بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,405

فلسفه نصف بودن ارث زن چيست ؟

  1390/2/14
خلاصه: فلسفه نصف بودن ارث زن چيست ؟
بررسي جامع و همه جانبه اين مسأله در خور تحقيقي ژرف و گسترده است، ليکن در اينجا چند نکته را به اختصار يادآور مي‏شويم:
الف) در نظام حقوقي اسلام بيش از هر مکتب ديگري تساوي حقوق زن و مرد رعايت گرديده است. در آغاز بايد فرق بين تساوي( Equality ) و تشابه( Similarity ) را به خوبي دريافت. بي‏توجهي به اين مسأله موجب خلط و مغالطه بسياري مي‏شود. تشابه به معناي همانندي و همشکلي روبناهاي حقوقي است. اين همان جرياني است که فمنيسم( Feminism ) غربي در دام آن گرفتار آمد و پنداشت که تبعيض‏زدايي در روابط زن و مرد در گرو وضع حقوق کاملاً مشابه است. در حالي که اين رويکرد نه سودي براي مرد در پي داشت و نه براي زن؛ بلکه روند انهدام بنيان خانواده را سرعت بخشيد و برآيندهاي ناگواري براي جامعه بشري در پي آورد. تساوي به معناي برابري است، نه يکنواختي. در تساوي شرايط گوناگون، تفاوت‏هاي طبيعي، وظايف و جوانب مختلف ملاحظه مي‏شود و چه بسا احکام نامشابهي وضع مي‏گردد، بدون آن که بر کسي ستمي روا شود. ولي در تشابه همه اين امور ناديده انگاشته شده و فقط به يکنواختي روبناهاي حقوقي بسنده مي‏شود. بنابراين بايد توجه داشت که هرگونه نايکساني قواعد حقوقي به منزله نفي تساوي نيست و هر نوع تشابه و يکنواختي به منزله رعايت تساوي نمي‏باشد.
ب ) تفاوتهاي حقوقي به معناي تفاوت در ارزش‏ها و کمالات انساني نيست و اسلام بر برابري زن و مرد در کرامت‏هاي انساني تأکيد فراوان دارد.
ج ) مسأله ارث و ديه زن در نظام حقوقي اسلام جزئي از کل است و نگاه به آن به صورت گسسته و بي‏ارتباط با ديگر اجزاي اين مجموعه راهزن انديشه و موجب برداشت‏هاي ناصواب مي‏شود، بنابراين نمي‏توان اين احکام را جدا از مجموعه نظام خانواده در اسلام مورد توجه قرار داد. د ) ديه و ارث زن در همه موارد کمتر از مرد نيست، بلکه در مواردي کاملاً يکسان و در مواردي ارث زن بيش از مرد است، از جمله:
1- ديه زن در کمتر از ثلث با مرد برابر است.
2- ميراث پدر و مادر يا بستگان مادري، بين زن و مرد يکسان است. هم‏چنين در کلاله امي طرف مادري برطرف پدري مقدم مي‏شود و اگر زن نسبت به ميت نزديکتر از مرد باشد، چيزي به مرد نمي‏رسد.
3- اگر در مواردي ارث و ديه زن کمتر از مرد مي‏باشد، اين مسأله مبتني بر مصالحي در نظام خانوادگي و روابط زن و مرد مي‏باشد و در مقابل نه تنها به نيکوترين وجهي جبران شده است، بلکه اساسا حقوق زن در چنين نظامي بسيار بيش از مرد و فراتر از چيزي است که در «فمنيسم» غربي وجود دارد. توضيح اين که:
الف) اسلام در شرايطي به زن حق ارث بردن داد که به کلي زن از اين حق محروم بود و نه تنها از مرد ارث نمي‏برد، بلکه خود همچون کالايي به ارث برده مي‏شد.
ب ) اسلام به زن استقلال اقتصادي داد و او را در تصرف دارايي خود استقلال بخشيد.
ج ) علاوه بر استقلال اقتصادي، اسلام در هيچ شرايطي زن را موظف به تأمين نيازمندي‏هاي خود و خانواده قرار نداده است. بنابراين دارايي‏هاي خود را در هر راه مشروعي مي‏تواند صرف کند و در عين حال براي رفع نيازمندي‏هاي خود تأمين جداگانه دارد؛ يعني، نفقه او در هر حال بر عهده مرد است و اگر خودش نيز درآمد اقتصادي داشته باشد مالک شخصي آن درآمدها است و موظف نيست که آنها را در جهت نيازمندي‏هاي خانواده و يا حتي نيازمندي‏هاي خود صرف کند، ليکن مرد در هر حال موظف است که نيازهاي زن را تأمين نمايد، بنابراين شرايط جديد زندگي با احکام اسلام هيچ تعارضي ندارد.
ه ) اسلام دو حق اقتصادي براي زن بر عهده مرد قرار داده است:
1- مهريه؛ که افزون بر اصل مهريه، حق تعيين ميزان آن نيز به دست خود زن مي‏باشد.
2- نفقه؛ نفقه و تأمين مالي نيازمندي‏هاي زن در زندگي نيز بر عهده مرد است.
اما در کشورهاي غربي و داراي نگرش فمينيستي که در تبليغات پرهياهوي جهاني خود را بزرگترين حاميان حقوق زن قلمداد مي‏کنند، چه مي‏گذرد؟ در آنجا:
اولاً؛ چيزي به نام حق نفقه وجود ندارد و زن نيز مجبور است براي تأمين معاش خود به تلاش و فعاليت بپردازد. در حالي که در حقوق اسلامي زن اگر کاري هم بکند، درآمد بالايي نيز کسب کند دارايي‏اش براي خودش محفوظ است و تأمين نيازمندي‏هاي او بر عهده مرد است.
ثانيا؛ در جهان غرب شخص مي‏تواند با وصيت خود، شخص واحدي را وارث تمام دارايي خود بگرداند و اندکي از آن را به زن ندهد. شگفت اينجا است که در موارد متعددي ديده شده است که ثروتمندان بزرگي تمام دارايي خود را طبق وصيت براي گربه يا سگ خود به ارث نهاده‏اند و تمام اعضاي خانواده را از آن محروم ساخته‏اند! در حالي که در حقوق اسلامي ماترک ميت براساس حکم معين الهي تقسيم و توزيع مي‏شود و کسي نمي‏تواند زن و فرزند را از حقوق خود محروم سازد. بنابراين اگر مشاهده مي‏شود که در مواردي در حقوق اسلامي ديه و يا ميراث زن نصف مرد مي‏باشد ازاين‏رو است که مرد بايد دارايي خود را براي زن به مصرف برساند، در حالي که چنين وظيفه‏اي براي زن مقرر نشده است. علامه طباطبايي در تفسير گرانسنگ «الميزان» مي‏نويسد: «نتيجه اين گونه تقسيم ارث بين مرد و زن آن است که در مرحله «تملک»، مرد دو برابر زن، مالک مي‏شود. ولي در مرحله «مصرف»، هميشه زن دو برابر مرد بهره مي‏برد. زيرا زن، سهم و دارايي خود را براي خود نگه مي‏دارد ولي مرد بايد نفقه زن را نيز بپردازد و در واقع نيمي از دارايي خود را صرف زن مي‏کند» ، (الميزان في تفسير القرآن، ج 4، ص 215).

منبع:سايت علمي دانشجويان ايران





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان