بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,328

جدال هاي ديني در باره مشارکت زنان در انتخابات-قسمت چهارم

  1390/4/5
خلاصه: جدال هاي ديني در باره مشارکت زنان در انتخابات-قسمت چهارم
مقالات کمره‌اي در روزنامه تجدد امروز و واکنشها


يک نامه سرگشاده (4

شماره 122 پنج شنبه 17 آذرماه 1337
دموکراسي حکومت بر خويشتن و با همدگر خوش زيستن، با ميليونها و ميلياردها بسازي و خود را نبازي و خود خير همه جويي و در همه خير خود. دموکراسي به هر يک از اين تفسيرها يک نظم و ترکيب بشري است که به زبان ادبي از آن به سهل و ممتنع تعبير مي‌کنند. ترکيب الفاظ معمولي براي اداي مقاصد و سخنوري بسي دقيق است و تا سر حد سحر و اعجاز مي‌کشد. چون سروکارش با فهم و طبع عمومي بشر است و با پذيرش و دلنشيني عموم آزمايش مي‌شود. سخن که فن مادرزادي هر ملتي است در ترکيب ادبي سهل و ممتنع کار استادان بسيار نادري است که آنان را ستارگان تاريخ ادب و نوابغ فن مي‌شمارند چون سعدي و شکسپير و هوگو و...
دموکراسي نظمي است در افراد معمولي بشر براي تحصيل مقاصد هرچه بيشتر انساني و با پذيرش عموم و فوايد هرچه بيشتر و عمومي‌تر آزمايش مي‌شود. هر نظم و ترکيبي پذيرش بيشتر و فوايد عمومي‌تر دارد دموکراسي‌تر است. از دوران بسيار کهن بشر به دنبال نظم و ترکيب انساني بهتري در جستجو و تکاپو افتاده قوانين سولون، جمهوريت افلاطون، کد ناپلئون و در اين عصر منشور سازمان ملل در کنار نظم هاي شرايط متعدد در تاريخ بشر نتيجه اين تلاشها بوده است.
بشر در کوشش پي‌گير خود براي جستجوي يک نظم انساني که بتواند همه افراد را در سرنوشت خود بکار اندازد و هر کس با خود ديگران را داشته باشد و در يک محيط ميليوني و ميلياردي تشريک مساعي و همکاري متبادل کند به اين نتيجه رسيد که آراء و نظريات همه را تا حد ممکن متمرکز نمايد. در رژيم مشروطه اين مقصود از راه انتخابات آزاد و تشکيل صحيح مجلس شوراي ملي ميسر است. ملتي که ميليونها فرد بالغ رشيد دارد و در محيط پهناوري زندگي مي‌کند به اين وسيله مي‌تواند همراز شود و در صلاح انديشي خود مشورت نمايد رأي اکثريت امضاي صريح قانوني است که تصويب شده و اقليت مخالف هم با پذيرش خود آن را امضاء کرده است و رش اين است که صد عقل و فکر حقيقت را بهتر از ده عقل درک مي‌کند و چون منظور درک مصلحت عمومي است بناچار اقليت بايد در پرتو عقل اکثريت اذعان کند که مصلحت همان است و اقليت درک نکرده و به اين ترتيب قانون به امضاي همه افراد مي‌رسد و حکومت خود بر خود که جوهر دموکراسي هست محقق مي‌شود.
زنان بالغه و رشيده که قانون آنها را در مال و حال خود مختار دانسته در چنين رژيمي بايد وکيل پارلماني داشته باشند، زيرا:
1 . شريک تمام اموال و احوال مشترک کشورند و هيچ تصرفي بي امضاي آنها مشروع نيست.
2 . بسياري از قوانين در موضوع اموال شخصي است، چون ماليات و عوارض و .... و اگر زنها پاي اين قوانين امضا نداشته باشند هر تصرفي در مال آنها غصب و نامشروع [است].
3 . بسياري از قوانين راجع به احوال شخصيه است چون ثبت آمار و اسناد و غيره و اگر زنها آن را امضاء نکنند اجراي آن بر آنها زور است و ناحق و ستم.
قرآن مجيد هم اين اصل بشري را تشريع کرد و با بيان بليغ و جامعي در اصول سازماني اسلام گنجانيد و زنان را هم کنار نکرد. مي‌فرمايد (شوري: 36) هرچه به شما دادند براي بهره‌مندي شما در دنيا است و آنچه نزد خداست بهتر و پاينده‌تر است براي کساني که ايمان دارند و به پروردگار خود توکل کنند (37) آنان که از گناه و هرزگي‌هاي بزرگ برکنارند و در گاه خشم به گذشت و نرمش گرايند (38) آنها که از پروردگارشان پذيرايند و نماز خوانند و کارشان به مشورت با هم باشد و از آنچه روزي شوند خرج عموم کنند.
نظام مشورت عمومي در اين سوره زمان پي ريزي سازمان اسلام بوده است و اين موضوع بسيار مؤکد و بليغ و عمومي مقرر شده.
1 . تمام اين سوره پرمعنا و اسرار آميز شوري ناميده شده يعني يک فصل اسلام مشورت عمومي است.
2 . اجراء کارهاي عمومي را منحصر به مشورت کرده چون امر مصدر مضافه به همه است و مصدري شوري بر آن حمل شده و معني حصر مي‌دهد.
3 . مشورت عمومي و کارها را در شمار ايمان و تقوي و تکل و نماز از ارکان مسلماني دانسته و وظيفه طبقه خاصي ندانسته و هر فرد مسلماني را بدان امر کرده و به اصل بشري دموکراسي که محصول هزارها سال تلاش فکري و تعقل بشريت هم آهنگي نموده و از اين راه فرقي ميان مرد و زن نگذاشته، چنان چه در ايمان و تقوي و توکل و نماز فرقي ندارند، رأي انتخابي بديهي‌ترين حقوق هر انسان مکلفي است، مرد باشد يا زن. در اينجا سؤال مي شود چرا برخلاف اصل صريح دموکراسي و عموم رساي قرآن مجيد زن از انتخاب وکيل مجلس براي اصلاح امور مالي و حالي مشترک و مخصوص خود محروم شده وااسفا از اين ستم و ناحق و مخالفت با قرآن مجيد.
آنچه در اين زمينه گفته‌اند و توان گفت بررسي مي‌کنيم.
1 ـ ممنوعيت از نظر قانون اساسي يا قانون انتخابات:
جواب: قانون اساسي و قانون مدني تعرّض به مال و حال هر کسي را قدغن کرده مگر به حکم قانون که بناچار بايد متضمن امضاي خود او باشد و جعل قانون براي مال و حال زنها بدون امضاي آنها با اين مواد و مشابهات آن تناقض دارد. وقتي قانون به تناقض برخورد يا ملغي مي‌شود يا بايد تفسير شود.
2 ـ مخالف عرف و عادت گذشته است:
جواب: در جاهليت دختران نوزاد را به حکم عرف و عادت خود مفتخرانه زنده به گور مي‌کردند و اسلام قدغنکرد و زن را محترم شمرد و وارد اجتماع کرد. اين محروميت زنان از انتخاب هم شباهت به عمل جاهليت دارد که بر اثر ارتجاع دستگاه سقيفه بني ساعده به وجود آمده است.
3 ـ زنها در خانه‌اند و نمي‌توانند وکيل صالح را بشناسند:
جواب: چگونه زنها با بايد خداي ناديده و امام غائب (ع) را بشناسند و با وسيله کمتري مي‌توانند يک شخص حاضر صالح را بشناسند.
4 ـ زنها مکلف به عفت و حجابند و شرکت در انتخابات با اين وظيفه مخالف است:
جواب: زنان مقدسي که هر روز سه بار به مسجد مي‌روند و بيشتر اوقات در مجالس روضه شرکت مي‌کنند چه عيب دارد که با همان وضع ظرف چند سال يکبار يک ورقه رأي زير چادر بگيرند و از پشت پرده در صندوق بيندازند يا اساسا صندوق جداگانه داشته باشند. اکثر بانوان اين کشور در شهر و ده با مردان مخلوط هستند و در مغازه‌ها و ميان وسائل نقليه بهم مي‌سايند و... از انداختن يک ورقه رأي در صندوق چه نقصي به عفت آنها مي‌رسد؟ واي از اين سفسطه و هوچي گري! مثل اين که مي‌گويند بانوان بايد خانه‌داري کنند و وقت اين کار را ندارند.
5 ـ چون در انتخابات تقلب مي‌شود نبايد زنها رأي بدهند:
جواب:‌اين بسيار شبيه است به عذري که آن غارتگر کوفي دشت کربلا براي ربودن زيور دختر امام مظلوم آورد. آن مخدره ديد اين مدرک زيورش را مي‌ربايد و مي‌گريد. فرمود: چرا گريه مي‌کني؟ گفت: براي ستمي که به شما ذريه پيمبر مي کنم. فرمود: پس چرا ستم مي‌کني؟ گفت: مبادا ديگري آن را بربايد. اگر ظالمي ستم کرد و حق مردها را به تقلب برد بايد جلوي او را گرفت نه آن که حق زنها را به حساب ظالم يسق کرد. در پايان به استقبال قصه کيهان نقل در شماره 130 روزنامه وزين تجدد ايران اين قصه را نقل مي کنم.
گويند برخي خودشيرينها خواستند براي فتحعلي شاه کسب اجازه افطار روزه ماه رمضان کنند. به مرجع تقليد معاصر او مرحوم ميرزاي قمي ـ اعلي الله مقامه ـ نوشتند: شاه در حال روزه عصباني مي شود و بسا حکم به قتل و شکنجه متهمان بيگناه مي دهد. مستدعي است براي رفع اين مفسده اجازه دهيد افطار کند.
در جواب نوشت: خير آقا جان شاه روزه را بگيرد و عصباني هم نشود.
آقاي کيهان! مجلس شورا باشد و بانوان هم رأي بدهند و تقلب هم در انتخابات نشود.
محروميت بانوان از انتخاب وکيل پارلماني جز حکم به سفاهت آنان و تسليم شدن به استعمار وجهي ندارد. آيا چه وزني دارند مرداني که در دامن زناني سفيه پرورده شوند. آيا وقت آن فرا نرسيده که اوليا امور به خود آينده و و اين لکه سفاهت نماي در انظار بين المللي را از جبين اين کشور پرافتخار باستاني و اسلامي پاک کنند و اين دسيسه ريشه‌دار استعمار را در هم شکنند.
يادداشت تجدد ايران: شرح فوق از نظر آزادي نشر عقايد و آراي موافق و مخالف در مسأله شرکت نسوان در امور اجتماعي و اداري طبع شد. ما کرارا نوشته‌ايم که زنان ايراني پاي بند خانه‌داري و تدبير منزل هستند و آنها که داعيه انتخاب کردن يا انتخاب شدن دارند اولا انگشت شمار و شناخته شده‌ هستند و ثانيا صلاحيت آن را ندارند که به نام زنان اين در و آن در بدوند، ثالثا مسأله انتخابات از لحاظ مردها به معنا و مفهوم خود هنوز سالها بايد مورد بحث و گفتگو باشد و نکته قابل توجه همانست که نوشته‌ايم: بگذاريد زنان ايراني به آنچه مي‌گذرد آلوده نشوند به هر حال استدلالات آقاي کمره‌اي جواب دارد و آنچه نوشته‌اند تمام و کمال نيست و بنابرين اگر اهل اصطلاح و استدلال نفيا و اثباتا در موضوع فوق مطالبي بنويسند چاپ مي‌کنيم و خود نيز در اين ابواب باز هم نکات لازم و مؤثر خواهيم نگاشت.
يک نامه سرگشاده (5)

تجدد ايران پنج شنبه 24 آذر ماه شماره 123
هر وقت سخن از شرکت بانوان در انتخابات به ميان مي‌آيد با اين جمله روبرو مي‌شود که نبايد زنان در امور اجتماعي دخالت کنند. به عقيده من انتخاب وکيل پارلماني مانند وکيل محاکماتي يک امر حقوقي است نه يک امر اجتماعي. ولي ما موضوع دخالت بانوان در امور اجتماعي از نظر اسلام و از نظر تاريخ اسلام بررسي مي‌کنيم.
پيغمبر عظيم الشأن اسلام مبعوث شد و اوّل کسي که به او معتقد شد بانوي حرم او خديجه کبري اول زن اسلام بود. تاريخ معتبر سيره ابن هشام در وصف خديجه کبري در ج 1 ص 103 گويد خديجه دختر خويلد آن حضرت را تصديق کرد در هرچه از جانب خدا آورده بود و درک ار او وزير او بود. اينجا خديجه مقام وزارت در امر نبوت دارد.
اول مظهر اجتماعي اسلام جماعت بود و حضرت خديجه کبري سالها در غربت اسلام بدنبال پيغمبر در ملاء عام قريش در جماعت شرکت مي‌کرد.
سيره ابن هشام ج 1 ص 211: عمر قصد خانه خواهر و داماد خود کرد. در هنگامي که خباب بن ارت دفتر سوم سوره طه را به آنها مي آموخت. چون احساس ورود عمر را کردند خباب آموزگار در گوشه‌اي نهان شده و فاطمه بنت خطاب دفتر را برداشت و زير زانوي خود گذاشت، اما عمر هنگام ورود آواز خباب را شنيده بود. چون وارد شد گفت:‌ اين همهمه که شنيدم چه بود؟
چيزي نشنيده‌اي؟
به خدا چرا، به من خبر رسيده که شما پيرو دين محمد شديد. داماد خود سعيد بن زيد را زير کتک گرفت. فاطمه به دفاع از شوهر برخاست. عمر زد، سر او را شکست. چون کار به اينجا رسيد خواهر و دامادش به او گفتند: آري ما هر دو مسلماني گرفتيم و به خدا و رسولش ايمان آورديم. هرچه از دستت بر آيد بکن. عمر از اين صراحت لهجه و منظره دلخراش خواهر برجا خشک شد و از کرده پشيمان و خود نيز راه اسلام گرفت. در ضمن اين جريان خباب به او خبر داد که پيغمبر با جمعي اصحابش در خانه‌اي نزديک کوه صفا انجمني دارند.
پيش از اين گويد:‌ عمر گفته بودند که امروز پيغمبر در خانه‌اي پهلوي صفا انجمني دارد مرکب از چهل تن زنان و مرداني که حمزه و ابوبکر و علي بن ابي طالب با آنها هستند.
در بيعت عقبه کبري که نيمه شبي در وضع پر هراس و بسيار محرمانه‌اي سران مدينه در سايه کوه عقبه با پيغمبر بيعت کردند چند تن بانو هم شرکت در بيعت نمودند، يعني متعهد شدند (سيره ابن هشام، در فصل بيعت عقبه کبري).
در ج 2 سيره ابن هشام ص 232 گويد:‌ جمعي از بانوان مسلمان در غزوه خيبر با رسول خدا شرکت کردند و پيغمبر از غنيمت خيبر به آنها بهره دارد... زني از بني غفار گويد با جمعي از زنان بني غفار خدمت رسول خدا آمديم و گفتيم يا رسول الله! قصد داريم با شما در اين سوي که مي‌روي همراه باشيم (آن حضرت به خيبر مي‌رفت) براي پرستاري زخمداران و کمک تا هرچه توانيم به مسلمانان. فرمود: علي برکتِ الله. گويد: با آن حضرت حرکت کرديم. من دخترکي بودم نورس. و رسول خدا مرا پشت سر خود بر شتر سوار کرد. ...
پس از فتح مکه که حکومت قريش سقوط کرد و حکومت اسلام بر سراسر جزيره مسلط شد و همه سران عرب با پيغمبر اسلام بيعت کردند بيعت زنان مؤمنه رسما در قرآن مجيد تشريع شد. در آيه 12 سوره ممتحنه.
در غدير خم هم مرد و زن در بيعت با اميرالمؤمنين شرکت کردند. در بحار و سائر کتب بدان تصريح شده.
سيره ابن هشام ج 2 ص 203 گويد: رسول خدا قصد سفر مي کرد ميان زنهاي خود قرعه مي‌کشيد و نام هر کدام اصابت مي‌کرد او را همراه خود مي‌برد و در غزوه بني مصطلق قرعه به نام عايشه درآمد.
اين روش اسلام بوده با زنهاي مسلمان. اگر اينها امور اجتماعي نيست پس امور اجتماعي چيست؟
ولي ترديد ندارد که پس از وفات رسول خدا اين وضع متوقف شد و علتش ماهيت ارتجاعي کودتاي سقيفه بني ساعده بود. شک نيست که پس از پيغمبر، انقلابي در اسلام پديد شد که آن را کودتاي صحابي مي‌ناميم. اين کودتا که به رهبري مؤثر عمر انجام شد جنبه هاي ارتجاعي متعددي داشت که هدفش احياي رسوم جاهليت و شعارهاي مليت عرب بود. متکلمين شيعه اين ارتجاع را بيشتر از نظر خلافت اسلامي بررسي کرده‌اند. برخي دانشمندان اخير مصر چون شيخ عبدالله علايلي آن را از نظر عصبيت قبايلي مورد بررسي قرار داده‌ و توجه به اين انقلاب از نظر حقوق بانوان هم بسيار مورد اهميت است و ملاحظه مي‌شود که با آن تقدم بانوان در شؤون زندگي در دوران خود پيغمبر پس از استقرار خلافت خلفا ديگر نامي از آنها نيست.
عرب در جاهليت تمام حقوق بانوان را لگدمال کرده بود و براي آنها حق حيات هم معتقد نبود. با افتخار دختران نوزارد را زير خاک مي‌کرد و نگهداشتن دختر را ننگ و عار مي‌شمرد. اسلام با وضع معجزآسايي بانوان را شريک اجتماع کرد و همدوش مردان تا مقام بيعت يپغمبر و امام که عالي ترين درجات بشري است بالا برد ولي انقلاب سقيفه چراغ حق و آزادي مشروع زنان را فرو کشيد و اين اصل عمري در محيط اسلام يک سنت ثابت شد و کمتر کسي هم بدان متوجه گرديد و تقيه و نفوذ اين شيوه عمري در محيط اسلام سبب دوري بانوان از حقوق شايسته آنها گرديد و نسوان به عنوان يک ابزار زندگي به صورتهاي مختلف بکار برده شدند نه به عنوان يک رکن مؤثر بشريت و در دوران اخير هوسرانان مستعمره‌چي آنها را به شيوه ديگري وسيله استفاده لذات و شهوات خو نمودند و به راه ديگري که شايسته مقام آنها نيست بردند، آوازه خواني، رقاصي، سينما و... بسيار مايه شگفت و تأسف است که کشورهاي اسلامي سوريه و مصر و ... سد اين ارتجاع عمري را شکستند و بحق بانوان اعتراف کردند ولي بانوان کشور پرافتخار ايران تا هنوز در پشت اين سد جاهليت بنياد معطل و سرگردانند.
در برابر ارتجاع سقيفه بني ساعده فاطمه زهرا دختر پاک پيغمبر به دستور علي(ع) کوشيد تا خود را فدا کرد و شايد يک علتش اين بود که فشار ارتجاع اين کودتاي صحابي، بيشتر به بانوان وارد مي‌شد و اين نتيجه را مي‌داد که بايد دختر پاک و مقدسه زهرا در سفر پر خطر کربلا بار يک مبارزه پي گير و پرغمي را به دوش کشد و موقعيت نسوان را با آن همه تجمل رنج و فداکاري بار ديگر نمايان کند. مقصود و هدف ما از اين بحث اين است که اسلام و قرآن نسبت به زنان از نظر معنوي حقوق و آزادي مراعات حقيقت را تا آنجا که شايد دنياي امروز هم بدان نرسيده نموده است و مقامات حقيقي و آبرومند حقوقي و آزادي را براي آنان محرز داشته و برخلاف اظهارات نادانان به حقايق اسلام يا دشمنان مغرض اين آيين مقدس هيچ فشار و اختناق و تحقيري به بانوان روا ندانسته اگر حق آبرومندي آنها زير پا رفته بايد فکر کنند که چه سبب دارد. آيا سببش نالايقي خود آنها است و اين درست نيست زيرا زنان اسلام و هم ايران در مواقع حساس تاريخ دور و نزديک شهات لايقانه‌اي از خود نشان دادند يا اين که سبب دسيسه‌هاي استعمار لعنتي است که آنها را از دير زماني به اين روز انداخته و به عوض آشنا کردن آنها به حقوق آبرومند و معنويه خود ابزار مبتذل و رسواي سينما و کاباره و آوازه خواني و رقاصيشان ساخته من اين نمونه دلخراش را به دست مي‌دهم. در همان تاريخي که نمايندگي هند همسايه در سازمان ملل به رياست خواهر نهرو اداره مي‌شد و اين بانوي هندي با مردان قوي پنجه دنيا پنجه مي‌انداخت در اين کشور بحث بر سر اين بود که آيا زن ايراني حق دارد که وکيل براي اداره امور مملکتي خود معين کند يا نه تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل. در اين زمينه پخش نمايشنامه سخن پراکني انتخاباتي راديو ايران در روز جمعه 18 آذر هم براي بانوان قابل توجه است.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان