بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,496

معنويت در خانواده(گذري به منابع اسلامي)-قسمت سوم

  1390/3/31
خلاصه: معنويت در خانواده(گذري به منابع اسلامي)-قسمت سوم
خانواده در اسلام
تعريف خانواده
خانواده به مفهوم محدود آن عبارتست از يک واحد اجتماعي، ناشي از ازدواج يک زن و يک مرد که فرزندان پديد آمده از آنها آن را تکميل مي‌کنند. تعريف ديگري خانواده را شامل مجموعه‌اي از افراد مي‌داند که با هدف و منافع مشترک زير سقفي گرد هم مي‌آيند. (بروسي لوئن، 1378، ص 127)
اسلام خانواده را گروهي متشکل از افراد، داراي شخصيت مدني، حقوقي و معنوي معرفي مي‌کند که هسته اوليه آن را ازدواج مشروع زن و مردي تشکيل مي‌دهد و نکاح عقدي است که براساس آن رابطه زوجيت بين زن و مرد برقرار شده و در پس آن طرفين داراي وظايف و حقوق جديد مي‌شوند. ارتباط خويشاوندي در سايه نکاح پديد آيد، اعضاي آن داراي روابط قانوني، اخلاقي و عاطفي مي‌گردند.
اهميت تشکيل خانواده در اسلام
در اسلام بنيادي‌ترين واحد جامعه خانواده است و اهميت ويژه به خانواده داده شده و مايه آرامش انسانها دانسته شده است.
و من اياته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا اليها و جعل بينکم مودة و رحمة
از نشانه‌هاي او اين است که از خود شما براي شما همسر آفريد تا با او آرام گيريد و ميان شما مهر و محبت قرار داد.
روح لطيف انسان همانند جسم او داراي نيازهايي است که در صورت تأمين آنها به تکامل واقعي خواهد رسيد به همين دليل محبوب‌ترين چيز نزد خداي تعالي مسأله ازدواج و تشکيل خانواده است تا آنجا که حضرت رسول مي‌فرمايد:
النکاح سنتي و مَن رَغَبَ عَن سُنَني فَلَيسَ مِني (علامه مجلسي، 1403، ج 103، ص 22)
مسأله زوجيت در قرآن کريم، حتي براي اشياء نيز مطرح شده است. خداوند در اين باره مي‌فرمايد:
من کُل شيءٍ خلقنا زوجٍ
يعني مسأله زوجيت فقط در مورد انسانها و يا ساير موجودات نيست بلکه براي اشياء نيز اين مسأله صدق مي‌کند از پيامبر خدا (صلي‌الله عليه و آله و سلم) است که فرمود:
در چهار موقع عنايت و رحمت حق متوجه انسان مي‌شود: به وقت باريدن باران، به هنگام نظر کردن فرزند به صورت پدر، از باب مهر و محبت، در آن زمان که در خانه کعبه باز مي‌شود، و آن وقت که عقد و پيمان ازدواج بسته شده و دو نفر با يکديگر جهت زندگي جديد وارد عرصه نکاح مي‌شوند.
وَ هو الذّي خَلَقَ مِنَ الْمآء بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً و مِهْراً و کانَ رَبُّکَ قَديراً
و اوست خداوندي که بشر را از آب آفريد، و ميان آنان خويشي و پيوند ازدواج قرار داد و خداي تو بر هر چيزي قدرت دارد.
علامه طباطبايي در تفسير الميزان مي‌فرمايد که ازدواج و تشکيل خانواده جزء طبيعت انسان بلکه هر حيوان است و اين سنت اجتماعي در ميان همه امتها وجود داشته و خواهد داشت و اين خود گوياي فطري بودن آن است و چون اسلام دين فطري است لامحاله به آن پرداخته و به آن تقدس بخشيده است.
از سويي ديگر واژه «بيت» به معناي خانه، 71 بار با مشتقات آن در صيغه‌هاي «بيت» و جمع آن «بيوت» در قرآن کريم آمده است.
با نظر به آيات الهي و پرداختن آيات متعددي در قرآن به کلمه بيت چنين بدست مي‌آيد اين مکان که محل اجتماع و زيست جمعي بشر و اولين محيط رشد و پرورش وي است مورد عنايت حق بوده و برحسب کارايي و جايگاهش در حيات انساني از اهميت بسزايي برخوردار است.
به‌گونه‌اي که اولين کارکرد خانه، تأمين آرامش جسم و تسکين جان اعضاي آن ذکر شده است که البته اين امر مرهون امنيت همه جانبة اين محيط از جمله ابراز احساسات، بيان اسرار، ارضاي غرايز و تأمين نيازهاي جسمي و روحي براي اعضاي آن است.



قرآن در اين باره مي‌فرمايد:
و الله جعل لکم من بيوتکم سکناً
خداوند از خانه‌هاي شما محل سکونت و آرامش برايتان قرار داد.
و اذکرن ما يتلي في بيوتکنّ من ايات الله و الحکمة
بياد آوريد آنچه در خانه‌هايتان از آيات و حکمت تلاوت شده است.
آيه خطاب به همسران پيامبر اکرم(ص) است و نکاتي از آن برداشت مي‌شود:
? فضايلي که از خانه و خانواده نصيب انسان مي‌شود ارزشمند است و بايد براي بکارگيري در زندگي حفظ شود.
لذا محيط خانه مکتبي براي تربيت انسانهايي عبد و ميطع حق است و مناسب‌ترين محل براي انديشه، ذکر، يادآوري کلام خدا و ذکر حکمت‌هاي الهي است. چنانکه خداوند به رسول گراميش مي‌فرمايد:
في بيوت اذن الله ان ترفع و بذکر فيها السمه يسبّح لدينها بالغدّو والاصال
در تفسير آيه فوق علامه طباطبايي (الميزان) مي‌گويد: اگر خانه از هر پليدي و لوثي منزه بماند و به ذکر خدا و عبادت او مزّين شود رفعت مي‌يابد و از يک چهار ديواري سرد و بي‌روح خارج مي‌شود و هر چه صبغة الهي و معنويش بيشتر شود مقامي رفيع‌تر مي‌يابد که مصداق کامل آن کعبه خانة خدا است. (طباطبايي، 1363، ج 15، ص 179-178)
همچنين خداوند مي‌فرمايد:
فاذا دخلتم بيوتا فسلّموا علي انفسکم تحيةً من عندالله مبارکةً طيبةً
مقصود از سلام کردن برخود، سلام براهل خاندان و اگر در اينجا نفرمود: براهل آن سلام کنيد، خواست يگانگي مسلمانان با يکديگر را برساند چون همه انسانند و خدا همه را از يک مرد و زن خلق کرده است. علاوه برآن همه مؤمنند و ايمان ايشان را جمع کرده چون ايمان قويتر از هر عامل ديگري براي يگانگي است. (طباطبايي، 1363، ج 15، ص 229)
خداوند مي‌فرمايد: «براهل خانه سلام کنيد» از آنجا که «سلام» بيان تحيتي مبارک از نزد پروردگار است عالي‌ترين ايجاد رابطه ميان اعضاي خانواده آن است که با تحيت و سلام با يکديگر برخورد کنند و ياد خدا ميان آنان باشد اين رابطة قدسي اگر در خانه برقرار شود به طور قطع به جامعه نيز کشانده خواهد شد. پس حقيقت سلام، گسترش امنيت و سلامتي در ميان انسانهاست.
از سويي ديگر معروف است که اگر برنامة يک ساله داريد، گندم بکاريد، اگر برنامة ده ساله داريد، درخت بکاريد و اگر برنامه صد ساله داريد انسان بسازيد: تربيت انسان با موازيني که خالق او مي‌طلبد و هدايت فرموده است سرمايه‌گذاري صد ساله، بلکه ابدي است.
.... و من احياها فکأنّما احيا الناس جميعاً....
تربيت انسان از نگاه قرآن احياي او و دميدن جان الهي در کالبد اوست. محيط تحقق اين مهم خانواده است خانواده‌اي که زمينة پرورش انسان قراني در آن فراهم آمده است.
و البلد الطيب يخرج نباته باذن ربّه و الذي خبث لايخرج الا نکداً
از سرزمين پاک و طيب ثمره‌اي نيک به اذن پروردگار خارج مي‌شود و از زمين آلوده حاصلي ناقص و بي‌فايده خارج خواهد شد. بنابراين خانوادة آرماني قرآن خانواده‌اي است که آمادة پذيرش و پرورش انسان است و داراي مؤلفه‌هايي از جمله: توحيد محوري و جلب رضاي حق، عدالت‌جويي و برقراري قسط، اخلاق‌مداري، وظيفه‌مندي، رعايت اصل صلح و احسان، گذشت و محبت، مشورت و مصلحت‌انديشي مي‌باشد.
مباني روابط در خانواده از منظر اسلام
زيربناي ساختار کلي خانواده در اسلام دو رکن اساسي اخلاق و حقوق است که با آشنايي همه جانبه اعضاء و حاکميت آنها، استواري و پويايي اين بنا تضمين مي‌شود چرا که رکن حقوقي ضامن برپايي و استواري اصل خانواده و مانع فروپاشي آن است و رکن اخلاقي ضامن رشد و بالندگي و تأمين اهداف خانواده مي‌باشد، و از آنجا که خانواده يک نظام تأليف شده و به هم تنيده است تفکيک اين دو مقوله در آن نيز ممکن نيست.
با اقرار به زوجيت، طرفين عهده‌دار تعهداتي حقوقي، اخلاقي، اقتصادي و فرهنگي نسبت به يکديگر مي‌شوند. اين تعهدات دو سويه است که عمدة آنها عبارتند از: حسن معاشرت، جلب رضايت طرفين، نفقه، مهريه، اجرت‌المثل، توافق در داشتن فرزند و تمکين، اينها و دهها تکليف و وظيفه خُرد و کلان ديگر که براي پايداري خانواده و اساس تحکيم روابط رعايت آن لازم است در قرآن کريم و منابع اسلامي آمده است.
آنچه از تعامل حقوقي و اخلاقي زن و مرد در همه موارد، يک خانواده پايدار و پويا مي‌سازد رعايت توصيه‌هايي است که قرآن کريم برآنها تأکيد مي‌فرمايد:
هنّ لباس لکم و انتم لباس لهنّ
زوجين در حکم لباس براي يکديگرند
ارتباطي که انسان با لباس خود دارد نزديکترين، محرمانه‌ترين و بي‌آزارترين روابط است اين تشبيه در هيچ امر ديگري جز رابطه زن و شوهر مصداق ندارد حتي در رابطه والدين و فرزندان.
«.... دعا شروهّن بالمعروف ....»
از جمله اصولي که قرآن کريم در کنترل رفتارهاي انسانها نسبت به يکديگر نام مي‌برد. اصل «معروف» است که در قرآن کريم 9 بار تکرار شده است. بيشترين استعمال آن در حادترين مرحله روابط زن و شوهر هنگام طلاق است.
«و أتمروا بينکم به معروفٍ ....»
روابط ميان خودتان را با رفتارهاي پسنديده و مورد پذيرش عرف، نيکو گردانيد.
لذا در آيات مذکور ارزشهاي اخلاقي، تحت معروف (آنچه نفس سالم انسان به طور عموم مي‌پسندد) مي‌باشد و خشونت، امانت و کم لطفي در خانواده از منظر اسلام پسنديده نيست.
اصول تحکيم روابط خانواده
خداوند در قرآن کريم، تأسيس بناي خانواده را به خود نسبت مي‌دهد و به طهارت،‌ تعالي و پايداري آن عنايت وافر دارد.
در آية: «و الله جعل لکم من انفسکم ازواجاً و جعل لکم من ازواجکم بنين و حفدةً و رزقکم من الطيبات ....»
از اين آيه سه نکته پيرامون موضوع برداشت مي‌شود:
1. خداوند زوجيت و منشاء آن را به خود نسبت مي‌دهد.
2. خداوند بدنبال زوجيت و تشکيل خانواده به يکي از اهداف و ثمرات آن که توليد فرزند و بقاي نسل است اشاره کرده و آن را به خود نسبت مي‌دهد.
3. حمايت از خانواده و بقاي آن را در قالب روزي دادن از پاکي‌ها که شامل رزق مادي و معنوي مي‌شود را به خود نسبت مي‌دهد و همة اين امور را ارج مي‌گذارد و از آنها بعنوان نعمت ياد مي‌کند.
و از اين امر و نواهي بدنبال اصولي است که در اينجا ذکر دو اصل آن لازم و ضروري است:
? اصل طهارت
در خلقت الهي، شرط تکوين هر چيز، طهارت و صحت بنيان آن است و خداوند براي طهارت نسل انسان بعنوان برترين مخلوقش خانواده را چون حريم امني به اين امر اختصاص داده است. و زنا را تحريم نموده و جزايي براي آن تعيين کرده است و مي‌فرمايد:
و لا تأخذکم بهما رأفة في دين الله
لذا زنا مخالفت صريح با دين خداست و طهارت خانواده جزيي از اين ديانت است.
حکم ديگر حکم قذف است که مي‌فرمايد:
و الدين المحصنات ثم لم يأتوا باربعة لشهدا فاجلدوهم ثمانين جلدة .....
در حکم زنا نظر برآن است که اهل خانه (زن و مرد) خيانتي برعليه خانواده و همسر مرتکب نشوند و در حکم قذف، خانه را از تيررس تهمت، افترا و خيانت خارجي مصون مي‌دارد تا علاوه بر صيانت خانواده، جامعه نيز تربيت شود و حد و مرز پاکي را بشناسد.
? اصل امنيت
امنيت در حيات فردي و اجتماعي انسان از حقوق اوليه و اصول مهم رشد و پايداري است خانواده نيازمند امنيت دروني و بيروني است. امنيت دروني بيشتر به جنبه‌هاي اخلاقي در روابط برمي‌گردد و فرد همچنين بايد از حيث مالي، جاني، اخلاقي و نيز امنيت داشته باشد آنچه در اصل طهارت اشاره شده توجه خالق يکتا به امنيت معنوي خانواده است. امّا امنيت جاني و اقتصادي اين نهاد نيز حائز اهميت است و در تحکيم خانواده بسيار مؤثر است.
نويسنده:آمنه بختياري-کارشناس‌ارشد روانشناسي ـ تربيتي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان