طلاق تفکرشان دگرگون مي شود بنابراين در عده ي طلاق مهلتي براي تفکر و بازگشت به زندگي زناشويي و خانوادگي است . در اين مدت زن و شوهر مي توانند درباره ي کانون خانوادگي و سرنوشت خود و فرزندانشان نيک بيانديشند و قانونگذار به شوهر امکان داده است که درصورت پشيماني از گسستن رابطه زناشويي با رجوع خود اثر طلاق را از ميان برده، زندگي مشترک را بدون اشکال از سرگيرد(صفايي و امامي،1374: ص 137 ) و گفته مار الذکر تقويت مي شود با دستور خداوند متعال که مي فرمايد " لاتخر جوهن في بيوتهن ... لاتدري لعل الله يحدث بعدذلک اقرا" آنان را از منزلشان خارج نسازيد چه مي دانيد شايد خدا گشايشي رساندو صلحي پيش آيد.(طلاق،6)
5) تعبدي بودن عده
باوجود اينکه درحال حاضر با توسل به شيوه هاي جديد پزشکي مي توان از عدم وجود طفل در رحم اطمينان حاصل کرد و از طرفي با توجه به اينکه مدت عده در طلاق و فوت و همچنين در مطلقه ايکه عقد او بصورت دائم بوده و مطلقه ايکه عقد او بصورت موقت بوده تفاوت مي کند، مي توان به تعبدي بودن عده تمايل داشت، همانطوري که محدث بحراني در تعريف عده آورده است: " لتعرف برائه رحمها في الحمل او تعبدا" زن عده نگه مي داردتا از پاک بودن رحمش از حمل آگاهي يابد يا اساسا از باب تعبد عده نگه مي دارد(نجفي،1981م:ص212) و اين فلسفه تعبدي بودن عده با فلسفه ي اصلي عده که همان اطمينان از برائت رحم و پيشگيري از اختلاط نسب مي باشد متناقض مي نمايد.
? نتيجه گيري
قانون مدني ايران در مبحث سوم از فصل دوم ضمن مواد (1157 1150) به احکام عده اختصاص دارد که ناشي از منابع قرآني و روايي است و با توجه به نصوص قرآني که مدت عده را در موارد مختلف مانند طلاق يا فوت شوهر و براساس حامل بودن يا نبودن زن بيان نموده است ، تشريع عده مسلم مي باشد و همانطوريکه تمام احکام واجب و حرام الهي داراي علت و حکمت مي باشند و از طرفي حرام خدا هيچگاه بيهوده حرام نمي شود همانطوريکه ، واجبش به گزاف واجب نمي گردد. حتما نگه داشتن عده که برزن واجب شده داراي علت هاو حکمت هايي است و مهم ترين حکمت آن اين است که اولا رحم زن از روابط قبلي پاک شود و ثانيا معلوم گردد که از شوهر قبلي فرزندي ندارد، اما اگر يقين پيداکنيم که حملي از شوهر قبلي وجود ندارد( حالا چه با توسل به تجهيزات پيشرفته پزشکي و چه از راههاي ديگر مثلا يقين حاصل از اينکه چندين ماه هست که زوجين از هم دور ميباشند) اينجاست که آن حکمت مهم مارالذکر از بين مي رود ولي آيا علت حکم هم منتفي مي شود يا نه؟ اين همان چيزيست که عقل ما به آن دسترسي ندارد.
فاطمه احمدي
سيد مهدي قريشي
منابع:
1 قران کريم
2 رستمي تبريزي،لمياء،مقاله 215 تطبييق درايران وسايرکشورها
3 صفايي، سيدحسين، امامي، اسدالله(1374) حقوق خانواده چ 4(موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران)
4 محقق حلي،ترجمه ابوالقاسم ابن احمديزدي،(1364)شرايع الاسلام في حلال والحرام،ج2(موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران)
5 محقق داماد، سيدمصطفي (1367)تحليل فقهي حقوقي خانواده نکاح و انحلال آن،(چاپخانه وزارت ارشاد اسلامي)
6 نجفي، محمدحسن(1981م ) جواهر الکلام في شرح شرايع الاسلام، چ7، بيروت: والاحياء التراث العربي.
7 (1379)، قانون مدني ايران ( تدوين هوشنگ ناصرزاده) چ 2 تهران خورشيد.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان