بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,172

ازدواج سالم-قسمت هفتم

  1390/5/14
خلاصه: ازدواج سالم-قسمت هفتم
**خشونت خانگي
خشونت خانگي رفتاري است که از نظر تاريخي به عنوان يک جرم جدي خشونت آميز تلقي نشده است. خشونت خانگي در جايگاهي روي مي دهد که انسان در آن انتظار گرمي، حمايت، اعتماد، تشويق و عشق را دارد. اين وضعيت عموماً نه به عنوان يک عمل خشونت آميز، بلکه بيشتر به عنوان يک مسئله شخصي و خانوادگي تلقي شده است. خشونت خانگي به صورت رفتارهاي پرخاشگرانه و تهاجمي درون خانواده تعريف مي شود که شامل خشونت نسبت به همسر ، کودکان ، والدين و به طور کلي منسوب مي شود که با يکديگر زندگي مي کنند. عناوين اختصاصي تري که به اين وضعيت دلالت دارند عبارت است از همسر آزاري ، کودک آزاري و سالمندان آزاري.
در سرتاسر جوامع دوران باستان، والدين و به ويژه پدران حقوق انحصاري براي تربيت و منضبط کردن کودکان خويش داشتند. اين حقوق به آنان اجازه تنبيه بدني و حتي سلب حيات کودکان را مي داد. تنها استثنا در اين ميان مربوط به ايران باستان است که عرف و قانون ، حامي کودکان و زنان بود. در انجيل مذکور است که کودک سرکش و نافرمانبردار را والدين او مي توانند به شهر ببرند تا در آنجا توسط بزرگسالان سنگسار و کشته شود. مجازات مرگ براي کودکاني که مرتکب دشنام گويي و نفرين به والدين مي شدند مجاز و معمول بود. در عصر جاهليت، اسلام نويد بخش احترام به زنان و کودکان و رعايت حقوق و مسئوليت هاي اعضاي خانواده نسبت به يکديگر شد.
از نظر تاريخي، زنان و دختران ابتدا جزو اموال پدر و سپس جزو اموال شوهر خود محسوب مي شدند که به تنبيه زنان بدون هيچگونه بازخواستي مجاز بودند.
حتي پس از آنکه آزار اعضاي خانواده، ديگر عملي مناسب شمرده نمي شد و مورد تأييد قرار نمي گرفت، از سوي جامعه نسبت به آن توجه کمي مبذول مي شد. چنين فرض مي شد که اين گونه خشونت ها يک موضوع خانوادگي است و ارتباطي با بقيه جامعه ندارد. در نتيجه، گرچه ما از وجود خشونت خانگي از اعصار دور تاکنون مطلع هستيم اما تنها در چند دهه گذشته بوده است که اطلاعات و آمار دقيق تري از خشونت خانگي فراهم آمده است که تا حدودي اجازه يک تحليل کلي از اين وضعيت را بدهد.
پژوهش ها نشان مي دهد که خشونت خانگي پيچيده تر از خشونت عليه افراد بيگانه است. شدت و جدي بودن خشونت خانگي امري واضح است اما تعيين گستردگي آن مشکل است زيرا نه تنها درباره تعريف آن توافق وجود ندارد بلکه بيشتر قربانيان اين خشونت ها مايل يا قادر به گزارش کردن آنها نيستند. «خشونت خانگي» اغلب به عنوان تهاجم جسمي و جنسي درون خانواده تعريف مي شود که شامل آزار جنسي کودکان و آزار جسمي والدين سالمند است اما بررسي دقيق ايجاب مي کند که اين مفهوم گسترش يابد تا شامل مواردي از قبيل غفلت از کودکان و آزار رواني آنان، بي توجهي به نيازهاي والدين سالمند و سوءاستفاده مالي از آنان و خشونت ميان نامزدها يا زوجين طلاق گرفته نيز بشود.
بين انواع خشونت هاي خانگي، خشونت نسبت به کودکان بيشتر جلب توجه مي کند و از آنجا که هم پدر، هم مادر و گاهي ديگر اعضاي خانواده ممکن است مرتکب اين عمل شوند و با عنايت به تأثير آن در آسيب هاي رواني آتي کودک، اين عمل اهميت بيشتري هم نسبت به ديگر خشونت هاي خانگي دارد. ليکن اين بار يکي از انواع خشونت هاي خانگي را - که به همان ميزان شرم آور اما بسيار مورد غفلت است - مطرح مي کنيم، يعني سالمند آزاري.
***سالمند آزاري
بسياري از سالمندان قادر به دفاع از حقوق خود نيستند بنابراين موارد عديده سالمند آزاري ناشناخته باقي مي ماند. حتي در مورد سالمند آزاري جسمي، از آنجا که سالمندان در معرض افتادن به زمين و برخورد با اشيا هستند، اثبات آزار آنان توسط بستگان به طور عمدي مشکل است. اما صدمات جسمي تنها وجه سالمند آزاري نيست . بي توجهي به احتياجات عاطفي سالمندان و محروم کردن آنان از تماس با افراد مورد علاقه خود، بي توجهي به نيازهاي تغذيه اي و بهداشتي سالمندان ، بردن وسايل خانه و مايملک مورد علاقه آنان، دست درازي به اندوخته هاي آنان، ناسزاگويي به آنان ، و تهديد آنان به فرستادن به خانه هاي سالمندان از وجوه ديگر سالمندآزاري است.
برخي صاحب نظران، خشونت به سالمند توسط اعضاي خانواده را« نشانگان شاه لير» ناميده اند که اشاره به نمايشنامه شاه لير نوشته شکسپير دارد. شاه لير در دوران سالمندي مورد آزار دو نفر از دختران و دامادهاي خود قرار مي گيرد. اين نوع خشونت خانگي را «والدآزاري» هم ناميده اند. ريشه اين نوع خشونت شايد «کودک آزاري» باشد. والد ستمگري که فرزندان خود را آزار مي داده است، چون پير و ناتوان شود مورد آزار آنان قرار مي گيرد. هر چند برخي افراد، آزار ديدن را سرنوشت محتوم همه ستمگران سرنگون شده دانسته اند، ليکن شايسته است اين حلقه معيوب قطع شود و هميشه هم بدي با بدي پاسخ داده نشود.
به هر حال بسياري از اوقات ، يک والد خوب هم چون پير و ناتوان شد ، نيازها و مسايل عمده اي پيدا مي کند که در فرزند يا نوه او که مسئول نگهداري وي است احساس عجز و سرخوردگي و ناکامي پديد مي آورد که منجر به خشونت مي شود.
سالمند آزاري بيرون از چهارچوب خانواده هم روي مي دهد. هر چند در برخي از خانه هاي سالمندان خدمات مناسبي عرضه مي شود. ليکن بسياري از سالمندان به علت بي توجهي در خانه هاي سالمندان و ديگر مراکز نگهداري از دست مي روند. اين موضوع در کشوري که به ظاهر يکي از بالاترين معيارهاي بهداشتي و درماني را دارد، يعني در ايالات متحده امريکا، آنچنان شايع و فاجعه بار است که حسب گزارش يکي از روزنامه ها، در آن کشور تنها در يکي از خانه هاي سالمندان، دهها نفر از سالمندان ضعيف و ناتوان به علت بيماري و بي غذايي در حالي که زخم هاي بستر، کبودي ها و شکستگي ها اندام نحيف آنان را فرا گرفته بود، مرده اند. آنان قربانيان خاموش سوء رفتار، غفلت و سازمان هاي رفاهي ناکارآمدي هستند که براي حمايت آنان کاري نکرده اند.
يک نگراني عمده سالمندان اين است که قرباني بزهکاري شوند. هر چند از نظر آماري اين احتمال کم است اما موارد نه چندان نادر ضرب و جرح و قتل سالمندان تنها، به طمع دارايي آنان، که گاهي در رسانه ها هم بازتاب مي يابد ما را بر آن مي دارد که ضرورت تنها نگذاشتن سالمندان را چه به بستگان آنان و چه به سازمان هاي مسؤول، يادآوري کنيم.
عموماً زنان سالمند بيش از مردان سالمند ، و سالمندان تحريک پذير و عصبي بيش از سالمندان مطيع و فرمانبردار ، و سالمندان بيمار و معلول بيش از سالمندان سالم گرفتار آزار مي شوند. توجه داشته باشيم که محروميت سالمند از زندگي در محل مورد علاقه و مأنوس خود، يا محروميت او از ديدن فرزندان و نوه ها مي تواند براي او بسيار آزارنده و رنج آور باشد.
در ايران مؤسسه پژوهش هاي رواني اجتماعي سالمندي وابسته به دانشگاه علوم بهزيستي و توان بخشي، گام هايي در جهت شناخت سالمندان و مسايل آنان از جمله سالمندآزاري برداشته است و در اين مورد از همکاري علاقه مندان استقبال مي کند. اميد آنکه اين وجه پنهان و شرم آور رفتارهاي درون خانه، از جامعه ما رخت بربندد.
***ازدواج چندمين اولويت شماست؟
براساس پژوهشهاي سازمان ملي جوانان :
ازدواج چهارمين دغدغه جوانان است .
بر اساس نتيجه بررسي هاي معاونت مطالعات و تحقيقات سازمان ملي جوانان، موضوع ازدواج در رده چهارم مهمترين دغدغه ها و نگراني هاي جوانان کشور قرار دارد.
موضوع ازدواج با 9 درصد اهميت، در رده چهارم مهمترين نگراني هاي جوانان ايراني قرار دارد.
به گزارش سرويس اجتماعي برنا به نقل از روابط عمومي سازمان ملي جوانان، موضوع ازدواج با 9 درصد اهميت، در رده چهارم مهمترين نگراني هاي جوانان ايراني قرار دارد.
بر اساس اين گزارش، اين در حالي است که اشتغال مناسب با 28، مسائل مالي و اقتصادي با 22 و مسائل تحصيلي و کنکور با 17 درصد اهميت در صدر فهرست دغدغه مندي هاي جوانان جاي دارند. ضمن اينکه تنها هفت درصد از جوانان ازدواج را به عنوان بزرگ ترين هدف خود برشمرده اند.
بر اساس نتايج بررسي هاي معاونت مطالعات و تحقيقات سازمان ملي جوانان، 54 درصد از جوانان کشور روابط خانوادگي موجود در فضاي جامعه را مثبت مي دانند و حدود 95 درصد داشتن همسر خوب را در حد مهم و خيلي مهم ارزيابي کرده اند.
اين آمار و اطلاعات از پيمايش ملي ارزش ها و نگرش هاي جوانان در اسفند سال 86 بدست آمده است.
***ازدواج سلامت رواني جوانان را تضمين مي کند
در قديم الايام و در بعضي خانواده ها ، براي کسي که مشکلي داشت ،نسخه ي شيرين ازدواج مي پيچيدند و مي گفتند
زن بگيرد يا شوهر کند خوب مي شود .هر چند خيلي از آن مشکلات حل نمي شد و اين تفکر اشتباه بود که کسي که مثلا به خاطر مشکلي غش مي کند با ازدواج درمان شود اما با خواندن اين خبر در برنا به ياد همان حرف قديمي هاي خودمان افتادم و اينکه گويي ازدواج بر بعضي دردها واقعا دواست. نظر شما چيست؟
***
يک جامعه شناس معتقد است: از ديدگاه جامعه شناسان ازدواج دختران و پسران به آرامش، امنيت و سلامت روان، اميد به آينده، منزلت اجتماعي و طول عمر بيشتر منجر مي شود.
امان الله قرايي مقدم جامعه شناس و عضو هيات علمي دانشگاه تربيت معلم در گفت و گو با برنا در خصوص نقش ازدواج در سلامت جوانان گفت: ازدواج از لحاظ بهداشت رواني تاثير بسيار زيادي دارد و يک امر طبيعي است و يکي از نيازهاي اصلي و اساسي جوانان است.
کسي که ازدواج نکند و به اين امر توجه نکند به تدريج احساس کمبود خواهد کرد و به مشکلات جسمي و رواني و استرس هاي رو به افزايش امروزه که گريبانگير بسياري از جوانان است ،دچار خواهد شد.
کسي که ازدواج نکند و به اين امر توجه نکند به تدريج احساس کمبود خواهد کرد و به مشکلات جسمي و رواني و استرس هاي رو به افزايش امروزه که گريبانگير بسياري از جوانان است ،دچار خواهد شد.
وي با بيان اين که عدم ازدواج به موقع در جوانان آنها را در زندگي آينده دچار مشکلات مي کند ،گفت: جوانان با ازدواج به موقع و درک مقابل در رويارويي با مسائل زندگي کمتر دچار مشکل خواهند شد.
بعضي از انواع افسردگي که از تنهايي ناشي مي شود با ازدواج مناسب درمان مي گردد.
عضو هيات علمي دانشگاه تربيت معلم اذعان داشت: از نظر اجتماعي ازدواج دختران و پسران جوان به وسيله ازدواج در کنار يکديگر از آرامش، امنيت و سلامت روان، اميد به آينده، منزلت اجتماعي و طول عمر بيشتر برخوردار مي شوند.
تحقيقات نشان مي دهد در جامعه اي که مردان و زنان در سنين مناسب ازدواج مي کنند آن جامعه از نظر اجتماعي کمتر دچار آسيب مي شود.
ازدواج باعث پيشگيري از بيماري ها و آشفتگي هاي رواني مي گردد ، افراد متاهل کمتر افسرده شده و در مقايسه با مجرد ها از لحاظ عاطفي سالمتر هستند.
***دليلي براي کم شدن ميل به ازدواج
مهريه هاي سنگين ميل ازدواج را در جوانان کاهش مي هد
نگاه غلط به برگزاري جشن ها و تحميل مهريه هاي سنگين موجب بالا رفتن سن ازدواج در جامعه و عدم تمايل براي ازدواج در بين هر دو گروه دختر و پسر شده است.
سيد هادي معتمدي روانشناس و استاد دانشگاه با بيان اين مطلب که خانواده ها در تعيين مهريه نقش اساسي دارند ، در گفت و گو با خبرنگار اجتماعي اظهار کرد: ملاک و معيار يک زندگي ايده آل و خانواده خوشبخت مهريه سنگين نيست و نبايد با تعيين مهريه سنگين جوانان در آغاز زندگي مشترک دچار فشار و سختي شوند.
نگاه غلط به برگزاري جشن ها و تحميل مهريه هاي سنگين موجب بالا رفتن سن ازدواج در جامعه و عدم تمايل براي ازدواج در بين هر دو گروه دختر و پسر شده است.
روانشناس و استاد دانشگاه با اشاره به اين که امروزه مهريه سنگين و حتي ارقام آن غلو آميز شده است، گفت: به طور کلي فلسفه تعيين مهريه اين است که مرد خواهان و خواستار زن است. در جامعه ما طبق عرف و قانون طرفين با رضايت، ميزان مهريه را تعيين مي کنند و البته سنت درستي است اما گاهي خانواده ها در تعيين اين ارقام اغراق مي کنند که فلسفه ارزشمند مهريه را زشت مي کند.
وي معتقد است: گروهي که با عدم توان مالي ،مهريه بالا را تعيين مي کنند در حال حاضر مشکل عمده حساب مي شوند. دليل تعيين مهريه سنگين نيز يا مسايل چشم و هم چشمي است يا نگراني از وضعيت آينده دختر است. در صورت بروز مشکل در خانواده و براي زن، ميزان بالاي مهريه کار ساز نيست.
وي با اشاره به اين که مهريه وسيله اي است که مي تواند مفيد و کار آمد باشد ، اظهار کرد: استفاده غير منطقي از تعيين مهريه باعث به خطر افتادن زندگي مشترک مي شود به اين ترتيب بايد نگاه فرهنگي به مسايل خانواده تغيير کند و اصلاح شود به صورتي که جايگاه منطقي اين ابزار براي افراد مشخص و قابل توجه باشد.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان