بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,266

علم آموزي زن از ديدگاه اسلام-قسمت اول

  1390/5/7
خلاصه: از آنجايى‏که شمار دانشمندان زن در تاريخ نظام آموزش اسلامى در مقايسه با مردها کمتر است، بعضى‏هاپنداشته‏اند در اسلام محدوديتى درباره تحصيل زنان و دختران وجود دارد. زنان دانشمندى که کم و بيش‏نامشان در تاريخ برده شده به طور غير رسمى تحصيل کرده‏اند و شيوه آموزشى اسلام ويژه مردان است. براى رفع اين پندار طرح دو سؤال و پاسخ به آن‏ها ضرورت دارد: 1 - آيا در اسلام تحصيل علم و دانش تنها به مردان اختصاص دارد و يا شامل زنان هم مى‏شود؟ 2 - آيا آموزش در ميان زنان و دختران مسلمان در طول تاريخ - به ويژه در صدر اسلام- يک شيوه رايج‏بوده‏است؟
آموزش زنان در دولت علوى
در دولت علوى نيز مبارزه با جهل و بى‏سوادى در اولويت‏بود. اصرار امام به اين بود که جهل راريشه‏کن کند و علم را به‏جاى آن در مغزها جايگزين سازد. جهان اسلام همه آشيان علم گردد وگرنه دست کم مراکز حکومت اسلامى کانون علم باشد. و درس نخوانده و تحصيل نکرده شاغل‏شغلى در دولت نباشد. امام على‏عليه السلام در خطبه‏اى که ذکرى از آل محمدصلى الله عليه وآله و آشيانه آن‏ها مى‏کندمى‏فرمايد:
«فانهم عيش العلم و موت الجهل. هم‏الذين يخبرکم حکمهم عن علمهم و صمتهم عن‏منطقهم...» (47)
آنان حيات علم و مرگ جهل‏اند، آنان که حکمشان شما را از علمشان و خاموشى‏شان ازگفتارشان و ظاهرشان از باطنشان آگاه مى‏سازد.
بر اهل دقت فرق عبارت «عيش علم‏» با تعبيرات ديگر مثل عالم‏اند و ذوعلم‏اند، پوشيده‏نيست. کسى «عيش علم‏» خواهد بود که تمام زندگيش مصروف علم شود و وسايل تحصيل علم رافراهم کند، اهل علم را تشويق کند و آن‏ها را بزرگ شمارد و راه به کوى علم براى همه باز کند.
از اين رو دربار کوفه در عهد امام‏عليه السلام غلغله‏اى از علم و تعلم بوده و شعاع علمش تا امروزمى‏تابد. چه نشانى بهتر از «نهج‏البلاغه‏» که جمع‏آورى اندکى از بسيار کوفه است و تاکنون مانده و هنوزستاره‏وار مى‏درخشد و بر همه تفوق دارد.
به‏طور کلى، اين خاندان معدن علم و معارف و گنجينه حکمت‏بوده‏اند وابستگان به اين بيت‏نيز عمدتا همه از فضل و کمال آنان بهره‏مند بوده و همسران و دختران اين خاندان عالم‏ترين وفاضل‏ترين زنان زمان خود بوده‏اند که چند نمونه از آنان را در زير مى‏آوريم:
ام کلثوم
او که دختر اميرالمؤمنين‏عليه السلام و فاطمه زهراعليها السلام است در سال ششم هجرى به‏دنيا آمد و در سال‏54 هجرى در حال حيات برادرانش امام حسن و امام حسين‏عليهما السلام در مدينه رحلت فرمود. صاحبان‏کتب انساب و سيره، او را زينب صغرى، ام‏کلثوم کبرى و رقيه ناميده‏اند. (48)
ام‏کلثوم را در زمره اصحاب رسول خدا نيز ذکر کرده‏اند. (49) ليکن ابن سعد او را از جمله کسانى نام‏برده که از غير رسول خداصلى الله عليه وآله روايت کرده‏اند. (50) مرحوم مامقانى درباره او مى‏نويسد:
«زنى جليل‏القدر زيرک و بليغ بود و من او را از ثقات مى‏دانم‏» (51)
زينب کبرى
دختر اميرالمؤمنين‏عليه السلام و فاطمه زهراعليها السلام است و يکى ديگر از راويان حديث از امير مؤمنان‏است که در زمان حيات پيامبر اکرم به دنيا آمد و به سال 61 يا 62 بدرود حيات گفت، از ايشان به‏صديقه صغرى، عقيله بنى‏هاشم، عالمه غير معلمه و غير مفهمه ياد شده است اين بانوى بزرگواردر فصاحت و بلاغت، زهد و تقوا، عبادت و تهجد همانند پدر و مادر گرامى‏اش بود. هر گاه لب به‏سخن مى‏گشود چنان بود که گويا على‏عليه السلام سخن مى‏گفت. مرتبه عقل و دانش و عفت و عصمت آن‏حضرت بر همگان مشهود است. سخنان زينب کبرى پس از شهادت برادرش و خطبه‏هاى او دربازار کوفه و مجلس يزيد همگان را به حيرت واداشت. امام سجادعليه السلام خطاب به ايشان فرمود:
«انت‏بحمدالله عالمة غير معلمه و فهمة غير مفهمه‏» (52) امام سجادعليه السلام و جابربن عبدالله انصارى، فاطمه بنت‏الحسين، محمدبن عمرو، عطاءبن سائب‏و عباد عامرى از زينب کبرى روايت نقل کرده‏اند و آن حضرت از مادرش و پدرش و اسماء بنت‏عميس وام ايمن روايت کرده است. (53)
مؤلف کتاب «خصايص زينبيه‏» مى‏نويسد:
حضرت زينب مجلس تعليم و تدريس داشته و در زمان اقامت پدرش در کوفه براى زنان تفسيرقرآن مى‏گفت، يک روز در تفسير «کهيعص‏» صحبت مى‏کرد که پدرش وارد شد و فرمود مى‏شنيدم‏براى زنان تفسير «کهيعص‏» مى‏گويى، عرض کرد بلى فرمود:
نور ديده من اين رمزى است‏براى مصيبتى که بر عترت رسول خدا وارد مى‏شود.
عرض کرد آن مصيبت چگونه است، امام‏عليه السلام شرح داد و زينب کبرى سخت گريست. (54)
خطبه‏هاى ايشان قطره‏اى از درياى بيکران علوم و معارف اهل بيت‏عليهما السلام است.
فاطمه بنت على‏عليه السلام
او که مادرش زن ديگرى غير حضرت فاطمه‏عليها السلام بود، يکى ديگر از راويان اميرالمؤمنين است‏که طبق گفته مورخان در سال 117 هجرى دنيا را وداع کرد. (55) وى از بزرگانى چون حضرت على‏عليه السلام‏و اسماء بنت عميس و محمدبن حنفيه و... روايت کرده و جمعى از بزرگان حديث چون: حارث‏بن کعب کوفى، رزين بياع الانماط ابوبصير و... از او حديث نقل کرده‏اند. (56)
از ايشان به عنوان «عالمه‏» و «محدثه‏» و «مجاهده‏» ياد شده است. به گفته مرحوم کلينى در«کافى‏» امام حسين‏عليه السلام کتابى نزد ايشان به امانت گذاردند تا آن را به امام سجادعليه السلام بسپارند. (57) ازايشان خطبه‏اى فصيح و بليغ که آن را در کوفه در مجلس ابن‏زياد ايراد فرمود به يادگار مانده است.
سکينه دختر امام حسين‏عليه السلام
مادر ايشان «رباب‏» دختر امرء القيس است. امام حسين‏عليه السلام علاقه زيادى به ايشان داشت اين‏علويه شريفه در کربلا حضور داشت و حوادث کربلا را با چشم خود ديده و در زمره اسراى کربلابود. اشعار بلند ايشان در رثاى پدر بزرگوارش در تاريخ ثبت است.
ابن خلکان در وفيات الاعيان در ترجمه او مى‏نويسد:
سکينه بزرگترين زنان عصر خود بود و زيباترين و ظريف‏ترين و نيکوترين‏آن‏ها در اخلاق و فضيلت‏به‏شمار مى‏رفت (58) .
آرى سکينه از زنان فاضله و دانشمند عصر و از شخصيت‏هاى علمى و ازمفاخر علم و کمال بود، که منزلش پايگاه اديبان و شاعران شده و آنان از پشت‏پرده سخنان منظوم خود را به گوش آن بزرگوار مى‏رساندند و او قضاوت‏مى‏کرد (59) .
مامقانى او را از راويان حديث مى‏داند.
خديجه دختر امام محمدباقرعليه السلام‏شيخ طوسى او را راوى و از اصحاب امام محمدباقرعليه السلام شمرده است (60) و در اعلام‏النساءالمؤمنات از ايشان به عنوان فاضله و مؤمنه و متقى ياد کرده است.
ام‏الحسن دختر عبدالله‏بن محمدبن على بن الحسين‏عليه السلام
ايشان نوه امام محمد باقرعليه السلام و از راويان حديث مى‏باشد و شيخ در رجال، ايشان را از اصحاب‏امام صادق‏عليه السلام شمرده است. (61)
فاطمه معصومه دختر امام کاظم‏عليه السلام
او در سال 183 در مدينه متولد شد. در خاندان امامت و ولايت و در آغوش ايمان و طهارت‏پرورش يافت. القاب ايشان محدثه، عابده، عالمه، راويه و کريمه‏اهل بيت است. جماعتى ازارباب علم و حديث رواياتى از ايشان نقل کرده‏اند و او نيز رواياتى از آباى طاهرين خود نقل کرده‏است. (62)
خديجه دختر عمربن على بن‏الحسين‏عليه السلام
ايشان نوه امام سجادعليه السلام و از بانوان فاضله و راوى حديث‏بوده است. مرحوم کلينى در کتاب‏کافى از ايشان روايت نقل کرده است. مرحوم مامقانى ايشان را جزء روات به‏شمار آورده است.
عليه دختر امام سجادعليه السلام
ارباب رجال درباره ايشان مى‏گويند; اين بانوى فاضله داراى کتابى بوده است که ابوجعفرمحمدبن عبدالله بن قاسم با طريق خود از زرارة‏بن اعين و زراره از عليه بنت على بن الحسين‏عليه السلام‏اين کتاب را روايت کرده است. (63)
رقيه دختر اسحاق بن موسى‏عليه السلام
ايشان دختر اسحاق فرزند امام کاظم است. اين بانوى فاضله و جليل‏القدر، عمرى طولانى‏داشت و قبر ايشان در بغداد است. شيخ صدوق در خصال از ايشان روايت نقل کرده است و علماى‏رجال او را از روات حديث دانسته‏اند. (64)
مشهورترين زنانى که تحصيلات عاليه داشتند
علوم اسلامى به ويژه فقه و حديث موضوعاتى هستند که زنان به آن‏ها علاقه‏مند بودند، ازاين‏رو، در ميان محدثان و فقيهان، زنانى هستند که از چهره‏هاى برجسته به‏شمار مى‏روند. شرح‏حال 1543، زن حديث دان که در کتب تراجم گنجانده شده است، حکايت از اين دارد که در آن‏زمان براى آموزش زنان بستر مناسبى وجود داشت. در اينجا گزارش کوتاهى از تعدادى از زنان‏سرشناس براى نشان دادن شايستگى آنان در تحصيلات عاليه، نقل مى‏کنيم:
سيده نفيسه دختر ابومحمد حسن بن زيد از تبار امير مؤمنان على‏عليه السلام
وى از زنان صالح و پرهيزگار بود و در علم حديث آنچنان تبحر داشت که امام شافعى به هنگام‏اوج نام‏آورى خود در «فسطاط‏» مصر پاى درس او مى‏نشست و استماع حديث مى‏کرد (65) .
در حلقه درس اين بانوى با فضيلت، بسيارى از دانشمندان نامى و مجتهدان حضور مى‏يافتند.مصرى‏ها به اين بانو علاقه‏زيادى داشتند. هنگامى که امام شافعى فوت کرد، جنازه او را به خانه‏سيده نفيسه بردند و او نماز خواند (66) . سيده نفيسه در سال 208 ه ق در گذشت و شوهرش اسحاق‏بن جعفرالصادق‏عليه السلام خواست جنازه او را به مدينه انتقال بدهد، که مصرى‏ها جلوگيرى کردند. و اورا در قاهره دفن کردند. هم‏اينک مزار ايشان معروف است.
شهده دختر ابو نصر احمدبن فرج ابرى دينورى
شيخه شهده که «فخرالنساء» نام گرفته بود در مسجد جامع بغداد براى انبوهى از دانشجويان‏علاوه بر علوم دينى، ادبيات و فنون بلاغت و شعر تدريس مى‏کرد. ابن خلکان درباره وى‏مى‏نويسد:
او از زنان دانشمند بود و خطى زيبا داشت و گروه زيادى نزد وى سماع حديث کردند. ازبزرگان علما کسى به پاى او نمى‏رسيد. وى از ابوالخطاب نصربن احمد بطروانى و ابوعبدالله‏حسين‏بن‏احمدبن طلحه نعالى و طلحة بن محمد زينبى و افراد ديگر چون ابوالحسن على بن‏حسين بن ايوب و ابوالحسن احمدبن عبدالقادر بن يوسف و فخرالاسلام ابوبکر محمدبن احمدشاشى سماع حديث کرد و شهرت و آوازه‏اش عالم‏گير شد. (67) او در ميان علماى بزرگ اسلام‏مقامى همتاى برجسته‏ترين علما را پيدا کرد. يکى از شاگردان اين زن ابن تيميه حرانى بود که ازوى سماع حديث کرد. او در سال 574 درگذشت.
نويسنده: داود الهامي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان