بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,432

اسلام و پوشش-قسمت سوم

  1390/4/24
خلاصه: اسلام و پوشش-قسمت سوم
عيادت‌ زن‌ از مرد نامحرم‌

عن‌ الحکم‌ بن‌ مسکين‌ قال‌: حدّثتني‌ سعيدة‌ و منّة‌ اختا محمّد بن‌ ابي‌ عمير بيّاع‌ السّابري‌ قالتا: «دخلنا علي‌ ابي‌ عبداللّه‌ عليه السلام فقلنا: تعود المرأة‌ اخاها؟ قال‌: نعم‌. قلنا: تصافحه‌؟ قال‌: من‌ وراء الثّوب‌. قالت‌ احداهما: انّ اختي‌ هذه‌ تعود اخوتها. قال‌: اذا عدت‌ اخوتک‌ لاتلبسي‌ المصبغة‌؛

«سعيده‌» و «منّه‌» خواهران‌ محمّد بن‌ ابي‌ عمير نقل‌ کرده‌اند: ما به‌ محضر امام‌ صادق‌ عليه السلام رسيديم‌ و پرسيديم‌: آيا زن‌ مي‌تواند به‌ ديدار برادر ايماني‌اش‌ برود؟ فرمود: آري‌. گفتيم‌: آيا مي‌تواند با برادر ايماني‌اش‌ دست‌ بدهد؟ فرمود: از روي‌ لباس‌، آري‌. يکي‌ از آن‌ دو گفت‌: اين‌ خواهر من‌ به‌ ديدار برادران‌ ايماني‌اش‌ مي‌رود. حضرت‌ خطاب‌ به‌ وي‌ فرمود: هنگام‌ ملاقات‌ با برادران‌ ديني‌ات‌ از پوشيدن‌ لباس‌ رنگين‌ و محرّک‌ بپرهيز.»

از اين‌ حديث‌، مراوده‌، برخورد، عيادت‌ و ديد و بازديد ميان‌ زنان‌ و مردان‌ مسلمان‌ به‌ويژه‌ از جانب‌ زن‌ و حضور آنان‌ با هم‌ در اجتماع‌ ،بي‌آن‌ که‌ محرميّتي‌ در ميان‌ باشد، به‌ دست‌ مي‌آيد. حضرت‌ عيادت‌ زن‌ مسلمان‌ از مرد مسلمان‌ را نه‌ تنها نفي‌ نمي‌فرمايد، بلکه‌ تأييد هم‌ مي‌نمايد. مهم‌تر از آن‌، دست‌ دادن‌ زن‌ مسلمان‌ با مرد است‌ که‌ امام‌ عليه السلام آن‌ را در صورت‌ وجود حايل‌ نفي‌ نمي‌کند.

در اين‌ حديث‌ شريف‌، امام‌ عليه السلام با بيان‌: «و لا تلبسي‌ المصبغة‌» به‌ امر مهمي‌ اشاره‌ مي‌کند و آن‌ اين‌ که‌: صرف‌ پوشاندن‌ بدن‌ با لباس‌ در تحقّق‌ امر پوشش‌ کافي‌ است‌ و ديگر نيازي‌ به‌ پوشش‌ اندام‌ زن‌ با چادر يا شي‌ء منفصل‌ ديگري‌ نيست‌ و تنها چيزي‌ که‌ مورد نهي‌ حضرت‌ قرار گرفته‌، جلف‌ بودن‌ و رنگ‌ نامناسب‌ لباس‌ است‌ که‌ سبب‌ تحريک‌ و جلب‌ توجّه‌ ديگران‌ مي‌شود.



بيعت‌ پيامبر صلي الله عليه واله وسلم با زنان‌

... عن‌ المفضل‌ بن‌ عمر قال‌: «قلت‌ لابي‌ عبداللّه‌ عليه السلام کيف‌ ماسح‌ رسول‌ اللّه‌ صلي الله عليه واله وسلم النساء حين‌ بايهنّ؟ قال‌: دعا بمرکنه‌ الذي‌ کان‌ يتوضّأ فيه‌ فصب‌ فيه‌ ماء ثم‌ غمس‌ يده‌ اليمني‌ فکلّما بايع‌ واحدة‌ منهن‌ قال‌: اغمسي‌ يدک‌ فتغمس‌ کما غمس‌ رسول‌ اللّه‌ صلي الله عليه واله وسلم فکان‌ هذا ما سحته‌ اياهنّ؛

مفضل‌ مي‌گويد به‌ امام‌ صادق‌ عليه السلام عرض‌ کردم‌: زن‌ها با پيامبر صلي الله عليه واله وسلم چگونه‌ بيعت‌ کردند؟ حضرت‌ فرمود: پيامبر صلي الله عليه واله وسلم دستور دادند ظرف‌ آبي‌ که‌ در آن‌ وضو مي‌ساختند آوردند و در آن‌ آب‌ ريخته‌ و سپس‌ دست‌ راست‌ خود را در آب‌ نهادند و به‌ هر يک‌ از زن‌ها فرمودند: دستت‌ را در آب‌ بگذار و آن‌ها هم‌ يک‌به‌يک‌ چنين‌ کردند.» نوع‌ مسح‌ کردن‌ و دست‌ دادن‌ ايشان‌ با زن‌ها در زمان‌ بيعت‌ اين‌گونه‌ بوده‌ است‌.

از اين‌ روايت‌ به‌ خوبي‌ روشن‌ مي‌گردد که‌ آن‌چه‌ اشکال‌ دارد، ملامسه‌ي‌ مباشري‌ و مستقيم‌ است‌ و اگر مانع‌ و پوششي‌ در دست‌ يکي‌ از دو طرف‌ زن‌ يا مرد نامحرم‌ وجود داشته‌ باشد، دست‌ دادن‌ اشکالي‌ ندارد؛ به‌ خصوص‌ که‌ در اين‌ روايت‌ در پرسش‌ عنوان‌ «کيف‌ ماسح‌» و در آخر آن‌ «فکان‌ هذا ما سحته‌ اياهنّ» آمده‌ و مسح‌ را در پوششي‌ از آب‌ تحقق‌ بخشيده‌ است‌. پس‌ همان‌طورکه‌ پوشش‌ مي‌تواند با لباس‌ يا دست‌کشي‌ باشد، مي‌تواند با آب‌ يا چيز ديگري‌ باشد؛ زيرا تنها مشکل‌ صرف‌ ملامسه‌ مباشري‌ است‌ نه‌ دست‌ دادن‌ با نوع‌ خاصي‌ از پوشش‌؛ به‌ويژه‌ که‌ در چنين‌ بيعتي‌ نمايان‌ شدن‌ دست‌ها براي‌ پيامبر صلي الله عليه واله وسلم و زنان‌ به‌طور طبيعي‌ وجود داشته‌ و مي‌توان‌ اطمينان‌ پيدا کرد که‌ پيامبر صلي الله عليه واله وسلم و زن‌ها هنگام‌ بيعت‌ چشمان‌ خود را نمي‌بسته‌اند.

عن‌ سعدان‌ بن‌ مسلم‌ قال‌: قال‌ ابوعبداللّه‌: «اَتدري‌ کيف‌ بايع‌ رسول‌ اللّه‌ صلي الله عليه واله وسلم النساء؟ قلت‌: اللّه‌ اعلم‌ و ابن‌ رسوله‌ اعلم‌، قال‌، جمعهن‌ حوله‌ ثم‌ دعا بتور برام‌ فصبّ فيه‌ نضوحاً ثم‌ غمس‌ يده‌ فيه‌ ثم‌ قال‌: اسمعنّ يا هؤلاء! ابايعکنّ علي‌ ان‌ لاتشرکنّ بالله‌ شيئاً ولا تسرقن‌ ولا تزنينَّ ولا تقتلنّ اولادکنّ ولا تاتينَّ ببهتانّ تفترينه‌ بين‌ ايديکنّ وارجلکنّ ولا تعصينّ بعولتکنّ في‌ معروف‌. اقررتنّ؟ قلنَّ: نعم‌! فاخرج‌ يده‌ من‌ التور ثم‌ قال‌ لهنّ: اغمسنّ ايديکن‌، ففعلنَّ فکانت‌ يد رسول‌ اللّه‌ الطّاهرة‌ اطيب‌ من‌ ان‌ يمسّ بها کف‌ انثي‌ ليست‌ له‌ بمحرم‌؛

سعدان‌ مي‌گويد: امام‌ صادق‌ عليه السلام فرمودند: آيا مي‌داني‌ زن‌ها چگونه‌ با پيامبر صلي الله عليه واله وسلم بيعت‌ کردند؟ گفتم‌: خدا و شما فرزند پيامبر آگاه‌ تريد. آن‌گاه‌ حضرت‌ فرمودند: پيامبر صلي الله عليه واله وسلم زن‌ها را اطراف‌ خود جمع‌ نمود. سپس‌ دستور داد ظرف‌ آوردند و در آن‌ آب‌ ريختند و دست‌ مبارکش‌ را در آن‌ فرو برد و آن‌گاه‌ فرمود: اي‌ زن‌ها! گوش‌ دهيد به‌ آن‌چه‌ مي‌گويم‌، از شما بيعت‌ را مي‌پذيرم‌ که‌ چند امر را مورد توجّه‌ و عمل‌ قرار دهيد: شرک‌ به‌خدا نداشته‌ باشيد، دزدي‌ و زنا نکنيد، فرزندان‌ خود را نکُشيد، به‌ يک‌ديگر بهتان‌ روا نداريد و در غير معصيت‌ خدا با شوهرتان‌ مخالفت‌ نکنيد. سپس‌ فرمود: آيا به‌ آن‌چه‌ گفتم‌ اقرار مي‌کنيد؟ همه‌ي‌ آن‌ها گفتند: بلي‌! مي‌پذيريم‌. آن‌گاه‌ حضرت‌ دستش‌ را از ظرف‌ آب‌ بيرون‌ آورد و به‌ زن‌ها فرمودند: دست‌هايتان‌ را در ظرف‌ فرو ببريد و آن‌ها هم‌ چنين‌ کردند. در پايان‌ اين‌ حديث‌ امام‌ صادق‌ فرمودند: دست‌ مبارک‌ پيامبر پاک‌تر از آن‌ است‌ که‌ کف‌ دست‌ زن‌ نامحرمي‌ را لمس‌ نمايد.»

از اين‌ روايت‌ شريف‌، چند امر آشکار مي‌گردد:

يک‌. امام‌ صادق‌ خود اين‌ بحث‌ را طرح‌ مي‌کند تا موقعيت‌، خصوصيت‌ و نوع‌ بيعت‌ را روشن‌ سازد و از هر انحراف‌ و نارسايي‌ دور دارد.

دو. چون‌ زن‌ها فراوان‌ بوده‌اند، براي‌ بيعت‌ سريع‌ و راحت‌ از ظرف‌ آب‌ استفاده‌ شده‌ است‌.

سه‌. حضرت‌ صلي الله عليه واله وسلم شرايط‌ بيعت‌ را که‌ دوري‌ از گناهان‌ در آن‌ زمان‌ بوده‌ يک‌به‌يک‌ به‌ آنان‌ گوش‌زد مي‌کند واز آن‌ها اقرار مي‌گيرد.

چهار. حضرت‌ دست‌ خود را بيرون‌ مي‌آورد و سپس‌ به‌ زن‌ها مي‌فرمايد: دست‌ در آب‌ نهيد.

پنج‌. در پايان‌ امام‌ صادق‌ مي‌فرمايد: دست‌ پيامبر پاک‌تر از آن‌ است‌ که‌ دست‌ زن‌ نامحرم‌ را لمس‌ کند.

آن‌چه‌ از اين‌ بيان‌ آشکار مي‌گردد، حرمت‌ مس‌ مباشري‌ و لمس‌ آن‌ است‌؛ نه‌ صرف‌ دست‌ دادن‌ به‌ هر نوع‌ که‌ باشد.

«... و قالت‌ امّ حکيم‌ بنت‌ الحارث‌ بن‌ هشام‌...: «يا رسول‌ ا...! کيف‌ نُبايعک‌؟» قال‌: «انّني‌ لا اصافحُ النّساء» فدعا بقدح‌ من‌ ماءٍ فادخل‌ يده‌ ثمّ أخرجها فقال‌: «ادخلنَ ايديکنَّ في‌ هذا الماء فهي‌ البيعة‌؛

امّ حکيمه‌ پرسيد: اي‌ رسول‌ خدا! چگونه‌ با شما بيعت‌ کنيم‌؟ پيامبر صلي الله عليه واله وسلم فرمود: من‌ به‌طور مباشري‌ با زنان‌ دست‌ نمي‌دهم‌؛ آن‌گاه‌ حضرت‌ ظرف‌ آبي‌ طلب‌ کرد و دست‌ مبارکش‌ را در آن‌ فرو برد، سپس‌ بيرون‌ آورد و به‌ زنان‌ فرمود: دستتان‌ را در اين‌ آب‌ فرو بريد که‌ اين‌ خود بيعت‌ است‌.»

اين‌ برخورد پيامبراکرم‌ صلي الله عليه واله وسلم حکايت‌ گويايي‌ بر روابط‌ سالم‌ اجتماعي‌ زن‌ و مرد است‌.

از مجموع‌ روايات‌ بيعت‌ به‌خوبي‌ آشکار مي‌گردد که‌ آن‌چه‌ از ديدگاه‌ شرع‌ مقدس‌ ميان‌ زن‌ و مرد نامحرم‌ ممنوع‌ است‌، ملامسه‌ و دست‌دادن‌ مباشري‌ به‌طور عريان‌ است‌ وگرنه‌ دست‌دادن‌ با نوعي‌ از پوشش‌ چون‌: آب‌، لباس‌، دست‌کش‌ يا دستمال‌ اشکالي‌ ندارد.

حال‌، اگر اين‌ پرسش‌ پيش‌ آيد که‌: چرا پيامبر اکرم‌ صلي الله عليه واله وسلم در صدر اسلام‌ براي‌ بيعت‌ با زنان‌ از ظرف‌ آب‌ استفاده‌ نمود، بايد گفت‌: علت‌ انتخاب‌ اين‌ نوع‌ پوشش‌ در دست‌ دادن‌، کثرت‌ و تعدد زن‌ها بوده‌؛ به‌طوري‌ که‌ با انتخاب‌ ظرف‌ آب‌ در کوتاه‌ترين‌ زمان‌ ممکن‌ بيعت‌ زن‌ها با حضرت‌ تحقق‌ يافته‌، بي‌آن‌که‌ زحمت‌ و مشقّتي‌ براي‌ زن‌ها يا پيامبر پيش‌ آيد و وقت‌ باارزش‌ ايشان‌ درگير اين‌ امر گردد.

پس‌ در رابطه‌ با دست‌ دادن‌ زن‌ و مرد نامحرم‌ با يک‌ديگر بايد چند امر به‌طور اساسي‌ مورد دقت‌ قرار گيرد:

يک‌. آن‌چه‌ منع‌ شرعي‌ دارد، دست‌ دادن‌ مباشري‌ و بدون‌ نوعي‌ از پوشش‌ است‌.

دو. نبايد در اين‌ دست‌ دادن‌ فشار يا لذت‌ و خوش‌آمدني‌ پيش‌ آيد؛ گرچه‌ از روي‌ پوشش‌ باشد که‌ در اين‌ صورت‌ با پوشش‌ هم‌ اشکال‌ دارد.

سه‌. نوع‌ پوشش‌، هرچيزي‌ مي‌تواند باشد: لباس‌، دست‌کش‌، آب‌ يا هر مانع‌ ديگري‌.

چهار. آن‌چه‌ در بيان‌ اين‌ حکم‌ مورد اهتمام‌ است‌ تنها دور از اشکال‌ بودن‌ دست‌دادن‌ با پوشش‌ و دور از آلودگي‌ است‌؛ نه‌ ضرورت‌ داشتن‌ يا لازم‌ بودن‌ آن‌؛ پس‌ اگر در ظرف‌ ضرورت‌ موردي‌ پيش‌ آيد که‌ مرد مسلماني‌ با نوعي‌ از پوشش‌ با زني‌ به‌دور از مرض‌ و آلودگي‌ دست‌ دهد، اشکالي‌ ندارد؛ به‌خصوص‌ که‌ اين‌ امر در عرف‌ ديپلماسي‌ يا برخوردهاي‌ رسمي‌ بين‌المللي‌ براي‌ مسؤولين‌ امر باشد؛ نه‌ آن‌که‌ دست‌دادن‌ زن‌ و مرد مسلمان‌ يا غير مسلمان‌ در سطح‌ عموم‌ و همگان‌ ـ آن‌ هم‌ با آلودگي‌هاي‌ موجود در جامعه‌ ـ وجوب‌ يا ضرورت‌ داشته‌ باشد که‌ هرگز مسلماني‌ در پي‌ عنوان‌ لزوم‌ يا وجوب‌ اين‌ امر نيست‌.



مقايسه‌ي‌ زيبايي‌ها

عن‌ عليّ بن‌ سويد قال‌: قلت‌ لابي‌ الحسن‌ عليه السلام : «انّي‌ مبتلي‌ بالنّظر الي‌ المرأة‌ الجميلة‌ فيعجبني‌ النّظر اليها فقال‌ لي‌: يا عليّ! لا بأس‌ اذا عرف‌ اللّه‌ من‌ نيّتک‌ الصّدق‌ و ايّاک‌ و الزّنا فانّه‌ يمحق‌ البرکة‌ و يهلک‌ الدّين‌؛

علي‌ بن‌ سويد گويد: به‌ امام‌ کاظم‌ عليه السلام گفتم‌: به‌ اقتضاي‌ موقعيّت‌ شغلي‌ يا... پيش‌ مي‌آيد که‌ چشمم‌ به‌ زنان‌ زيباروي‌ مي‌افتد و گاهي‌ نگاه‌ به‌ آنان‌ مرا به‌ اعجاب‌ و تحسين‌ وا مي‌دارد. حضرت‌ در پاسخ‌ من‌ فرمودند: اي‌ علي‌! وقتي‌ که‌ خداوند در اين‌ نگاه‌ نيّت‌ پاک‌ تو را بداند، اشکالي‌ ندارد، ليکن‌ از نگاه‌ آلوده‌ و زنا بپرهيز که‌ برکت‌ را مي‌برد و دين‌ را تباه‌ مي‌سازد.»

اين‌ روايت‌ بيان‌ کريمانه‌اي‌ دارد که‌ سرشار از حکمت‌ و عطوفت‌ است‌؛ زيرا حضرت‌ در پاسخ‌ به‌ آن‌ مرد چند امر را در يک‌ نگاه‌ مطرح‌ مي‌سازد:

ـ امام‌ عليه السلام نگاه‌ کردن‌ به‌ زن‌ها را به‌ آن‌ مرد نسبت‌ نمي‌دهد، با آن‌ که‌ از بيان‌ مرد استفاده‌ مي‌شود که‌ به‌ دليل‌ نوع‌ شغلش‌ يا امري‌ ديگر نگاه‌ به‌ زنان‌ برايش‌ زياد اتّفاق‌ مي‌افتاده‌ است‌.

ـ حضرت‌ عليه السلام زمينه‌هاي‌ بدبيني‌ را نسبت‌ به‌ مرد در کلام‌ مطرح‌ نمي‌کند و با وجود نگاه‌هاي‌ زياد مرد به‌ زن‌ها نسبت‌ گناه‌ به‌ او نمي‌دهد.

ـ امام‌ عليه السلام براي‌ اين‌ که‌ بار آن‌ مرد سنگين‌ نشود، حکم‌ دشواري‌ چون‌ عدم‌ صحت‌ رؤيت‌ و نگاه‌ کردن‌ به‌ زن‌ها را پيش‌ پاي‌ او نمي‌گذارد و به‌ او نمي‌فرمايد که‌ بايد به‌ طور کلّي‌ نگاه‌ به‌ زن‌ها را کنار بگذارد، ولي‌ با اين‌ همه‌، اهتمام‌ به‌ پرهيز از نگاه‌ به‌ زن‌ها و احتياط‌ در اين‌ مورد را به‌ مرد گوش‌زد مي‌کند و به‌ طور مشروط‌ و لولائي‌ مي‌فرمايد: «اگر صدق‌ و صفاي‌ نگاه‌ تو نزد خدا مشهود باشد، مانعي‌ ندارد؛ اگرچه‌ بايد از گناه‌ پرهيز کامل‌ داشته‌ باشي‌.»

ـ از اين‌ پرسش‌ و پاسخ‌ به‌ خوبي‌ روشن‌ مي‌شود که‌ زن‌ و مرد مانند «جن‌ و بسم‌ اللّه‌» نيستند که‌ بگوييم‌: بايد از يک‌ديگر بگريزند و تنها در قالب‌ محرميّت‌ و محيط‌ خانوادگي‌ با هم‌ ارتباط‌ داشته‌ باشند. امام‌(ع‌) با وسعت‌نظر مي‌فرمايد: «اگر داراي‌ صدق‌ هستي‌، نگاه‌ مکرّر و قهري‌ بسيار، اشکالي‌ ندارد»، با آن‌ که‌ مرد مي‌گويد: «از ديدن‌ زيبارويان‌ حالت‌ اعجاب‌ و تحسين‌ به‌ من‌ دست‌ مي‌دهد»؛ پس‌ زن‌ و مرد مي‌توانند در محيط‌ اجتماعي‌ و زمينه‌هاي‌ شغلي‌ بدون‌ قصد ناشايست‌ و به‌طور عادي‌ با يک‌ديگر ارتباط‌ سالم‌ و قهري‌ داشته‌ باشند و جدا سازي‌ زنان‌ از مردان‌ هم‌چون‌ اختلاط‌ و بي‌بندوباري‌ آنان‌ اساس‌ صحيح‌ علمي‌ و ديني‌ ندارد.

ـ حضرت‌ با آن‌ که‌ نسبت‌ به‌ چنين‌ برخوردهايي‌، ديدي‌ باز ارايه‌ مي‌کند، به‌ آن‌ فرد در مورد زمينه‌هاي‌ احتمالي‌ گناه‌ هشدار مي‌دهد؛ زيرا گرچه‌ ارتباط‌ و هم‌راهي‌ در امور و کارهاي‌ اجتماع‌ براي‌ زن‌ و مرد يک‌ ضرورت‌ است‌، ولي‌ نبايد از هواهاي‌ نفساني‌ و زمينه‌هاي‌ شيطاني‌ غفلت‌ داشت‌؛ چنان‌که‌ احتياط‌ و پرهيز و وقار و متانت‌ در اين‌ گونه‌ روابط‌، شايسته‌ي‌ مؤمنان‌ و يک‌ جامعه‌ي‌ دين‌ مدار است‌.

ـ در نهايت‌ حضرت‌ به‌ آثار وضعي‌ و قهري‌ نگاه‌هاي‌ آلوده‌ و زنا اشاره‌ مي‌کند که‌ همان‌ نابود سازي‌ و حرمان‌ مادّي‌ و معنوي‌ است‌ و مي‌فرمايد: «اين‌ گناه‌، برکت‌ را از زندگي‌ و حيات‌ را از دين‌ مي‌برد.»

ـ وقتي‌ حضرت‌ مي‌فرمايد: «ايّاک‌ و الزّنا» تنها اين‌ نيست‌ که‌ مرحله‌ي‌ آخر زنا در نظر ايشان‌ باشد، بلکه‌ با توجّه‌ به‌ مقابله‌ي‌ «لابأس‌ بالنّظر» «اين‌ فراز از زناي‌ چشم‌ نيز پرهيز مي‌دهد؛ زيرا اين‌ امر هم‌ گناه‌ است‌ و به‌ قدر خود برکت‌ زندگي‌ و نورانيّت‌ دين‌ را مي‌برد.

ـ البته‌ مي‌تواند مراد از زنا همان‌ زناي‌ آميزشي‌ باشد که‌ در اين‌ صورت‌، روايت‌ از هوشياري‌ و هشدار معصوم‌ حکايت‌ مي‌کند که‌ مواظب‌ باش‌ که‌ اين‌ نگاه‌ در نهايت‌ به‌ آن‌جا ختم‌ نشود و همين‌ حالا و در ابتدا ريشه‌ي‌ آن‌ را قطع‌ کن‌.

حقيقتي‌ که‌ قابل‌ کتمان‌ نيست‌ و از بيان‌ حضرت‌ به‌ دست‌ مي‌آيد، اين‌ است‌ که‌ چشم‌ براي‌ ديدن‌ است‌ و چهره‌ و هر صورتي‌ ديدني‌ است‌. تنها نوع‌ ديدن‌، مقدار آن‌ و نيّت‌ و برداشت‌ افراد متفاوت‌ است‌. اگر ديدن‌ به‌ حدّ شرعي‌ يا در ظرف‌ ضرورت‌ بوده‌ و سلامت‌ نفس‌ و نيّت‌ پاک‌ هم‌ در ميان‌ باشد، مشکلي‌ در ديدن‌ نيست‌. در مقابل‌، اگر نيّت‌ پاک‌ و سلامت‌ نفس‌ در کار نباشد، هر نگاهي‌، آلودگي‌ به‌بار مي‌آورد؛ پس‌ روابط‌ سالم‌ اجتماعي‌ را نمي‌توان‌ با بند و بست‌هاي‌ جداري‌ و ارعاب‌هاي‌ دستوري‌ سامان‌ بخشيد، بلکه‌ بايد با برطرف‌ ساختن‌ کمبودها و مشکلات‌ و تربيت‌ سالم‌ و آموزه‌هاي‌ فرهنگي‌، زمينه‌هاي‌ سالم‌ ذهني‌ ـ نفسي‌ را در جامعه‌ گسترش‌ داد.

چيزي‌ که‌ پيرو اين‌ اصل‌ به‌ ذهن‌ مي‌آيد، اين‌ است‌ که‌ اگر نگاه‌ مشکل‌ شرعي‌ نداشته‌ باشد، با تحقّق‌ ديدن‌، ذهن‌ آدمي‌ در مورد چهره‌ي‌ ديده‌شده‌ تحليل‌ و مقايسه‌ دارد. در اين‌ حال‌، زشتي‌ و زيبايي‌ از جهات‌ فراوان‌ در ذهن‌ تداعي‌ مي‌شود و مرد را هم‌چون‌ زن‌ مشغول‌ مي‌دارد و خلاصه‌ ديدن‌ بدون‌ انعکاس‌ و مقايسه‌ ممکن‌ نيست‌. اين‌ جاست‌ که‌ حضرت‌ مي‌فرمايد: «اين‌ يک‌ واقعيّت‌ است‌ و اگر نيّت‌ پاک‌ و صدق‌ دل‌ در ميان‌ باشد، اشکالي‌ ندارد.»

اگر در اين‌ نگاه‌ها، آلودگي‌، تحريک‌، شهوت‌ و توهّمات‌ شيطاني‌ پيش‌ نيايد، اين‌ نوع‌ توجّه‌ و مقايسه‌ و مانند آن‌، طبيعي‌ است‌ و مشکلي‌ ندارد. تنها سفارش‌، صدق‌ دل‌ و پرهيز از گناه‌ است‌ که‌ امر ديگري‌ است‌ و بايد نسبت‌ به‌ آن‌ توجّه‌ کامل‌ داشت‌.

* * *

بنابر تمام‌ مطالب‌ گذشته‌، پوشش‌ سبب‌ حضور مطمئن‌ و سالم‌ زن‌ در اجتماع‌ مي‌شود؛ برخلاف‌ سکس‌ و عريان‌نمايي‌ زن‌ و اظهار زيبايي‌ او که‌ نه‌ تنها مانع‌ از حضور آزاد و مطمئن‌ زن‌ در جامعه‌ است‌، بلکه‌ چراغ‌ سبزي‌ براي‌ جلب‌ توجّه‌ افراد بيمار و شهوت‌پرست‌ در محيط‌ کار و جامعه‌ نيز مي‌باشد.



زينت‌هاي‌ پنهاني‌

در پايان‌ اين‌ قسمت‌ شايان‌ ذکر است‌ که‌ قرآن‌ مجيد بعد از بيان‌ موارد استثنا از وجوب‌ پوشش‌، سفارشي‌ کلّي‌ هم‌ نسبت‌ به‌ عفاف‌ و حفاظ‌ زن‌ در جهت‌ عدم‌ اظهار زينت‌ و رفتار سبک‌ و زننده‌ دارد که‌ در ادامه‌ي‌ آيه‌ي‌ 31 سوره‌ي‌ نور آمده‌ است‌:

«و لايضربن‌ بارجلهنّ ليعلم‌ ما يخفين‌ من‌ زينتهنّ؛

اي‌ پيامبر! به‌ زن‌هاي‌ مومن‌ بگو: هنگام‌ راه‌ رفتن‌ طوري‌ قدم‌ برندارند که‌ زينت‌هاي‌ پنهان‌ آن‌ها آشکار گردد.» مراد از اين‌ زينتِ پنهان‌ خلخالي‌ بوده‌ که‌ هم‌چون‌ النگو به‌ پاهاي‌ خود مي‌بستند.

در ميان‌ اعراب‌ مرسوم‌ بوده‌ که‌ زنان‌ از نوعي‌ ابزار زينتي‌ به‌ نام‌ «خلخال‌» استفاده‌ مي‌کردند. خلخال‌ را به‌ مچ‌پاي‌ خود مي‌بستند و اگر هنگام‌ راه‌ رفتن‌ پاها را قدري‌ محکم‌ بر زمين‌ مي‌زدند، صداي‌ مخصوصي‌ از آن‌ بلند مي‌شد که‌ توجّه‌ ديگران‌ را به‌ خود جلب‌ مي‌کرد. حق‌ تعالي‌ در اين‌ فراز از آيه‌، زنان‌ را ازچنين‌ راه‌ رفتني‌ نهي‌ فرموده‌ است‌؛ گرچه‌ استفاده‌ از خلخال‌ در صورتي‌ که‌ قصد اظهار در آن‌ نباشد، جايز است‌.

حال‌ چون‌ ملاک‌ اين‌ حکم‌ يکي‌ است‌، در موضوعات‌ ديگري‌ که‌ محرک‌ بودن‌ و جلف‌ بودن‌ به‌ اندازه‌ي‌ نامناسبي‌ وجود داشته‌ باشد، اين‌ حکم‌ در هر زمان‌ و مکاني‌ قابل‌ انطباق‌ و سرايت‌ است‌. بدين‌ لحاظ‌، آشکار نمودن‌ زيورآلات‌ و آن‌چه‌ سبب‌ جلب‌ توجّه‌ مردان‌ نا محرم‌ و باعث‌ تحريک‌ ميل‌ آنان‌ گردد، حرام‌ و مورد نهي‌ پروردگار است‌؛ پس‌ طبق‌ اين‌ بيان‌ وجود انگشتر، النگو و ناخن‌ بلند در دست‌ زن‌ ـ همان‌طورکه‌ در روايات‌ براي‌ زن‌ مستحسن‌ شمرده‌ شده‌ است‌ ـ اگر به‌ صورت‌ متعارف‌ بوده‌ و جلف‌ و مفسده‌ آور نباشد، حرام‌ نيست‌ و اطلاق‌ «ما ظهرمنها» شامل‌ آن‌ نيز مي‌شود؛ اگرچه‌ ممکن‌ است‌ در منتهاي‌ مواظبت‌، به‌ طور قهري‌ و ناخودآگاه‌، مچ‌ دست‌ هم‌ تا حدّي‌ مورد رؤيت‌ قرار گيرد و هر چند حفظ‌ آن‌ لازم‌ است‌، ولي‌ صورت‌ قهري‌اش‌ از موارد ضرورت‌ و جواز مي‌باشد.

در پايان‌ اين‌ آيه‌ ، حق‌ تعالي‌ با يک‌ نطاق‌ واحد، زنان‌ و مردان‌ مومن‌ را مورد خطاب‌ قرار داده‌ و مي‌فرمايد:

«و توبوا الي‌ اللّه‌ جميعاً ايّها المومنون‌ لعلّکم‌ تفلحون‌؛

و همگي‌ به‌ سوي‌ خداوند باز گرديد، باشد که‌ به‌ فلاح‌ و رستگاري‌ برسيد.»؛ زيرا يکي‌ از فلسفه‌هاي‌ توبه‌ نسبت‌ به‌ مومن‌، چه‌ زن‌ يا مرد، آن‌ است‌ که‌ هر قدر آدمي‌ مواظبت‌ کند تا دچار معاصي‌ و کاستي‌ نگردد، باز هم‌ توان‌ محدودي‌ دارد و دچار مشکلاتي‌ مي‌شود که‌ در اين‌ هنگام‌ بايد به‌ درگاه‌ حق‌ تعالي‌ رو آورد تا مورد عفو و بخشش‌ قرار گيرد.

خداوند توصيه‌اي‌ ديگر نيز به‌ زن‌هاي‌ پيامبر صلي الله عليه واله وسلم دارد که‌ شامل‌ زنان‌ ديگر هم‌ مي‌شود:

«و لا يتبرّجن‌ تبرّج‌ الجا هليّة‌؛

... و مانند زنان‌ زمان‌ جاهليّت‌ خودنمايي‌ نداشته‌ باشيد.» اين‌ شمول‌ بنابراين‌ است‌ که‌ عدم‌ تبرّج‌ و خودنمايي‌، يک‌ موضوع‌ عام‌ است‌ و هم‌چون‌ بيان‌ «و لا يضربن‌ برَجلهنّ ليعلم‌ ما يخفين‌ من‌ زينتهنّ» مي‌باشد که‌ خداوند مي‌فرمايد: اي‌ زنان‌! خودنمايي‌ نکنيد و با زدن‌ محکم‌ پا بر زمين‌ زينت‌ خود را اظهار نکنيد.

هم‌چنين‌ هنگامي‌ که‌ خداوند به‌ زن‌هاي‌ پيامبر مي‌فرمايد:

«فلا تخضعن‌ بالقول‌»

(صداي‌ خود را نازک‌ نسازيد)، بيان‌ آيه‌ عموميّت‌ دارد و منحصر به‌ زنان‌ پيامبر نيست‌؛ زيرا خداوند در اين‌ آيه‌، يکي‌ از راه‌هاي‌ حفظ‌ عفاف‌ و متانت‌ را براي‌ زنان‌ بيان‌ مي‌فرمايد و آن‌ها را از رفتار و حرکات‌ جلف‌ و سبک‌ منع‌ مي‌نمايد و اين‌ موضوعي‌ کلّي‌ است‌، هرچند مخاطب‌ آن‌ در اين‌ جا افرادي‌ خاص‌ هستند؛ زيرا در چنين‌ مواضعي‌ مورد، مخصِّص‌ نيست‌.
عدم‌ محرميّت‌ زنان‌ با يک‌ديگر!
قرآن‌ مجيد بعد از بيان‌ محارم‌ نَسَبي‌ و سببي‌ مي‌فرمايد:
«...او نسائهنّ؛
زن‌هاي‌ مومن‌ با هم‌ محرمند.» در اين‌ جا اين‌ پرسش‌ پيش‌ مي‌آيد که‌ چه‌ لزومي‌ در بيان‌ اين‌ دسته‌ بوده‌ است‌؛ در حالي‌ که‌ روشن‌ است‌ که‌ زن‌ها به‌ يک‌ديگر محرمند و نگاه‌ آنان‌ به‌ اندام‌ هم‌ديگر، غير از عورت‌، اگر به‌ قصد لذّت‌ شهواني‌ نباشد، اشکالي‌ ندارد؟
در پاسخ‌ بايد گفت‌: اين‌ سخن‌، بيان‌ اضافه‌ و مزيد اطّلاعي‌ است‌ و نوعي‌ اختصاص‌ را نسبت‌ به‌ زنان‌ مومن‌ مي‌رساند و زن‌هاي‌ کفّار و مشرکان‌ را خارج‌ مي‌کند؛ به‌ اين‌ معنا که‌ لازم‌ نيست‌ زن‌هاي‌ مومن‌ مواضع‌ زينت‌ خود را بر يک‌ديگر بپوشانند، ولي‌ نسبت‌ به‌ غير خودشان‌، هم‌چون‌ زنان‌ کفّار و مشرکين‌، در اين‌ امر چندان‌ آزاد نيستند.
حال‌ اگر سوال‌ شود: با توجّه‌ به‌ اين‌ که‌ زن‌ به‌طور نوعي‌ نسبت‌ به‌ جنس‌ موافق‌ خود احساس‌ جنسي‌ ندارد، چه‌ نيازي‌ هست‌ که‌ زن‌هاي‌ مومن‌ از زن‌هاي‌ کافر و مشرک‌ خود را بپوشانند، پاسخ‌ مي‌دهيم‌: اين‌که‌ به‌طور نوعي‌ زنان‌ هم‌چون‌ مردان‌ نسبت‌ به‌ جنس‌ موافق‌ احساس‌ جنسي‌ ندارند، سخن‌ کاملاً درستي‌ است‌، ولي‌ آن‌چه‌ از روايات‌ به‌ دست‌ مي‌آيد، اين‌ است‌ که‌ زنان‌ يهود و نصاري‌ ـ که‌ با زنان‌ مسلمان‌ مراوده‌ و رفت‌ و آمد داشتند ـ نزد شوهرانشان‌ مي‌رفتند و خصوصيّات‌ آنان‌ را براي‌ شوهرانشان‌ باز مي‌گفتند؛ از اين‌رو در روايتي‌ امام‌ صادق‌ عليه السلام مي‌فرمايد:
«لا ينبغي‌ للمرأة‌ ان‌ تنکشف‌ بين‌ يدي‌ اليهوديّة‌ و النّصرانيّة‌ فانّهنّ يصفن‌ ذلک‌ لازواجهنّ؛
براي‌ زن‌ با ايمان‌ شايسته‌ نيست‌ که‌ بدون‌ پوشش‌ در برابر زنان‌ يهودي‌ و نصراني‌ ظاهر شود؛ زيرا آنان‌ زيبايي‌هاي‌ زن‌ مسلمان‌ را براي‌ شوهرانشان‌ بازگو مي‌کنند.»
البته‌ به‌ روشني‌ نمي‌توان‌ از اين‌ روايت‌ حکم‌ حرمت‌ را استفاده‌ کرد و فقها آن‌ را بر کراهت‌ حمل‌ مي‌کنند، ولي‌ دو مطلب‌ در اين‌ جا قابل‌ اهمّيت‌ است‌:
نخست‌ اين‌ که‌، زن‌هاي‌ مومن‌ بايد بدانند که‌ نقل‌ و طرح‌ پنهاني‌هاي‌ زن‌ها و خصوصيّات‌ بدني‌ يا ديگر امور آنان‌ براي‌ ديگران‌، به‌ خصوص‌ مردها ـ هرچند مسلمان‌ باشند ـ حرام‌ و گناهي‌ بزرگ‌ است‌. البته‌ آيه‌ «مُشعر به‌ عليّت‌» است‌؛ به‌ اين‌ معنا که‌: چون‌ زن‌ مومن‌ داراي‌ تقواست‌، نزد او اظهار زينت‌، غير از عورت‌ و بدون‌ قصد لذّت‌ شهواني‌، اشکالي‌ ندارد، ولي‌ نسبت‌ به‌ غير زن‌ مومن‌ چنين‌ مصونيّتي‌ در کار نيست‌.
مطلب‌ دوم‌ اين‌ امر تنها يک‌ توصيه‌ي‌ اخلاقي‌ است‌: زن‌ها بايد بدانند که‌ دسته‌اي‌ از آنان‌ بر اثر بي‌تقوايي‌ ـ به‌ قول‌ معروف‌ ـ نامحرم‌تر از مردها هستند و اسرار يک‌ديگر را براي‌ همگان‌ فاش‌ مي‌سازند؛ پس‌ هر زن‌ عاقلي‌ بايد به‌ آسيب‌هاي‌ اين‌ دسته‌ توجّه‌ داشته‌ باشد، اگرچه‌ اظهار اين‌ مسايل‌، حرام‌ و يا مکروه‌ هم‌ نباشد؛ چنان‌که‌ روايت‌ مي‌فرمايد:
«نهي‌ رسول‌ اللّه‌ صلي الله عليه واله وسلم أن‌ تحدّث‌ المرأةُ المرأةَ بما تخلوابه‌ مع‌ زوجها؛
پيامبر صلي الله عليه واله وسلم نهي‌ فرمود از اين‌ که‌ زني‌ مسايل‌ جنسي‌ و خلوتي‌ خويش‌ و شوهرش‌ را با زني‌ ديگر در ميان‌ بگذارد.»

تگ ها: پوشش زنان مقاله 




برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان