بسم الله
 
EN

بازدیدها: 2,237

رضاع- قسمت اول

  1390/2/28
خلاصه: رضاع- قسمت اول
انبيا و ائمه اطهار« عليهم‏السلام »، قانون گذاران، مجتهدان و مصلحان جامعه در جهت دفع ستم و استقرار عدالت در جامعه تلاش بسيار کرده‏اند که در اين راستا التزام عملي به قوانين الهي، راهگشاي يک زندگي سالم براي بشر است.
خانواده نيز که سلول اوليه هر جامعه است از ديدگاه اسلام ـ به عنوان يک کانون مقدس و بنيادي ـ مانند هر خاستگاه ديگر اجتماعي و فردي، تابع قوانين و مقرراتي است که مکتب اسلام آن را تشريع و تبيين مي‏کند. يکي از قوانين مربوط به خانواده همانا بحث محارم و غير محارم در اين نهاد کوچک است که در شريعت مقدس اسلام به آن پرداخته شده است و يکي از مسائل مهم در اين بحث محرميت و علل و اسباب آن است که عبارتند از اسباب نسبي و سببي؛ در بحث از اسباب سببي محرميت نيز يکي از مهمترين مسائلي که در فقه اسلامي مورد تتبّع قرار مي‏گيرد، بحث رضاع است که ما اجمالا" در اين مقاله به بررسي آن پرداخته‏ايم.
رضاع در لغت به معناي شير خوردن کودک از پستان مادر، شير دادن زن باردار به کودک و بچه شير خوار را به دايه دادن آمده است.2
شير دادن به کودک يا از سوي خود مادر صورت مي‏گيرد و يا دايه‏اي براي فرزنــــد در نظر گرفته مي‏شود. در صورت فـــرض دوم، بنابر شرايطي کودک شيرخوار، فرزند رضاعي دايه خود مي‏گردد که در ايـــن صورت مسأله محرميت رضاعي پيش خواهد آمد که هر يک به ترتيـب بيان خواهد شد.
احکام شير دادن به طفل شيرخوار:
الف) بر مادر واجب است که «لباء» را بر طفل عرضه نمايد.
کلمه «لباء» به کسر لام عبارت است از اولين شيري که از تولد طفل و نتاج، در سينه مادر ايجاد مي‏شود. «جوهري» اينطور معني نموده است:
«دليلي که مقدار واجب «لباء» را تعيين کند در دست نيست. برخي از فقها، وجوب را مقيد به سه روز کرده‏اند ولي ظاهر کلام اهل لغت آن است که «لباء» تنها يک بار دوشيدن و آن هم دوشيدن اول است.»
ناگفته نماند که با وجود اينکه ارضاع طفل با اين شير بر مادر واجب است، لازم نيست تبرعا شير بدهد؛ بلکه مي‏تواند اجرت آن را بگيرد. مادر مي‏تواند اگر فرزند مالي دارد از مال فرزند، اجرت را بر دارد و اگر فرزند چيزي ندارد، از پدر او مطالبه کند.3
ب) بر مادر مستحب است که طفل را در طول مدتي که براي شير دادن اعتبار و لحاظ شده است، شير دهد. مدت معتبر عبارت است از دو سال کامل براي شخصي که بخواهد شير دادن را تماما به انجام رساند و اگر قصدش اکتفا براقل باشد 21 ماه است و کمتر از اين جايز نيست ؛ ولي بيش از دو سال به مقدار يک يا دو ماه مشروع است. ناگفته نماند که شير دهنده در مقابل مدت اضافه، حق اخذ اجرت ندارد.4
ماده 1176 قانون مدني بيان مي‏دارد که: «مادر مجبور نيست به طفل خود شير بدهد مگر در صورتي که تغذيه طفل بغير شير مادر ممکن نباشد.»5 يعني در صورتي که تغذيه طفل با شير ديگري و يا شير خشک، يا شير گاو و يا غذا موجب ناراحتي و بيماري کودک گردد، مادر نمي‏تواند از شير دادن به فرزند خود استنکاف نمايد و ملزم به آن مي‏گردد، زيرا در اين صورت حفظ نفس منوط به آن است.6
پس در صورتي که مادر براي شير دادن خود اجرت مطالبه کند، اجرت او از مال کودک ـ چنانچه دارايي داشته باشد ـ پرداخت مي‏گردد و هرگاه کودک دارايي نداشته باشد، پدر از باب نفقه اقارب خواهد پرداخت و هر گاه پدر دارايي نداشته باشد ، مادر از باب نفقه اقارب ملزم به دادن شير به کودک به صورت مجاني خواهد بود و يا بايد کودک را به ديگري بدهد تا شير دهد و اجرت او را بپردازد.7
مستحب است که براي شير دادن طفل در مقام استرضاع ،زن شيرده عاقل، عفيف، مسلمان، و جميل از حيث صورت اختيار نمايند؛ چرا که رضاع در طباع ، اخلاق، صورت و هيأت ظاهري شير خوار بسيار مؤثر است.
پيامبر اکرم« صلي‏الله‏عليه‏و‏آله » مي‏فرمايند: «من فصيح‏ترين عرب هستم؛ زيرا از طايفه قريش بوده و در قبيله بني سعد رشد و نمو کرده‏ام و از عشيره بني زهر شير خورده‏ام و اين قبايل از فصيح‏ترين قبايل عرب هستند.»8
رضاع از ديدگاه قرآن:
الف ـ آيه 233 سوره بقره: «والوالداتُ يُرضعنَ اولادَهنّ حولينِ کاملينِ لمَن أرادَ أن يُتِمَّ الرّضاعةَ و علي المولودِ له رزقُهنّ و کسوتُهنّ بالمعروفِ، لا تکلَّفُ نفسٌ الاّ وُسعَها لا تُضارَّ والدةٌ بولدِها و لا مولودٌ له بولده و علي الوارثِ مثلُ ذلک فإن أرادا فِصالا" عن تراضٍ منهما و تَشاوُرٍ فلا جُناحَ عليهما و إن أردتُم أن تَستَرضعوُا اولادَکُم فلا جُناحَ عليکم إذا سَلَّمتم ما آتيتم بالمعروفِ و اتّقُوا اللّهَ و اعلموا أنّ اللّه بما تعملونَ بصيرٌ.»9
از اين آيه هفت دستور برداشت مي‏شود:
* حق شيردادن در دو سال شيرخوارگي مخصوص مادر است و او است که مي‏تواند در اين مدت فرزند خود را شير دهد و از او نگاهداري کند. با اين که «ولايت» بر اطفال صغير بر عهده پدر گذارده شده است امّا از آن جا که تغذيه جسم و جان نوزاد در اين مدت با شير و عواطف مادر پيوند ناگسستني دارد، حق نگاهداري و سرپرستي را بر عهده او گذارده است و از طرفي، عواطف مادري نيز بايد رعايت شود؛ زيرا مادر نمي‏تواند آغوش خود را در چنين لحظات حساسي از کودکش خالي ببيند و در برابر وضع او بي‏تفاوت بماند. بنابر اين اختصاص حق «حضانت» و نگاهداري و شير دادن، به مادر، يک نوع حق دو جانبه است که هم براي رعايت حال فرزند و هم مادر مي‏باشد.10
* «و الوالدت يرضعن اولادهن حولين کاملين لمن اراد ان يتم الرضاعة...»؛ مدت شير دادن طفل حتما لازم نيست دو سال باشد، دو سال براي کسي است که بخواهد دوران شير خوارگي را بطور کامل تمام کند. ولي مادران حق دارند با توجه به وضع نوزاد و رعايت سلامت او، اين مدت را تقليل دهند.
در رواياتي که از اهل بيت « عليهم‏السلام »به ما رسيده، دوران کامل شيرخوارگي دو سال و دوران غير کامل 21 ماه معرفي شده است و بعيد نيست که اين معني از ضميمه کردن آيه فوق با آيه 15 سوره احقاف به دست آمده باشد که «حَملُهُ و فصالهُ ثلاثون شهرا"» (بارداري و از شير گرفتن او 30 ماه است) و مي‏دانيم که معمولا" دوران بارداري 9 ماه است بنابراين بقيه آن که 21 ماه است، مدت معمولي شير دادن خواهد بود. و از آن جا که در آيه سوره احقاف نيز مسأله لزوم و وجوب نيست، مادران حق دارند با در نظر گرفتن سلامت نوزاد، مدت شيرخوارگي را از 21 ماه نيز کمتر کنند.11
سماعة بن مهران از ابي عبدالله ، امام جعفر صادق« عليه‏السلام »، نقل کرده است: «مدت زماني که لازم است نوزاد را با شير پرورش داد، 21 ماه است؛ هر چه از اين مدت کم شود، در حق کودک ستم شده است.»12
* منظور از کلمه «مولود له» پدر طفل است و منظور از رزق و کسوه، خرجي و لباس است و خداي عزوجل اين خرجي و لباس را مقيد به «معروف» کرده است؛ يعني متعارف از حال چنين شوهر و چنين همسر و آنگاه مطلب را چنين تقليل کرده که خدا هيچ کس را به بيش از طاقتش تکليف نمي‏کند.13
* هيچ يک از پدر و مادر نبايد سرنوشت کودک خود را مال المصالحه اختلافات خويش قرار دهند و بدين وسيله ضربه‏هاي جبران ناپذيري به روح و روان نوزادان وارد سازند.
مردان بايد مواظب باشند که حق «حضانت» و نگاهداري مادران را با گرفتن کودکان در دوران شير خوارگي از آنها پايمال نکنند و مادران هم که اين حق به آنها داده شده، نبايد از آن سوء استفاده کنند و به بهانه‏هاي مختلف و موهوم از شير دادن خود داري کرده و يا مرد را از ديدار فرزندش محروم سازند.14
* «و علي الوارث مثل ذلک» يعني اگر پدر بميرد، وظيفه وارث اين است که نفقه و کسوه مادر را با همان شرايطي که ذيل کلمه «معروف» ذکر شد، تـأمين کند. گفته شده که منظور از وارث، وارث کودک است يعني اگر کودک بميرد، وارث او مي‏شود. در اين خصوص اختلاف وجود دارد. ابن ابي ليلي، مطلق وارث را معتقد است، ابوحنفه وارث را که محرم و قرابت رحمي دارد، ملاک مي‏داند، شافعي قائل به اين است که در صورت ولادت، نفقه تعلق خواهد گرفت. برخي هم گفته‏اند که وارث از خانواده و کسان فاميل بايد باشد؛ مانند جدّ، برادر، برادر زاده، عمو و عمو زاده. عقيده بعضي نيز بر اين است که منظور، وارث پدر است که عبارت از خود فرزند باشد؛ يعني اگر پدر مُرد و کودک وارث شد، واجب است که اجرت رضاع کودک از مال کودک پرداخت شود ـ البته اگر مالي داشته باشد ـ و چنانچه مالي نداشته باشد، در اين صورت مادر بايد شير دهد.15
* «فإن ارادا فصالا" عن تراض منهما و تشاور، فلا جناح عليهما...»
کلمه «فصال» به معناي از شير جدا کردن کودک و کلمه «تشاور» به معناي اجتماع کردن در مجلس مشاوره است و اين جمله به خاطر حرف فاء که در آغاز دارد، تفريع بر حقي است که قبلا" براي زوجه تشريح شده و بوسيله آن حرج از بين برداشته شده است؛ پس حضانت و رضاع بر زن واجب و غير قابل تغيير نيست، بلکه حقي است که مي‏تواند از آن استفاده کند و مي‏تواند ترکش کند. ممکن است نتيجه مشورتشان اين باشد که هر دو راضي شده باشند بچه را از شير بگيرند بدون اين که يکي از دو طرف ناراضي و يا مجبور باشد و همچنين ممکن است نتيجه اين باشد که پدر، فرزند خود را به زني ديگر بسپارد تا شيرش بدهد و همسر خودش راضي به شير دادن نشود و يا فرضا شيرش خراب باشد يا اصلا" شير نداشته باشد. البته همه اينها در صورتي است که مرد به خوبي و خوشي آنچه را که زن استحقاق دارد به او بدهد و در همه موارد مزاحمتي با حق زن نداشته باشد.16
* هرگز نمي‏توان از حق شير دادن و حضانت مادر جلوگيري کرد، مگر اينکه مادر خود امتناع ورزد و يا براستي مانعي براي او پيش آيد، در اين صورت مي‏فرمايد: «لا جناح عليکم ان تسترضعوا اولادکم اذا سلمتم ما اتيتم بالمعروف.»
معني جمله «اذا سلمتم ما آتيتم بالمعروف» اين است که انتخاب زن ديگر به جاي مادر براي شير دادن کودک پس از تراضي طرفين و مشورت، بي‏مانع است مشروط بر اينکه اين امر سبب نشود که حقوق مادر نسبت به گذشته و آنچه شير داده است، پايمال گردد. بلکه بايد حق او نسبت به مدتي که شير داده است، طبق عرف و عادت پرداخت شود.17
از آن جا که برخوردها و کشمکش‏هاي ميان زن و مرد، گاهي روح انتقامجويي را در آنها زنده مي‏کند و سرنوشت آنها يا کودکان بيچاره را به خطر مي‏اندازند، لذا در پايان اين احکام مي‏فرمايد: «از خدا بترسيد و پرهيزگاري پيشه کنيد.»18
ب ـ آيه ششم سوره طلاق:
«أَسکِنوهنّ مِن حيثُ سکنتم مِن وُجدِکم و لا تُضارّوهنّ لِتُضَيّقوا عليهِنّ و إن کنّ اولات حمَلٍ فأَنفِقوا عليهنّ حتّي يَضَعنَ حَملَهنّ فإن أرضعنَ لکم فَآتوهنّ اجورهنّ و ائتمروا بينکم بمعروفٍ و إن تعاسرتم فستُرضِعُ لَه أُخري.»19
اين آيه در چهارمين حکم در مورد حقوق زنان شيرده مي‏فرمايد: «اگر حاضر شدند بعد از جدايي، فرزندان را شير دهند، اجر و پاداش آنها را بپردازيد.» اجرتي متناسب با مقدار و زمان شير دادن ، بر حسب عرف و عادت و از آن جا که بسيار مي‏شود نوزادان و کودکان مال المصالحه دو همسر بعد از جدايي واقع شوند در پنجمين حکم، يک دستور قاطع در اين زمينه صادر کرده، مي‏فرمايد: «درباره سرنوشت فرزندان با مشاوره يکديگر و به طور شايسته تصميم بگيريد.»20
پس بر اساس اين آيه، قرآن تأکيد مي‏کند که اگر زنان، نوزادان را برايتان شير دادند، مزدشان را بپردازيد؛ منظور اين است که اجرت شير دادن به عهده شماست و اين مزد همان نفقه فرزند است که بر عهده پدر مي‏باشد.21
اين دليل بر آن است که شير اگر چه به خاطر وجود طفل پديد مي‏آيد مع ذلک متعلق به زن و مال و ملک اوست؛ چه در غير اين صورت نمي‏توانست در برابر شير دادن اجر و مزد دريافت کند.22
مرحوم علامه طباطبايي (ره) در کتاب الميزان «أئتمار» را در اين آيه به معناي مشاوره بين يک گروه درباره يک موضوعي معني کرده‏اند به‏گونه‏اي که طي اين مشاوره برخي بر بعض ديگر امر نکنند. «خطاب "ائتمروا" متوجه مرد و زن است و معني اين جمله اين است که در کار فرزند، مشاوره کنيد و در نيکي کردن به توافق برسيد تا نه مرد با پرداخت مزد، بيش از حد لازم زيان کند و نه زن با دريافت مزد کم ضرر ببيند و نه فرزند با کسر مدت زمان شيردهي آسيب پذيرد.»23
سپس مي‏فرمايد: «و إن تعاسرتم فسترضع له اخري» يعني اين که اگر به يکديگر سخت گرفتيد و به توافق نرسيديد زن ديگري مي‏تواند شير دادن آن بچه را به عهده بگيرد تا کشمکشها ادامه نيابد.24 پس اين طور نيست که اگر مادر از شير دادن امساک کرد، نتوان دايه ديگري را جايگزين نمود.25
ج ـ آيه 23، سوره نساء:
«حرّمت عليکم امّهاتکم و بناتکم و اخواتُکم و عمّاتُکم و خالاتُکم و بناتُ الأَخ و بناتُ الأختِ و أُمَّهاتُکم اللاّتي أَرضعنَکم و أخواتُکم من الرّضاعة و أمّهات نسائکم و ربائبکم اللاّتي في حُجورکم من نساءِکم اللاّتي دخلتم بهنّ فان لم تکونوا دخلتم بهنّ فلا جُناحَ عليکم و حَلائلُ اَبنائِکُمُ الّذين من أصلابِکم و أن تجمعوا بين الأختينِ إلاّ ما قد سَلَفَ إنّ اللّهَ کان غفورا رحيما".»26
در اين آيه به محارم يعني زناني که ازدواج با آنها ممنوع است اشاره شده است و بر اساس آن محرميت از سه راه است:
1) ولادت که از آن تعبير به «ارتباط نسبي» مي‏شود.
2) از طريق ازدواج که به آن «ارتباط سببي مي‏گويند.
3) از طريق شيرخوارگي که به آن «ارتباط رضاعي» مي‏گويند.
در اين آيه پس از محارم نسبي به محارم رضاعي اشاره کرده و مي‏فرمايد: «و امهاتکم اللاتي ارضعنکم و اخواتکم من الرضاعة»؛ مادراني که شما را شير مي‏دهند و خواهران رضاعي شما بر شما حرامند.
گرچه قرآن در اين قسمت از آيه تنها به دو دسته يعني خواهران و مادران رضاعي اشاره کرده ولي طبق روايات فراواني که در دست است، محارم رضاعي منحصر به اينها نيستند، بلکه طبق حديث معروف که از پيغمبراکرم« صلي‏الله‏عليه‏و‏آله » نقل شده «يحرم من الرضاع ما يحرم من النسب» تمام کساني که از نظر ارتباط نسبي حرامند از نظر شير خوارگي نيز حرام مي‏شوند.27

پاورقيها:
1)خلاصه‏اي از تحقيق کلاسي‏گروهي از دانشجويان معارف اسلامي (گرايش فقه و اصول)، ورودي 73
2) فرهنگ فارسي عميد
3) شهيد ثاني: الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية، قم، مکتبة الداوري، 1388، جلد 19، ص 378
4) همان منبع، ج 19، ص 383
5) قرباني ـ فرج الله: مجموعه کامل قوانين و مقررات اساسي ـ مدني، تهران، دانشور، 1373، ص 292
6) کاتوزيان ـ ناصر: حقوق مدني، تهران، بهمن برنا، 1371، ج 5، ص 190
7) همان منبع، ص 188
8) شهيد ثاني: همان منبع، ج 17، ص 367
9) مادران ، فرزندان خود را دو سال تمام شير مي‏دهند. اين براي کسي است که بخواهد دوران شيرخوارگي را تکميل کند و براي آن کسي که فرزند براي او متولد شده است (پدر) لازم است که خوراک و پوشاک مادر را به طور شايسته در مدت شيردادن بپردازد
10) تفسير نمونه، دارالکتب الاسلامية، ج 2، ص132-133
11) همان منبع، ص 133؛ ر.ک : علامه طباطبايي ـ سيد محمد حسين: ترجمه موسوي ـ محمد باقر، ج 4، ص 41؛ محقق حلي: شرايع الاسلام، ترجمه احمد يزدي ـ ابوالقاسم، ج 2؛ مختصرالنافع ، ج 2
12) القمي ـ محمد: من لا يحضره الفقيه، علّقه الغفاري ، علي اکبر، تهران، صدوق، 1369، ج 5، ص 580
13) تفسير الميزان، ج 4، ص 41
14) تفسير نمونه، ج 2، ص 134؛ ر.ک: الطبرسي: تفسير مجمع البيان ، ترجمه رسولي محلاتي ـ هاشم، ج 3، ص 33 ؛ رازي ـ ابوالفتوح: تفسير روح الجنان و روح الجنان، تهران، 1398، ج 2، ص 247
15) الزمخشري ـ محمود: تفسير الکشاف، آفتاب، ج 1، ص 371
16) الميزان، ج 4، ص 43
17) تفسير نمونه، ج 2، ص 135؛ ر.ک : تفسير شريف لاهيجي، تصحيح حسيني‏ارموي ـ جلال الدين، تهران ، 1363، ج 1، ص 225
18) تفسير نمونه، ج 2، ص 135
19) آنها (زنان مطلقه) را در هر جا خودتان سکونت داريد و در توانايي شماست، سکونت دهيد و به آنها زيان نرسانيد تا کار را بر آنها تنگ کنيد (و مجبور به ترک منزل شوند) و هرگاه باردار باشند، نفقه آنها را بپردازيد تا وضع حمل کنند و اگر براي شما فرزند را شير دهند، پاداش آنها را بپردازيد و درباره فرزندان کار را با مشاوره شايسته‏اي انجام دهيد و اگر به توافق نرسيديد، زن ديگري شير دادن آن بچه را به عهده مي‏گيرد.
20) همان منبع، ج 24، ص 242
21) الميزان، ج 19، ص 368
22) فخر رازي: تفسير کبير، ج 30، ص 37
23) الميزان، ج 19، ص368
24) مجمع البيان، ج 25، ص111
25) تفسير کشاف، ج 4، ص133
26) «حرام شده است بر شما مادرانتان و دختران و خواهران و عمه ها و خاله ها و دختران برادر و دختران شما و مادراني که شما را شير دادند و خواهران رضاعي شما و مادران همسر و دختران همسرتان که در دامان شما پرورش يافته‏اند از همسراني که با آنها آميزش جنسي داشته‏ايد و چنانچه آميزش جنسي با آنها نداشته‏ايد، دختران براي شما مانعي ندارند و (همچنين) همسرهاي پسرانتان را که از نسل شما هستند (نه پسر خوانده‏ها) و (نيز حرام است بر شما) اين که جمع ميان دو خواهر کنيد مگر آنچه در گذشته واقع شده، خداوند آمرزنده و مهربان است.»
27) تفسير نمونه، ج 3، ص 328
مشکوة النور ش 2مهر1376

منبع:سايت حقوقي محمد اسداللهي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان