بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,488

طلاق و معضلات آن

  1390/3/10
خلاصه: طلاق و معضلات آن
خانواده‌ از ابتداي‌ تاريخ‌ تاکنون‌ در بين‌ تمامي‌ جوامع‌ بشري‌ به‌ عنوان‌ اصلي‌ترين‌ نهاد اجتماعي‌، زيربناي‌ جوامع‌ و منشا فرهنگ‌ها، تمدن‌ها و تاريخ‌ بشر بوده‌ است‌. همواره‌ پرداختن‌ به‌ اين‌ بناي‌ مقدس‌ و بنيادين‌ جامعه‌ و حمايت‌ و هدايت‌ آن‌ به‌ جايگاه‌ واقعي‌ و متعالي‌اش‌ اصلاح‌ خانواده‌ بزرگ‌ انساني‌ و غفلت‌ از آن‌ موجب‌ دورشدن‌ بشر از حيات‌ حقيقي‌ خود و سقوط‌ به‌ ورطه‌ هلاکت‌ و ضلالت‌ بوده‌ است‌.
خانواده‌ موثرترين‌ عامل‌ انتقال‌ فرهنگ‌ و رکن‌ بنيادي‌ جامعه‌ است‌ که‌ در شرايط‌ مختلف‌ در تاثير و تاثر متقابل‌ با فرهنگ‌ و عوامل‌ اجتماعي‌ است‌. انسانها در خانواده‌ به‌ هويت‌ و رشد شخصيتي‌ دست‌ مي‌يابند و در خانواده‌هاي‌ سالم‌ و رشيد به‌ تکامل‌ معنوي‌ و اخلاقي‌ نايل‌ مي‌شوند. لذا خانواده‌ عامل‌ کمال‌ بخشي‌، سکونت‌، آرامش‌ و بالندگي‌ به‌ اعضاي‌ خويش‌ است‌ که‌ در تحولات‌ اساسي‌ جوامع‌ نقش‌ عمده‌يي‌ ايفا مي‌کند.
بي‌ترديد شرط‌ موفقيت‌ يک‌ ازدواج‌ علاقه‌ و تمايل‌ قلبي‌ است‌، اگر هر يک‌ از آنها از ابتدا بناي‌ ناسازگاري‌ نمايند، طبيعي‌ است‌ که‌ نمي‌توانند همسر خوبي‌ براي‌ ديگري‌ باشند. زيان‌هاي‌ ناشي‌ از ازدواجهاي‌ تحميلي‌ به‌ آسيب‌هاي‌ فردي‌ منحصر نمي‌شود و به‌ کوچکترين‌ نهاد اجتماعي‌ يعني‌ خانواده‌، سرايت‌ نموده‌ و روابط‌ عاطفي‌ ميان‌ زوجين‌ را با چالش‌هاي‌ جدي‌ مواجه‌ مي‌سازد.
سست‌شدن‌ بنيان‌ خانواده‌، طلاق‌، فرار از منزل‌، سوءظن‌، نداشتن‌ تفاهم‌ ميان‌ زوجين‌، همسرآزاري‌ و همسرکشي‌ و وجود فرزندان‌ بزهکار و ... از جمله‌ پيامدهاي‌ ناگوار اين‌ نوع‌ ازدواج‌ها محسوب‌ مي‌شود. محققان‌ طي‌ مطالعات‌ خود دريافته‌اند همسراني‌ که‌ با رضايت‌ و شادماني‌ ازدواج‌ کرده‌اند، نسبت‌ به‌ همسراني‌ که‌ زندگي‌ را با بي‌ميلي‌ آغاز کرده‌اند، به‌ ميزان‌ کمتري‌ از سخنان‌ مخالف‌، تند و پرخاشگرانه‌ استفاده‌ مي‌کنند و بيشتر به‌ گردآوري‌ اطلاعات‌ درباره‌ موضوع‌ مورد اختلاف‌ جهت‌ رفع‌ مشکل‌ مي‌پردازند. فقدان‌ امنيت‌ در محيط‌ خانه‌، تهديدهاي‌ آزاردهنده‌ و تعارض‌هاي‌ کلامي‌ مي‌تواند خانه‌ را در نظر فرزندان‌ همچون‌ کابوس‌ وحشتناکي‌ درآورد که‌ براي‌ رهايي‌ از آن‌ بايد به‌ دنبال‌ فرصت‌ مناسب‌ باشند. در اين‌ موقعيت‌، سلامت‌ رواني‌ در ساخت‌ خانواده‌ تضمين‌ نشده‌ و خانواده‌ از کارکردهاي‌ اصلي‌ خويش‌ خارج‌ مي‌شود. پدر و مادري‌ که‌ در تعامل‌ با يکديگر دچار تعارض‌ اخلاقي‌ و رفتاري‌ مي‌شوند در تربيت‌ فرزنداني‌ سالم‌ ناکام‌ مي‌مانند. مادري‌ که‌ از زندگي‌ خود ناراضي‌ است‌ در ايفاي‌ نقش‌ مادري‌ و تربيتي‌ خود ناتوان‌ مي‌ماند و نمي‌تواند فرزنداني‌ تربيت‌ نمايد که‌ هنجارهاي‌ ديني‌ و اجتماعي‌ را پذيرفته‌ باشند. مادري‌ که‌ از آرامش‌ روحي‌ لازم‌ برخوردار نباشد نمي‌تواند در محيط‌ خانواده‌ نقش

تربيتي‌ خود را نسبت‌ به‌ فرزندان‌ بخوبي‌ ايفا کند. کجروشدن‌ فرزندان‌ دور از انتظار نخواهد بود.
از پيامدهاي‌ بسيار ناگوار ازدواجهاي‌ ناموفق‌، گسست‌ بنيان‌ خانواده‌ است‌. متاسفانه‌ براساس‌ آمارهاي‌ ارايه‌ شده‌، ميزان‌ پديده‌ طلاق‌ ظرف‌ 40 سال‌ گذشته‌ در جهان‌ سه‌ برابر افزايش‌ يافته‌ است‌. در ايران‌ نيز از هر 1000 ازدواج‌، حداقل‌ 174 مورد آن‌ به‌ طلاق‌ مي‌انجامد، تشکيل‌ زندگي‌ بدون‌ توجه‌ به‌ آمادگي‌ و علاقه‌ مي‌تواند پيامدهاي‌ ناخوشايند و جبران‌ناپذيري‌ را در پي‌ داشته‌ باشد که‌ از اثرات‌ کوتاه‌مدت‌ آن‌ احساس‌ عدم‌ درک‌ متقابل‌،عدم‌ توانايي‌ در تامين‌ هزينه‌هاي‌ زندگي‌ و... است‌ که‌ در نهايت‌ موجب‌ نوعي‌ احساس‌ سرخوردگي‌ مي‌شود، به‌ گونه‌يي‌ که‌ تحمل‌ يکديگر زير يک‌ سقف‌ براي‌ آنها مشکل‌ بوده‌ و جدايي‌، تنها راه‌ رهايي‌ خواهد بود. فقدان‌ شبکه‌ ارتباطي‌ محبت‌آميز ميان‌ زن‌ و شوهر، خانواده‌ را به‌ کانون‌ درگيري‌، کشمکش‌ و تضاد تبديل‌ مي‌کند و تفاهم‌ را که‌ سنگ‌ زيرين‌ بنيان‌ خانواده‌ است‌ ويران‌ مي‌کند.زوجين‌ با هر حرکت‌ مشکوکي‌ با برچسب‌ سوءظن‌ با همديگر رفتار مي‌کنند، هرچند که‌ در زير يک‌ سقف‌ زندگي‌ مي‌کنند. در حالي‌ که‌ طلاق‌ رواني‌ و عاطفي‌ ميان‌ آنها رخ‌ داده‌ است‌. در چنين‌ اوضاع‌ نابساماني‌، زن‌ انزواطلبي‌ اختيار کرده‌ و خود را سهيم‌ و شريک‌ زندگي‌ نمي‌داند و تنها به‌ دليل‌ شرايط‌ اجتماعي‌، خانوادگي‌ و فرهنگي‌ به‌ زندگي‌ خانوادگي‌ ادامه‌ مي‌دهد. از دست‌ دادن‌ اميد به‌ زندگي‌، عدم‌ وجود تصوير موفقيت‌آميز براي‌ زندگي‌ خود و فرزندان‌ يکي‌ ديگر از اختلالات‌ عاطفي‌ و رواني‌ اين‌ نوع‌ ازدواج‌هاست‌. مجموعه‌ اين‌ فشارهاي‌ رواني‌، ايجاد هرگونه‌ ابتکار، طراوت‌ و نشاط‌ را در محيط‌ خانه‌ براي‌ اين‌ افراد از بين‌ مي‌برد و خانه‌ را براي‌ آنان‌ به‌ زنداني‌ با ميله‌هاي‌ رواني‌ و نامريي‌ تبديل‌ مي‌کند.

راههاي‌ موثر در کاهش‌ طلاق‌:
1- برگزاري‌ آموزش‌ حقوقي‌ در زمينه‌ ازدواج‌، مشاوره‌ خانواده‌ براي‌ دختران‌ و پسراني‌ که‌ در آستانه‌ ازدواج‌ قرار دارند.
2 - ارتقاي‌ آگاهي‌هاي‌ خانواده‌ در خصوص‌ حقوق‌ زنان‌.
3 - آموزش‌ و دانش‌افزايي‌ والدين‌ نسبت‌ به‌ روحيات‌ جوانان‌، رفتار والدين‌ در زمينه‌ ازدواج‌ با فرهنگ‌ خانواده‌، ارتباط‌ ويژه‌يي‌ دارد، خانواده‌هايي‌ که‌ از رشد فرهنگي‌ بالايي‌ برخوردارند در زمان‌ ازدواج‌ فرزندان‌ نقش‌ مشاور و راهنما را برعهده‌ مي‌گيرند و با ارشاد فرزندان‌ خود تصميم‌گيري‌ نهايي‌ را برعهده‌ خود آنها قرار مي‌دهند و در برخي‌ خانواده‌ها، والدين‌ به‌ جاي‌ فرزند تصميم‌ مي‌گيرند، اين‌ امر گذشته‌ از آنکه‌ اخلاقاص نادرست‌ است‌ از منظر حقوقي‌ و قانوني‌ نيز به‌ درستي‌ ازدواج‌ لطمه‌ مي‌رساند. دنياي‌ سرگرم‌کننده‌ امروز، سعي‌ دارد که‌ افراد را متقاعد کند که‌ راه‌ نيل‌ به‌ استعدادهاي‌ انسان‌ و کسب‌ آزادي‌ مبتني‌ بر انکار قواعد مذهبي‌ و اخلاقي‌ است‌. آنچه‌ امروز به‌ عنوان‌ مفهوم‌ عقل‌ و دانايي‌ رايج‌ شده‌ است‌، آزادي‌ انتخاب‌ بدون‌ توجه‌ به‌ محدوديت‌هاي‌ اخلاقي‌ است‌. اما آيا چنين‌ مجوزي‌ حقيقتاص آزادي‌ را به‌ ارمغان‌ مي‌آورد؟ اين‌ مساله‌ در مورد فرزندان‌ چگونه‌ خواهد بود؟ آيا تمامي‌انواع‌ روش‌هاي‌ زندگي‌ براي‌ کودکان‌ داراي‌ ارزش‌ يکساني‌ است‌؟اگر خانواده‌ در انجام‌ وظايف‌ موفق‌ نباشد،جامعه‌ به‌ مخاطره‌ مي‌افتد. وظيفه‌ مهم‌ و ضروري‌ امروز بازسازي‌ و احياي‌ ازدواج‌ و خانواده‌ است‌، تا زماني‌ که‌ اين‌ کار انجام‌ نشود تمام‌ تلاش‌ها براي‌ جلوگيري‌ از تجزيه‌ جامعه‌ محکوم‌ به‌ فنا خواهد بود، اکنون‌ ما بخاطر فرزندانمان‌،به‌ بازسازي‌ خانواده‌ که‌ در اين‌ مسائل‌ محاصره‌ شده‌ است‌ نياز داريم‌ و بايد همه‌ ما تلاش‌ کنيم.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان