بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,378

سوره مجادله؛ الگوي دادخواهي براي زنان

  1390/4/27
خلاصه: قد سمع‏الله قول التي تجادلک في زوجها و تشتکي الي‏الله والله يسمع تحاور کما ان الله سميع بصير. سوره مجادله يکي ديگر از سوره‏هايي است که آيات نخستين آن آشکارا در راستاي حقوق زن نازل شده است. بسياري از مفسران در وجه تسميه سوره مجادله آورده‏اند که نام سوره برگرفته از تعبير التي تجادلک در آيه آغازين سوره و مجادله اسم فاعل مفرد موءنث است. همان‏طور که ممتحنه - نام شصتمين سوره قرآن کريم - اسم مفعول مفرد موءنث و برگرفته از عبارت فامتحنوهن (آيه 10) مي‏باشد.
يک سوره ديگر از قرآن کريم گشوده مي‏شود تا به موضوعي بپردازد که در دوران جاهليت، زنان از آن رنج مي‏بردند و آن عبارت است از موضوع " ظهار ". علما و مفسران اتفاق‏نظر دارند بر اين‏که آيات آغازين سوره در شأن خوله بنت ثعلبه نازل شد که شوهرش بر او خشم گرفت و به او گفت: " انت عليّ کظهرامي " يعني تو براي من مانند مادرم هستي! اين رفتار در زمان جاهليت بسيار رايج بود و غالباً مردان به همسرانشان هنگام عصبانيت اين جمله را مي‏گفتند. در حقيقت، زن براي آنان يک اسباب‏بازي بود. با گفتن اين سخن، زن به مردش حرام مي‏شد و فرزندان ايشان دچار نگراني مي‏شدند. هرلحظه ممکن بود پدر اين جمله را بگويد و بنيان خانواده از هم بپاشد. ظهار در آن دوران چيزي شبيه به طلاق بود، اما نه به صورتي که زن و شوهر از هم جدا شوند بلکه فقط به‏طور موقت روابط زناشويي ميان آنان مختل مي‏شد و بعد هرگاه مرد اراده مي‏کرد اين رابطه مجدداً برقرار مي‏شد. بدين‏ترتيب، ظهار در دوران جاهليت به‏صورت يک معضل خانوادگي و اجتماعي درآمده بود و زنان و کودکان دائماً دچار سردرگمي بودند و در کانون خانواده احساس امنيت نمي‏کردند.
سوره مجادله با سرآغازي ويژه و با آهنگي شگفت شروع مي‏شود و ضمن بيان حکم، حادثه را به گونه‏اي بيان مي‏کند که تأثيرگذار و الهام‏بخش باشد. سوره مجادله با اين بيان آغاز مي‏شود تا نشان دهد که براي خداوند تمامي مسائل کوچک و بزرگ داراي اهميت است؛ چنان‏که شکايت اين زن بي‏پناه را که سرشناس و ثروتمند يا از طبقه اجتماعي بالايي نبوده است، موردتوجه قرار مي‏دهد. خداوند در سوره مجادله مراجعه يک زن را به رسول خدا و مجادله و گفت‏وگوي وي با آن حضرت و شکايت از رفتار ناهنجار شوهرش را طرح و شرح مي‏کند و بدين‏وسيله درک آن زن را از ارتباط مستقيم با خدا و توقع و انتظار او را نسبت به نزول وحي الهي نشان مي‏دهد و در قالب گزارش اين حادثه اعلام مي‏کند که همه مردمان خانواده خدا هستند و خداوند به عنوان سرپرست اين خانواده بسيار بزرگ از يکايک بندگانش محافظت و مراقبت مي‏کند و همواره حتي نسبت به کوچکترين آنان شنوا و بيناست.
اين سوره نازل گرديد تا همگان بدانند و دريابند که همه بندگان در نظر خداوند يکسان‏اند و جنسيت و طبقه اجتماعي و رنگ و نژاد هيچ تفاوتي ايجاد نمي‏کند. آيات نخستين اين سوره، حضور دائمي خداوند را در تمامي صحنه‏هاي زندگي و مشکلات روزمره يک زن بي‏پناه به تصوير مي‏کشد و اعلام مي‏کند که خداوند پيوسته حاضر و ناظر بر امور فردفرد بندگان است و هرگز از تدبير ملک و ملکوت و حکمراني در آسمان‏ها و زمين و امور مربوط به آنها غافل نمي‏شود.
سوره مجادله در راستاي احقاق حق و دادخواهي براي يک زن ستمديده نازل شده است که مورد بي‏توجهي و بي‏مهري شوهرش واقع شده بود و به اين مناسبت بيانگر حکمي از احکام الهي است؛ اما بيش از اينها و برتر از همه اينها، نزول چنين آياتي در آن دوره عجيب و غريب، نشانگر ميزان جرأت و شهامت زنان مسلمان است که در مقام دفاع از حقوق حقّه خودشان ساکت نمي‏نشسته‏اند و حتّي اين زمينه وجود داشته است که براي دادخواهي مستقيماً نزد پيامبر بروند و با آن حضرت به آساني گفت‏وگو و مجادله کنند و بي‏پرده مسائلشان را با ايشان در ميان بگذارند!
سوره مجادله نقطه آغاز وضع يکي از قوانين شريعت مقدس اسلام در مسئله ظهار است. چنان‏که شيوه قرآن در نزول وحي است در همه مسائل کلي که به قانون‏گذاري اسلامي مرتبط مي‏شود، براي زدودن مشکل از زندگي روزمره مردم، حکم شرعي را در ذهن مردم مجسّم مي‏کند تا مردم مشکل را در مسائل کوچک و جزئي لمس کنند و به دنبال راه‏حلي براي آن باشند. خداوند در اين سوره ضمن نفي حکم ظهار - چنان‏که در جاهليت مرسوم بود - و بي‏اثر و بي‏ارتباط اعلام‏کردن آن با مسئله طلاق، تجديد رابطه زناشويي را پس از ظهار حلال اعلام مي‏کند و در عين‏حال، براي آن‏که راه براي موارد مشابه آن بسته شود در جهت تنبّه مرد عقوبت و کيفر عملي مشخص مي‏کند.
خداوند سبحان، در آغاز سوره مجادله به‏عنوان برترين مدافع حقوق زن وارد عمل مي‏شود و ماهيت مسئله ظهار را توضيح مي‏دهد و اين گفتار و رفتار ناهنجار مردان در دوران جاهليت را " منکَر" و "زور" (ناهنجار و زشت و برخلاف سرشت آدمي) معرفي مي‏کند و حکم شرعي آن را به‏صورت روشن و مشخص صادر مي‏کند. پيش از بيان اشکال مختلف قضيه مي‏فرمايد: ذلکم توعظون به يعني همه احکام الهي براي بيداري قلب‏ها و تربيت نفوس آدميان است، و در ادامه هشدار مي‏دهد که: والله بما تعملون خبير يعني بدانيد که خداوند هميشه از گفتار و کردار و پندار شما آگاه است.
خداوند متعال براي تنبيه مردي که مرتکب چنين منکري شده و در جهت بازگشت وي به کانون خانواده سه راه را پيشنهاد مي‏کند: 1) آزادکردن يک برده 2) دو ماه متوالي روزه‏گرفتن 3) شصت مسکين را اطعام کردن، و ضمن تأکيد بر اين‏که خداوند عفوّ و غفور است و تاب و توان بشر را لحاظ مي‏کند، اين چنين کفّاره و عقوبت سختي براي ظهارکننده درنظر مي‏گيرد تا مردم " حدودالله" و محرّمات الهي را بازيچه تلقي نکنند و بدانند که اگر بخواهند از حدود الهي تخلف کنند، علاوه بر اين عقوبت سخت در دنيا، " عذاب اليم " نيز در آخرت در انتظار آنان خواهد بود و وجه ديگر تأديبي و تربيتي اين عقوبت آن است که وقتي مردم بدانند چنين مجازات‏هايي در انتظارشان است در مسير ايمان به خدا و رسول قرار خواهند گرفت و به اوامر و نواهي شريعت احترام خواهند گذارد و به احکام دين که جدا کننده حق از باطل است پايبند خواهند گرديد.
منابع:
1. تفسيرالقرآن‏الکريم، عبدالله شحاته؛
2. في‏ظلال‏القرآن، سيد قطب؛
3. روح‏المعاني، آلوسي؛
4. الميزان في تفسيرالقرآن، علامه طباطبايي؛
5. جوامع‏الجامع، طبرسي؛
6. التحريرالتنوير، ابن‏عاشور؛
7. تفسير من وحي‏القرآن، محمدحسين فضل‏الله؛
نويسنده: نرگس پروازي ايزدي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان