بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,400

چرا نهادهاي "امور زنان" در امور زنان راه به جايي نمي برند؟

  1390/2/17
خلاصه: چرا نهادهاي "امور زنان" در امور زنان راه به جايي نمي برند؟
وظيفه نهادهايي که به نام "امور زنان" تاسيس شده اند و امکانات دولتي را در اختيار دارند در "امور زنان" چيست؟
در خبرها از برگزاري نشست هاي تخصصي گفته مي شود که در آن ها از آسيب هاي خانوادگي و اجتماعي مربوط به زنان و خانواده ها مي گويند. اساتيد و کارشناسان از ريشه هاي مشکلات خانواده ها مي گويند و نتيجه تحقيقات و مطالعات خود را در اختيار مي گذارند و از راه حل ها مي گويند. از آمارهاي رسمي طلاق مي گويند که همچنان بالا مي رود و از تنش ها و کشمکش ها و آمارهاي دوبرابري طلاق هاي عاطفي در خانواده که در سکوت تيشه به ريشه خانواده ها مي زند. از سردي ها و نارضايتي هاي جنسي در خانه ها مي گويند که علت بيشتر از نيمي (60%) از طلاق ها است و از دلايل و عواملي که اين نارضايتي ها را ايجاد کرده مي گويند. از انواع خشونت ها در خانه ها مي گويند که چه گونه بازتوليد مي شوند و چه گونه بر خانواده و بر نسل جوان تاثير خود را مي گذارد و چه گونه به سطح جامعه کشانده مي شوند.

معضلاتي ديگر مثل اين که سن ازدواج جوانان همچنان بالا مي رود و جوانان به دليل گريز از مسوليت پذيري از ازدواج مي گريزند، زنان و دختران تحصيل کرده نيروهاي بالقوه تحصل کرده اي که فرصت کار نمي يابند، خشونت هاي جنسي نسبت به زنان در محيط هاي کاري دولتي و غيردولتي، عدم امنيت جسمي و رواني و حقوقي و اقتصادي زنان در خانه ها و تاثيرات آن بر زنان و بر خانواده، کمرنگ شدن حيا و عفاف در جامعه که هم زنان را در برمي گيرد و هم مردان را، کمرنگ شدن ارزش هاي اخلاقي، ضعف جايگاه زنان در توليدات فرهنگي و هنري و رسانه اي که نگرش ابزاري و جنسي نسبت به زن را بازتوليد مي کند، ارائه قوانين و طرح هاي اجرايي که نگرش ابزاري و جنسي به زن را بازتوليد مي کند و ... اين ها و بسياري معضلات ديگر که در جريانند و به پيش مي روند. معضلاتي هم هستند که حتي به کلام هم نمي آيند و با اين که هستند ولي ترجيح داده مي شود کسي از آن ها حرفي به ميان نياورد.

آمارها همچنان نشان از پيشروي آسيب هاي خانوادگي و اجتماعي دارند. نگاه از منظر آسيب هاي خانوادگي و اجتماعي يک موضوع است که اين مسائل از همان منظر بايد مورد تحليل و بررسي قرار گيرند ولي از منظر مسائل زنان و مشکلات آنان هم اين موضوعات و ساير مشکلات خاص زنان قابل تحليل و بررسي است. زنان به دليل زن بودن با تبعيض ها و مشکلات خاصي روبرو هستند که رفع آن ها وجود نهادهاي "امور زنان" را توجيه مي کند، در غير اين صورت اين مراکز به چه کار مي آيند در حالي که براي انجام هر کاري فارغ از موضوع جنسيت نهاد و سازمان و مرکز و وزارت خانه اي وجود دارد. به علاوه اگر نهادهاي "امور زنان" که امکانات دولتي را هم در اختيار دارند به اين مهم نپردازند کدام نهاد به آن خواهد پرداخت؟

آمار هاي بالارونده آسيب ها در ارتباط با زنان و خانواده، ضعف هاي سياستگذاري و قانونگذاري و برنامه ريزي و طرح هاي اجرايي را در اين ارتباط نشان مي دهد و تحقيقات و مطالعات نيز کمبودها و خلاء هايي را که بايد پر شوند نشان مي دهند. وضع موجود نشان مي دهد که نهادهاي "امور زنان" در حل مشکلات و معضلات ريز و درشت زنان ره به جايي نمي برند؟ اين مراکز چه مي کنند که آن ها سر جاي خود هستند و مشکلات و نارضايتي هاي فزاينده زنان هم همچنان سير صعودي طي مي کند؟

با اندک توجهي به آن چه اين مراکز و نهادها مي کنند بر اساس آن چه مسولين اين نهادها مي گويند مي توان اشکال را دريافت. هر چند که نه مصاحبه اي روشن مي کند که اين مراکز چه کاري براي زنان مي کنند و اگر در اين زمينه فعالند گزارشي مشخص نمي کند که به طور دقيق چه مي کنند. جز چند مصاحبه که چند شعار را شامل مي شود يا اگر فعاليتي انجام مي شود مصاحبه هايي که در آن ها به گفتن کليات بسنده مي شود گزارشي در دست نيست. با اين حال با همين گزارش هاي اندک مي توان گفت که عملکردهاي اين نهادها نشان از اين دارد که نهادهاي مربوط به زنان در مسيري ديگرند و مشکلات زنان و خانواده ها در مسير ديگر. دليل اصلي اين موضوع هم اهدافي است که اين نهادها براي خود تعريف کرده اند که در همان راستا هم عمل مي کنند.

هدف اين مراکز نمي تواند چيزي باشد جز توانمندسازي زنان و رفع ظلم و تبعيضي که بر زنان به دليل زن بودن روا مي شود. با اين توضيح روشن است که انجام يک سري کارهاي خوب اگر فرض کنيم که آن چه اين مراکز مي کنند همه فعاليت هاي خوب است،‌ کارهاي خوب است ولي فعاليت هاي امور زناني نيست. اشکال کار همين اشکال است که آن هم اساسي و بنيادي است و آن هم در تعيين اهداف است.

طرح ها و برنامه هايي که توسط نهادها و مراکز "امور زنان" انجام مي شود اگر به نتايج زير منتج نشوند اين نهادها اعم از مراکز تحقيقاتي يا تصميم سازي يا فراکسيون زنان مجلس يا مراکز اجرايي و يا دفاتري که در سازمان ها و وزارتخانه هاي مختلف به اسم "امور زنان" باشند، در مسير اصلي خود قرار ندارند:

1- نگرش به زن به عنوان يک موجود فرودست را از بين برده و تعاملات ديگران با زنان را انساني کنند. به عبارت ديگر، ديگران از پدر و مادر و همسر و فرزندان زنان گرفته تا خويشاوندان و همسايه و همکار و شهروندان که هر يک به تناسب و به شرايط، تعاملاتي با زنان دارند و همين طور مسولين را که تصميم گير برنامه هاي مختلف براي زنان هستند، نگرششان به زن به عنوان يک انسان مستقل داراي نظر و راي و اراده و انتخاب باشد، نه انساني فرودست صغير محتاج قيم.

2- قدرت انتخاب زنان را بالا ببرد.
3- فرصت ها را براي زنان بيشتر کند و به عنوان يک انسان فرصت ها را براي زنان خلق کند نه يک موجودي فرودست.

4- موانع را از پيش پاي زنان بردارد و آن ها را توانمند کند.
از اين رو که زنان به دليل شرايط متفاوت اعم از توان جسمي و روحيه و نقش هاي متفاوت، در شرايط مختلف مسوليت هاي مختلف و گاه متعدد را به عهده دارند به فرصت ها و قدرت انتخاب بيشتري احتياج دارند. ايجاد فرصت ها و قدرت انتخاب بيشتر به زنان اين امکان را مي دهد که در عين حال که به وظايف و مسوليت هاي مختلف مي پردازند از تخصص ها و توانمندي هاي خود هم بهره ببرند.

بنا بر اين لازم است کليه برنامه هايي که به زنان مربوط مي شود از اين منظر مورد توجه و تحليل قرار گيرد. همين طور است بررسي فعاليت هاي نهادهاي "امور زنان". هر توليد فرهنگي و هنري که به جامعه عرضه مي شود و فرهنگي را اشاعه مي دهد، هر پيشنهادي که جهت قانون شدن در مجلس مطرح مي شود، و هر طرح اجرايي با شاخص هاي بالا قابل ارزيابي و جهت يابي هستند.هر طرح و فعاليتي که به هر نحوي به زنان مربوط مي شود اگر به نتايج فوق منتج نشود نهاد متولي "امور زنان" درآن سازمان و کليه نهادهاي "امور زنان" تصميم ساز، کار خود را در جهت لازم انجام نداده است.

نهادهاي امور زنان اعم از شوراي فرهنگي اجتماعي زنان، يا مرکز امور زنان و خانواده رياست جمهوري، يا معاونت ها و مشاورين وزرا در امور زنان، يا نمايندگان زن مجلس، يا دفتر امور زنان در صدا و سيما، يا دفتر مطالعات و تحقيقات زنان قم، يا هر واحد مربوط به زنان در ساير نهادها بسته به اين که يک طرح يا لايحه يا تحقيق و يا توليد در ارتباط با کداميک از اين مراکز باشد موظفند که در جهت رفع ظلم و تبعيض از زنان به خدمت مشغول باشند. اگر کاري که از طرف آنان دنبال يا اجرا مي شود در اين جهت نباشد شايد کار خوبي باشد ولي وظيفه اصلي آن نهاد در جهت رفع مشکلات زنان و توانمندسازي آنان که علت وجودي تاسيس مراکز مربوط به "امور زنان" است نبوده است.

اين نهادها و مراکز شايد به کارهاي خوبي مشغول باشند ولي بر اساس آن چه گفته شد آن کار، کار اصلي که علت وجودي آن هاست نمي تواند باشد. در غير اين صورت سوال اين است که دليل تشکيل آن مراکز و نهادها چيست؟ مثلا رسيدگي به امور زنان سرپرست خانوار مسوليت کميته امداد امام خميني و بهزيستي است که خيريه ها هم به کمک آن ها بيايند. مرکز امور زنان وظيفه دارد اگر اين نهادهاي مربوطه کار خود را آن گونه که در خور و مورد نياز زنان سرپرست خانوار است انجام نمي دهند از آن ها بخواهد که اين پوشش دادن در حد کمال باشد نه اين که اين مرکز اين کار را جزء کارهاي خود کند. مرکز امور زنان رياست جمهوري متعقلق به همه زنان و خانواده هاي اين کشور است.

يا به عنوان مثال آموزش دين و مسائل ديني وظيفه نهادهاي مربوطه مثل سازمان تبليغات اسلامي و امور مساجد و حوزه هاي علميه و وزرات ارشاد اسلامي است، علت وجودي مرکز امور زنان برپايي کلاس هاي ديني براي زنان نمي تواند باشد که عمده توان خود را بر اين کار بگذارد. بر همين اساس است تحليل و توجه به کليه فعاليت هايي که توسط اين مراکز انجام مي گيرد. از اين زاويه که توجه شود، فعاليت هاي اين نهادها شايد فعاليت هاي خوبي باشند ولي کارهايي است که وظيفه اين مراکز نيست، بلکه وظايف نهادهايي است که به منظور انجام آن ها تاسيس شده اند.

وظيفه مراکز امور زنان بسته به اين که در کدام نهاد مشغولند اين است که مشکلات را رصد و شناسايي کرده و نهادهاي مربوطه را موظف به رفع مشکلات از زنان کند. باز نه اين که خودش تحقيق کند و خودش هم اجرا، بلکه تحقيقات را از مراکز تحققاتي بخواهد و اجرا را هم از نهادهاي مسول. هم به دنبال پاسخ هاي علمي سوالاتي باشد که مشکلات زنان را دامن مي زنند، و هم به دنبال طرح هايي که اين مشکلات را برطرف مي کنند.

سوالاتي مثل اين که وظايف نهادهاي فرهنگساز در زدودن نگرش ابزاري و جنسي به زن چيست؟ ازدواج مجدد و مکرر مردان متاهل با زن و بچه هاي آن ها چه مي کند؟ نقش و مسوليت شوهر و پدر در خانه چيست و دولت چه وظيفه اي در اجرايي و عملي شدن آن دارد؟ بسياري از ازدواج هاي جوانان و حتي خانواده هاي چندين ساله به علت اين که ارتباطات صحيح بين فردي بين زن و شوهر برقرار نيست به طلاق رسمي ياغير رسمي يا تنش هاي خانگي مي انجامد،‌ دولت در اين ارتباط چه وظيفه اي دارد؟ دختران و زنان تحصيل کرده بسياري وجود دارند که به عنوان سرمايه هاي نظام از آن ها بهره برداري نمي شود،‌ دولت چه برنامه اي براي آن ها دارد؟ ارتباط جنسي مردان متاهل در خارج از خانه با خانواده آن ها چه مي کند؟ ارتباط جنسي مردان متاهل با زنان در خارج از حريم خانواده چه تاثيرات مخرب جنسي بين آنان و همسرانشان ايجاد مي کند؟ چرا سن ازدواج بالارفته و موانع بر سر راه ازدواج به هنگام جوانان چيست؟ چرا مهريه ها بالارفته و راه حل چيست؟ امنيت جنسي، رواني، حقوقي، اجتماعي و اقتصادي زنان در خانه ها را چه گونه مي توان تامين کرد؟ و ...

نهادهاي "امور زناني" موظفند تا از يک طرف نتايج تحقيقاتي و کارشناسي از مشکلات و معضلات زنان و راه حل هاي منطبق بر آن را در اختيار نهادهاي تصميم گيرنده و قانونگذار و اجرا قرار دهند و از طرف ديگر آن ها را موظف کنند تا تصميمات خود را مبتني بر نظرات کارشناسانه براي حل مشکلات زنان بگيرند.

اگر اين نهادهاي "امور زنان" اعم از مراکز تحقيقاتي و سياستگزاري و اجرايي و دفترهاي امور زنان در نهادها و سازمان ها و وزارتخانه هاي مختلف از يک طرف، و فراکسيون زنان مجلس در جهت رفع تبعيض از زنان و برطرف کردن مشکلات زنان فعال نباشد پس قرار است به چه کار بيايند؟
نويسنده:توران ولي مراد - کارشناس مطالعات زنان

منبع:انديشکده روابط بين الملل- مجموعه مقالات





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان