بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,395

تناقض ارث زن و شهادت زن با تساوي بين مرد و زن(پرسش و پاسخ)

  1390/2/7
خلاصه: تناقض ارث زن و شهادت زن با تساوي بين مرد و زن(پرسش و پاسخ)
پرسش:
آيا اينکه زن نصف مرد ارث مي برد و ارزش شهادت زن نصف مرد است با مسئله ي تساوي بين مرد و زن تناقض ندارد؟

پاسخ:

به نکات ذيل توجه فرماييد.

الف: در نظام اقتصادي اسلام مؤونه و درآمد خانواده به عهده مرد است و زن هيچگونه مسئوليت مالي به عهده ندارد.

ب: ديه زن و ديه مرد به خود آنها برنمي گردد. ممکن است ديه زن به مردها و ديه مرد به زنها برسد، يعني کميت ديه به نفع مرد يا زني که مقتول شده است ارتباط ندارد.

ج: ديه خونبهاي انسان نيست اگر بزرگترين دانشمند روي زمين و يا يک کودک مريض يکساله به غير عمد کشته شود، ديه آن برابر خواهد بود.

د: با توجه به نکات فوق مي گوييم: اگر يک مرد از دنيا رفت بايد تا حدودي به لحاظ مادي و اقتصادي جبران شود و اگر يک زن هم از دست رفت بايد تا حدودي جبران مسائل معيشتي ناشي از فقدان او بشود، اگر چه از جنبه معنوي هيچ چيز قابل جبران نخواهد بود و اصالتاً انسان قيمت ندارد. حال اگر مردي از دنيا رفت، درآمد خانه به شدت ضربه پذيرفته است و بايد به شکل درست جبران شود و اگر يک زن از دنيا رفت بنابر نظام و فرهنگ اقتصادي اسلامي که زن مسئوليت مالي ندارد ضربه کمتري به معيشت خانواده وارد آمده است و جبران آن با پرداخت ديه کمتر، ممکن است.

نتيجه آنکه اولا:ً اين نصف ديه بودن دلالت بر کم بها بودن زن ندارد، چون ديه ملاک بها و قيمت آدمي نيست.

ثانياً: اين نوع ديه به زن و مرد متوفي نمي رسد که در حق آنان تبعيض صورت گرفته باشد بلکه به بازماندگان مربوط است که اين بازماندگان ممکن است مرد باشند و ممکن است زن.

اما در مورد مساله شهادت زن:

الف: شهادت زن به تنهايي در بعضي از امور که زن خبره است و با خبر است جاري است و مقبول .

ب: اينکه شهادت زن در بعضي از امور به تنهايي پذيرفته نيست و بايد دو تا باشد، به اين دليل است که زن در زندگي روزمره به امور جزئي مشغول است و اشتغال به جزئيات زندگي او را دچار نسيان و فراموشي مي کند. قرآن کريم که فرموده است شهادت دو زن را مطرح کرده، فلسفه آن را چنين بيان کرده است: «أن تضل إحداهما فتذکر احداهما الا خري»[1] اگر يکي از آن دو فراموش کرد ديگري به او يادآوري کرده و تذکر دهد. البته ممکن است فراموشي و نسيان مورد بحث در آيه شريفه علل ديگري داشته باشد که بشر هنوز نتوانسته است آن علل را کشف کند.
و در نهايت اينکه زن و مرد بودن مربوط به ابدان است و حقيقت انسان روح اوست که روح مذکر و مؤنث ندارد و نمي توان از اين جهت يعني انسانيت بين آن دو تفاوت قائل شد، تمام تفاوت به ابدان طبيعي آنان برمي گردد که بعضي از تکاليف خاص هم متوجه تفاوت در قابليتها است و از اين جهت بين آنچه بيان شد و آنچه که شما بيان کرديد با دو فلسفه متفاوت تناقض در تساوي زن و مرد در انسانيت و تفاوت آنها در تکاليف و وظايف ديده نمي شود

[1]سوره بقره، آيه 282.

منبع:پايگاه نشر مقالات حقوقي حق گستر





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان