بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,203

ازدواج سالم-قسمت سوم

  1390/4/7
در اين صورت ازدواج نکنيد!


اگر در خانواده پدري و زندگي مجردي خود، مسووليت کاري را به عهده نمي‌گيريد يا کوتاهي مي‌کنيد...


1)‌ اگر در خانواده پدري و زندگي مجردي خود، مسووليت کاري را به عهده نمي‌گيريد يا کوتاهي مي‌کنيد.

2)‌ اگر با پدر، مادر، برادر و خواهر خود (که به نظر شما غيرمنطقي بوده يا اخلاق دلخواه شما را ندارند) ارتباط سازنده و راضي‌کننده نداريد و نتوانسته‌ايد تعامل قابل قبولي ايجاد نماييد. (عدم تعامل و ارتباط اجتماعي صحيح با ديگران)

3) اگر در زندگي، مدام شغل خود را عوض کرده‌ايد، با دوستان زيادي به خاطر مشکلاتي قطع رابطه نموده‌ايد، رشته تحصيلي خود را تغيير داده يا ترک تحصيل کرده‌ايد، علائق خود را نيمه‌کاره رها کرده‌ايد و ثبات فکري، احساسي و رفتاري نداريد.

4) اگر تصور مي‌کنيد، افکار، احساس و رفتار همسرتان را در آينده به دلخواه خود تغيير مي‌دهيد. (خطاي شناختي)

5) اگر به دنبال همسر مناسبي هستيد به نحوي که در زندگي مشترکتان در آينده با هيچ‌گونه مشکلي مواجه نشويد. (خطاي شناختي)

6) اگر در پي کسب لذت و علايق خود، کارها و مسووليت‌هايتان بر دوش ديگران قرار مي‌گيرد.

7) اگر فقط منطق و طرز نگرش خويش را قبول داريد و در برابر ديگران در حالت دفاعي يا حالت تهاجمي مي‌گيريد و قادر به درک افکار، احساس و رفتار ديگران نيستيد. (واکنش دفاعي و خود ميان‌بيني)

8) اگر نقاط ضعف و نقاط قوت خود را به صورت شفاف نمي‌بينيد. (عدم خودآگاهي)

9) اگر تاکنون با نظرات، انتقادات و پيشنهادات ديگران، تغييري در رفتارهاي شما ايجاد نشده است.

10) اگر مسائل کاري شما مانع ارتباط دوستانه و ارتباط دوستان شما مانع ارتباط صميمي در خانواده پدري مي‌شود يا مسائل و مشکلات شخصي شما در تمام حوزه‌هاي زندگي‌تان تاثير مي‌گذارد و در هم تنيده مي‌گردد.

11) اگر اصلا قادر به تغيير برنامه‌هاي از قبل طراحي شده خود نيستيد (حتي اگر شرايط تغيير کند) و بسيار متعصب، خشک و غيرقابل انعطاف هستيد. (عدم انعطاف‌پذيري لازم)

12) اگر قادر به درک احساسات، رفتار و افکار خانواده، دوستان و همکارانتان که متفاوت از شما عمل مي‌کنند، نمي‌باشيد. (عدم آگاهي اجتماعي)

13) اگر بيشتر به جاي گوش‌کردن، صحبت مي‌کنيد و بيشتر از آن‌که سعي کنيد ديگران را بفهميد، سعي داريد که ديگران شما را درک کنند. (عدم مديريت رابطه)

14) اگر بسيار هيجاني هستيد و تنها هيجانات، شما را به سويي مي‌کشاند و قادر به تعويق انداختن خواسته‌هايتان نيستيد.

15) اگر براي رفتار، احساس و گفتار خود روش و برنامه‌اي نداريد و مرتب نسبت به ديگران عکس‌العمل نشان مي‌دهيد.

16) اگر عادت داريد به جاي حل مشکلات از آنها فرار کنيد يا اجتناب بورزيد يا واکنش شما نسبت به مسائل بي‌تفاوتي است. (پاسخ اجتنابي به رويدادها)

17) اگر در آينه نگاه ديگران، ‌شما فردي غرغرو، سرزنشگر، وابسته، احساساتي، بدبين، گوشه‌گير، پرخاشگر خودخواده، گوشت تلخ، غمگين به نظر مي‌آييد. (اختلال شخصيت)

18) اگر فکر مي‌کنيد از ميان چند ميليارد ساکنين کره زمين، فقط و فقط يک شخص مناسب شما است و ارزش ازدواج دارد و در غير اين صورت زندگي شما بي‌معنا شده و بايد بميريد و تا آخر عمر مجرد بمانيد.

19) اگر بدون اين‌که خود را دقيقا ارزيابي کنيد و بشناسيد، دنبال همسر مناسب مي‌گرديد. (عدم شناخت خود)

20) اگر وضعيت فعلي‌تان راضي‌کننده نيست و براي رهايي و فرار از موقعيت، اقدام به ازدواج مي‌کنيد. (مشکل در شيوه حل مساله)
13 نکته براي درخواست ازدواج از فرد مورد علاقه


1- مطمئن گرديد که فرد مناسبي را بگزيده ايد:
واضح است نه اما حقيقت امر ان است که ازدواج چيزي نيست که بخواهيد به خاطر انگيزه هاي اني وارد آن گرديد ممکن است شما ديوانه وار هديگر ار دوست داشته باشيد اما اگر همسرتان خواهان فرزند باشد اما شما نه ازدواج شما قطعا زياد دوام نخواهد آورد و يا انکه ارزشهاي شما با ارزشهاي همسرتان متفاوت باشد اگر در مورد فردي که مي خواهيد با وي ازدواج کنيد ترديد داريد بهتر است بيشتر درباره آن بيانديشيد.
2- مطمئن شويد هر دوي شما امادگي داريد:
پيش از آنکه پيشنهاد ازدواج دهيد درباره آن که در زندگي به دنبال چه اهدافي مي باشيد حتي اهداف 50 سال آينده خود با يکديگر صحبت کنيد هر چه بيشتر با يکديگر در مورد آن چه براي شما حائز اهميت مي باشد گفتگو کنيد بيشتر متوجه آن مي گرديد که آيا با يکديگر تفاهم داريد يا خير. همچنين بايد از لحاظ مالي آمادگي داشته باشيد اگر شما قادر نيستيد که مخارج خود را تامين کنيد بهتر است نامزدي خود را به تعويق بياندازيد.
3- از پدر و مادر وي اجازه بگيريد:
شما ابتدا بايد بدانيد که آيا اگر پيش از ازدواج با پدر و مارد وي مشورت کرده و اجازه بخواهيد انها را خشنود مي سازد يا خير.اين نکته شايد عجيب به نظر آيد اما شما که نمي خواهيد پدر زن و مادر همسر آينده خود را برنجانيد؟ اين عمل براي آنکه دلشان را بدست بياوريد بسيار موثر خواهد بود.
4- بطريقي پيشنهاد بدهيد که خوشايند وي باشد:
به پيشنهاد ازدواج همچون يک هديه به بانوي زندگي خود بنگريد ان را بطريقي طرح ريزي کنيد که باب ميل و سليقه وي بوده و مطابق با شخصيتش باشد ايا وي رومانتيک است و يا اهل تفريح و شوخ طبعي؟ ايا ميل دارد بطور محرمانه از وي خواستگاري کنيد و يا روي ديوار در خواست خود را بنويسيد؟
5- درباره هديه دادن به وي تصميم بگيريد:
براي دختر ها و زنان هيچ چيز مبهوت کننده تر از يک هديه غير منتظره و غافلگير کننده حلقه برليان نمي باشد. اما اگر توان مالي شما اجازه اين کار را به شما نمي دهد. براي يک حلقه را خريداري کنيد از نوع سليقه وي اطلاع يابيد اين کار را مي توايند تا سوال کردن از دوستان و يا خانواده وي و يا مشاهده نوع جواهر آلاتي که وي استفاده مي کند انجام دهيد اما بسياري از دختران تمايل دارند هنگام انتخاب حلقه خودشان خضور داشته باشند بهر حال بايد به خواسته هاي وي احترام بگذاريد.
6- مطمئن گرديد پاسخ وي مثبت مي باشد:
نگاميکه پيشنهاد ازدواج مي دهيد بايد مطمئن شويد که پاسخ وي بله خواهد بود شما مي بايستا از قبل در مورد ازدواج به اندازه کافي صحبت کرده و کاملا از آن چه طرف مقابل از يک شريک زندگي بلند مدت انتظار دارد اگاهي يافته باشيد درست است که مي خواهيد پيشنهاد ازدواج شما براي او سورپريز باشد اما نبايد بي مقدمه دست به اين کار بزنيد.
7- افراد زيادي را از قصد و تصميم خود آگاه نسازيد:
شما ممکن است وسوسه شويد که قصد خود را با دوستان و خانواده خود در ميان بگذاريد اما عاقلانه تر آن است که اين خبر را تنها با يکي دو تا از دوستان و يا نزديکان صميمي خود در ميان گذاشته و به آنها اطمينان داشته باشيد که رازدار و محرم اسرار شما مي باشند.
8- پيشنهاد خود را از حفظ نکيند:
صرف نظر از آنکه کجا و چگونه پيشنهاد ازدواج مي دهيد بايد آن پيشنهاد با نهايت صداقت و ابراز عشق حقيقي شما نسبت به وي همراه باشد از قبل در مورد حرفهايي که مي خواهيد به او بزنيد يادداشت برداريد اما دقيقا انها را از بر نکنيد در آن لحظه به وي بگوييد که چرا وي يک فرد استثنايي بوده و چرا شما خواهان آن مي باشيد که باقي عمر خود را با وي سپري کنيد بايد جملات شما از دلتان برايد او مي خواهد با يک مرد ازدواج کند و نه يک ربات!
9- مکان و زمان مناسب را بيابيد:
مکاني که پيشنهاد ازدواج مي دهيد مي تواند ک رستوران پارک سينما و يا لب دريا باشد اما بهتر است مکاني انتخاب کنيد که براي هر دوي شما خاطره انگيز بوده و شما را به ياد خاطرات گذشته بيندازد فاکتور زمان نيز بسيار مهم مي باشد اگر وي سرايط سختي را سپري مي کند اگر خسته و يا گرفتار دغدغه هاي شخصي و شغلي خود مي باشد و يا آنکه از دست کسي عصباني است زمان مناسبي براي اين کار نمي باشد.
10- او را دستپاچه نکنيد:
شما ممکن است بخواهيد پيشنهاد خود را براي جهانيان فرياد بزنيد و يا حداقل براي همسايگان مجاور خود اما مراقب باشيد اشتياق بي حد شما کار دستتان ندهد اگر وي شخصي درونگرا بوده و از آن که مرکز توجه ديگران واقع گردد بيزار مي باشد بهتر است اين کار را بطور خصوصي با وي در ميان بگذاريد.
11- انتظار همه نوع پيشامدي را داشته باشيد:
صرفنظر از همه نقشه ها و طرح ريزي ها امکان دارد امور دقيقا ان طوري که شما و يا وي تصور مي کرديد پيش نرود خود را براي واکنش هاي احتمالي آماده کنيد او ممکن است دستپاچه شده و يا هيجان زده گردد و يا آن که کاملا آرام و بي تفاوت باقي بماند وي ممکن است بگويد بله- خير و يا شايد. شما ممکن است تصور کنيد وي را کاملا مي شناسيد اما از پيش داوري و آنکه پاسخ وي چکونه خواهد بود پرهيز کنيد چون ممکن است مايوس گرديد
12- اگر پاسخ وي منفي بود مايوس نشويد:
همواره احتمال آن که وي نه بگويد وجود دارد اما دلسرد نشويد با او صحبت کنيد و علت عدم آمادگي وي را جويا گرديد وي ممکن است تنها به زمان بيشتري نياز داشته باشد و يا آن که اصلا وي دختر مناسبي براي شما نبوده باشد. اگر اين طور باشد بهتر است همين حالا پي به آن ببريد تا انکه پس از ازدواج.
13- خيلي زود و يا خيلي دير پيشنهاد ندهيد:
زمان معيني براي پيشنهاد ازدواج وجود ندارد اما بهتر است پس از تنها گذشت 2 هفته از آشنايي خود با وي پيشنهاد ازدواج ندهيد زمان پيشنهاد ازدواج هنگامي است که شما براي مدتي کافي به يکديگر متعهد شده باشيد همچنين زياد وقت را تلف نکنيد شجاع باشيد و حرف دلتان را بزنيد اگر هم خيلي هم کمرو مي باشيد مي توانيد پيشنهاد خود را در قالب نامه براي دختر مورد علاقه خود ارسال کنيد.
نکات بسيار مهم براي جوانان در آستانه ازدواج --
تناسب‌ها در ازدواج

نياز به ازدواج در روان انسان‌ها وجود دارد؛ ما نيازمند به زندگي با جنس مخالف هستيم؛ نيازمند آنيم که تا زماني که زنده‌ايم از تنهايي نجات پيدا کنيم.
اما ازدواج اگر در چهارچوب درستي نباشد، به جاي اينکه آرامش‌دهنده باشد آرامش را برهم مي‌زند و يا به جاي اينکه با کسي رابطه صميمانه‌اي پيدا کنيم، ممکن است هميشه با او زندگي کنيم، اما کاملا تنها باشيم.
بنابراين، بايد چهارچوب‌هاي اساسي انتخاب همسر را به خوبي بدانيم تا با انتخاب درست به نيازهاي بيولوژيک و رواني خود، پاسخ صحيح دهيم.


¢تناسب خانوادگي
به طور کلي، انسان‌ها در بستر خانوادگي شکل مي‌گيرند. چهارچوب خانواده و آنچه که به‌عنوان شکل‌گيري شخصيت در خانواده وجود دارد، از خانواده‌اي به خانواده ديگر فرق مي‌کند؛ يعني هر خانواده بسته به زمينه فرهنگي و تربيتي‌اي که دارد در فرد تأثير متفاوتي مي‌گذارد؛ چرا که نقش تربيت در شکل‌گيري شخصيت مهم است.
جان واتسون- پدر روان‌شناسي- مي‌گويد: 50 نوزاد به من بدهيد و بگوييد چه شخصيت‌هايي لازم داريد؛ دانشمند، پليس، قاضي، دزد و... چه مي‌خواهيد؟! من مطابق سفارش شما 20 سال بعد اين افراد را تحويل مي‌دهم. در واقع او مي‌خواهد بگويد که تربيت، نقش بسيار پررنگ‌تري از زمينه‌هاي ديگر مثل ژنتيک يا زمينه‌هاي خاص ديگر دارد.
خانواده نقش مهمي در شکل‌گيري شخصيت دارد، بنابراين افراد در انتخاب همسر، زماني در کنار کسب نيازهاي رواني (که به مراتب مهم‌تر از نيازهاي بيولوژيک هستند)، درست پاسخ مي‌گيرند و از اضطراب جدايي يا ترس از تنهايي نجات مي‌يابند که 2نفر، از نظر خانوادگي متناسب باشند.
چنان که اشاره کرديم خانواده- بنا به تربيتي که روي فرزندش دارد- نقش مهمي در شکل‌گيري شخصيت او ايفا مي‌کند و اين مسئله اين روزها بسيار ناديده گرفته مي‌شود، چرا که دختر و پسر، همديگر را خارج از بسته خانوادگي مي‌بينند؛ ساده‌ترين شکل آن اين است که در دانشگاه با هم آشنا مي‌شوند، در حالي که نمي‌دانند طرف مقابلشان محصول چه خانواده‌اي است! در شکل ديگر در يک برخورد همديگر را مي‌بينند در حالي که هر دو، دوست دوستان‌شان هستند و شناخت ديگري از يکديگر ندارند يا به‌صورت تصادفي، با هم آشنا مي‌شوند.
انسان‌ها، محصول خانواده‌شان هستند؛ پس بهتر است در زمان گزينش همسر، او را از داخل بستر خانواده ديده و انتخاب کنند و دقت کنند که آيا فرد مورد نظر، از نظر خانوادگي با آنها تناسب دارد يا خير؟ در اينجا، مفهوم خانواده زمينه‌هاي تربيتي را باز مي‌کند. مثلا فردي مي‌گويد که ما از نظر خانوادگي به‌هم مي‌خوريم. آيا به طور خاص، بستر فرهنگي و شيوه‌هاي تربيتي رايج در خانواده را بررسي کرده‌اند و به اين نتيجه رسيده‌اند؟ گاهي 2 نفر با هم ازدواج مي‌کنند و از نظر فرهنگي و خانوادگي به هم شبيه هستند، اما شيوه‌هاي تربيتي آنها متفاوت است! مثلا در خانواده پسر، زن جايگاه و ارزشي ندارد.
فرض کنيم مادر پسر 30 سال است که زندگي کرده ولي هيچ‌چيز متعلق به او نيست و فقط وظيفه‌اش اين بوده که بشويد، بپزد، بزرگ کند. پسري که نگاهش به زن اين‌گونه شکل گرفته است با دختري ازدواج مي‌کند که در ساختار خانواده‌اش مادر، همه‌کاره بوده و تعيين تکليف مي‌کرده است؛ در نتيجه در زندگي اين دو نفر، پسر آن نگاه را نسبت به همسرش دارد و دختر آن انتظار را.
پس اين دو، تناسب خانوادگي ندارند هرچند از نظر سطح تحصيلات و وضعيت مالي شبيه و در يک طبقه باشند. اين زوج پس از مدتي در بهترين حالت پايشان به جلسات مشاوره کشيده مي‌شود و در بدترين حالت به علت اختلافات شديد از دادگاه‌ها سردر‌مي‌آورند.


¢تناسب فرهنگي
ما تناسب فرهنگي داريم، آنها از نظر فرهنگ با ما متفاوت‌اند؛ راستي فرهنگ يعني چه؟ فرهنگ يعني بايدها و نبايدهايي که تعيين تکليف مي‌کند. آن، به ما مي‌گويد چه چيزي درست است و چه چيزي غلط؟‌ چه کاري بايد انجام شود و چه کاري نبايد صورت گيرد؟ از آنجا که فرهنگ‌ها با هم متفاوت هستند، بايدها و نبايدهاي آنها نيز فرق مي‌کند. به‌عنوان مثال، بايدها و نبايدها در فرهنگ آذري‌ها بسيار متفاوت‌تر از بايدها و نبايدهاي فرهنگ شمالي‌هاست؛ حتي گاهي نبايد يکي، بايد ديگري است.
انسان در فرهنگ خود به طور ناخودآگاه احاطه شده است. از صبح که بيدار مي‌شويم اين فرهنگ ماست که مي‌گويد چطور بيدار شويم و با خانواده چگونه رفتار کنيم، چطور حرف بزنيم و چگونه غذا بخوريم و... هيچ‌کاري نيست که به فرهنگ ارتباط نداشته باشد. بنابراين، لازم است که دختر و پسر از نظر فرهنگ اجتماعي به يکديگر نزديک باشند. فاصله‌هاي فرهنگي زياد، زندگي اين دو را تحت‌الشعاع قرار خواهد داد.
حال اگر 2 نفر همه خصوصيات‌شان (که ذکر شده و خواهد شد) با هم همخواني داشته باشد ولي تناسب فرهنگي نداشته باشند چگونه برخورد کنند؟ اينجاست که بايد از فرهنگ يکديگر آگاه شوند و آن را بپذيرند؛ اين مهم است؛ نه اينکه آن را مسخره کرده و بگويند چه بيخود است! اگر اين آگاهي و پذيرش باشد، به گونه‌اي هم‌فرهنگ مي‌شوند.


¢تناسب اعتقادي
اعتقادات و باورها، جنس محکمي دارند وبه خاطر هيچ‌کس نمي‌آيند و بروند. اگر 2 نفر که با هم ازدواج مي‌کنند، اين تناسب را ندارند، بدانند که اعتقادات تغييري نمي‌کند مگر براساس شناخت. به‌عنوان مثال، دختري به حجاب اعتقاد ندارد. پسري با او ازدواج مي‌کند و مي‌گويد به خاطر من حجاب بگذار. ممکن است دختر بپذيرد ولي اعتقادي به آن ندارد.
حجابي که به خاطر پسر مي‌آيد، روزي که دختر خاطر پسر را نخواهد و کوچک‌ترين اختلافي پيش آيد، برداشته مي‌شود. وقتي انسان محجبه و نمازخوان مي‌ماند که اعتقاداتش را پيدا کند، نه اينکه «به‌خاطر...» باشد. اگر فردي بي‌اعتقاد است، بايد در ابتدا حوزه آشنايي او را پيدا کرد تا او با مطالعه و تحقيق به اعتقاد محکمي برسد، نه اينکه به خاطر ديگري اعتقاد ظاهري پيدا کند.


¢تناسب اقتصادي- اجتماعي
طبقه اقتصادي- اجتماعي، يک نوع نگرش به زندگي ايجاد مي‌کند. وقتي 2 نفر از لحاظ طبقه اقتصادي- اجتماعي با هم فاصله زيادي دارند، نگرش به زندگي و رفتارشان با هم متفاوت است. گاهي آدم‌هايي متعلق به طبقه اقتصادي- اجتماعي بالا نيستند ولي با فعاليت‌هاي اقتصادي- اجتماعي به اين طبقه مي‌رسند و صاحب خانه، ماشين، ويلا و... مي‌شوند. اما مردم در يک برخورد يا يک نگاه به آنها مي‌گويند تازه به دوران رسيده! و اين، نوع رفتار و نگرش آنهاست که مردم را متوجه اين موضوع مي‌کند.
طبقه اقتصادي- اجتماعي به انسان‌ها يک نگرش، رفتار و بينش به زندگي مي‌دهد. بنابراين وقتي 2 نفر از 2طبقه اقتصادي- اجتماعي متفاوت ازدواج کنند، از نظر نوع نگاه به زندگي خيلي با هم فرق دارند و نگرش آنها به زندگي خيلي متفاوت است؛ به همين دليل دچار مشکلات بسيار مي‌شوند.


¢تناسب شخصيتي
هر انساني شخصيت ويژه خود را دارد. اگر 2 نفر که ازدواج مي‌کنند، تفاوت‌هاي شخصيتي زيادي داشته باشند در رابطه خود دچار مشکلات زيادي مي‌شوند. فرض کنيد فردي از نظر شخصيتي برون‌گراست و راحت ابراز احساسات و عواطف مي‌کند و بيشتر دوست دارد در جمع باشد؛ اين فرد با کسي ازدواج مي‌کند که انساني درون‌گراست و ابراز احساسات برايش سخت است، حضور در جمع برايش خوشايند نيست و ارتباط برقرار کردن با افراد برايش دشوار است.
اين دو در طولاني‌مدت دچار مشکل مي‌شوند؛با هم هستند ولي احساس تنهايي مي‌کنند. جالب اينجاست که در ابتدا به خاطر خصوصيات متضادي که دارند، خيلي جذب همديگر مي‌شوند ولي به تدريج از هم فاصله مي‌گيرند چون با هم تناسب ندارند و نمي‌توانند نيازهاي همديگر را برآورده کنند.


¢تناسب تحصيلي
اين تناسب هم نقش مؤثري دارد. اما چون تحصيلات اکتسابي است (يعني اگر امروز نيست فردا مي‌تواند باشد)، جزء مسائلي است که مي‌گوييم اگر همه شرايط را دارند و بالقوه مي‌توانند ادامه تحصيل دهند، در اين ازدواج مشکلي پيش نمي‌آيد.
اگر دختر فوق‌ليسانس و پسر ليسانس است، اشکالي ندارد (در حالي که به غلط جا افتاده که شوهر بايد بالاتر باشد) ولي اصولا بهتر است که هر دو هم‌سطح باشند. گاهي2 نفر از مقطع ليسانس با هم آشنا مي‌شوند و ازدواج مي‌کنند. پسر دکترا مي‌گيرد ولي دختر در همان مقطع مانده است. کم‌کم از هم فاصله مي‌گيرند و فضاي فکري آنها بسيار متفاوت مي‌شود.


¢رضايت والدين
از آنجا که عدم رضايت والدين تا سال‌هاي بسيار طولاني و حتي تا آخر زندگي تأثير خود را دارد، خوب است که دو نفري که مي‌خواهند ازدواج کنند، حتما خانواده‌هايشان راضي باشند و اگر نيستند بايد آنها را متقاعد کرد. بايد دلايل مخالفت را دانست چرا که اغلب تجربه آنها باعث مي‌شود که دلايل درستي را مطرح کنند و نبايد عدم رضايت را سرسري گرفت و باز هم اگر برخلاف همه تلاش‌ها راضي نشدند، شايسته است تا گرفتن رضايت صبر کنند يا به ازدواج ديگري فکرکنند.
چرا که حقيقت امر اين است که رضايت والدين تا زماني که زندگي مي‌کنند تأثير خودش را دارد. بنابراين ازدواج مهم‌ترين تصميم زندگي انسان است. بديهي است جدي گرفتن اين مسئله و دقت در تمام جوانب مي‌تواند زندگي موفقي را رقم بزند. در غير اين‌صورت، پشيماني و پريشاني نتيجه ازدواج عجولانه خواهد بود.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان