بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,067

ازدواج سالم-قسمت پنجم

  1390/4/30
خلاصه: ازدواج سالم-قسمت پنجم
***راههايي براي پايداري روابط زن و شوهر
چند بار بگويم وقتي دست و صورتت را مي‌شويي، حوله خيست را نينداز روي تخت؟
واي. . . دوباره جوراب‌هايت را پرت کردي گوشه اتاق؟ نمي‌تواني وقتي داري دست و صورتت را مي‌شويي يک آبي هم به جورابت بزني؟ ...
چند بار به شما بگويم من‌اين رنگ را دوست ندارم. تو اصلاً به احساسات من توجهي نداري؟ موقعي که حرف مي‌زنم حواست کجاست؟
بله بله، گفتم برايت ماشين ظرفشويي مي‌خرم، اما الان نه، تا کي بايد ظرف‌ها توي دستشويي بماند؟ من از ظرف شستن متنفرم چند بار بايد اين را تکرار کنم.
اينها جملاتي است که ممکن است بين هر زن و شوهري رد و بدل شود. گاهي‌اين‌قدر از دست همديگر عصباني مي‌شوند که اصلا يادشان مي‌رود گذشته‌ها، شايد هم يک روز قبل چه خاطرات خوبي با هم داشتند.
کارهاي پيش پا افتاده روزمره گاهي آنقدر زن و شوهر را از هم دور مي‌کند که باعث مي‌شود حتي حرف‌هايي به يکديگر بزنند که روز اول آشنايي حتي به خواب هم نمي‌ديدند طرفش بروند. در زندگي مشترک روزمره، چيزهايي فراموش مي‌شود که روزي برايشان باارزش‌ترين چيزهاي دنيا بود.
خستگي، بي‌حوصلگي و سختي‌هاي زندگي، گاهي باعث مي‌شود هر کدام از زوج‌ها نتوانند
آن طور که بايد وظايف خود را در خانه انجام بدهند و ‌اين، ممکن است باعث عصبانيت هر کدام از آنها شود.
ضمن‌ اينکه تا وقتي با يک نفر زير يک سقف زندگي نکرده‌اي، خيلي از‌اين خصوصيات و بد و خوب‌ها را نمي‌فهمي. به قول معروف، ديکته ننوشته، غلط ندارد.
بنابراين، چه خوب است در‌اين مواقع به جاي تمرکز روي ضعف‌ها و اشتباهات همديگر، کمي به خودمان فکر کنيم که اگر ما جاي همسرمان بوديم، چه کار مي‌کرديم. راه‌هاي زيادي براي استحکام و پايدار ماندن روابط زن و شوهر وجود دارد که اگر هر از گاهي آنها را يادآوري کنيم، زندگي‌مان زيبا مي‌شود درست مثل روزهاي اول؛ شيرين.
به جاي نشستن و فکر کردن به کارهايي که شما را ناراحت مي‌کند، چه خوب است کمي به اشتباهاتتان فکر کنيد.
? چند تمرين
با انجام‌اين تمرين‌ها و با افکار مثبت، مي‌توانيد روابط خود و همسرتان را مثل روزهاي شيرين زندگي تغيير دهيد.
? بنشين و با خودت کمي فکر کن
به ‌اين سؤالات کمي فکر کنيد و با خودتان صادق باشيد؛ وقتي از همسرتان هديه مي‌گيريد در ازاي آن براي همسرتان چه کرده‌ايد؟
سعي کنيد بيشتر از آنکه در انتظار دريافت چيزي از همسرتان باشيد، چيزي به او ببخشيد.
اگر هدف شما ‌ايجاد حس رضايت و خوشبختي در همسرتان باشد، مطمئن باشيد، فرصت‌هاي بي‌شماري براي رسيدن به اهداف پيدا خواهيد کرد. در اين صورت، شما هم از لطف و محبت همسرتان برخوردار خواهيد شد. چون آدم‌ها همواره سعي مي‌کنند خوبي‌هاي ديگران را جبران کنند.
? در ذهنتان خيال‌پردازي کنيد
اين به معني خيالبافي و ساختن چيزي دور از ذهن نيست. در ذهن خود تجسم کنيد اگر‌اين کار را براي همسرم انجام دهم حتماً خوشحال خواهد شد يا اگر آن کار را انجام ندهم او بيشتر خوشحال مي‌شود.
از همسرتان انتظارات غيرواقعي نداشته باشيد. اجتناب از انتظارات غيرواقعي مي‌تواند از بروز بسياري از درگيري‌ها، عصبانيت‌ها و سرخوردگي‌ها جلوگيري کند. او را با خواسته‌ها و دستورهاي خود اسير نکنيد. وقتي کاري از او مي‌خواهيد، خودتان هم در عوض، کاري که او دوست دارد، برايش انجام دهيد.
? سرزنش نکنيد
هرگز همسر خود را سرزنش نکنيد و متلک‌بارانش نکنيد. حتي نگاه سنگين به او نکنيد. مواقعي را به خاطر آوريد که او شما را ياري مي‌کرد و در سختي‌ها همراهتان بود.
هنگام بروز اشتباهي از جانب همسر خود، سعي کنيد روشي را در پيش بگيريد که از تکرار‌اين اشتباهات جلوگيري کند.
? کلمات زيبا به هم بگوييد
سعي کنيد به گفتن کلمات زيبا به همسر خود عادت کنيد. هر زمان که همسر شما کاري برايتان انجام داد، حتما با احساس از او تشکر کنيد.
? سعي کنيد از کلمات و جملاتي به غير از متشکرم استفاده کنيد.
مثلاً جملاتي مثل تو من را غافلگير کردي، خيلي خوشحالم از ‌اينکه به فکرم هستي، ازت متشکرم. البته تشکر کردن با جملات ساده تاثير مثبتي دارد، اما جمله‌ها و عبارت‌هاي تازه مي‌تواند روح تازه‌اي به حال و هواي شما بدهد.
به راه‌هايي فکر کنيد که مي‌توانيد همسرتان را نسبت به انجام کارهايي که دوست داريد، ترغيب کنيد. اگر ‌اين روش مؤثر نبود روش‌هاي ديگر را آزمايش کنيد و به ياد داشته باشيد که تحسين و تعريف و تشکر به‌موقع، در همسر تان يک انگيزه قوي ايجاد مي‌کند.
? حرف بزنيد
در مورد روزهاي اول آشنايي‌تان و ويژگي‌هايي که سبب شده نسبت به هم علاقه‌مند شويد، حرف بزنيد. دقت کنيد که اگر ويژگي‌هاي خوب خود مثلا ويژگي‌هاي ظاهري تان را از دست داده‌ايد، در مورد آنها با هم حرف نزنيد.
به جاي آن، سعي کنيد صادقانه درباره ويژگي‌هاي مثبت روحي و شخصيتي خود با هم گفت‌وگو کنيد. زماني در روز يا در هفته را فقط به خودتان اختصاص دهيد؛ به پارک برويد و هيچ‌کدام از فرزندانتان را با خود نبريد.
هيچ وقت احترام گذاشتن نسبت به يکديگر را فراموش نکنيد. احترام به افکار، عقايد و ديدگاه همسرتان باعث مي‌شود او هم همين احساسات را نسبت به شما پيدا کند. درست است که نظر‌ها و سليقه‌هاي شما با هم فرق دارد، اما هيچ‌گاه نبايد اجازه بدهيد‌اين اختلافات روي عشق و احساسات شما تاثير بگذارد.
***چگونه پيشنهاد ازدواج دهيم؟
پيشنهاد ازدواج دادن بي شک يکي از مهمترين و بزرگترين گامهايي ميباشد که تا به حال برداشته ايد. شما خواهان آن هـستـيد که در آن لحظه همه چيز عالي و بـه بـهتـريـن نحو پيش رود و از آن مهمتر که ميخواهيد پاسخ وي مثبت بـاشـد! ايـن نکـات را هــنگام دادن پيشنهاد ازدواج مد نظر قرار دهيد تا شانس موفقيت شما افزايش يابد:
1- مطمئن گرديد که فرد مناسبي را برگزيده ايد: واضح است نه! امــا حـقـيقت امر آن است که ازدواج چيزي نيست که بخواهيد بـخاطـر انــگيــزه هــاي آنــي وارد آن گرديد. ممکن است شما ديوانه وار همديگر را دوست داشته باشيد اما اگر هــمسرتان خواهان فرزند باشد اما شما نه، ازدواج شما قطعا زياد دوام نخواهد آورد و يا آنکه ارزشهاي شما با ارزشهاي همسرتان متفاوت باشد. اگر در مورد فردي که ميخواهيد با وي ازدواج کنيد ترديد داريد، بهتر است بيشتر درباره آن بيانديشيد.
2- مطمئن شويد هر دوي شما آمادگي داريد: پيـش از آنـکه پيـشنهاد ازدواج دهيد درباره آن که در زندگي بدنبال چه اهدافي ميباشيد، حتــي اهداف 50 سال آينده خود با يکديگر صحبت کنيد. هر چه بيشتر بــا يـکديگر در مــورد آن چـه بــراي شـما حائز اهميت ميباشد گفتگو کنيد بيشتر متوجه آن ميگرديد که آيا با يکديگر تفاهم و سازگــاري داريـد يــا خير. همچنين بايد از لحاظ مالي آمادگي داشته باشيد. اگر شما قادر نيستــيـد کــه مخارج خود را تامين کنيد، بهتر است نامزدي خود را به تعويق بياندازيد.
3- از پدر و مادر وي اجازه بگيريـد: شـما ابـتـدا بايد بدانيد که آيا اگر پـيش از ازدواج با پدر و مادر وي مشورت کرده و اجازه بخواهيد، آنها را خوشنود ميسازد يا خير. ايـن نـکته شـايـد عـجيـب بـــنظر آيد اما شما که نمي خـواهيد پـدر زن و مادر همسر آيـنـده خود را برنجانيد؟ اين عمل براي آنکه دلشان را بدست بياوريد بسيار موثر خواهد بود.
4- بطريقي پيشنهاد بدهيد که خوشايند وي باشد: به پيـشنهاد ازدواج هـمچون يک هديه به بانوي زندگي خود بنگريد. آن را بـطريقـي طـرح ريزي کنيد که باب ميل و سليقه وي بوده و مطابق با شخصيتش باشد. آيا وي رومـانتـيـک اسـت و يـا اهـل تـفريح و شوخ طبعي؟ آيا ميل دارد بطور محرمانه از وي خواستـگـاري کنـيـد و يا روي ديــوار درخـواست خود را بنوسيد؟
5- در باره هديه دادن به وي تصميم بگيريد: بـراي دختـرهـا و زنـان هيچ چيز مبهوت کننده تر از يک هديه غير منتظره و غافلگير کننده حلقه برليان نمي بـاشد. امـا اگـر تـوان مالي شما اجازه اين کار را به شما نميدهد، براي يک حلقه مناسب بودجه شما کفايت ميکند. اما حتما پيش از آنکه حلقه را خريداري کنيد از نوع سليـقه وي اطلاع يابـيد. ايـن کار را ميتوانيد با سوال کردن از دوستان و يا خانواده وي و يـا مشـاهـده نوع جواهرآلاتي که وي استفاده مي کند انجام دهيد. اما بسياري از دختران تـمايـل دارند هنگام انتخاب حلقه خودشان حضور داشته باشند. بهرحال بايد به خواسته هاي وي احترام بگذاريد.
6- مطمئن گرديد پاسخ وي مثبت ميباشد: هنگاميکه پيشنهاد ازدواج ميدهيد، بـايد مطمئن باشيد که پاسخ وي ''بله'' خواهد بود. شما ميباست از قبـل در مــورد ازدواج بـه انــدازه کافي صحبت کرده و کــامـــلا از آن چه طرف مقابل از يک شريک زندگي بلند مدت انتظار دارد، آگاهي يافته باشيد. درست است که ميخواهيد پيشنهاد ازدواج شــما براي او سورپريز باشد اما نبايد بي مقدمه دست به اين کار بزنيد.
7- افراد زيادي را از قصد و تصميم خود آگاه نسازيد: شـما مـمکن اسـت وسوسه شويد که قصد خود را با دوستان و خانواده خود در ميان بگذاريد. امـا عـاقلانه تر آن است که اين خبر را تنها با يکي دو تا ازدوستان و يا نزديکان صميـمــي خود در ميان گذاشته و به آنها اطمينان داشته باشيد که رازدار و محرم اسرار شما ميباشند.
8- پيشنهاد خود را از حفظ نکنيد: صرفنـظر از آنـکه کـجـا و چــگـونــه پــيشنهاد ازدواج مي دهــيد، بايد آن با نهايت صداقت و ابراز عشق حقيقي شما نسبـت بـه وي هـمــراه باشد. از قبل در مورد حرفهايي که ميخواهيد به او بـزنــيد يادداشت برداريد اما دقيقا آنها را از بر نکنيد. در آن لحظه به وي بگوييد که چرا وي يـک فرد استـثـنايي بـوده و چـرا شما خواهان آن ميباشيد که باقي عمر خود را با وي سپري کنيد. بـايـد جملات شما از دلتان برآيد او ميخواهد با يک مرد ازدواج کند و نه يک ربات!
9- مکان و زمان مناسب را بيابيد: مکاني کـه پيـشـنهاد ازدواج مـي دهـيد مي تواند: رسـتوران، پارک، سينما و يا لب دريا باشد.اما بهتر است مکاني انتخاب گردد کــه بــراي هر دوي شما خاطره انگيز بوده و شما را به ياد خاطرات گذشته بيندازد. فـاکتور زمان نيز بسيار مهم مي بـاشــد اگر وي شرايط سختي را سپري مي کند، اگر خسته و يا گرفتار دغدغه هاي شخصي و شغلي خود ميباشد و يا آنکه از دست کسي عصبـانـي اسـت، زمان مناسبي براي اين کار نميباشد.
10- او را دستپاچه نکنيد: شما ممکن است بخواهيـد پيـشنـهاد خود را براي جهانيان فرياد بزنيد و يا حداقل براي همسايگان مجاور خود! امـا مـراقب باشيـد اشـتـياق بـي حد شما کار دستتان ندهد. اگر وي شخص درونگرا بوده و از آن که مـرکز تـوجـه ديـگـران واقع گرديد بيزار ميباشد، بهتر است اين کار را بطور خصوصي با وي در ميان بگذاريد.
11- انتظار همه نوع پيشامدي را داشته باشيد: صـرفنـظر از هـمـه نقشه ها و طرح ريزي ها، امکان دارد امور دقيقا آن طوري که شما و يا وي تصور ميکرديد پيـش نرود. خود را براي واکنشهاي احتمالي آماده کنيد.او مـمکن است دستپـاچـه شـده و يا هيجان زده گـردد و يـا آن که کاملا آرام و بي تفاوت باقي بماند. وي ممکن است بگويد: ''بله-خيـر'' و يــا ''شايد''. شمـا مـمکن است تصور کنيد وي را کاملا مي شناسيد امـا از پـيـش داوري و آنکه پاسخ وي چگونه خواهد بود پرهيز کنيد چون ممکن است مايوس گرديد.
12- اگر پاسخ وي منفي بود مايوس نشويد: هـمـواره احـتـمال آن کـه وي ''نه''بگويد وجود دارد. اما دلسرد نشويد با او صحبت کنيد و علت عــدم آمـادگـي وي را جـويا گرديد. وي ممکن است تـنـها بـه زمـان بـيشتـري نـيـاز داشتـه بـاشـد و يا آن کـه اصلا وي دختر مناسبي براي شما نباشد. اگر اين طور باشد بهتر است همين حالا پي بـه آن بـبـريد تا آنکه پس از ازدواج.
13- خيلي زود و يا خيلي دير پيشنهاد ندهيد: زمـان معـيـنـي براي پيشنـهاد ازدواج وجود ندارد اما بهتر است پس از تنها گذشت 2 هفته از آشنايي خـود بـا وي پـيشـنــهاد ازدواج ندهيد! زمان پيشنـهاد ازدواج هنـگامي اسـت کـه شـمـا بـــراي مــدتــي کافي به يکديگر متعهد شده باشيد. همچنين زياد وقت را تلف نکنيد شجاع باشيد و حـرف دلتان را بزنيد. اگر هم خيلي هم کمرو مي باشيد، مي تـوانـيد پيــشنهاد خود را در قالب نامه براي دختر مورد علاقه خود ارسال کنيد.
***13 نکته از زندگي و عشق
يک : دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلکه به خاطر شخصيتي که من در هنگام بودن با تو پيدا مي کنم .
دو : هيچ کس لياقت اشک هاي تو را ندارد و کسي که چنين ارزشي دارد باعث اشک ريختن تو نمي شود
سه : اگر کسي تو را آن گونه که مي خواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد .
چهار : دوست واقعي کسي است که دست هاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس کند .
پنج : بدترين شکل دلتنگي براي کسي آن است که ر کنار او باشي و بداني که هرگز به او نخواهي رسيد .
شش : هرگز لبخند را ترک نکن . حتي وقتي ناراحتي . چون هر کس ممکن است عاشق لبخند تو شود .
هفت : تو ممکن است در تمام دنيا فقط يک نفر باشي ، ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي .
هشت : هرگز وقتت را با کسي که حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران.
نه : شايد خدا خواسته است که ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را . به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شکرگزار باشي
ده : به چيزي که گذشت غم نخور ، به آن چه پس از آن آمد لبخند بزن .
يازده : هميشه افرادي هستند که تو را مي آزارند . با اين حال همواره به ديگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسي که تو را آزرده دوباره اعتماد نکني .
دوازده :خود را به فرد بهتري تبديل کن و مطمئن باش که خود را مي شناسي قبل از آن که شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد .
سيزده : زياده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد که انتظارش را نداري .
***آزار همسر از فرط علاقه!!!
همسرآزاري از خبرهاي داغي است که اگر هر روز در صفحات حوادث روزنامه‌ها ديده نشود ، دست‌کم هر چند روز يک بار در گزارش‌ها و خبرها به آن پرداخته مي‌شود.و خانواده هايي که همسران يکديگر را آزار مي دهند ،جوي ناامن و ناسالم براي تربيت فرزندان دارند.
مي‌زنم چون عاشقت هستم!
مي‌گويند بعضي از آنها که عاشق‌ترند، خشن‌تر هم هستند. انگار بعضي‌ها که بلد نيستند علاقه‌ خود را به همسرشان نشان دهند، از زبان زور و کتک استفاده مي‌کنند. اما اين عشق‌ها را نمي‌توان چندان طبيعي و قابل قبول دانست. عشق بيش از اندازه مرد به زن گاهي از ضعف شخصيت و عقده‌هاي حقارت مرد ناشي مي‌شود و ترکيب عواطف شديد و هيجانات روحي سبب بروز خشونت‌هاي به اصطلاح عاشقانه مي‌شود. برخي مردان مرز بين عشق و نفرت را در هم مي‌آميزند و به آزار بيمارگونه همسران خود مي‌پردازند. اين عشق‌هاي بيمارگونه معمولا با سوءظن و اختلال‌هاي روحي و رواني همراه است. اين عاشق‌هاي افراطي، علاوه بر اين‌که با ضرب وشتم و زور رفتار مي‌کنند، نشانه‌هاي ديگري هم دارند؛ زنداني کردن، کنترل رفت وآمدها و تلفن‌هاي همسر و توهين و تحقير لفظي.
آزار خانگي زنان شکل‌هاي ديگري هم دارد. آزارهاي روحي، تخريب شخصيت اجتماعي و خانوادگي زن در جمع اطرافيان، تحقير، انتساب القاب ناپسند و تهمت‌هاي ناموسي به زن و در برخي موارد آزار جنسي زن از سوي شوهر ديده شده است.
مينو جمالوند، مشاور خانواده و روان‌شناس مي‌گويد: «مردان زن‌آزار، بيماران روحي و رواني هستند. عقده حقارت، خود کم بيني، ضعف منزلت اجتماعي و توهم قدرت در بسياري از مردان همسرآزار وجود دارد. برخي از مردان هم مشکلات مختلف اقتصادي و روحي و رواني خود را با آزار همسران شان تخليه مي‌کنند.»
اين روان‌شناس معتقد است که مهم‌ترين عامل در رفتارهاي آزاردهنده مردان نسبت به زنان، عامل فرهنگي است که هنوز هم در شوون مختلف اجتماعي وجود دارد.
رازهاي سر به مهر
بعضي از آزارهاي خانگي چنان ناراحت کننده و خصوصي است که جايي مطرح نمي‌شود. در واقع بسياري از زنان به خاطر ترس از تشديد رفتارهاي خشن، مورد خشونت قرار گرفتن خود را تاييد نمي‌کنند يا آن را به عنوان بخش طبيعي زندگي‌شان قبول کرده‌اند.
زنان واکنش‌هاي متفاوتي در برابر اقدامات خشن همسران خود دارند. آنها اغلب به دلايل مختلف اقتصادي، اجتماعي و از جمله به علت احساس مسووليت نسبت به فرزندان، امکان مقابله چنداني در برابر رفتارهاي خشن همسرانشان ندارند. حتي زنان شاغل که درآمد کافي براي اداره زندگي مستقل دارند، به دليل مشکلات پس از جدايي، از طلاق خودداري مي‌کنند. بيشتر زنان ترجيح مي‌دهند آزارهاي خانگي همسران خود را تحمل کنند و با الزامات تنها زيستن و ناامني رواني و اجتماعي بعد از جدايي مواجه نشوند. بعضي هم با درددل و شکايت به پدر و مادر و دوستانشان از نظر رواني خود را تخليه مي‌کنند. اما ممکن است ماجرا به همين جا ختم نشود. وقتي خشونت گسترش پيدا کند، ردپاي واقعيت‌هاي دردناک ديگري هم در زندگي پيدا مي‌شود. آنها که مشکلات رواني دارند، ممکن است براي انتقام از همسرشان و «انتقال درد» به کودکان خود صدمه بزنند. تعدادي از زنان هم به عنوان راه آخر به دادگاه مراجعه مي‌کنند و در موارد حادتر ممکن است کار به جنايت و همسرکشي ختم شود.
خانه‌اي که امن نيست
در حال حاضر، بيشترين آمار آسيب‌هاي اجتماعي در سطح کشور مربوط به انواع خشونت‌هاي خانگي است. رئيس سازمان بهزيستي کشور اعلام کرده در ميان تماس‌هاي برقرار شده با خط اورژانس اجتماعي، بيشترين تماس‌ها مربوط به انواع خشونت‌هاي خانگي است که 35 درصد از کل تماس‌ها را شامل مي‌شود. اين خشونت‌ها شامل همسرآزاري، کودک‌آزاري و سالمندآزاري است.
روان‌شناسان معمولا مراجعه به مشاوران را به عنوان اولين راه در ارتباط با آزارهاي خانگي، پيشنهاد مي‌کنند. اما به گفته مينو جمالوند، هرچند در حال حاضر ميزان مراجعه به مراکز مشاوره افزايش يافته، اما متاسفانه بيشتر مراجعان خانم‌ها هستند. مردان معمولا نمي‌خواهند حرف‌هاي خانوادگي را پيش مشاور مطرح کنند و در نتيجه به اين مراکز مراجعه نمي‌کنند. مراجعه يکطرفه به مشاور هم کمک چنداني نمي‌کند.
اين تنها زنان نيستند که آزار مي‌بينند؛ مرداني هم وجود دارند که مورد خشونت خانگي قرار مي‌گيرند. هرچند نسبت همسرآزاري در ميان زنان و مردان يکسان نيست و آزار زنان توسط مردان رواج بيشتري دارد و از نسبتي حدود 10 به يک پيروي مي‌کند، اما شوهرآزاري به خاطر تغييرات اجتماعي، اين روزها بيشتر از قبل ديده مي‌شود. جمالوند معتقد است مرداني که به نسبت مردان ديگر‌‌ضعف روحي و جسمي بيشتري دارند؛ بيشتر ممکن است مورد اين آزارها قرار بگيرند.
شوهرآزاري يعني رفتاري آزاردهنده از سوي زن نسبت به شوهر که در محيط خانواده اتفاق مي‌افتد و البته ممکن است جنبه رواني، جنسي، اقتصادي و جسمي هم داشته باشد.
به گفته مينو جمالوند؛ در حالي که آزار زنان از سوي مردان بيشتر به عوامل فرهنگي و تاريخي برمي‌گردد؛ شوهرآزاري پديده‌اي جديدتر است و بيشتر به شکل واکنش زنان در مقابل ناتواني‌هاي همسرشان ديده مي‌شود: « نبايد فراموش کنيم تغيير نقش‌هاي اجتماعي و بيشتر شدن مسووليت‌هاي اقتصادي زنان هم باعث مي‌شود جايگاه اجتماعي آنها تغيير کند و توقع از آنها بيشتر شود که در نتيجه ممکن است به شوهرآزاري ختم شود.»
در حالي که همسرآزاري مردان در خيلي از مواقع جنبه فيزيکي دارد، زنان بيشتر از نظر رواني شوهران شان را آزار مي‌دهند. خشونت‌هاي زنان، به روح و روان شوهر آسيب مي‌رساند و او را تحت فشارهاي روحي و رواني قرار مي‌دهد. معمولا اين نوع آزردگي، شيوع بيشتري داشته و به صورت غيرمستقيم اثرات مخربي برجاي مي‌گذارد. تخريب حيثيت و آبروي شوهر، شکستن حرمت پدر در نزد فرزندان، فحاشي و انتساب صفت‌هاي ناشايست، بي‌توجهي به خواست و انتظارات شوهر، تبعيض بين خويشاوندان خود و شوهر، مقايسه همسر با ساير مردان، بزرگنمايي مسائل جزئي، بدبيني و سوءظن از نمونه رفتارهايي است که زنان ممکن است براي آزار شوهرشان در پيش بگيرند.
بعد ديگري از آزار مردان، مي‌تواند در روابط جنسي با شوهر بروز کند. در جامعه ايران که به خاطر آموزه‌هاي ديني، يکي از وظايف اساسي زن، ارضاي نياز جنسي شوهر است و در اسلام مسأله تمکين زن از شوهر در هنگام نياز مرد، از حقوق شوهر محسوب مي‌شود، برخي از زنان با عدم تمکين اقدام به آزار شوهران شان مي‌کنند.
جمالوند مي‌گويد: زنان به خاطر افسردگي، توقع زياد يا توهم ممکن است دست به آزار همسرانشان بزنند. گاهي زن در ذهن خود از شوهرش تصويري نادرست مي‌سازد و متناسب با آن تصوير با او رفتار مي‌کند، مثلا احساس مي‌کند همسرش بين بستگان خود و خويشاوندان او تفاوت مي‌گذارد و براي آنها ارزش بيشتري قائل است و تمام توجه خود را به آنان معطوف کرده؛ براساس اين توهم، مقابله به مثل مي‌کند‌‌ يا ممکن است فکر کند همسرش او را دوست ندارد و درصدد موقعيتي است تا همسر ديگري را انتخاب کند، در اين حالت‌ها، زن براي لجاجت، شوهرش را آزار مي‌دهد. مرداني که مورد آزار همسرانشان قرار مي‌گيرند، معمولا دچار افسردگي‌هاي حاد مي‌شوند و شخصيتي منزوي و منفعل پيدا مي‌کنند.
به منظور بالا نگرفتن اختلافات و صدمه نزدن به نظام خانواده کارشناسان معمولا حل مشکلات را به صورت ريشه‌اي و مستمر و در طول زمان پيشنهاد مي‌کنند.
رفتارهاي خشن زنان با مردان ممکن است در نهايت صورت جنايي پيدا کند و به همسرکشي بينجامد. به همين دليل است که کارشناسان معمولا حل مشکلات را به صورت ريشه‌اي و مستمر و در طول زمان پيشنهاد مي‌کنند. به گفته جمالوند، الگوهاي غلط در روابط زناشويي و تاثير سنت‌هاي فرهنگي نادرست که به سوءرفتار همسران ختم مي‌شود،‌ تنها در طول زمان و با خواست طرفين امکان پذير است، ضمن اين که قوانين اجتماعي هم مي‌تواند از افراد آزارديده حمايت کند و از سوي ديگر، بازدارنده ادامه رفتارهاي خشن باشد.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان