بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,562

ازدواج موقت در کتاب و سنت-قسمت اول

  1390/3/12
خلاصه: ازدواج موقت در کتاب و سنت-قسمت اول
مقدمه
غريزه جنسي، محدود کردن يا آزاد گذاردن آن
ميل جنسي يکي از اميال طبيعي است که در هر انسان، در برهه‏اي از زمان به گونه‏اي مستحکم است که هيچ يک از اميال ديگر به پاي? آن نمي‏رسد. در پرتو اين ميل است که احساس عشق و محبت و مهرباني، شکوفا مي‏شود و انسان در جهت تحکيم پايه‏هاي خانواده که هسته اولي? جامع? بزرگ انساني را تشکيل مي‏دهد، احساس مسئوليت مي‏کند. ارضاء غريزه جنسي يکي از نيازهاي مبرم و از ضروريات زندگي هر انساني است و نياز انسان به ازدواج، کمتر از نياز او به خوردن و آشاميدن نيست. از آنجا که شريعت اسلام، آخرين شريعت و پيامبرش خاتم پيامبران و کتابش آخرين کتاب آسماني است، اين جنبه از شخصيت انسان را در نظر گرفته و آن را به گونه‏اي که با ديگر اميال دروني انسان هماهنگ باشد اشباع کرده است.
عنايت شريعت مقدس اسلام به ارضاي اين غريزه، به حدي است که ازدواج را سنتي الهي و روي گرداني از آن را، روي گرداني از شريعت به شمار آورده است. اين مطلب در حديثي که از پيامبر اسلام(ص) نقل شده چنين ترسيم شده است:
النکاح سنتي فمن أعرض عن سنتي فليس مني؛(1)
ازدواج، سنت من است، پس کسي که از سنت من روي گرداند، از من نيست.
اين سخن، نشان مي‏دهد که ازدواج در اسلام امري مقدس است و بر خلاف ميل برخي از غربزدگان جديد، چيزي بالاتر از مبادل? کالا و مال مي‏باشد.(2)
هر قدر انسان تمايل به زندگي مجردي داشته باشد زماني نمي‏گذرد که در زندگيش احساس کمبودي مي‏کند که با چيزي جز ازدواج، پر نمي‏شود. به دليل همين اهميت است که اسلام قوانين زيبايي را در تنظيم غريز? جنسي و سوق آن در جهتي صحيح وضع کرده تا هم اين غريزه اشباع شود و هم ارضاي اين غريزه، متناسب با ساير اميال انساني باشد وهم کرامت و شرافت او محفوظ ماند. خداوند در قرآن فرموده است:
وأنکحوا الأيامي منکم و الصالحين من عبادکم و إمائکم إن يکونوا فقراء يغنهم الله من فضله و الله واسعء عليم ؛ (3)
مردان و زنان بي همسر خود، همچنين غلامان و کنيزان صالح و درستکارتان را همسر دهيد، اگر فقير و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود، آنان را بي نياز مي‏سازد؛ خداوند گشاينده و آگاه است!
اسلام در بسياري از آيات قرآني به انسان اجازه داده است تا به نيازهاي جنسي‏اش به يکي از راههاي زير پاسخ دهد:
به هرحال، آنچه ما را وادار کرده تا در بار? ازدواج موقت بحث کنيم، ظلمي است که در نوشته‏هاي دوستان و دشمنان به اين ازدواج شده است.
دشمنان با نگاه کينه توزانه و حسدورزانه، مانند يک هوو به هووي ديگر به اين مسأله نگاه کرده و در نتيجه محاسن آن را به صورت عيب تصوير نموده‏اند. دوستان هم با به راه انداختن غوغا و هياهو و بدون تدبر و عدل و انصاف، حکم خود را عليه آن صادر کرده، حتي برخي آن را بيشتر به زنا و هرزگي نزديک دانسته‏اند. معناي اين سخن اين است که رسول اکرم (ص)(معاذالله) در برهه‏اي از زمان، به منظور فرونشاندن آتش شهوت اصحاب خويش، هرزگي را براي آنان تجويز کرده است. [کبرت کلمة تخرج من أفواههم؛ چه سخن سهمگيني است که از دهان آنان خارج مي‏شود]. بنابراين انتظار نمي‏رود در مورد موضوعي که دشمن براي ضربه زدن و دوست به دليل جهل به حقيقت آن، تمامي تلاش خود را جهت تبيين و تحليل آن انجام داده‏اند، شبهاتي ايجاد نشود. اگر دوستان، موضوع را به طور عميق مورد بررسي قرار مي‏دادند و به آنچه در قرآن و احاديث نبوي آمده است احاطه پيدا مي‏کردند، چنين سخنان نيش داري را بر زبان جاري نمي‏ساختند.
آنچه اکنون به آن اشاره مي‏کنيم اين است که اسلام با فراخواندن مردم به ازدواج دايم، مشکل غريز? جنسي را حل کرده است و ازدواج را پاي? زندگي انسان و به عنوان امري ضروري و غذاي روحي تمامي انسانها تلقي کرده است. اما با اين حال، گاه شرايط خاصي در زندگي انسان روي مي‏دهد که قادر نيست از اين راه عمومي(يعني ازدواج دايم) به مقصد برسد. اينجاست که شريعت اسلامي بايستي براي چنين شرايطي و به عنوان راه حلي مقطعي، تدبيري براي تشريع مشکل خاصي از ازدواج انديشيده باشد. اين اشتباه است که کسي تصور کند دعوت اسلام به ازدواج موقت، مانند دعوتش به ازدواج دايم است. هر گز چنين نيست؛ زيرا ازدواج دايم پاسخي است به نياز جنسي انسانها در کلي? مراحل زندگي. اما ازدواج موقت(همچنان که گفتيم) پاسخي است براي حل مشکلات مقطعي و به منظور ممانعت از شيوع فساد در جامعه اسلامي و به عنوان دارو است، نه غذا؛ زيرا ممکن است انسان در شرايطي قرار گيرد که امکان ازدواج دايم برايش وجود نداشته باشد. در اين صورت سه راه حل در پيش روي او وجود دارد:
اما راه حل اول، به جز براي معصومين و برخي ديگر به تناسب نزديکيشان به آنها، و به طور عادي براي همگان ممکن نيست.
راه حل دوم هم علاوه بر اين که موجب نابودي کرامت انساني است، باعث شيوع فساد و بيماريها و تداخل نسبتهاي فاميلي مي‏شود. بنابراين چاره‏اي جز راه حل سوم، يعني ازدواج موقت باقي نمي‏ماند.
براين اساس، ازدواج موقت يکي از زيباترين سنتهاي اسلامي است که به منظور حفظ کرامت انساني تشريع شده است. امام علي(ع) عمق اين معضل را شناخته و با سخناني زيبا، گوشهاي ما را نوازش داده و به بحراني که ممکن است در اثر بي اعتنايي به اين سنت، گريبانگير جامعه شود، هشدار داده است. او چنين فرموده است:
لولا نهي عمر عن المتعة، لما زني إلا شقي أو شقية ؛
اگر عمر متعه را منع نکرده بود، جز مرد و زن شقي، کسي زنا نمي‏کرد.
انديشمند اسلامي، شهيد مرتضي مطهري، در اين زمينه سخني دارد. او مي‏گويد:
خاصيت عصرجديد اين است که فاصل? بلوغ طبيعي را با بلوغ اجتماعي و قدرت تشکيل عائله، زياد کرده است... . آيا جوانان حاضرند يک دوره [رهبانيت موقت] را طي کنند و خود را تا زماني که امکانات ازدواج دايم پيدا شود به سختي تحت فشار قرار دهند؟ بر فرض، اگر جواني حاضر شود رهبانيت موقت را بپذيرد آيا طبيعت حاضر است از ايجاد عوارض رواني سهمگين و خطرناکي که در اثر ممانعت از اعمال غريز? جنسي پيدا مي‏شود و روانکاوي امروز، از روي آنها پرده برداشته است، صرف نظر کند؟ دو راه بيشتر باقي نمي‏ماند.
در دوران اخير برخي از فيلسوفان غربي هم که به آزاد انديشي مشهورند با نداي اسلام، مبني بر قانوني بودن ازدواج موقت هم آواز شده‏اند. به عنوان مثال از ديدگاه راسل، امروزه سنت ازدواج بدون دليل به تأخير مي‏افتد؛ زيرا در يکي دو قرن گذشته يک دانشجو در حدود سن هجده يا بيست سالگي، دروسش را به اتمام مي‏رساند و در سن بلوغ آماد? ازدواج مي‏شد و براي او دور? انتظار، زياد به طول نمي‏انجاميد؛ مگر اينکه مي‏خواست زندگي خود را وقف تحصيل علم کند و کمتر جواني از ميان صدها و هزاران جوان، اين گزينه را انتخاب مي‏کرد. اما امروزه، دانشجويان پس از هجده يا بيست سالگي مرحل? تخصص در علوم و صنايع را آغاز مي‏کنند و طبعاً پس از فارغ التحصيل شدن و اتمام دانشگاه، نيازمند زماني هستند تا آمادگي کافي را براي کسب درآمد از طريق بازرگاني يا ديگر کارهاي اقتصادي، پيدا کنند. از اين رو قبل از سن سي سالگي شرايط ازدواج براي آنها آماده نيست. بنابراين امروزه يک جوان، دوره‏اي طولاني را از سن بلوغ تا سن ازدواج طي مي‏کند. در حالي که اين دوره در گذشته به حساب نمي‏آمده است واين دوره، دور? رشد جنسي و سرکشي اميال و دشواري مقاومت در مقابل محرک هاست. با اين حساب، آيا ممکن است در نظام جامع? انساني، اين دوره را همچون گذشتگان و مردم قرون وسطي، ناديده بگيريم؟
به نظر فيلسوف ياد شده، اين کار مقدور نيست و اگر ما اين دوره را به حساب نياوريم، نتيجه‏اش چيزي جز فساد و بازيچه قرار دادن نسل دختران و پسران جوان نخواهد بود. به عقيد? وي بايد قوانين، براي جوانان در اين سنين نوعي ازدواج را تجويز کنند به گونه‏اي که نه به سختي‏هاي داشتن خانواده دچار شوند و نه به کام شهوت‏هاي کشنده و بيماري‏ها و دردسرهاي بعدي آن بيفتند. او از اين نوع ازدواج به [ازدواج بدون فرزند] تعبير مي‏کند و مرادش اين بوده که اين ازدواج از يک طرف، آنها را از افتادن در گرداب فساد، باز مي‏دارد و از طرف ديگر آنها را قبل از آنکه خانواده‏اي تشکيل دهند، آماد? زندگي زناشويي مي‏کند.(4)
منظور راسل از [ازدواج بدون فرزند] ازدواجي است که در آن، از باردار شدن زن جلوگيري شود. البته التزام به اين شرط هر چند امکان دارد، اما دشوار است و برفرض که از وسايل جلوگيري استفاده کنند و با اين حال بچه دار شوند، اين فرزند، فرزند شرعي است و به پدر و مادرش ملحق مي‏شود.
طرحي که اين فيلسوف انگليسي ارائه داده است، طرحي است که بيش از چهارده قرن است که اسلام، مردم را به آن فراخوانده، با اين تفاوت که طرح اسلام در چارچوب قوانيني به مراتب زيباتر و شگفت‏انگيزتر از طرحي است که راسل پيشنهاد کرده است.
آنچه پيش روي شما خوانند? محترم مي‏باشد، پژوهشي مختصر در بار? ازدواج موقت است. باشد که به اين موضوع عنايت بيشتري شده و از زواياي مختلف مورد بررسي قرار گيرد تا عظمت قوانين اسلامي روشن‏تر شود و مشخص گردد که دشمنان حقانيت آن را انکار کرده و دوستان هم آن را نشناخته‏اند.
1. ازدواج دايم؛ 2. ازدواج موقت؛ 3. بهره بردن از کنيزي که در اختيار انسان است. 1. فرونشاندن آتش شهوت ؛ 2. پناه بردن به فاحشه‏خانه‏ها؛ 3. ازدواج موقت، با شروطي که اسلام وضع کرده است. 1. جوانان را به حال خود رها کنيم و مانند غربي‏ها پسرها و دخترها را به طور مساوي آزاد بگذاريم. 2. به قانوني بودن ازدواج موقت گردن نهيم.
آراي فقها دربار? متعه
تمامي مذاهب فقهي اسلامي اتفاق نظر دارند که رسول خدا(ص) در برهه‏اي از زمان، با وحي الهي، متع? زنان را حلال کرده است. آنچه مورد اختلاف مذاهب فقهي است استمرار اين حليت و نسخ آن مي‏باشد. شيع? اماميه و اندکي از صحابه و تابعين، بر اين عقيده‏اند که اين حليت استمرار داشته است. اما مذاهب چهارگان? اهل سنت معتقدند که حليت متع? زنان، نسخ شده و در حال حاضر اين کار حرام است. بديهي است که مسأله متع? زنان، مسأله‏اي بغرنج و مشتمل بر نوعي ابهام است.
البته اين سخن بدين معنا نيست که اين مسأله بعد از رحلت رسول خدا(ص) تا قيامت، فاقد دليلي شرعي از کتاب و سنت است، بلکه مراد از پيچيدگي و ابهام، اين است که پژوهشگر - هر چند بي طرف باشد - ممکن است متهم شود که به هنگام تحقيق در اين گونه مسائل دچار هواهاي نفساني شده است.
علاوه بر اين، بايد اعتراف کرد که مسئله ازدواج موقت ( علي رغم تصور نا آگاهان ) ميان معتقدان به آن پديده‏اي شايع نيست، بلکه اين پديده براي شرايط محدود و معيني تدارک ديده شده است.
اينک تبيين حق در مسأله، طي بيان چند امر تقديم مي‏شود:
ازدواج موقت آن است که يک زن آزاد و کامل، خود را با رضايت، به عقد مردي در آورد که مانعي براي ازدواج با او(از قبيل مانع سببي يا نسبي يا رضاعي يا شوهر داشتن يا عده و ديگر موانع شرعي) وجود نداشته باشد و مهريه و مدت ازدواج را هم در آن ذکر کند. در اين ازدواج هر گاه مدت به سرآيد، زن و مرد بدون طلاق از هم جدا مي‏شوند و درصورتي که آميزش صورت گرفته باشد و زن در سن يائسگي نبوده و از جمله کساني باشد که حيض مي‏بيند، بايد به مدت دو حيض عده نگه دارد و گرنه، به مدت چهل و پنج روز عده نگه دارد. 1. تعريف متعه و پاره‏اي از احکام آن
ازدواج موقت مانند ازدواج دايم تنها با عقدي صحيح که نشان دهند? قصد جدي طرفين بر ازدواج است، صورت مي‏پذيرد و هر آميزشي که بين زن و مرد بدون صيغ? عقد انجام بگيرد - هر چند با تراضي طرفين و ميل و رغبت باشد - متعه و ازدواج موقت محسوب نمي‏شود. بنابراين هنگامي که صيغ? عقد جاري شد، عقد لازم شده، وفاي به آن واجب مي‏شود.
پاره‏اي از احکام ازدواج موقت
بيشتر اشکالاتي که بر ازدواج موقت وارد مي‏شود ناشي از جهل به حقيقت، آثار و احکام آن است. از اين رو مختصري از احکام آن را در اينجا مي‏آوريم تا روشن شود که تفاوت ازدواج موقت و زنا بسيار زياد است.
علاوه بر احکام مشترکي که بين ازدواج موقت و دايم وجود دارد، ازدواج موقت داراي احکام خاصي است و ما در کتاب [نظام النکاح في الشريعة الاسلامية الغراء] به طور مفصل احکام هريک از آنها را آورده‏ايم که خواننده را به آنجا ارجاع مي‏دهيم.(5) در اينجا تنها به پاره‏اي از احکام مشترک و مختص اين دو نوع ازدواج اشاره مي‏کنيم و فقيه آگاه، احکام مشترک آنها را از احکام مختص تشخيص مي‏دهد.
ازدواج موقت داراي چها رکن است: صيغه، طرفين، مدت، مهريه.
أ: صيغه
صيغه عبارت است از ايجاب و قبول. براي ايجاب کافي است که يکي از اين سه واژه به کار رود: [زوجتک، متعتک، انکحتک] و براي قبول کافي است از لفظي که دلالت بر رضايت بر ايجاب دارد، مانند عبارت [قبلت النکاح] يا [قبلت المتعة]، استفاده شود.
ب: ب: طرفين
شرايطي که زوج و زوجه در ازدواج دايم دارند در ازدواج موقت هم ( به جز استثناءاتي ) وجود دارد. بنابراين بايستي زوجه مسلمان باشد و بنابر قولي که بين فقها مشهورتر است جايز است زوجه از اهل کتاب باشد، اما زن مسلمان نمي تواند به ازدواج موقت مرد غير مسلمان در آيد. در ازدواج موقت، همانند دايم، مرد نمي‏تواند بدون اجازه زن با خواهر زاده يا برادر زاد? او ازدواج کند و چنانچه ازدواج صورت گيرد، صحت آن مشروط به اجاز? زن است و اگر زن اجازه نداد، عقد باطل است.
ج: مهريه
يکي از ارکان ازدواج موقت، مهريه است و چنانچه در عقد ذکر نشود عقد باطل است. يکي از شرايط مهريه اين است که مملوک مرد و معلوم باشد، يعني با پيمانه يا وزن يا به واسط? ديدن يا توصيف، مشخص باشد و اگر مرد قبل از آميزش، مدت ازدواج را به زن ببخشد، بايستي نصف مهريه را بپردازد و بعد از آميزش تمام مهريه بر مرد واجب مي‏شود.
د: مدت
مدت نيز يکي از ارکان ازدواج موقت است. برخي فقها قائلند اگر در عقد نامي از مدت برده نشود، عقد باطل است و برخي ديگر گفته‏اند ازدواج موقت به ازدواج دايم تبديل مي‏شود. بنابراين بايستي مدت ازدواج موقت، معين و عاري از ابهام باشد.
در ازدواج موقت، بيرون ريختن نطفه، بدون اجاز? زن جايز است، اما در ازدواج دايم بيرون ريختن نطفه فقط با اجاز? زن جايز است.
جدايي بين زن و مرد در ازدواج موقت با پايان يافتن مدت انجام مي‏پذيرد و و در آن طلاقي نمي‏باشد. زن و شوهر در ازدواج موقت از يکديگر ارث نمي‏برند، مگر آنکه در متن عقد ذکر شده باشد.
در مورد افرادي که با زناشويي محرم مي‏شوند، ازدواج موقت همچون ازدواج دايم است. بنابراين اگر مردي با زني ازدواج موقت کند، چه با او آميزش کرده باشد و چه نکرده باشد، مادرزنش بر او حرام است و در صورتي که آميزش کرده باشد، دخترش نيز بر او حرام است. همچنين ديگر مواردي که در باب حرام شدن به واسط? زناشويي، ذکر شده است در ازدواج موقت نيز جاري است.
اگر مرد در ازدواج موقت با زن آميزش کرده باشد و مدت ازدواج هم پايان يافته باشد، در صورتي که زن حيض مي‏بيند، بايد به اندازه دو بار حيض ديدن، عده نگه دارد، اما اگر خون نمي‏بيند ولي در سن زناني باشد که خون مي‏بينند، بايد چهل و پنج روز عده نگه دارد. اينها در صورتي بود که با او آميزش شده باشد و گرنه، عده ندارد.
چنانچه قبل از پايان يافتن مدت متعه، مرد بميرد، بايستي زن - چه با او آميزش شده باشد و چه نشده باشد، در صورت آبستن نبودن - چهار ماه و ده روز و به قول برخي دو ماه و پنج روز، عده نگه دارد. اما اگر حامله باشد بايستي به ديرترين مدت، از عده وفات و آبستني عده نگه دارد و اگر کنيز باشد و آبستن نباشد بايستي دو ماه و پنج روز عده نگه دارد.(6)
غرض از بيان اين احکام اين بود که معلوم شود ازدواج موقت ازدواجي حقيقي است و در عموم احکامش - مگر در مواردي که دليل وجود دارد - مانند ازدواج دايم است.
مهمترين تفاوت‏هاي ازدواج دايم و موقت از اين قرارند:
والذين هم لفروجهم حافظون إلاعلي أزواجهم أو ما ملکت أيمانهم فانهم غير ملومين ؛ (7)
و آنها که دامان خود را حفظ کنند؛ تنها با همسران و کنيزانشان آميزش جنسي دارند، که در بهره‏گيري از آنان ملامت نمي‏شوند.
يکي از مصاديق [أزواجهم]؛ يعني: [همسرانشان]، زني است که به ازدواج موقت مردي در آمده است. بنابراين چنين زني، حقيقتاً زوجه است و مانند زوج? مرد در ازدواج دايم، داراي حکامي است، مگر احکامي که مطابق دليل، مختص ازدواج موقت است. اين که در اين ازدواج، برخي از احکام ازدواج دايم منتفي است و يا احکامي مخصوص به خود دارد، باعث نمي‏شود که عنوان زوجيت از آن سلب شود. در آينده به صورت مفصل خواهيم گفت که در ازدواج دايم نيز گاهي اوقات، زن بدون طلاق از مرد جدا مي‏شود و يا در اين ازدواج هم گاهي زن و مرد از هم ارث نمي‏برند و يا زن، نفقه ندارد.
1. در ازدواج دايم جدايي زن از مرد با طلاق حاصل مي‏شود، در صورتي که در ازدواج موقت با پايان يافتن مدت حاصل مي‏شود. 2. زن در ازدواج دايم، نفقه دارد، در صورتي که در ازدواج موقت چنين نيست. 3. زن و مرد در ازدواج دايم از يکديگر ارث مي‏برند در صورتي که در ازدواج موقت چنين نيست. 4. چنانچه زن در ازدواج دايم مطلقه شود، بايستي سه ماه يا به اندازه سه بار حيض ديدن عده نگه دارد ؛ در صورتي که زن در ازدواج موقت پس از پايان مدت، بايستي به اندازه دو بار حيض ديدن يا چهل و پنج روز عده نگه دارد. اين تفاوت‏هاي اندک، زن را در ازدواج موقت، از زوجه بودن خارج نمي‏کند و مانند زن در ازدواج دايم، داراي احکامي است. به عنوان مثال وقتي خداوند مي‏فرمايد:
متعه حتي پيش از ظهور اسلام در ميان مردم متداول بود، اما ( همچنانکه گذشت ) اسلام براي آن حدودي معين کرده و شروطي قرارداد. با پژوهشي تاريخي و با توجه به روايات زير، صحت مدعاي فوق روشن مي‏شود:
کانت متعة النساء في أول الاسلام، کان الرجل يقدم البلدة ليس معه من يصلح له صنيعته ولايحفظ متاعه، فيتزوج المرأة إلي قدر ما يري أنه يفرغ من حاجته، فتنظر له متاعه و تصلح له ضيعته؛(8) در آغاز اسلام، متع? زنان وجود داشته است؛ به اين صورت که گاه مردي به شهري وارد مي‏شد و کسي را نداشت تا او را در کارش کمک و يا از وسايلش محافظت کند. از اين رو تا مدتي که فکر مي‏کرد نيازش در آن شهر بر آورده مي‏شود، با زني ازدواج مي‏کرد و زن هم از وسايلش محافظت و کارش را روبه راه مي‏کرد.
کانت المتعة في أول الاسلام... فکان الرجل يقدم البلدة ليس له بها معرفة فيتزوج بقدر ما يري أنه يفرغ من حاجته لتحفظ متاعه و تصلح له شأنه ؛ (9)
در آغاز اسلام، متعه وجود داشت... گاه مردي به شهري وارد مي‏شد که شناختي از آنجا نداشت. از اين رو تا مدتي که فکر مي‏کرد نيازش در آن شهر بر آورده مي‏شود با زني ازدواج مي‏کرد تا از وسايلش محافظت و کارش را روبه راه کند.
کنا نغزو مع رسول الله(ص) و ليس معنا نساوءنا فقلنا: ألا نستخصي؟ فنهانا عن ذلک و رخص لنا أن نتزوج المرأة بالثوب إلي أجل، ثم قرأ عبدالله: يا أيها الذين آمنوا لاتحرموا طيبات ما أحل الله لکم (10)؛ (11)
در غزوه‏اي با رسول خدا(ص) بوديم و زنان ما همراهمان نبودند. به حضرت عرض کرديم: اجازه مي‏دهيد خود را اخته کنيم؟ پيامبر(ص) ما را از اين کار نهي فرمود و به ما اجازه داد تا مدت معيني با زني ازدواج کنيم. آنگاه عبدالله اين آيه را تلاوت کرد:
اي کساني که ايمان آورده‏ايد، پاکي هايي را که خدا براي شما حلال کرده، حرام نگردانيد
أذن لنا رسول الله عام فتح مکة في متعة النساء فخرجت أنا و رجل من قومي ولي عليه فضل في الجمال و هو قريب من الدمامة...؛(12)
در سال فتح مکه، رسول خدا(ص) به ما اجاز? ازدواج موقت داد. در پي اين اجازه، من و مردي از قومم که من از او زيباتر بودم و او کمي زشت و کوتاه قد بود، از خانه خارج شديم....
کنا في جيش فأتانا رسول الله (ص)، فقال: إنه قد أذن لکم أن تستمتعوا فاستمتعوا؛ (13)
در سپاهي بوديم که رسول خدا (ص) نزد ما آمد و فرمود: به شما اجازه داده شدکه متعه کنيد، پس متعه (ازدواج موقت) کنيد.
خرج علينا منادي رسول الله (ص): فقال: إن رسول الله (ص) قد أذن لکم أن تستمتعوا فاستمتعوا؛ يعني متعة النساء؛(14)
منادي رسول خدا (ص) نزد ما آمد و گفت: همانا رسول خدا (ص) اجازه داده که متعه کنيد؛ يعني متع? زنان.
ان رسول الله (ص) أتانا فأذن لنا في المتعة؛ (15)
رسول خدا (ص) نزد ما آمد و به ما اجازه داد که متعه کنيم.
احاديث اخير به گواهي احاديث قبلشان، نشان مي‏دهند که ازدواج موقت با زنان در شرايطي خاص و به منظور اهدافي عقلايي ، امري معروف و متداول بوده است و درواقع، پيامبر(ص) با اجازه‏اي که در اين مورد صادر کردند، مردم را به اين امر معروف ارشاد کرده‏اند، نه اينکه حکمي را ابتکار کرده باشند.
بنابراين اگر چنين ازدواجي در عصر رسالت، امري متداول بوده است، شارع چاره‏اي نداشته که با تأييد و يا رد آن، در مورد آن اظهار نظر کند و با توجه به اين که اين کار از قبيل زنا نبوده، درست نيست از اظهار نظر پيرامون آن خودداري کند. اگر اين کار چيزي شبيه زنا مي‏بود، محال بود که پيامبر(ص) آن را ( حتي براي برهه‏اي خاص ) حلال کند.
قل إن الله لايأمر بالفحشاء أتقولون علي الله ما لا تعلمون؛(16)
بگو که خداوند به فحشا دستور نمي‏دهد. آيا چيزي را که نمي‏دانيد به خداوند نسبت مي‏دهيد؟
... ادامه دارد.
2. ازدواج موقت در صدر اسلام 1. ابن ابي حاتم از ابن عباس روايت کرده است که: 2. طبراني و بيهقي در سنن خويش از ابن عباس نقل کرد اند: 3. عبدالرزاق و ابن ابي شيبه و بخاري و مسلم از ابن مسعود نقل کرده‏اند که: 4. عبدالرزاق و احمد و مسلم از سبر? جهني نقل کرده‏اند که گفت: 5. بخاري در صحيحش، به سند خود از جابربن عبدالله و سلمة بن اکوع روايت کرده است: 6. مسلم در صحيحش به سند خود روايت کرده است که: 7. همچنين مسلم به سند خويش در صحيحش از سلمة بن اکوع و جابربن عبدالله روايت کرده است که:
پي نوشت :
منبع : فصلنامه فقه اهل بيت ، شماره 48 1- جامع احاديث الشيعه ، ج 25 ، ص 38 ، ح 36412 2- ازدواج موقت از نظر شيعه ، شهلا حائري ، ص 45 3- سوره نور ، آيه 32 4- عباس محمود العقاد ، الفلسفة القرآنية ، ص 87 - 88 5- نظام النکاح ، ج 2 ، ص 47 - 108 6- شرائع الاسلام ، ج 2 ، ص 307 ؛ تحرير الأحکام الشرعية ، ج 3 ، ص 526 7- سوره مؤمنون ، آيه 5 و 6 8- الدرّ المنثور ، ج 2 ، ص 139 - 140 9- همان 11- صحيح بخاري ، ج 7 ، ص 4 ، باب « ما يکره من التبتل و الخصاء » از ابواب کتاب نکاح 12- الدرّ المنثور ، ج 2 ، ص 140 13- صحيح بخاري ، ج 6 ، ص 33 ؛ همان ، ج 7 ، ص 129 14- صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 130 و 131 ، باب نکاح متعه 15- همان 16- سوره اعراف ، آيه 10- سوره مائده ، آيه 8728


نويسنده : آيت الله جعفر سبحاني





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان