بسم الله
 
EN

بازدیدها: 2,089

تمکين بانو، رياست شوهر

  1390/2/26
خلاصه: تمکين بانو، رياست شوهر
اشاره: حوزه مباحث زنان در سال‏هاي اخير شاهد آثار مکتوب متعددي بوده است. غناي علمي اين آثار، عيارهاي متفاوتي داشته است. صفحه معرفي و نقد کتاب تلاش مي‏کند از ميان آثار متعدد منتشره، آثاري را که از غنا و فربهي بيشتري برخوردارند، انتخاب کرده و به معرفي و نقد چارچوب‏هاي محتوايي آن بپردازد.




تمکين بانو، رياست شوهر، به خامه «غلامرضا صديق اورعي» با دو رويکرد حقوقي و جامعه شناختي به بررسي دو نقش همسري(بانو و شوهر بودن) در سازمان خانواده مي‏پردازد.پرسشهاي اساسي که اين پژوهش، در صدد پاسخ به آن‏ها است، عبارتند از:




1. قانون مدني و شرع مقدس، چه مواردي را جزو تمکين زن و رياست شوهر مي‏داند؟




2. عرف جامعه و فرهنگ مردم، چه تعريفي از تمکين زن و رياست شوهر ارائه مي‏کند ؟




3. درباره تمکين زن و رياست شوهر، در جامعه ما چه هنجارهايي وجود دارد؟




مطالب ارائه شده در اين کتاب، به دو بخش کلي تقسيم شده‏اند: نخست تمکين زن و دوم رياست شوهر.




بخش نخست: تمکين زن




در اين بخش، به استناد ماده 1108 قانون مدني، نقش زن(زوجه) در قالب تمکين، بررسي شده است. طبق اين ماده، هرگاه زن بدون مانع مشروع، از اداي وظايف زوجيت امتناع کند، مستحق نفقه نخواهد بود.




در فصل اول از بخش نخست، ابعاد فقهي و حقوقي اين ماده قانوني، از نظر قرآن و منابع روايي بررسي شده است؛ اما از آن جا که وازه «تمکين» مستقيماً در قرآن به کار نرفته است، از راه بررسي مفهوم مقابل و ضد آن، يعني «نشوز»، بحث تمکين پي گرفته شده است.




در بررسي روايات، بيست روايت، درباره حکم تمکين زن و وظايف او در برابر شوهر، نقل شده و در پايان، امور ذيل از وظايف کلي زن برشمرده شده است:




1. خارج نشدن زن از منزل، مگر با اذن شوهر.




2. عرضه خود به شوهر و مقدمات آن و عدم عرضه به غيرشوهر، که در اصطلاح، «تمکين» و «عفت» ناميده مي‏شود.




3. خشنودسازي شوهر و ترک آزار او.




در ادامه، با تأکيد برتقابل حقوق و تکاليف زوجين، سي روايت درباره وظاليف الزامي شوهر، مطرح و نتيجه گيري شده است که:




1. شوهر بايد خوراک، پوشاک و مسکن زن را تأمين کند.




2. شوهر نبايد از بار هزينه خانواده شانه خالي کند.




3. شوهر نبايد به زن ستم کند، و او را آزار داده و کتک بزند.




4. شوهر بايد هر چهار ماه، دست کم يک بار، با زن آميزش جنسي داشته باشد.




بررسي نظر فقها درباره رابطه تمکين زن با مهريه و نفقه، بيتوته شوهر با زن و تأديب او، بخش پاياني فصل اول را تشکيل مي‏دهد.




در فصل دوم، که عنوان آن، «مباني جامعه شناختي تحقيق» است، با بيان دوباره اين مطلب که هدف اصلي اين پژوهش، بيان عرف، قواعد و هنجارهاي تمکين زن(زوجه) از شوهر است، به چالش‏هاي فرا روي نقش زن(زوجه) بودن در جامعه ما مي‏پردازد و اين چالش‏ها تحت عناويني از قبيل: تفسير ناسازگار نقش، تناقص درون نقش، تناقض در هنجارهاي نقش‏هاي مختلف، ابهام نقش، تناقص نقش ـ شخص، گرانباري نقش و ناهماهنگي نقش و پايگاه اجتماعي، به اختصار مطرح شده است.




در فصل سوم از بخش اول، راه‏هاي به دست آوردن عرف و هنجار در جامعه ما درباره تمکين زن بررسي شده است و مراجعه به منابع شرعي و حقوقي و مطبوعات و نيز انجام دادن تحقيقات پيمايشي، به عنوان راه‏هاي معتبري براي شناسايي هنجارها و عرف جامعه، درباره‌ تمکين زن معرفي شده‏اند. در ادامه، ضمن مقايسه ديدگاه‏هاي به دست آمده از اين سه حوزه، نکاتي به عنوان نتيجه گيري کلي بيان شده است.




در فصل چهارم، که با عنوان «مهندسي اجتماعي» معرفي شده، تلاش گرديده که ضمن توصيف چالش‏هاي موجود در رعايت هنجارهاي سنتي درباره روابط زن(زوجه) و شوهر(زوج)، اصول راهبردي در مهندسي اجتماعي، براي حل مشکلات و چالش‏هاي ذکر شده، ارائه گردد.




بخش دوم: رياست شوهر




در فصل اول از اين بخش، ماده 1105 قانون مدني بررسي شده است. طبق اين ماده، در روابط زوجين، رياست خانواده بر عهده شوهر است.




نويسنده در ادامه اين فصل، به بررسي مباني فقهي رياست شوهر و بازشناسي آيات مربوط به آن مي‏پردازد. آن گاه با نقل هجده روايت، بحث رياست شوهر را پي مي‏گيرد. در اين ميان، برخي از موضوعات فرعي تر، مانند مسکن، اشتغال زن، خروج زن از خانه و تحصيل او بررسي شده است.




در فصل دوم، با عنوان «مباني جامعه شناختي رياست مرد در خانواده»، ويژگي‏هاي نقش شوهر در خانواده، مطرح و بررسي شده است و به برخي از مشکلات و چالش‏هاي فرا روي نقش شوهر، تحت عناويني، مانند تفسير پذيري نقش، تناقض درون نقش، تناقض در هنجارهاي نقش‏هاي مختلف، ابهام نقش، تناقض نقش، گرانباري نقش، ناهماهنگي نقش و پايگاه اجتماعي و ويژگي‏هاي پايگاه اجتماعي پرداخته شده است.




در پايان، ديدگاه‏هاي مختلف درباره وظايف شوهر و قلمرو رياست شوهر، مقايسه شده‏اند.




در فصل سوم، نخست گزارش جامعه آماري درباره رياست شوهر، ارائه شده، آن گاه، ارزيابي شده است.




از جمله نکات مثبت اين تحقيق، رويکرد جامعه شناختي به دو مسأله تمکين و رياست شوهر است که خود، افق‏هاي روشني را به پژوهش گران نويد مي‏دهد؛ ولي آن چه در ارزيابي موفقيت اين پژوهش بايد در نظر گرفته شود، رسيدن به اهداف اين پژوهش است؛ مثلاً هدف اول ـ چنان که چندين بار بر آن تأکيد شده است ـ




به دست آوردن ديدگاه قانون مدني و شرع مقدس درباره تمکين زن و رياست شوهر است. در اين باره، نکته اساسي، که جاي مطرح شدن دارد، بررسي ناکافي آثار فقهي و حقوقي است. در بحث فقهي، مؤلف به دو کتاب الحدائق الناضره و جواهر الکلام از قدما و فتاواي امام خميني(ره) و آيت الله خويي(ره) اکتفا مي‏کند و در بخش حقوقي، متأسفانه حتي به يک کتاب حقوقي نيز ارجاع نشده است.




در بخش تفسير نيز تنها به بررسي دو تفسير البيان شيخ طوسي و الميزان علامه طباطبايي اکتفا شده است. به هر رو، به نظر مي‏رسد که براي به دست آوردن ديدگاه شرع و قانون مدني، اين اندازه از تحقيق و تتبع، کافي نيست.




اين نکته، هنگامي اهميت مي‏يابد که به ديدگاه‏هاي مختلف انديشمندان مسلمان، درباره تمکين و رياست شوهر توجه کنيم. عدم بررسي اقوال و کتاب‏هاي تخصصي در اين باره، باعث لغزش‏هايي از سوي مؤلف شده است؛ مثلاً در صفحه 55 در ضمن بيان وظايف الزامي شوهر، آمده است: «شوهر بايد هر چهار شب يک مرتبه، با زن همبستر شود». اين در حالي است که لزوم بيتوته، از وظايف شوهر در فرض تعدد همسران است و در فرض تک همسري، از وظايف الزامي او محسوب نمي شود. و سرانجام، اين که استفاده از واژه «بانو» و «بانويي» به جاي «زوجه» و «زوجيت» چندان موجه به نظر نمي رسد.
نويسنده:مهدي کرمي

منبع:وبلاگ حقوق دانشگاه ايلام





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان