بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,153

جدال هاي ديني درباره مشارکت زنان در انتخابات-قسمت پنجم

  1390/4/12
خلاصه: مقالات کمره‌اي در روزنامه تجدد امروز و واکنشها
نامه سرگشاده (6)

تجدد ايران شماره 124 ـ پنج شنبه 1 دي ماه 1339
زن يکي از دو رکن بشريت است: بررسي موضوع از نظر روانشناسي
دوران جاهليت زن را از همه مزايا و حقوق بشريت بر کنار کرد و بلکه حق حيات را هم از او گرفت. به اين رپورتاج مختصر دقت کنيد.
1 ـ دختران نوزاد را بايد زنده بگور کرد و سرافراز بود يا نگهداشت و ننگين شد.
2 ـ دختران کوچه رو دنبال رمه‌هاي شتر و گاو و گوسفند سروپاي برهنه زير آفتاب رنج مي‌بردند.
3 ـ دختران جوان در جنگهاي قبايلي به اسيري مي‌رفتند و سر بازارها به فروش مي‌رسيدند و خريداريان استفاده‌جو آنها را به زور به اجرت مي‌دادند.
4 ـ در زناشويي ميان پدران و برادران مبادله مي‌شدند (نکاح شغار).
5 ـ در خانه شوهر يک ابزار معمولي زندگي بودند و هنوز هم پاره‌اي عربها باديه زنان خود را کفش‌پا مي‌دانند که پس از استفاده بايد درآورد در آستانه خانه انداخت.
6 ـ زن به اندک بهانه و به صيغه‌هاي متعدد از ايلاء و ظهار و غير مطلقه مي‌شد و به بهانه تجديد عده ممکن بود عمري معلق بماند.
7 ـ به عنوان زن پدر شوهر مرده در تسلط اجباري پسر شوهر قرار مي‌گرفت.
8 ـ کسب او از آن خانواده و از ارث به کلي محروم بود.
اين سلب حقوق سياسي و اقتصادي و محو شخصيت جنس لطيف در محيط عرب او را خود باخته کرده بود و از اوصاف و مزاياي عاليه بشريت که عفت و خودداري در زن سر آمد آنهاست به کلي دور ساخته بود و سراسر عربستان را در يک منجلاب فساد و هرزگي کشانده بود.
1 ـ زنها آشکارا به فحشاء کشانده مي‌شدند.
2 ـ رقص‌هاي مختلط و برهنه همه جا تا بدور خانه مقدس کعبه عادي بود.
3 ـ زنهاي متشخص از خاندان‌هاي معروف حتي قريش پرچم‌هاي بزرگي بر سرخانه‌هاي خود نصب مي‌کردند که در تاريخ عرب جاهلي آنها را ذوات الاعلام ناميده‌اند و هنده بانوي معروف ابوسفيان را هم از آنها شمرده‌اند.
4 ـ رجال متشخص عرب امثال ابوسفيان شبهاي خوشگذراني خود را در کنار زنها ديگران سپري مي‌کردند و داستان ابوسفيان با سميه مادر زياد زن شبان طائف معروف است.
قرآن در نهضت مقدس و معجز منش خود به خوبي اين حقيقت را درک کرد و يک فصل اساسي برنامه اصلاحي او طرفداري از زن و دفاع از حقوق و حيثيات برباد رفته او بود. ما وقتي قرآن را ورق مي‌زنيم آياتي که در زنها بحث کرده است همه و همه جنبه دفاع از حقوق زن دارد و تفسير آن نيازمند کتاب جداگانه اي است و به علاوه در آيات چندي قرآن زن را ستوده و خصوص به عنوان مادر او را رديف پدر که خداوندگار زميني خاندانست درآورد و قدري هم جلوتر، و در قرآن مجيد (تحريم، 11 و 12) زن را مثل اعلاي جامعه مؤمنان معرفي کرد.
الف ـ در ماده زن فرعون که به نفع حق با يک ديکتاتور خدايي خواه چون فرعون در بن تخت و درون بستر او مبارزه و فداکاري کرد.
ب ـ در ماده مريم بنت عمران که تا آنجا عفت ورزيد که روح خدا در روي تابيد و عيسي را آورد. پيغمبر اسلام هم در شعار معروف مثلث خود نسوان را محبوب خود اعلان کرد. سر اين توجه عميق قرآن و اسلام به جنس لطيف بر باد رفته زن اين است که:
1 ـ زن يکي از دو رکن بشريت است: إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى‏[20] و اين دو رکن بشريت تا هر دو در موقعيت خود بر سرپا نايستند بشريت نمي‌تواند سير تکاملي خود را به نهايت رساند و مقاصد اجتماع انساني را آشکار کند.
2 ـ بانوان مادران جامعه بشرند و شخصيت افراد وابسته وجدان شخصيت آنهاست در علم روانشناسي ثابت است که نهاد و اخلاق دروني مادران در دوران جنين از سراسر تن آنها و در دوران شير خوردن از پستان آنان و در دوران کودکي از نوازش‌هاي دست و دامن و زبانشان با طبع کودکان عجين مي‌شود و با شير اندرون شد و با جان بدر رود.
و هر ملکه و نهادي که دارند به فرزند منتقل مي‌گردد و تخلّف از اين ناموس طبيعي و تجربي بسيار کمياب و در حکم معدوم است. مادر نماز دوست فرزند نماز دوست به بار مي‌آورد و مادر خداجو فرزند خدا جو پرورش مي‌دهد. تخلّف از طرف فرزند به واسطه غلبه عوامل محيط ممکن است، ولي از طرف ديگر به آساني ممکن نيست. زن بد اخلاق فرزند بد اخلاق بار مي‌آورد و مادر مي‌خواره، فرزند مي‌خواره. و مادر معتقد فرزند معتقد و مسلمان، مادر با شخصيت فرزند با شخصيت. وجدان شخصيت سه قسم است: شخصيت ايماني و حقوقي و علمي. اسلام از هر سه جهت در تربيت مادران اسلامي عصر رسالت موفق شد و از اين مادران با شخصيت بود که فرزنداني رشيد به بار آمد و همين فرزندان رشيد در دوران فتوحات اسلامي به ميدان هاي مبارزه فُرْس و روم آمدند و همه جا پيش رفتند و در مدت کوتاهي خود را به دو سوي خاور دور و باختر وسطي و اقصا معموره افريقا رسانيدند. چون طرفداران عهد جاهليت بنياد يک ارتجاع پيگيري را در محيط اسلامي نهاد و دوران بني اميه آن را تا حد احياي نيمه کامل رسوم جاهليت که متضمن سلب حقوق حقه بانوان بود توسعه دارد کم کم آن لياقت مادري که اسلام به بار آورد از ميان رفت و خرده خرده نهضت اسلامي دچار تزلزل گرديد و آنچه مسلم است که مردان قرن اول اسلامي که در دامن مادراني تربيت شدند که پيغمبر اسلام آنها را پرورش داده بود ديگر در تاريخ اسلام تجديد نشدند جز در موارد خصوصي که موج اجتماعي ندارد.
اين مطالعه و درس تاريخ به ما مي‌آموزد فرزنداني مي‌توانند شخصيت حقوقي داشته باشند که مادران آنها اين شخصيت حقوقي را در خود درک کنند. مادري که با حس محروميت از ابتدائي ترين حقوق انساني فردي در دورن و دامن خود مي‌پرورد فرزندش به اشکال مي تواند پي به حق خود ببرد و دنبال آن برود. پس از ده‌ها سال حکومت مشروطه و بيست دوره مجلس شوراي ملي در اين کشور هنوز دموکراسي و حکومت ملي در مراحل اوليه است و کساني هم که در شهرستانها گرد انجمنهاي نظات و جزو آنند کمتر به حقيقت آن متوجه‌اند و به وظايف و مسؤوليت هاي خود آشنا هستند. هنوز روح حساس و شعور انتخاباتي در مردم بسيار ناتوان است و کمتر کسي است متوجه انجام اين وظيفه باشد و اين حالت بر اثر حس محروميتي است که از مادرها به فرزندان منتقل مي‌شود در نتيجه مووضع اعلان حق شرکت بانوان در انتخابات يک اثر بين المللي و خارجي دارد و زمينه‌ايست که در آينده يک روح دموکراسي در محيط بوجود آيند و گرنه در حال حاضر بيشتر مردها هم از صندوق انتخابات روگردانند تا برسد به بانوان.
آقاي دکتر اقبال در مدت چند سال زمامداري مقدمات مفصلي براي انتخابات چيد و در موقع شروع انتخابات هم زحمت شهرستانگردي را بر خود هموار کرد و پشت بلندگو فريادها زد و به وسيله راديو هم به همه جا پخش شد و به گوش همه رسيد، باز هم وقتي صندوق گذاشتند تا آنجا دور و ور صندوقها خلوت بود که نسبت به اعلاميه آراء متهم به تقلب در انتخابات گرديد و بر اثر اين همه هياهو جز در چند شهرستان و آن هم در ميان دستجات معدودي هيچ جوشش و جنبشي که بتوان موج عمومي مردم شناخت ديده نشد،گرچه ممکن است بعضي مقامات از اين خمود و جمود تصور استفاده موقتي کنند.
ولي براي آينده کشور بسي خطرناک است، زيرا امروز بشريت در يک دوران نهضت و تعقل اجتماعي وارد شده ديگر دوراني (که رستم يلي بود در سيستان ـ منش کردمش رستم داستان) دوره احساسات و دوره سلطه‌هاي فردي گذشته است. نيازمندي ملتها به اندازه‌اي در دايره زندگي وسيع و دامنه‌دار شده، و روابط ملت‌ها بهم پيوسته که يک فرد هرچه هم مقتدر و دلسوز باشد نمي‌تواند انجام بدهد و تدبير کند. بايد خود مردم کارهاي اجتماعي خود را بفهمند و با اخلاص به آن کمک کنند و اين امر بدون ايجاد يک حس حقوق اجتماعي و دموکراسي ميسر نيست.
امروز ما به وضعي گرفتاريم که اگر صدها درس و سند حق شرکت در انتخابات به همه افراد اين کشور بدهيم باز هم تا سالها و سالها کُمِيت اجتماعي ما لنگ است، ولي اين تنها راهي است که ممکن است ما را در آينده از پذيرش خود باختگي هاي ديگري و بدتري نجات دهد.
بانوان و انتخابات: مؤلف؟
محمدعلي انصاري
(تجد ايران، ش 124، پنج شنبه 1 دي ماه 1339، ص 1، 2)
مقاله زير در رد نظر آقاي کمره‌اي به دفتر روزنامه رسيده که به نام آزادي آراء و عقايد به درج آن مبادرت مي‌شود.
چنان چه قبلا نيز توضيح داده‌ايم ما با اصل نظر آقاي کمره‌اي موافق نبوده و نيستيم و چاپ سلسله مقالات ايشان از نظر طرح مطلب و بحث و فحص است و روي اين نظر مقالات موافق و مخالف را چاپ و در دسترس علاقمندان مي‌گذاريم. انتظار داريم صاحبان نظران، مطالب را حتي الامکان قلّ و دلّ با رعايت نزاکت تهيه و براي طبع ارسال دارند.
جناب آقاي مدير محترم روزنامه تجدد ايران
پس از سلام و عرض ارادت تصديع مي دهد.
خواهشمند است به حسب وظيفه مطبوعاتي شرح ضميمه را در جواب مقاله آقاي محمد باقر کمره‌اي در آن جريده شريفه امر به درج فرمايند. مزيد تشکر است. الاحقر م. انصاري.
بسم الله الرحمن الرحيم
چندي قبل در ستون کرسي آزاد روزنامه‌اي، تحت عنوان «بانوان و انتخابات» مقالاتي تنظيم و منتشر گرديد که اينجانب به حسب وظيفه در اين مورد مقاله داشتم. بحث مزبور در روزنامه مذکور خاتمه پذيرفت، ولي چند روز قبل در روزنامه «تجدد ايران» مقاله‌اي تحت عنوان «نامه سرگشاده» به قلم شخصي به نام محمد باقر کمره‌اي در موضوع تساوي حقوق زن و مرد در امر انتخابات مطالعه شد.
مشار اليه قائل است که مداخله زنان در امر انتخابات اجراي عدالت اجتماعي است ولي معلوم نيست اجراي عدالت اجتماعي يعني چه؟ اگر مقصود تساوي حقوق در اجراي عدالت اجتماعي و تنفيذ قانون در باره هر ضعيف و قوي و بهره‌برداري هر يک از زن و مرد به قدر صلاحيت او و رسيدن هر يک به حقوق فطري و طبيعي و مشروع خويشتن که خوشبختانه اسلام قوانين عادلانه حدود و حقوق همه را معلوم و معين فرموده و احتياج به تصويب و تثبيت قانون مجددي نيست، و اگر خلاف مقررات الهي قانوني وضع شود به هيچ وجه قابل قبول نبوده، و بي‌ارزش است و بدون ترديد اين نغمه سوء مستعمره‌چي‌ها است که مي‌خواهند هر زماني به دسيسه‌اي گلوي حيات و حاکميت ما را فشار دهند و بدين وسيله اعصاب ما را تخدير نمايند. اينها از آثار سياست کهنه همان‌هايي است که براي از بين بردن قدرت ملي و اقتصادي و غصب اراضي و ذخائر طبيعي، يک عده دشمنان دوست نما را در گوشه و کنار کشور گماشته و هرچندي يک بار به وسيله اين آلت هاي بي اراده از هيچ گونه سوء قصد و تحريکي مضايقه نمي‌کنند. آقاي مدير روزنامه تجدد ايران! شما چرا استدلال سفيهانه محمد باقر کمره‌اي که شخص مغرض و سوابق ربط با بيگانه و بي‌اطلاعيش بر همه معلوم است به عنوان تساوي حقوق و ستودن شرکت آنان در انتخابات چاپ و درج مي‌نماييد؟ چرا از افکار و عقايد دانشمندان بي‌غرض و نظري که زنان را از جهادت عديده محکوم به اراده مردان مي‌دانند اقامه صحبت و دليل نمي‌کنيد؟ فيلسوف برودون، زنها را از نظر عقل و وجدان و حس تشخيص ضعيف از مرد و هميشه او را در افراط و تفريط و از عدالت و ميانه‌روي برکنار مي‌داند و قائل است عدالت و طبيعت هر دو حکم مي‌کند که زن بايد در دايره حکم و اطاعت مرد باشد.
تولستوي مي‌گويد: محض صلاح و سعادت جامعه بر هر فرد لازم است مراقبت حال زن را نموده و در خانه‌اي که دايره آزادي و سعي است، او را محجوب بدارد تا از اختلال نظام ايمن گردد.
فيلسوف شهير ابن سينا در کتاب سياست خود مي‌گويد: بر مردا لازم است زنان را به تربيت اولاد و تدبير خانه مشغول نموده و وسائل تستّر و حياء او را مهيا نمايند که اگر زن بيکار و به تدبير منزل مشغول نباشد قهرا ميل به نمايش و اسراف در زينت و لهو نموده و بدين وسيله از وظيفه طبيعيه خود خارج شده و مخالفت با حقوق و کرامات مرد مي‌کند. از همه بالاتر اسلام در تمام مراحل مشورت با زنان را قدغن کرده و مخصوصا براي نمونه نمي‌توان حتي يک مورد پيدا کرد که پيغمبر اسلام (ص) با زني يا زناني در امور لشکري و کشوري مشورتي کرده باشد. و در امر شهادت نيز اسلام شهادت دو نفر زن را برابر با يک نفر مرد مي‌داند و تمام مراجع اسلام نيز به نص آيات و احاديث معتبر در اين عقيده متفق‌اند.
و مسلم آن است که تساوي جنسين در حقوق و مداخله کردن زنان در امور سياسي و پرمسؤوليت باعث فساد و ضعف و انقراض جامعه است، و بر هر عاقلي واضح است که لطافت و سست عهدي و شفقت و رحم و رقّت زن با امور سياسي و کارهاي خشن هيچ گونه سازش ندارد و عواطف زن براي پرورش نوزاد ظريفي ساخته شده است و با ميدان جنگ و قتل و خونريزي و امور مشکل فني و صنعتي مناسبت ندارد و اگر به ندرت زناني پيدا شوند که بر مشکلات فائق آيند اين ندرت خارق العاده بسيار کم است (کما اين که طرفداران عقيده آقاي محمد باقر کمره‌اي و زناني که داعيه وکالت و وزارت دارند تعدادشان از عدد انگشت دست و پاي ايشان بيشتر نيست) در دنياي کنوني بسياري کشورهاي متمدن هنوز اجازه شغل قضاوت به زنان نمي‌دهند براي آن که شغل قضاوت دقت و استقامت خاصي لازم دارد که از هر جهت با ساختمان طبقه زن مغاير است و زنان قادر نيستند در مواقع حساس جلو عواطف خود را گرفته و با استقامت رأي قضاوت نمايند بلکه در برابر منظره حزيني حس رحم و شفقت آنان به شدت تحريک شده و مانع مي‌شود که در حقيقت امر کاملا دقيق شوند و در کتب فقها و دانشمندان بزرگ حتي به نص آيات و احاديث معتبر بسيار اين معنا تأييد شده است. به علاوه تمام مصلحين و سياستمداران نامي دنيا و عموم کساني که اثر نيک و عميقي در اجتماع بشري از خود باقي گذاشتند همه مرد بوده‌اند و تمام کارهاي اجتماعي و کشورگشايي‌ها و فتوحات و نود و پنج درصد اختراعات و اکتشافات همين اروپايي که زنان آن وارد اجتماعات هستند به دست مردان انجام شده است و اتفاق اکثر فتنه‌ها و فسادها و خونريزيها و اشتباهات مهم و تصميمات مضر و خطرناک و انقراضها و... به شهادت تاريخ دست زناني در آن دخيل و عامل مؤثر بوده است. در همين کشور ما آزادي مختصر آنها و دخالت دادن آنها در امور اداري يکي از عوامل مهم سقوط اخلاق است. نمونه و ثمرات هم آهنگي زنان با مردان که به صورت هاي زننده همه روزه جزء مشاهدات است و در جرايد و ستون‌هاي حوادث بعضي مطبوعات ملاحظه مي‌شود مدعي است. در چند سال قبل همين نغمه بود که دختران و نواميس کشور را به همين عناوين در کميته‌هاي حزبي و گردش‌ها و متينگ‌هاي دسته جمعي وسيله عياشي يک عده بوالهوس قرار داده و گويا آقاي کمر‌اي ميل دارند مجددا آ نصحنه تجديد شود (زهي تصور باطل زهي خيال محال). به علاوه اگر به وضع زناني که امروز به جاي جوانان تحصيل کرده پشت ميز ادارات را اشغال نموده‌اند آشنا شويد خواهيد دانست که همين عده قليل تا چه اندازه موجب رکود کارهاي اداري شده و چقدر در وضع اجتماعي ما سوء اثر بخشيده است و از اينجا پي خواهيد برد که اگر پست‌هاي حساس و شغل‌هاي مهمي به دست اين جنس لطيف و شدي التآثر افتد چه اندازه ممکن است با يک چشمک و نگاه مملکتي را به خون و آتش بکشانند از طرفي تشويق زنان به امور اداري آنان را از اداره امور خانواده و پرورش فرزند که فلسفه زندگي و پايه و اساس اجتماع است باز مي‌دارد و عملا ديده شده بانواني که در امور اداري و سياسي شرکت مي کنند به فرض آن که وقت اضافي هم داشته باشند ديگر به پرورش فرزند علاقه نشان نمي‌دهند و اين موضوع لطمه بزرگي به اساس اجتماع و خانواده‌هاي بزرگ وارد آورده و با وجود تجليلي که در دنيا از مقام شامخ مادر مي‌شود با کمال تأسف طبقات طرفداران عقيده آقاي محمد باقر کمره‌اي از مقام مقدس مادري جداً اعراض دارند و کارهاي اداري را بر امور خانه‌داري و تربيت فرزند ترجيح داده و به حرف‌هاي موهوم و عقايد بي اساس يک مشت مغرض و مفسد اخلال‌گر تصور مي‌کنند خدمت به ميهن عزيز مي‌کنند. زيرا سطح فکرشان پايين و هنوز درست وظيفه مقدس طبيعي خود را درک نکرده و نفهميده‌اند.
و ناگفته نماند کساني که مدعي هستند زن و مرد از لحاظ امور اجتماعي و حقوق و وظائف بايد از هر حيث مساوي باشند بايد تفوق و برتري زنان را بر مردان نيز قائل باشند؛ زيرا اگر زن مي‌تواند تمام کارهاي جنس مخالف خود را انجام بدهد چون مرد از عهده وظائف سنگين مادري بر نمي‌آيد، لهذا زنان را بايد نيرومندتر از مردان بدانند و حال آن که به دلايل علمي ثابت شده که زنان از لحاظ جسمي و روحي و جميع جهات کوچکتر و ضعيف تر و عاجزتر و ناتوان تر از مردانند و مخالفت با قوانين طبيعي و هر داعيه‌اي بر خلاف موازين اسلامي سندان سرد کوبيدن است.
يک نامه سرگشاده (7)

شماره 125 پنج شنبه 8 دي ماه 1339
معماي تجديد انتخابات
چند کلمه با آقاي مدير محترم روزنامه تجدد ايران
راجع به مقاله جوابيه از حق انتخاب بانوان که در شماره 124 درج شده است عرض مي‌شود آنچه به ناروا به اينجانب نسبت داده عاري از حقيقت و کذب محض و افتراء است و در موقع خود قابل تعقيب و اعلام جرم و باقي مطالب بيشتر از موضوع بحث خارج است و همه عاري از منطق استدلال و روش انتقاد و خوشمزه اين است که اين گونه جوابها در برابر منطق آهنين عقل و قرآن به اثبات مطلب بهتر کمک مي‌کند، کفار قريش هم در برابر منطق قرآن گفتند: انما يعلمه بشر.
در عرصه انتخابات نام حزبهايي است و نام منفرداني، البته انتخابات بر اساس حزب روش روشني دارد، براي اين که حزب حقيقي با ملت پيوسته است و مصالح کشور را سنجيده است و برنامه‌اي دارد و رأي دادن به هر کانديداي حزبي رأي به همه افراد کانديداي حزب است و رأي به برنامه منظم آن است. در نتيجه هم اگر شمار حائز اکثريت از يک حزبي به مجلس رفت هم فکري دارند و قدرت اجراي برنامه اصلاحي خود را دارند، ولي افراد پراکنده تا به فکر هم آشنا شوند و توافقي کنند و قدمي بردارند هيهات است.
اما حزبهاي ملت‌هاي زنده چون هند و اندونزي پايه استواري دارند و شنيده نشده، پس از اجراي انتخابات و تعيين اکثريت وکلاي خود فوت شوند و فنش گردند. سرسام آور است که حزبي به اين آشکاري مورد حمله اتهام تقلب در انتخابات قرار گيرد و عقب نشيني کند ومورد مسؤوليت قرار نگيرد و باز هم مثل اين که هيچ نشده وارد معرکه جديدي شود.
اگر تقلّب بود کدام خيانت از اين بدتر، و اگر نبود کدام مظلوميت از اين بدتر. اينجاست که موضوع گيج کننده است و جمله تجديد انتخابات و تجديد فعاليت حزب مليون يک معماري بهت آوري است.
تقلّب در انتخابات، بازي با سرنوشت يک ملتي است و همان جنايتي که فکأنّما قَتَل النّاس جَميعا، زيرا اثرهاي بدي دارد که تا نسلها گرفتار آن مي‌شوند. دارودسته سينگمان‌ري براي همين تقلب در انتخابات جلو چشم آمريکاييها چنان لرزشي در کره جنوبي بار آوردند که آنها را فرسنگها پرتاب کرد و به سرنوشت‌هاي معروفي دچار ساخت و هنوز هم دنبال دارد ولي در سرزمين عجائب و تناقضات است که مردم در برابر يک معماي مثلث قرار مي‌گيرند، حزبي بود و نبود، انتخاباتي کرد و نکرد، هم بسيار خادم بود و هم بسيار خائن...!
تناقض يکي از محالات اوليه است و در علوم رياضي و هندسه، در شمار مبادي اوليه و رقم درشت علوم متعارفه است، ولي اين تناقض محال و ناشدني در ظلمت جهل و ناداني قابل تحقق و امکان است. موضوع داستانهاي خرافي و افسانه‌هاي محال بافي همين جهل و ناداني بوده است که در آغاز تاريخ يا ما قبل التاريخ ميان بيشتر ملتها وجود داشته و کتابهاي افسانه و تاريخ از آن انباشته است.
موضوع ديگري که در اينجا قابل توجه است اين است که بر کناري وکلاي انتخاب شده به چه صورتي درآمده است. وکيل منتخب پس از صدور اعتبار نامه انجمن نظار مربوط، فقط سروکارش با مجلس شورا متشکله است. تنها مجلس بايد در باره او نظر بگيرد و او را نپذيرد يا رد کند و اگر هم استعفا داد باز هم مجلس است که بايد استعفاي او را بپذيرد يا رد کند. وضع انتخابات متوقف، از نظر قانون بغرنج تر است.
يک مسأله اي در فقه است که عبارت از حلّ احرام باشد. چون شخصي با شرايطي مقرر براي حج يا عمره محرم شود در حال احرام مي‌ماند تا طبق دستور مقرري از حال احرام خارج شود و در غير اين صورت به هيچ عنوان از وضع احرام منعقد بيرون نمي‌آيد. قريب صد نفر نمايندگان دوره بيستم مجلس احرام زيارت کعبه آمال خود و ملت را که مجلس شوراست بستند و چگونه اين پيوند را گسستند. در اين موضوع هم معماهاي متعددي وجود دارد که حل صحيح آن را بايد به تيغ برنده حضرت عباس حواله کرد. ما نقش منفردين را در انتخابات و مجلس شوراي در قسمت هشتم اين نامه ان شاءالله بيان مي‌کنيم.
زبان اجانب
(تجدد ايران، ش 125، پنج شنبه 8 دي ماه 1339، ص 1، 3)
سيد مرتضي برقعي
در دو سه هفته اخير دو يادداشت تحت عنوان «يک نامه سرگشاده» نوشته محمد باقر کمره‌اي در آن روزنامه طبع شده بود که وقتي مطالعه کردم غرق تعجب شدم که چرا شخصي، آن هم در جامه روحانيت چنين سخن پراکني کرده و بر ضد اسلام سروصدايي راه بياندازد. اگر اين مقاله را يک نفر محصل، يعني جوان امروزي مي‌نوشت آن قدرها مهم نبود. لکن در اين لباس بودن و اين گونه جملات بر روي کاغذ آوردن از انصاف و حقيقت بدور است و آن را جز غرض و دشمني با دستورات و قوانين اسلام چيز ديگري نمي‌توان دانست.
نويسنده در تمام مقاله خود، هدفي را دنبال کرده که نه تنها بزرگان و پيروان اسلام اکثريت با آن مخالفند بلکه کلام چنين اشخاص را پوچ و بي اساس دانسته و در برابر اين نوشته‌ها جز پوزخند و تمسخر جواب ديگري نمي‌دهند. اين گونه اشخاص هر روز آهنگي ساز مي‌کنند و نظريه خود را با چند جمله توخالي در معرض افکار عمومي يا به قول خود روشنفکران مي‌گذارند تا به اين واسطه شهرتي در بين مردم پيدا کنند. غافل از آن که به اين نحو فکر در طلبش بيخبرانند.
نمي‌دانم اين بيماري از کي و کجا در مردم ايجاد شده که براي نيل به آمال و آرزوهاي خود قوانين آسماني را منکر مي‌شوند و عليه آن به مبارزه قلمي مي‌پردازند و نمي‌دانند که سخن بايد آزمايش شود.
آثار شوم فساد خارجي در زندگي ما مردم مسلمان رسوخ کرده اگر متوجه نشده و جلوي تهاجمات را نگيريم و ريشه مقاصد نارواي آنها را از بيخ و بن برنکنيم باعث خرابي‌ها و فساد بيشتر خواهد شد.
ما هيچ مخالفت نداريم که از دستورات اکيد اسلام مشورت کردن است و در قرآن هم چنين سوره‌اي هست و به آن اعتقاد داريم، اما اينها چه ربطي به شرکت زنان در امور اجتماعي دارد؟
اسلام همکاري و همفکري مردان را با جنس متضاد «زن» در موارد عديده منع کرده اما اين آقا در جاي ديگر مقاله خود مي‌پرسد، چرا زنها بر خلاف نص قرآن بايد از انتخاب کردن و کيل و انتخاب شدن محروم باشند و از اين ستمهاي ناروا به قول خودش شکايت دارد.
اوّلا در قرآني که ما مسلمانها به آن اعتقاد داريم چنين آيه‌اي که تصريح بر اين موضوع باشد وجود ندارد و هيچ کدام از مفسّرين، چه شيعه و چه سني، اخباري از ائمه و معصومين ما در تفاسير خود ذکر نکرده‌اند که صريحاً و يا به کنايه بياني راجع به اين امر داشته باشد.
و در ثاني چون به تجربه براي فلاسفه اسلامي و غير اسلامي ثابت شده است که زن صلاحيت شرکت در امور اجتماعي آن هم يک امر خطيري مثل انتخابات را ندارد در اين صورت قانون اساسي اجازه شرکت و دخالت را به آنها نداده است.
مي‌گويد چه اشکالي دارد زني با چادر و چارقد بيايد و رأي خود را در صندوق بيندازد. گويا جمعيت‌ها و انجمن‌هاي زنان را به چشم خود نديده و نخواسته است چگونگي آنها را بيان کنند.
آقاي کمره‌اي بايد بداند در صد اسلام بانوان خاندان رسالت هميشه و در همه از دخالت در اموري که به مردان مربوط بود کناره‌گيري مي‌کردند مگر در دو مورد. جايي ديگر سراغ نداريم که براي احتجاج و خطابه در مجالسي شرکت کرده باشند. يکي آن که بعد از رحلت رسول اکرم، فاطمه ـ عليها السلام ـ براي احقاق حق و روشن کردن امر مشتبه شده بر مردم آن هم از فرط ضرورت شکايت خود را به مجمع عمومي برد. ديگر بعد از واقعه عاشورا که زينب ـ سلام الله عليها ـ براي روشن کردن خلافکاري و طغيان ظلم دستگاه اموي سخناني در بني راه گوشزد مردم کرد. آن وقت به بيعت کردن زنان در اوائل اسلام تصريح مي‌کند و نمي‌داند که بيعت آنها جنبه سوگند و وفاداري به دين را داشته نه آن که زنها خود را در اجتماع مردان شرکت داده باشند، براي حل و فصل امور.
باري نظريات اين آقا هر کدام بحثي جداگانه مي خواهد. اگر وقتي بود ان شاءالله در شماره‌هاي آينده خواهيم نگاشت. و در خاتمه هم به اين نويسنده تذکر مي‌دهم که از مرکب غفلت فرود آي و بدان، در همه حال خداي يگانه پشتيبان رسوم عقلايي اسلام است.
بانوان و انتخابات
(تجدد ايران، شماره 126) ص 1 ، 4
نگارش سيد اسدالله روحاني زاده (مدير روزنامه حبل المتين ايران)
اذا فسد العالم فسد العالم
به نام خداوند بخشنده بخشاينده.
آقاي مدير! گاهي شخصي در اين دوره وانفسا با صحنه‌سازيهايي روبرو مي‌شود که حقيقتا هاج و واج مي‌ماند...
نگارنده از آنجا که علاقه مفرط به قرائت روزنامه تجدد ايران از نظر تنوّع مقالات که اکثرا وسيله نويسندگان مبرّز تهيه مي‌شود، همه مطالب آن را مي‌خوانم.
چند هفته است که آقاي محمد باقر کمره‌اي در مقالات تقديمي به آن جريده شريفه تحت عنوان نامه سرگشاده مطالبي مي‌نويسند که باعث تأثير نگارنده و هر فرد مسلمان معتقد و با ايمان گرديده. تأثير حقير از اين جهت است که اگر اين شخص آقاي شيخ محمد باقر کمره‌اي همان کمره‌اي باشد که در درس شيخ الاکبر آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي (رحمت الله عليه)‌ حاضر مي‌شد حقيقتا جاي تأسف و تأثر است که شرکت و آزادي زنان در انتخابات را فتوا داده از نظر مقام علمي و کتبي که تأليف نموده و حاضر است شک و ظن دارم که اين آن کمره‌اي باشد.
ولي به هر حال، هر که باشد، ناچار چون اقدام به عملي کرده که منهيات صريح ديني دارد و اين بحث واجب کفايي نيست که تنها به جواب خداپسندانه دانشمند محترم آقاي انصاري بتوان اکتفا نمود، بلکه فتواي! آقاي کمره‌اي هر مسلمان متدين و مکلفي ناراحت و عصباني کرده و توده مسلمانان چه مرد و چه زن، يعني آن بانواني‌ که او را موظف مي‌نمايد که عليه ايراد ايشان از حق مشروع خود و صاحب شرع مقدس اسلام که در اثر زحمات و زجرها و ستم‌هاي منافقين و معاندين که آنها نيز به تحريک دربار امپراتوري عظيم روم براي تخريب پايه دين اقدام مي‌کردند و امروز هم اجازه ساختن يک مسجد در مقابل هزاران کليسا به مسلمانان در آن مکان و ديار نداده‌اند! و به وسائطي که در دست دارند به اغفال و تطميع عده‌اي از مسلمانان نماها به طور غير محسوس و دقيقا مشغول و هر کس را از راه هوا و هوس و تمايلاتش وارد مي‌سازند و راه کار را خوب مي‌دانند.
از مطلب دور نيفتيم. باري آقاي کمره‌اي اگر همان شخص مورد نظر باشند، مي‌دانند که ابليس لعين بنا به اعتراف خود به دستياري چه اشخاص، خلق الله را اغفال و بدام هوس مي‌اندازد و آلت فعل آن کيانند، ليکن همان آلت هاي فعل در عبادالله مخلصون نمي‌توانند مؤثر واقع شوند و چون ضمن مقاله شماره 123 آن روزنامه نام ملکه دنيا و آخرت حضرت صديقه طاهره (س) امّ الائمه در مورد محاکمه با ابوبکر برده شده که ناچار عرض مي‌شود اولا در مسجد رسول الله(ص) پرده‌اي زدند و حضرت فاطمه (س) براي اثبات حق مالکيت در اسلام و غصب خلافت شوهر بزرگوارش و معرفي آنهايي که پيغمبر در باره آنها نفرين فرموده، ناچار مطالب خود را به سمع مسلمانان رسانيد و حقانيت خود را ثابت فرمود (موضوع سخن پراکني و خطابه و نطاقي و..... نبوده)‌ ليکن من در اينجا يک سؤال فعلا از ايشان دارم که رسول الله (ص) در مقابل چه سؤالي و جوابي فرمود: فاطمه پاره تن من است و براي چه اقدامي پس از آن که آن مرد نابينا از خانه علي بن ابي طالب (ع) خارج شد رسول الله (ص) ‌دختر خود حضرت فاطمه را بوسيد و فرمود: پدرت به قربانت و تو پاره تن مني.
به علاوه، در باره آياتي که در قرآن حدود و حقوق زنان را مشخص و تعيين فرموده چه مي‌گوييد؟
من از بيگانگان هرگز ننـــــالم که بر ما هرچه کرد آن آشنا کرد
شگفت نيست اگر عده‌اي جوان کم تجربه و بي‌اطلاع روي هوا و هوس و هواي نفس ايرادي کنند، شگفت آن است که آنهايي که از بيت المال مسلمين ارتزاق مي‌کنند منحرف شوند.
فعلا از نظر اين که ستون‌هاي روزنامه زياده از حد اشغال نشود تا همين جا خاتمه داده و ان شاءالله در شماره ‌هاي بعد حقايقي چند به نظر خوانندگان عزيز و محترم خواهيم رسانيد. (تا سيه روي شود هر که در او غش باشد).





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان