بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,891

طلاق علل و راهکارها

  1389/12/2
خلاصه: درسالهاي اخيرطلاق به يک روندومعضل مهم اجتماعي تبديل شده است ومتاسفانه روزبه روز افزايش مي يابدامروزه شاهدازهم گسيختن بسياري ازپيوندها ي زناشوئي هستيم که دراثراين روندفرزنديافرزندان آنهادراثرعــدم توجــــــه والدين صدمه هاي روحي ورواني مي بيند ساختارعاطفي کودک ازسنين 5-4 ماهگي شکل مي گيردواگراين کودک دريک خانواده اي بزرگ شودکه هيچ محبتي نبيندبي شک دررفتارکودک تاثيرمي گذاردکارشناسان براين باورندکه درگيريهاوجنگ وجدالهائي که بين والدين صورت مي گيردهيچ وقت ازذهن بچه هابيرون نمي رودويادآوري آن خاطرات تلخ دربزرگسالي ، افسردگـــــي براي اوپديـــدمي آوردواگرنگاهي به راهروهاي دادگاه بيندازيم وياگذرمان به آنجابيفتدچه بسيارزنان ومرداني مي بينيم که بابچه هاي قدونيم قدومعصوم درراهروهانشسته اند .
روانشناسان براين باورهستندکه خانواده هايي که فرزندان آنهادائم درنگرانـــي واضطراب بسرمي برندازسلامت روحي ورواني برخوردارنيستند.اينگونه والدين بايدزيرنظرروانپزشک باشندولي متاسفانه درجامعه مابسلامت رواني کمتراهميت مي دهند.تايک خالي درکنارچشمشان يادستشان ظاهرشودفوري به يک پزشک مراجعه مي کنندولي ازسلامت رواني خودوفرزندشان غافل هستند.طلاق به هيچ وجه تنهاراه حل نيست ولي اکثراين زن وشوهرهايي که ازهم جدامي شوندفکر مي کنندآخرين راه حل وياتنهاراه حل است اگرهم روزي زن وشوهري نتواندباهم زندگي کندمنطقي وعاقلانه عمل کنندوبه فرزندانشان توضيح دهندکه ماهردوشمارادوست داريم وبعدازجدائي نيزشمارادوست خواهيم داشت آنهم اگرزماني که مشکلاتشان به هيچ وجه حل شدني نباشدوالدين نبايدپيش فرزندانشان ازيکديگربدگوئي کنندچراکه بااين کارزمينه کينه رادرفرزندبه وجودخواهندآوردمتخصصان معتقدندچنانچه پدرومادرپس ازجدائي هرکدام روابطي صميمانه وعاطفي بافرزندخودبرقرارسازندبه نيازهاوحوائج وي توجه کرده ودرصددبرطرف کردن آن باشندآسيب جدي متوجه فرزندان نخواهدشد.‏
ازدواجهاي خياباني وديدن دختروپسردرخيابان وازروي هوس ازدواج کردن بايک کلمه عاشقانه گفتن که دوستت دارم نبايدفريب همديگررابخورندزندگي که فقط 1روز و2روزنيست زندگي پستي وبلندي زيادداردوبايک کلمه عاشقانه گفتن نمي شودبايکديگرازدواج کنندگروهي ازاين دخترهاوپسرهابايکبارديدن باديدن مدولباس همديگروظاهريکديگـــرفکرمي کنندکه آنهازندگي خوبي خواهندداشت ازدواج بايدازروي علاقه باشدنه ازروي هوسهاي زودگذر چراکه دراين ازدواج هاشعله هاي هوس بزودي خاموش ميشودآنگاه عيب هاي رفتاري وشخصيتي هم متوجه مي شوند( تازه به فکرجنجال ودعواوجدائي مي افتنددراين ميان فرزندان راقرباني هوسهاي زودگذرخودمي کنندفرزندان چنين والديني اظهارمي کنندکه اگرشمامي خواستيدازهم جداشويدواگرازروزاول بگومگوداشتيدچرابچه دارشديدچرايک موجودبي گناه رافدامي کنيد.
جواني اظهارمي کندکه من اززماني که يادم مي آيددرخانه مان جنگ وکتک کاري بوده ولي بااين حال ما6خواهروبرادربوديم پدرومادرعزيزاگرشماباهمديگربه اصطلاح خودتان تفاهم نداشتيدچرابچه دارشديدآنهم 6تا.‏
پدرم کارگربودومادرم خانه داروزندگي بسيارساده اي داشتيم همه ماکارمي کرديم ازشيشه پاک کني تاآدامس فروشي تازه شب که بخانه مي آمديم آن نان خالي راهم بايدبادعواوشاجره ميخورديم.
مادري مي گويدماازروي تفاهم يااينکه ازهمديگرخوشمان بيايدباهم ازدواج نکرديم بلکه به اصرارپدرومادرمان باهم ازدواج کرديم هرچقدربه پدرومادرخودگفتيم که ماهمديگررادوست نداريم آنهاگفتندمگرباشماست مامي گوييم که بايدباهم ازدواج کنيدشماديگرکارتان نباشدتاموقعي که نامزدبوديم آنهابه اجبارمارابيرون مي فرستادندمادرم مي گفت اگريکبار، دوبارباهم بيرون بروي مهرش به دلت مي نشيندغافل ازاينکه شوهرم بعدهامي گفت که مادرم نيزهمين حرفهارابراي من مي گفت مابيرون هم رفتيم رفت وآمدهم مي کرديم اماهيچ علاقه اي به همديگرنداشتيم تااينکه به زورواجبارخانواده هاباهم ازدواج کرديم اماچه ازدواجي يکروزخوش نداشتيم دائم درخانه درگيري ومشاجره است شوهرم خانه نمي آيدمرادرخانه استيجاري ول کرده ورفته بعضي وقتهاهم که خانه مي آيدفقط براي اين است که مقداري خوردوخوراک مي آوردوالدين من بازهم دست ازحرفهايشان برنمي دارندومي گوينداگربچه دارشويدرابطه تان خوب مي شودولي ماديگرقصدجدائي داريم ومن ديگرنمي توانم اين زندگي راتحمل کنم ويک موجودمظلوم رابدبخت کنم هم اينکه خودم بدبخت شده ام کافي است .‏
پژوهشها نشان مي دهدکه افراط وتفريط درروابط دختروپسرقبل ازازدواج هردومشکلاتي رادرآينده فراهم مي آورد.چنانچه دختروپسرفقط درمراسم خواستگاري يکديگرراببيندوبطورظاهري همديگررابپسندندوجنبه هاي شخصيتي ، رفتاري ، فکري رادرنظرنگيرند پس ازمدتي مشکلاتي رادرزندگي تجربه خواهندکردواگرهم روابط بي بندوبارداشته وبي توجه به مسائل اخلاقي وفرهنگي طرف مقابل باشندبازهم درآينده مشکلات متعددي خواهندداشت .‏
والدين بابدگوئي ازهم نزدفرزندانشان موجب مي شوندتابچه ازديداريکي ازپايه هاي اصلي شخصيت رفتاري اش محروم شودودرآينده نيزنسبت به افرادبي اعتمادشوديکي ازعوامل طلاق به تغييرات اجتماعي گسترده تري که درجامعه شکل مي گيردمربوط است اين واقعيت که امروزه دربعضي ازخانواده ها بطورعام داغ بدنامي به طلاق زده نمي شودباعث افزايش روزافزون طلاق مي شودتا اندازه اي نتيجه تغييروتحولات اجتماعي است که بارشدشهرنشيني وصنعتي شدن وبه تبع آن گذرجامعه ازمرحله سنتي به مدرن پديدمي آيديکي ازمسائلي که باعث مي شودزنان طلاق بگيرندمسئله استقلال اقتصادي زنان است که بتدريج که زنان ازنظراقتصادي مستقل مي شوند ايشان به گرفتن طلاق يک نوع منزلت اجتماعي براي آنان تلقي مي شودبيشترميگرددواين امردرپاره اي مواردباعث تشويق زنان به گرفتن طلاق شده است عواملي که درطلاق مؤثرندعامل اقتصاد، فقر، بيکاري شوهر، اعتياد، داشتن زنان متعدد، ندادن نفقه ، فساداخلاقي ، زنداني بودن شوهر
والـــــدين هرچه سعــــي کنندکه بعدازجدائـــــي کمبودهمــــديگررابراي فرزندان پرکنندنمي توانندچراچونکه درخانه هرکس جاي خوددارددرخانواده هائي که والدين ازهم جدامي شونددربسياري ازمواردبچه هادچارکمبودعاطفي مي شوندوبه احتمال زياددختران فراري ، کودکان خياباني وافرادبزهکارومعتادمحصول چنين خانواده هائي است .
درخصوص راههاي جلوگيري ازطلاق بررسي هانشان مي دهدعدم شناخت صحيح زوجين پيش ازازدواج يکي ازدلائل اصلي وقوع طلاق است براي جلوگيري ازاين امرمشاهده قبل ازازدواج ضروري است اگرجوانان آشنائي کامل ازهمديگرداشته باشندودراين صورت باهم ازدواج کنندزندگي مشترک پايدارتري خواهندداشت پديده طلاق ازلحاظ جامعه شناسي پديده تاثيرگذاربرآسيب هاي اجتماعي بوده وگسيختگي خانواده رادرپي داردوهمواره درجامعه اي که درحال گذاراست بصورت ناهنجاري اجتماعي درکنارپديده هايي چون اعتياد،بيکاري دختران فراري ،بزهکاري ، جرم، وجنايت وفقرفريادمي کشدوهمواره قربانياني بنام فرزند، زن مرد، حتي جامعه رابه همرا داردزن ومردبايددرکنارهم باشند.درجبهه مقابل هم مردبايدتکيه گاه مطمئني براي زن باشدبنابه گفته ائمه وقتي زن ومردي ازطلاق صحبت م کنندطلاق آنقدرعمل زشت وناپسنداست که عرش به لرزه مي افتدباکوچکترين دعواياکدورتي فورا" کلمه طلاق رابرزبان جاري نکنيم پيامبراکرم‌‌‌ (ص ) فرمودند.ان الله تعالي يبغض الطلاق (خداوندمتعال ازطلاق بخشم مي آيد)بلکه به آينده فرزندانمان بينديشم اين فرزندتنهامتعلق بمانمي باشدبلکه متعلق به جامعه است اوفردابايددرجامعه باشداگردعواومشاجره هم داريم پيش فرزندانمان ازاين کاراجتناب کنيم چون اين بگومگوهادرنهايت به زيان کودکانمان خواهدبودواودرآينده فردي خشن وعصباني بارخواهدآمدوالدين بايداين نکته رابدانندکه پرورش دادن فرزندي سالم ، قوي ، اعتمادبه نفس بالاوموفق درگرومحيطي امن ، آرام ، صميمي درخانواده است پس آموزشهاي لازم دراين زمينه ضروري بنظرميرسدوتوجه به بهداشت روح وروان ضروري است.‏
ارايه کننده : سحر ميرشاهي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان