بسم الله
 
EN

بازدیدها: 2,030

عدالت در حقوق متقابل زن و مرد

  1390/2/6
خلاصه: چکيده: عدالت مهم‌ترين آرمان و آرزوي بشر از آغاز خلقت تا کنون بوده است. عدالت عرصه‌هاي گوناگوني دارد امّا در اين ميان، عدالت در حقوق متقابل زن و مرد به عنوان دو رکن عالم هستي جايگاهي بس ويژه دارد. زن مظهر جمال و مرد مظهر جلال خداوند مي‌باشد و هر کدام در نظام آفرينش مقامي خاص و ويژه دارند و هدف هر دو رسيدن به کمال است بدون اين که بر يکديگر برتري داشته باشند. زن و مرد در انسانيت و بهره‌مندي از فضائل معنوي مساوي هستند و هيچ تفاوتي باهم ندارند امّا در دو بعد جسم و روح ـ در عين داشتن برخي اشتراک‌ها ـ باهم متفاوتند؛ البته خلقت هر دو به احسن وجه است و جاي هيچ گونه ترديدي نيست که خداوند عادل حتي در آفرينش اين دو موجود به عدالت رفتار نموده و هيچ کدام را بر ديگري برتري نداده است. زن و مرد مکمّل يکديگرند و هر کدام وظايف و حقوقي خاص دارند. اين تفاوت در حقوق به دليل تفاوت در خلقت، وظايف و نقش‌هاي آن‌هاست بدون اين که تبعيضي در کار باشد. عدالت در حقوق زن و مرد را بايد با در نظر گرفتن مجموعه‌ي حقوق هر کدام بررسي نمود تا روشن شود که دين مبين اسلام در وضع حقوق و تکاليف يکي را بر ديگري برتري نداده است.
چکيده:

عدالت مهم‌ترين آرمان و آرزوي بشر از آغاز خلقت تا کنون بوده است. عدالت عرصه‌هاي گوناگوني دارد امّا در اين ميان، عدالت در حقوق متقابل زن و مرد به عنوان دو رکن عالم هستي جايگاهي بس ويژه دارد. زن مظهر جمال و مرد مظهر جلال خداوند مي‌باشد و هر کدام در نظام آفرينش مقامي خاص و ويژه دارند و هدف هر دو رسيدن به کمال است بدون اين که بر يکديگر برتري داشته باشند. زن و مرد در انسانيت و بهره‌مندي از فضائل معنوي مساوي هستند و هيچ تفاوتي باهم ندارند امّا در دو بعد جسم و روح ـ در عين داشتن برخي اشتراک‌ها ـ باهم متفاوتند؛ البته خلقت هر دو به احسن وجه است و جاي هيچ گونه ترديدي نيست که خداوند عادل حتي در آفرينش اين دو موجود به عدالت رفتار نموده و هيچ کدام را بر ديگري برتري نداده است. زن و مرد مکمّل يکديگرند و هر کدام وظايف و حقوقي خاص دارند. اين تفاوت در حقوق به دليل تفاوت در خلقت، وظايف و نقش‌هاي آن‌هاست بدون اين که تبعيضي در کار باشد. عدالت در حقوق زن و مرد را بايد با در نظر گرفتن مجموعه‌ي حقوق هر کدام بررسي نمود تا روشن شود که دين مبين اسلام در وضع حقوق و تکاليف يکي را بر ديگري برتري نداده است.
مقدمه

عدالت در حقوق زن و مرد از جنبه‌هاي مختلف قابل بحث و بررسي است. فرض بر اين است که منشاء تفاوت در حقوق زن و مرد تفاوت‌هاي طبيعي آن‌هاست و اين تفاوت‌ها نه تنها تبعيض آميز نيست بلکه بر مبناي عدالت پي‌ريزي شده است. براي اثبات اين فرضيه در قالب‌ چهار بخش به تبيين اين موضوع مي‌پردازيم:
1. تفاوت‌هاي زن و مرد

زن و مرد به عنوان دو موجود از مخلوقات خداوند، هر دو در داشتن انسانيت مشترک هستند امّا در عين حال تفاوت‌هايي نيز دارند. به طور کلي اين تفاوت‌ها را مي‌توان به دو بخش عمده تقسيم نمود: تفاوت‌هاي زن و مرد از لحاظ جسمي و از لحاظ روحي.
الف. تفاوت‌هاي زن و مرد از لحاظ جسمي

دختر و پسر از همان آغاز تولد و حتي قبل از آن، از نظر جسمي باهم تفاوت دارند. جنين پسر در رحم مادر رشد سريع‌تري نسبت به جنين دختر دارد.([1]) در آغاز تولد پسرها از نظر وزن و قد از دختران پيش افتاده‌ترند.([2])

پسر بچه‌ها از همان ابتداي زندگي ماهيچه‌هاي قوي‌تري نسبت به دختران دارند و پس از آن نيز مردها از لحاظ قواي بدني قوي‌تر از زن‌ها هستند. ([3]) شش‌ها و قلب پسران بزرگ‌تر از دختران مي‌باشد.([4]) دورة استراحت قلب در هر ضربان در پسرها کوتاه‌تر از دختران است. ([5])

در دوران نوجواني دختران اندکي در رشد قد و وزن پيش مي‌افتند و پس از آن دوباره نوبت رشد بيشتر پسران است. ([6]) در سنين 13ـ10 سالگي فشار خون در دختران بيشتر از پسران است ولي پس از آن فشار خون در پسران بيشتر از دختران مي‌شود. ([7])

حس شنوايي زنان در همة دوران زندگي آنها بهتر از مردان است در عوض مردان از بينايي بهتري برخوردار هستند.([8])

در دوران جنيني پسران بيشتر سقط مي‌شوند و آمار مرگ و مير آنان بيشتر از دختران است.([9]) به طور کلي مردان در تمام طول زندگي خود براي مبتلا شدن به سکتة مغزي، عفونت‌هاي ويروسي، زخم معده و اثني عشر، لخته شدن خون در عروق و بعضي از انواع بيماري‌هاي رواني آمادگي بيشتري دارند.([10]) در حقيقت زنان قدرت مقاومت بدني و روحي بيشتري در مقابل بيماري‌ها نسبت به مردان دارند.([11])
ب. تفاوت‌هاي زن و مرد از لحاظ روحي

پس از شش هفته اول بارداري جنس جنين مشخص مي‌شود و مغز نيز در اوايل رشد در جهت نر يا ماده شدن متمايز مي‌شود. ([12]) از طرفي رفتار هر جنس تحت تأثير سيستم غددي و عصبي قرار دارد.([13]) از آن جا که بين روح و جسم رابطه و تأثير متقابل وجود دارد، نتيجة تفاوت‌هاي جسمي بينِ زن و مرد تفاوت در روح و روان آن دو نيز مي‌شود.

از نظر رواني دختران نسبت به پسران رشد هيجاني سريع‌تري دارند. تقريباً رشد عاطفي دختران 12 ساله به ميزان پسران 14 ساله مي‌باشد و به طور کلي زنان بيشتر از مردان رفتارهاي عاطفي دارند و بيشتر تحت تأثير عواطف مي‌باشند.([14]) حتي نوع عواطف زن و مرد نيز باهم متفاوت است.

«احساسات مرد نياز آميز و احساسات زن ناز خيز است. احساسات مرد طالبانه و احساسات زن مطلوبانه است».([15])

پسران غالب اوقات پرخاشگرترند. ([16]) آمار بزهکاران و جنايتکاران در سراسر جهان نشان مي‌دهد که هميشه تعداد مردها از تعداد زن‌ها بيشتر بوده است. زنان بيشتر پرخاشگري کلامي دارند و حال آن که مردان به برخورد فيزيکي متوسل مي‌شوند. ([17])

دختران در برابر هم‌بازي‌هاي پسر يا دختر خود تسليم پذيرترند در حالي که پسران تسليم پذيري کم‌تري از خود نشان مي‌دهند. ([18]) نوع دوستي، توجه به ديگران، صميميت و حمايت از ديگران از خصوصيات زن‌ها است.([19])

علاقه به زيبايي، توجه به مسائل ديني و اجتماعي در زنان بيشتر از مردان است در حالي که مردها معمولاً به جنبه‌هاي سياسي و تئوري علاقه دارند.([20]) زنان بيشتر از مردان نفوذ پذيرند و خيلي آسان‌تر از مردان تحت تأثير قرار گرفته و تغيير عقيده مي‌دهند.([21])

زنان در دوستي علاقه‌مندتر مي‌شوند و عاطفي‌تر برخورد مي‌کنند در حالي که دوستي مردان قوي‌تر و عميق‌تر است.([22]) زنان بيشتر از مردان از کلمات و عباراتي که زمينه و محتواي احساسي و عاطفي دارند استفاده مي‌کنند.([23])

دختران نوجوان در مقايسه با پسران نوجوان عزت نفس ضعيف‌تر و انتظارهاي زندگي پايين‌تري دارند و از نظر اعتماد به نفس و اعتماد به توانايي‌هاي خود نيز در سطح پايين‌تري قرار دارند.([24])

در هوش و ساير استعدادها نيز تفاوت بنيادين دارند، رشد هوشي دختران معمولاً از طريق زبان آموزي شروع مي‌شود در صورتي که رشد هوشي پسران از طريق مهارت‌هاي عملي صورت مي‌گيرد.([25]) دختر بچه‌ها بيشتر در آزمون‌هاي کلامي موفق مي‌شوند، حال آن که موفقيت پسران بيشتر در زمينه‌هاي عملي است.([26])

در استعدادهاي رياضي پسرها بهتر از دختران هستند، امّا در کارهاي دستي مخصوصاً کارهايي که نياز به چالاکي انگشتان دارد دختران بهترند. دختران دانشجو يا دانش‌آموز نمراتي اخذ مي‌کنند که پراکندگي کمتري دارد؛ در عوض نمرات پسران از پراکندگي زيادي برخوردار است؛ به عبارت ديگر، دختران معمولاً در حد وسط قرار دارند امّا صاحبان بدترين و بهترين نمرات معمولاً پسرها هستند.([27])

2. آثار تفاوت و تأثير آن بر حقوق

تفاوت زن و مرد در دو بعد جسم و روح غير قابل انکار و اغماض است. امّا اين تفاوت‌ها هرگز به معني کم ‌ارزش بودن يکي و برتري ديگري نمي‌باشد.

خداوند حکيم کاري را بدون هدف و غرض انجام نمي‌دهد و آفرينش هر موجودي براي هدف خاصي است.([28]) براي اين که هر کدام از دو جنس زن و مرد به هدف خود که رسيدن به کمال است دست يابند، براي هرکدام از اين دو جنس وظايف و حقوقي خاص مشخص شده است.

از اية 32 سورة زخرف([29]) در رابطه با علت تفاوت موجودات چنين استفاده مي‌شود که: اولاً بايد زندگي به احسن وجه اداره شود و ثانياً تا تسخير متقابل بين موجودات محقق نشود و هماهنگي بين آحاد و طبقات متفاوت ايجاد نگردد نظام به احسن وجه اداره نمي‌شود.([30])

راز تفاوت بين زن و مرد نيز از اين قاعده مستثني نيست. از آن جا که استحکام و دوام خانواده از مهم‌ترين اهداف عالية اسلام است، تفاوت بين زن و مرد باعث رونق يافتن زندگي مشترک و جاذبة طرفيني بين آن دو است.

«اگر زن داراي جسم و جان و خلق و خوي مردانه بود محال بود بتواند مرد را به خدمت خود وادارد و مرد را شيفتة وصال خود نمايد و اگر مرد همان صفات جسمي و رواني زن را مي‌داشت ممکن نبود زن او را قهرمان زندگي خود حساب کند و عالي‌ترين هنر خود را تسخير قلب او به حساب آورد».([31])

اين همان مودّت و رحمت است که قرآن کريم از آن ياد نموده است:

«وَ مِنْ اياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَيها وَ جَعَلَ بَينَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً؛([32]) و از نشانه‌هاي او اين که همسراني از جنس خودتان براي شما آفريد تا در کنار آنان آرامش يابيد و در ميانتان مودّت و محبت قرار داد».

خانواده کانون محبت و دوستي است و اين امر جز با عمل کردن هر يک از دو جنس زن و مرد به وظايف خود، که بر خاسته از طبيعت آن‌ها است محقق نمي‌شود.

اسلام حقوق همة انسان‌ها را، از هر نژاد و رنگ و جنسي باشند، در نيازهاي مشترک يکسان قرار داده است؛ امّا از آن جا که حقوق در اسلام بر اساس مصالح و مفاسد و چگونگي طبيعت و خلقت انساني است، تنوع در حقوق نيز مشاهده مي‌گردد. حقوق زن و مرد نيز از اين قاعده مستثني نيست؛ زن و مرد از آن جهت که با هم شباهت دارند حقوق مشابه و يکساني دارند، امّا از آن جهت که در جسم و روحيات باهم تفاوت طبيعي دارند ( که به مقتضاي آن طبيعت نيز وظايف متفاوتي بر عهده‌ي آن‌ها گذاشته است)، حقوق مختلف متناسبي نيز براي آن‌ها قرار داده شده است.

بنابراين، علت تمام تفاوت‌هاي حقوقي اين دو جنس را بايد در همين تفاوت‌هاي طبيعي و فطري و تفاوت وظايف، جستجو کرد. ([33])

بايد به اين نکته نيز توجه کرد که تفاوت و تنوع در حقوق هميشه ملازم با بي‌عدالتي نيست و ممکن است حقوق‌هاي مختلف و متنوع و در عين حال متعادلي وجود داشته باشد؛ يعني در عين اين که حقوق افراد ظاهرش باهم متفاوت است امّا با توجه به مجموعة حقوق و وظايف و کسر و انکسار آنها برابري حاصل شود.([34])

پس مي‌توان نتيجه گرفت که طبيعت مهم‌ترين عامل اختلاف حقوق است.([35])

3. تساوي حقوق زن و مرد

تساوي حقوق زن و مرد يکي از موضوعاتي است که از گذشته تا کنون بحث‌هاي زيادي درباره‌ي آن صورت گرفته است و نظرات مختلفي در رابطه با آن ارائه گرديده است.

اسلام دين مساوات و برابري است. اين دين مبين زماني ظهور کرد که در شبه جزيرة عربستان و ديگر نقاط جهان، نه تنها بين زن و مرد بلکه بين انسان‌ها اثري از مساوات نبود.

حتي در آن زمان اگر فردي صاحب فرزند دختر مي‌شد يا او را زنده به گور مي‌کرد و يا بايد تا آخر عمر ننگ دختر داشتن را تحمّل مي‌نمود.([36]) در چنين شرايطي خداوند از زن و مرد در کنار هم ياد کرده است و مبدأ خلقت هر دوي آن‌ها را «نفس واحده» معرفي مي‌کند: «يا ايهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِي خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً کَثِيراً وَ نِساءً ؛([37]) اي مردم از (مخالفت) پروردگارتان بپرهيزيد؛ همان کسي که همة شما را از يک انسان آفريد و همسر او را (نيز) از جنس او خلق کرد و از آن دو مردان و زنان فراواني (در روي زمين) منتشر ساخت».

علاوه بر خلقت مساوي، زن و مرد در ارزش‌ها و کسب کمالات والاي انساني، برابر هستند.([38]) در تمامي ايات قرآن هر کجا که سخن از ارزش و کمال است به زن و مرد به صورت يکسان خطاب شده است([39]) و با لفظ « يا ايهَا النَّاسُ و يا ايهَا الَّذِينَ آمَنُوا» زن و مرد هر دو، مورد خطاب قرار گرفته‌اند. و ملاک برتري در پيشگاه خداوند فقط تقوا معرفي شده است.([40]) در اية 35 و 36 سورة احزاب خداوند مي‌فرمايد:

«إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتِينَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقِينَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرِينَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعِينَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِينَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمِينَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاکِرِينَ اللَّهَ کَثِيراً وَ الذَّاکِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً * وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يکُونَ لَهُمُ الْخِيرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبِيناً».

در اين ايه مسلمان بودن، ايمان داشتن، عبادت کردن و مطيع فرمان خدا بودن، صدق و راستي، صبر و شکيبايي، خشوع و تواضع، انفاق و صدقه دادن، روزه گرفتن، عفت و پاکدامني، ذکر و ياد خدا همه به عنوان ارزش مطرح شده است و در مقابل نافرماني خدا و پيامبر(ص)، عصيان معرفي شده است. تأکيد خداوند در اين ايه براي آوردن لفظ مؤنث در کنار مذکر، خود بيانگر يکسان بودن زن و مرد در پيشگاه خداوند است؛ از طرفي با اين تأکيد، تمام تفکراتي که فضايل و شرافت انساني را مختص مردها مي‌دانست و زن را از رسيدن به اين فضائل ناتوان مي‌شمرد مردود اعلام کرد.([41])

امّا با اين وجود آن جا که بحث حقوق و تکاليف مطرح مي‌شود. براي هر يک حقوقي خاص با توجه به ويژگي‌ها و وظايف آنها در نظر گرفته است. تفاوت در حقوق زن و مرد گاهي به سود زن يا مرد و گاهي بر عليه او و به نفع ديگري است؛ امّا اگر مجموع حقوق و تکاليف هر يک ديده شود مي‌توان رعايت عدالت را در تمام موارد ديد؛ مثلاً اگر درسهم الارث، سهم زن نصف سهم مرد([42]) قرار داده شده در مقابل نفقه و مهريه را بر عهدة مرد گذارده است([43]) و در بقيه موارد، زن و مرد را مالک اموالي مي‌داند که با رنج و کوشش خود بدست آورده‌اند. ([44]) هم‌چنين اگر رياست و ولايت خانواده را از شئون مرد مي‌داند([45]) در مقابل توصيه‌ها و تأکيدات فراواني بر حسن معاشرت مرد با همسر خود مي‌کند. ([46])

لازم به ذکر است که تساوي حقوق به آن معني که در غرب مطرح شده است؛ يعني تشابه کامل در تمامي موارد حقوقي بين زن و مرد، در نظام ديني اسلام معنايي ندارد؛ بلکه تساوي به معني برابري، مهم و قابل تاييد است.([47]) البته زن و مرد از آن جهاتي که باهم شبيه هستند از حقوقي مشابه نيز برخوردارند امّا از آن جهاتي که باهم تفاوت دارند بالطبع از حقوقي متفاوت برخوردار مي‌شوند و اين هرگز به معني کم ارزش بودن يک جنس و برتري جنس ديگر نيست.
4. عدالت يا تبعيض

تبعيض به معني برتري بدون جهت، هميشه مورد تنفر بوده و مي‌باشد در مقابل، عدالت مقدس و مطلوب است. گاهي تفاوت به معني تبعيض گرفته مي‌شود و به همين جهت تفاوت نيز مانند تبعيض مذموم مي‌گردد امّا بايد دانست که هميشه عدالت در تشابه نيست بلکه گاهي عدالت در تفاوت محقق مي‌شود.

در جهان کنوني، زنان بيش از مردان قرباني رفتارهاي تبعيض آميز شده‌اند و حقوق آنان بيشتر ضايع مي‌گردد. اولين هستة سازمان دهي شده در رابطه با حمايت از زنان جهان در سانفرانسيسکو و در اولين مجمع عمومي سازمان ملل متحد با عنوان «کميسيون مقام زن» شروع به فعاليت کرد. ([48]) در سال 1963م مجمع عمومي سازمان ملل متحد از کميسيون مقام زن درخواست کرد تا پيش نويس اعلاميه رفع تبعيض از زنان را تهيه کند.

کنوانسيون رفع تبعيض از زنان در سال 1979م توسط مجمع عمومي سازمان ملل متحد تصويب و براي امضا و تصويب و الحاق کشورها مفتوح گرديد. اين کنوانسيون بر اساس بند 1 از ماده‌ي 27 از سال 1981م (1360ش) لازم الاجرا شد.([49])

«واژة تبعيض عليه زنان در عهدنامه، به معني قائل شدن هرگونه وجه تمايز، استثناء يا محدوديتي بر اساس جنسيت است که بر به رسميت شناختن آزادي‌هاي اساسي انسان، حق بهره‌وري و رعايت حقوق بشر در مورد آنها در زمينه‌هاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و مدني يا ساير موارد، بدون توجه به وضعيت تأهل آنها و مساوات حقوق زن و مرد، خلل و آسيب وارد آورد».([50])

همان طوري که ملاحظه شد در اين کنوانسيون واژة تبعيض معناي وسيعي دارد و هدف از آن برقراري تساوي و تشابه بين زن و مرد در تمام جهات، بدون در نظر گرفتن جنسيت مي‌باشد.

اگر چه تهيه کنندگان اين کنوانسيون به زعم خود در جهت احقاق حقوق زن تلاش کرده‌اند امّا از يک نکتة اساسي غفلت نموده‌اند و آن فلسفه‌ آفرينش زن و مرد است؛ زيرا خداوندي که خالق انسان است از آفرينش زن و مرد با اين تفاوت‌ها اهداف خاصي داشته است که ايات و روايات به بيان آن پرداخته‌اند. اگر چه خداوند در کرامت و شرافت، زن و مرد را برابر دانسته است([51]) اما با اين وجود حقوق متفاوت براي هر يک از آنها قرار داده است، و اين کنوانسيون بدون توجه به فلسفة آفرينشِ انسان تنظيم شده است؛ در نتيجه نمي‌تواند بيان کنندة واقعي حقوق زن باشد.

در رابطه با پيوستن به اين کنوانسيون دو ديدگاه فقهي وجود دارد: ديدگاه اول که ديدگاه غالب([52]) فقها مي‌باشد مبتني بر عدم الحاق به اين کنوانسيون است، زيرا آن را مخالف صريح قوانين اسلام مي‌داند و ديدگاه دوم که طرفداران کم‌تري([53]) دارد قائل به الحاق مشروط مي‌باشد.([54]) دولت جمهوري اسلامي ايران به دليل مغايرت اين کنوانسيون با قوانين اسلام تا کنون به آن نپيوسته است.([55])

در اين قسمت برخي مغايرت‌هايي که بين مفاد اين کنوانسيون و قوانين روح بخش اسلام وجود دارد و مانع پيوستن جمهوري اسلامي ايران به آن مي‌باشد، بيان مي‌گردد.

در دين مبين اسلام، در رابطه با مواردي چون ديه، قصاص، شهادت، ارث، تعدد همسران، طلاق، حق حضانت، عيوبِ موجب فسخ نکاح، نشوز، لزوم سپري شدن عده براي زن، پوشش واجب بدن، لزوم تمکين جنسي، ولايت بر فرزندان، سرپرستي خانواده، مرجعيت و قضاوت، براي هر يک از زن و مرد قوانين متفاوتي وضع شده است؛ در نتيجه مفاد کنوانسيون رفع تبعيض که مساوات و تشابه کامل احکام و حقوق زن و مرد را خواستار است با احکام و قوانين اسلامي سازگاري ندارد.([56])

در اوايل سال 1375ش شوراي عالي انقلاب فرهنگي با تشکيل کميته‌اي به بررسي کنوانسيون پرداخت. هم‌چنين متن کنوانسيون در اختيار چند تن از فضلاي حوزة علمية قم و نيز واحد مطالعات و تحقيقات زنان مرکز پژوهش‌هاي اسلامي صدا و سيما و مرکز تحقيقات فقهي قوة قضائيه قرار گرفت تا مورد ارزيابي قرار گيرد. هم‌چنين از مقام معظم رهبري و برخي مراجع و علما استفتاء و نظرخواهي به عمل آمد که نظرات ايشان در ابتداي اين مطلب ذکر گرديد. سرانجام شوراي عالي انقلاب فرهنگي در 14/11/1376 طي مصوبة چهارصد و سيزدهم، مخالفت خود را با الحاق جمهوري اسلامي ايران به اين کنوانسيون اعلام نمود.([57])

عدم پذيرش کنوانسيون از طرف جمهوري اسلامي ايران باعث افزايش فشارهاي سياسي خواهد شد به همين دليل برخي اعتقاد دارند مي‌توان با حق شرط کلي عدم مغايرت با اسلام و قوانين داخلي، به کنوانسيون پيوست و از فشارهاي سياسي کاست؛ امّا بايد دانست اولاً چنين شرطي با روح کلي کنوانسيون مغاير است و بر اساس کنوانسيون چنين شرطي قابل قبول نيست و پس از مدتي تحت فشار مجامع بين‌المللي نسبت به پس گرفت حق شرط قرار خواهيم گرفت؛ چنان که از بين 43 کشوري که به طور مشروط به اين معاهده ملحق شده‌اند، 14 کشور پس از مدتي حق شرط‌هاي خود را پس گرفته‌اند.([58]) ثانياً‌ فشارهاي سياسي از ناحية قدرت‌هاي بزرگ به جمهوري اسلامي ايران ناشي از ماهيت انقلابي، ظلم ستيزي و دين محوري انقلاب اسلامي است. به همين دليل در برخي از کشورها که ارتباط خوبي با غرب دارند به رغم مراعات نشدن حقوق اولية زنان هيچ‌گاه به نقضِ حقوق بشر محکوم نمي‌شوند و در اين زمينه هيچ‌گونه فشار سياسي بر آنان وارد نمي‌شود. بنابراين با پذيرش کنوانسيون نه تنها از فشارهاي سياسي کاسته نخواهد شد بلکه به دليل شفافيت تعهدات مندرج در کنوانسيون و پي‌گيري اجراي اين تعهدات در جمهوري اسلامي ايران فشارهاي سياسي مضاعف خواهد شد؛ زيرا عملي شدن مفاد کنوانسيون به دليل مغايرت با قوانين داخلي ايران ممکن نيست. ([59])
نتيجه گيري نهايي

در مباحث قبل به اين نکته اشاره شد که تفاوت در جسم و روح زن و مرد به معني برتري يکي و کم ارزش بودن ديگري نيست. در واقع همين تفاوت‌هاست که باعث دوام و قوام خانواده مي‌شود. اگر تفاوت در جسم و روح زن و مرد را بپذيريم که يقينا‌ً قابل انکار نيست به تبع آن بايد تفاوت در حقوق نيز پذيرفته شود. و اين تفاوت در حقوق هرگز تبعيض نيست و به هيچ يک از زن و مرد بي‌عدالتي نشده است. «زيرا عدالت به معناي اين است که به هر کس حق خودش داده شود و خدا که هيچ کس را بر او حقي نيست، به هر انساني به تناسب وظيفه‌اي که به حکم آفرينش بر دوشش نهاده، ويژگي‌ها و خصوصياتي را بخشيده است. عدالت به معني مساوات بين مردم نيست؛ به‌ گونه‌اي که همه هم شکل باشند. چنين چيزي چه بسا ضد عدالت است. زيرا آسييب جدي به زندگي و تکامل انسان‌ها وارد مي‌کند».([60]) عدل خداوند نيز اقتضا مي‌کند که حقوق هر يک از زن و مرد را با توجه به روحيات، تکاليف، استعدادها و قابليت‌هاي آنها وضع نمايد؛ چرا که جهان و تمام امور آن بر دو محور حق و عدالت مي‌گردد. ([61])

سوتيترها

عدالت مهم‌ترين آرمان و آرزوي بشر از آغاز خلقت تا کنون بوده است. عدالت عرصه‌هاي گوناگوني دارد امّا در اين ميان، عدالت در حقوق متقابل زن و مرد به عنوان دو رکن عالم هستي جايگاهي بس ويژه دارد.

بايد به اين نکته نيز توجه کرد که تفاوت و تنوع در حقوق هميشه ملازم با بي‌عدالتي نيست و ممکن است حقوق‌هاي مختلف و متنوع و در عين حال متعادلي وجود داشته باشد؛ يعني در عين اين که حقوق افراد ظاهرش باهم متفاوت است امّا با توجه به مجموعة حقوق و وظايف و کسر و انکسار آنها برابري حاصل شود

اگر چه خداوند در کرامت و شرافت، زن و مرد را برابر دانسته است اما با اين وجود حقوق متفاوت براي هر يک از آنها قرار داده است، و اين کنوانسيون بدون توجه به فلسفة آفرينشِ انسان تنظيم شده است؛ در نتيجه نمي‌تواند بيان کنندة واقعي حقوق زن باشد.

اگر تفاوت در جسم و روح زن و مرد را بپذيريم که يقينا‌ً قابل انکار نيست به تبع آن بايد تفاوت در حقوق نيز پذيرفته شود. و اين تفاوت در حقوق هرگز تبعيض نيست و به هيچ يک از زن و مرد بي‌عدالتي نشده است

* . دانش پژوه مرکز آموزش خواهران دفتر تبليغات اسلامي.

[1] . حمزه گنجي، روان شناسي تفاوت‌هاي فردي، چاپ هفتم، (تهران، مؤسسه انتشارات بعثت، 1375)، ص 193.

[2] . دفتر همکاري حوزه و دانشگاه، روان شناسي رشد، ج1، چاپ اول، (تهران، سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني دانشگاه‌ها، 1374)، ص 371؛ سوسن سيف و ديگران، روان شناسي رشد، ج 1، چاپ نهم، (تهران، سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني دانشگاه‌ها، 1378)، ص 225.

[3] . حمزه گنجي، پيشين، ص 193؛ علي اکبر شعاري نژاد، روان شناسي رشد، چاپ دوازدهم، (تهران، انتشارات اطلاعات، 1374)، ص 201؛ شکوه نوابي نژاد، پيشين، ص 87.

[4] . اي ميوس هترينگتون، روان شناسي کودک از ديدگاه معاصر، ج2، ترجمه جواد طهوريان و ديگران ، چاپ اول، (مشهد، معاونت فرهنگي آستان قدس رضوي، 1373)، ص 317؛ علي اکبر شعاري نژاد پيشين، ص 281.

[5] . حمزه گنجي، پيشين، ص 193.

[6] .دفتر همکاري حوزه و دانشگاه، روان شناسي رشد، پيشين، ص 371.

[7] . همان، ص 389.

[8] . حمزه گنجي، پيشين، ص 194.

[9] . حمزه گنجي، پيشين، ص 188.

[10] . مرتضي مطهري، نظام حقوق زن در اسلام، چاپ بيست و ششم ، (تهران، انتشارات صدرا، 1378)، ص 164.

[11] . حسين لطف آبادي، روان شناسي رشد، ج2، چاپ اول، (تهران، سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني دانشگا‌ه‌ها، 1378)، ص 249.

[12] . همان، ص 192.

[13] . سيد مجتبي رکاوندي، مقدمه‌اي بر روان شناسي زن، چاپ اول، (قم، انتشارات شفق، 1370)، ص 53.

[14] . دفتر همکاري حوزه و دانشگاه، پيشين، ص 442.

[15] . مرتضي مطهري، پيشين، ص 170.

[16] . شکوه نوابي نژاد، روان شناسي زن، چاپ دوم، (بي جا، انتشارات جامعه ايرانيان، 1378)، ص 103؛ اي ميوس هترينگتون، پيشين، ص 318؛ سوسن سيف و ديگران، پيشين، ص343.

[17] . حمزه گنجي، پيشين، ص 302.

[18] . اي ميوس هترينگتون، پيشين، ص 318.

[19] . حمزه گنجي، پيشين، ص 304.

[20] . همان.

[21] . شکوه نوابي نژاد، پيشين، ص 106.

[22] . همان، ص 100.

[23] . همان، ص 92.

[24] . جميز دبليووند رزندن، روان شناسي رشد، ترجمه حمزه گنجي، چاپ اول، (تهران، مؤسسه انتشارات بعثت، 1376)، ص 247.

[25] . حمزه گنجي، پيشين، ص 201.

[26] . همان، ص 208؛ حسين لطف آبادي، پيشين، ص 201.

[27] . حمزه گنجي، پيشين، ص 201.

[28] . أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً.... سورةمؤمنون (23)، اية115.

[29] . أَ هُمْ يقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّکَ نَحْنُ قَسَمْنا بَينَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيا وَ رَحْمَتُ رَبِّکَ خَيرٌ مِمَّا يجْمَعُونَ.

ترجمه: ايا آنان رحمت پروردگارت را تقسيم مي‌کنند به ما معيشت آن‌ها را در حيات دنيا در ميانشان تقسيم کرديم و بعضي را بر بعضي برتري داديم. تا يکديگر را مسخّر کرده (و باهم تعاون نمايند) و رحمت پروردگارت از تمام آن چه جمع‌آوري مي‌کنند بهتر است.

[30] . عبدالله جوادي آملي، زن در آئينةجلال و جمال، چاپ دوم، (قم، مرکز نشر اسراء، 1376)، ص 391.

[31] . مرتضي مطهري، پيشين، ص 168.

[32] . سورةروم (30)، اية21.

[33] . دفتر همکاري حوزه و دانشگاه، درآمدي بر حقوق اسلامي، چاپ اول، (تهران سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني دانشگاه‌ها (سمت)، 1368)، ص 390 .

[34] . همان، ص 390.

[35] . زهرا گواهي، سيماي زن در آئينةفقه شيعه، چاپ دوم، (تهران، سازمان تبليغات اسلامي، 1372)، ص 20.

[36] . وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ کَظِيمٌ * يتَوارى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أَ يمْسِکُهُ عَلى هُونٍ أَمْ يدُسُّهُ فِي التُّرابِ أَلا ساءَ ما يحْکُمُونَ. سورةنحل (16)، اية59ـ58.

[37] . سورةنساء (4)، اية1.

[38] . مهدي مهريزي، «حقوق زن» در دانشنامةامام علي عليه السلام، ج 5، چاپ اول، (تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه‌ اسلامي، 1380)، ص 110؛ مرجان روانگردان «زنان، آفرينش، معنويت و عقل» کتاب نقد، شماره‌ 12، پاييز 1378، ص 4ـ3؛ مؤسسةآموزشي و پژوهشي امام خميني، فلسفةحقوق، چاپ سوم، (قم، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1378)، ص 143ـ140.

[39] . مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيينَّهُ حَياةً طَيبَةً؛ سورة نحل (16)، اية 97.

وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ ينْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ يقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ يطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِکَ سَيرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَکِيمٌ؛ سورة توبه (9)، اية 70.

لا أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ سورة آل عمران (3)، اية 195.

[40] . إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ؛ سورة اسراء (17)، اية 70.

[41] . عبدالله جوادي آملي، زن در آئينه جلال و جمال، پيشين، ص 101.

[42] .البته هميشه سهم الارث زن، نصف مرد نمي‌باشد بلکه گاهي مساوي باهم و يا حتي بيشتر از مرد از ارث برخوردار مي‌شود. در اين باره نگاه کنيد: سيد حسين حسيني، سراج نگاهي گذرا به شبهات حقوقي پيرامون مسائل زنان، قم، مرکز، پژوهش‌هاي اسلامي صدا و سيما، 1380، ص 139.

[43] . سيد احمد مير خليلي، «زن در حقوق خانواده (ارث ـ طلاق ـ حضانت)»، کتاب نقد، شمارة 12، پاييز 1378، ص 112.

[44] . سورة نساء(4)، اية 32.

[45] . الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ...؛ سورة نساء (4)، اية 34؛ قانون مدني، مادة 05 11 «در روابط زوجين رياست خانواده از خصايص شوهر است».

[46] . تکتم رضايي، «جانبداري افزون بر حقوق» کتاب نقد، شمارة 12، پاييز 78، ص 17 به بعد.

[47] . مرتضي مطهري، پيشين، ص 123.

[48] . مرضيه صديقي، «نگاهي به روند جهاني جنبش زنان و موقعيت زن در جمهوري اسلامي ايران»، کتاب نقد، شمارة 12، پاييز 1378، ص 69.

[49] . مهرانگيز کار، رفع تبعيض از زنان، چاپ اول، (تهران، انتشارات پردين، 1378)، ص 17؛ مرکز تحقيقات فقهي قوة قضائيه، ديدگاه‌هاي فقهي در خصوص عهدنامة محو کلية اشکال تبعيض عليه زنان، به کوشش محسن قدير و چاپ اول، (قم، مرکز تحقيقات فقهي قوة قضائيه، 1377)، ص 12.

[50] . عهدنامة محو کلية اشکال تبعيض از زنان، مادة 1.

[51] . وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنِي آدَمَ... . سورة اسراء (17)، اية 70.

[52] . مقام معظم رهبري، ايت شيخ جواد تبريزي، ايت الله مکارم شيرازي، ايت الله صافي گلپايگاني، ايت الله نوري همدان، ايت الله وحيدي تبريزي و...

[53] . ايت الله اميني، ايت الله معرفت، ايت الله تجليل تبريزي و...

[54] . مرکز تحقيقات فقهي قوة قضائيه، پيشين، ص 17.

[55] . حسين مهرپور، حقوق بشر در اسناد بين‌المللي و موضع جمهوري اسلامي ايران، چاپ اول، (تهران، انتشارات اطلاعات، 1374)، ص 242.

[56] . مرکز تحقيقات فقهي قوة قضائيه، پيشين، ص 20.

[57] . سيد جعفر حق شناس «سياست‌هاي جهاني در مسائل زنان» مجموعه مقالات دفاع از حقوق زنان ما و نظام بين‌الملل، چاپ اول، (قم، مؤسسة فرهنگي طه، 1380)، ص 23 به نقل از مرکز امور مشارکت زنان، «نکاتي چند در خصوص اجلاس جهاني زنان» 1378، ص 11.

[58] . واحد مطالعات و تحقيقات زنان مرکز پژوهش‌هاي اسلامي صدا و سيما، «بررسي و ارزيابي کنوانسيون محو کلية اشکال تبعيض عليه زنان، آذرماه 1376، ص 16.

[59] . محسن قدير، «ارزيابي کنوانسيون محو کلية اشکال تبعيض عليه زنان از منظر حقوق بين‌الملل». مديريت پژوهش دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، ص 4 و 3.

[60] .سيد محمد حسين فضل الله، «زن واقعيت‌ها پرسش‌ها در گفتگو با ايت الله سيد محمد حسين فضل الله»، ترجمة مجيد مرادي، پيام زن، سال دوازدهم، خرداد 1382، ص 27.

[61] . وَ خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَ لِتُجْزى کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ وَ هُمْ لا يظْلَمُونَ؛ سورة جاثيه (45)، ايه‌ 22.
نويسنده:زهرا عظيمي

منبع:پايگاه نشر مقالات حقوقي

تگ ها: حقوق زنان مقاله 




برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان