بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,559

حق طلاق

  1390/3/12
خلاصه: حق طلاق
مسئله طلاق و جدايي به چند صورت قابل تصور است:
1. حق طلاق منحصرا در دست مرد باشد.
2. حق طلاق منحصرا در دست زن باشد.
3. زن و مرد هر يک به طور استقلالي و در عرض يکديگر، اين حق را دارا باشند.
4. اين حق به دست هر دو به صورت اشتراکي ( با توافق طرفين) باشد.
5. حق طلاقي وجود نداشته باشد.
6. حق طلاق در ابتدا به دست مرد باشد؛ ولي براي زن نيز در موارد لزوم سازوکارهاي مناسبي مشخص شده باشد.
فرض نخست براي زن بن بست آفرين است و در مواردي که نياز جدي به طلاق دارد، از اين مسئله محروم مي شود.
فرض دوم با توجه به احساسات شديد و هيجاني خانم ها، علاوه بر اينکه آمار طلاق را در موارد غير ضروري بالا مي برد ( زيرا از نظر آمار غالبا خانم ها تقاضاي طلاق را دارند)، باعث سستي کانون خانواده مي شود، چرا که موجب سلب اعتماد مرد از زن شده و محبت زن را در دل مرد کاهش مي دهد.
فرض سوم، آمار طلاق را بالا خواهد برد و اين مسئله در بعضي از کشورهاي غربي تجربه شده است.
فرض چهارم نيز معقول نيست و منافات با حکمت جعل قانون طلاق دارد؛ زيرا ممکن است يک نفر خواستار طلاق و ديگري طالب عدم آن باشد و در اين صورت سدي در برابر آن ايجاد مي شود. البته طلاق بر اساس توافق در اسلام پذيرفته شده است، اما آنچه مشکل آفرين است، انحصار تحقق طلاق بر اساس توافق است.
فرض پنجم صحيح نيست؛ چرا که گاهي جدايي و گسستن اين رابطه، به صلاح طرفين است.
در نتيجه بهترين فرض صورت ششم است؛ زيرا از طرفي جلوي گسترش بي رويه طلاق را مي گيرد و از طرف ديگر مانع ضايع شدن حقوق خانم ها مي گردد.
از جمله ساز و کارهاي پيش بيني شده در اين روش، طلاق قضايي و طلاق توافقي است. بنابراين چنين نيست که راه بطور کلي براي زن بسته باشد.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان