بسم الله
 
EN

بازدیدها: 7,254

نفقه چيست؟

  1389/10/19
خلاصه: درباره نفقه زنان
البته قانون ميزان دقيقي براي نفقه مسخص نکرده و بيان نکرده که مثلا نفقه ي روزانه ي زن بيست هزار تومان باشد بلکه نفقه را بر مبناي نياز هاي متعارف و متناسب با وضعيت زن و منطبق با عرف زمان و مکان زندگي زوجين دانسته است .

اگر چه در قانون مدني و کيفري ايران نسبت به پرداخت نفقه تاکيد بسياري شده است تا به اين وسايل مردان ملزم به پرداخت حق و حقوق شرعي و قانوني همسر خود باشند اما در مواردي نيز به آنها اجازه داده شده است که از پرداخت آن خودداري کنند و مهمترين چراغ سبز قانون مدني براي ندادن نفقه به زن ماده ي 1108 ق. م است که ميگ.يد هرگاه زن بدون مانع مشروع از اداي وظايف زوجيت امتناعکند مستحق نفقه نخواهد بود .

طبق اين ماده عدم تمکين مجوزي براي ندادن نفقه است البته تمکين تابع عرف اقوام و نزديکان است .

در اصطلاح قانوني يا حقوقي تمکين عبارتست از براوردن نيازهاي شوهر واجابت کردن خواسته هاي مشروع او .
يکي از موارد داشتن رابطه ي زناشويي است که در اين مورد تنها به جز موارد خاص شرعي و بيماري يا درخواست هاي خلاف شوون اخلاقي يا مغاير با سلامت جسم و روح زن بايد با همسر خود تمکين کند .

از موارد ديگر تمکين اقامت دراقامتگاه دايمي شوهر است يعني زن براي دريافت نفقه بايد در خانهي شوهر زندگي کند مگر يک استثنا و آن اينکه در خود عقد ازدواج شرطي غير از آن شده باشد که زن در منزل ديگري يا خانهي ديگري زندگي کند .

اگر زن بدون دليل موجه و بدون موافقت شوهر خانه را ترک کند و حتي در خانهي پدر يا مادر خويش اقامت کند مرد ميتوتند ازدادن نفقه ي وي امتناع کند و ان را پرداخت نکند .

مورد ديگر الزام زن به حسن معاشرت با شوهر خويش است زني که بدون دليل موجه از تمکين خودداري و رن ناشزه يعني نافرمان و خاطي ناميده ميشود و در اين صورت علاوه بر اينکه مرد از دادن نفقه معاف خواهد بود بلکه ميتواند تقاضاي طلاق وي را نيز از دادگاه بخواهد و ميتواند تجديد فراش ( زن ديگر اختيار کند ) کند .

سوء رفتار زن يا انتخاب شغلي مغاير با شوون اخلاقي و وظايف زناشويي و داشتن معاشران فاقد صلاحيت اخلاقي از ديگر موارد نشوز محسوب خواهد شد .البته تمکين به معناي تسليم بي چون چراي زن در مقابل مرد و پاسخ دادن به خواسته هاي نا مشروع وي نيست .چنانچه زن به دليل عذر شرعي يا مسايل پزشکي قادر به ايفاي وظايف زوجيت نباشد يا براي انجام واجب شرعي ناچار باشد به مسافرت برود واز شوهراجازه نگيرد ناشزه محسوب نميشود و نفقهي وي بر عهده ي شوهر است .

دومين چراغ سبز قانوني ازدواج موقت يا همان چيزي که در اصطلاح عامه به آن صيغه مي گوييم .

طبق مادهي 1113که ميگويد : در عقد منقطع زن حق نفقه ندارد مگر اينکه شرط شده باشد يا اينکه عقد مبني بر آن جاري شده باشد نفقه تنها منحصر به زني است که به عقد دايم در آمده است در عقد يا ازدواج موقت زن مستحق نفقه نخواهد بود مگر اينکه در موقع عقد شرط شده باشد يا اينکه طرفين ابتدا با هم توافق کرده باشند .


نفقه ي زن پس از مرگ همسر يا طلاق همسر

آيا زن پس از طلاق هم مستحق نفقه است يا انکه نفقه اي به وي تعلق نميگيرد .

ماده 1109 ق.م پاسخ اين پرسش را به اين صورت ميدهد : زني که طلاق رجعي گرفته ( طلاقي که تا مدتش تمام نشده است مرد ميتواند رجوع کند ) در زمان عده اش که عده ي آن سه طهر است نفقه اش بر عهدهي مرد است مگر آنکه طلاق در زماني واقع شده باشد که زن تمکين تمکين نکرده باشد (نشوز کرده باشد ) اما اگر طلاق به دليل فسخ نکاح يا طلاق باين رخ داده باشد زن تنها در صورتي که حامله باشد تا زماني که فرزندش به دنيا خواهد آمد حق نفقه دارد و در غير از اين مورد حق دريافت آن را ندارد .

قبل از آنکه قانون مدني در سال 1381 اصلاح شود زن س از مرگ شوهرش نفقه اي دريافت نميکرد اما با اصلاحيه اي که درهمين سال 1381 طبق ماده 1110 زن در ايامي که در عده ي وفات شوهرش است نفقه دريافت ميکند و اين نفقه در صورتيکه مرد خودش دارايي داشته باشد از دارايي خودش و در غير اين صورت از اموال اقارب (اشنايان و خانوادهي فوت شده ) که پرداخت نفقه بر عهدهي آنان است تامين خواهد شد .

نفقه حق زن است و در صورت تمکين وي بايد به مي پرداخت شود و قانون ايران در اين مورد به شدت سخت گيري ميکند چرا ؟ چون که در صورت عدم پرداخت آن زن ممکن است دچار عسر و عرج شده و خداي ناکرده به فساد بيا فتد يه اين دليل قانون اين حق را به زن داده است که مطابق ماده 1111ق.م درصورت استنکاف شوهرش از دادن نفقه به دادگاه مراجعه کرده و دادخواست دريافت مهريه بدهد که در اين صورت دادگاه ميزان نقطه را توسط کارشناسي که دادگاه تعيين مي کند و مرد يا زوج ر را به دادن آن محکوم مي کند .

طبق ماده ي قانون1129 قانون مدني در صورتي که شوهر پس از شکايت زن از دادن نفقه خودداري کرد و بي خيال حکم دادگاه که بازهم که باز هم نفقه نداد که در اين صورت دادگاه در صورت عدم پرداخت براي اول اجباربعد توقيف اموال و بعد زندان و در صورتي که اين مراحل را طي کرد يا اصلاَ در مرحله اول خوداري و امتناع از ان زن ميتواند تقاضاي طلاق بدهد و دادگاه شوهررامجبور به طلاق دادن زن ميکند و علاوه براين در صورتي که شوهر به دليل بيماري يا از کار افتادگي از دادن نفقه عاجز باشد قاضي ميتواند او را مجبور به طلاق همسرش کند .

براي دريافت نفقه زن بايد بايد حتماَ در خانه شوهرش باشد واگرخانه شوهري را بدون اجازه شوهرش (به جز مواردي که قانون مشخص کرده)ترک کند شوهر مي تواند به او نفقه ندهد ماده 1114 در اين باره مي گويد زن بايد در منزلي که شوهرش تعيين ميکند سکني گزيند مگرانکه اختيار تعيين منزل به زن داده باشد اما مواقعي است که قانون و دادگاه اين حق را به زن مي دهد يا اينکه بدون اجازه شوهر از خانه خارج ودر خانه ديگري ساکن شود اما بتواند نفقه اش رامطالبه کند ماده1115 قانون اساسي به اين مساله اختصاص دارد وميگويد اگر بودن زن يا شوهر در يک منزل متضمن خوف ضرربدني يا مالي يا شرافتي براي زن باشد زن ميتواند مسکن جداگانه اي اختيار کند ودر صورتي که خطربازگشت به خانه ثابت شود دادگاه حکم بازگشتبه منزل شوهررا نخواهد داد اما در تمام اين مدت نفقه به عهده ي شوهر خواهد بود

البطه نکته مهم اين است که که طبق اين ماده تنها در صورت وجود ضرر و خطر از ناحه ي شوهر،دادگاه حکم سکونت در خانه ديگري را صادر نمي کند بلکه چنانچه از خانواده و دوستان شوهرنيز خوف ضرربدني يا مالي ياشرافتي وجود داشته باشد هم زن ميتواند در خواست خانه جداگانه بکند درچنين مواردي زن با تقديم دادخواست از دادگاه مي خواهد به وي اجازه سکونت در منزل و مسکن جداگانه بدهد و در صورتي که دادگاه حکم را به نفع زن صادرکند زن نفقه اش را هم ميگيرد .

يکي ديگر ازمسايل مهم درباره ي نفقه اين است که پرداخت نفقه از سوي شوهر هيچ ارتباطي با ثروتمند
بودن يا فقير بودن شوهرش ندارد و بدون توجه به جيبش بايد مخارج او را بدهد و از ويژگيهاي ديگر نفقه ي زن مقدم بر اقارب است يعني اول بايد نفقه ي زن را هم نسبت به گزشته وهم نسبت به آينده داد اما اقارب فقط نسبت به آينده حق مطالبه ي نفقه را دارند و اينکه نفقه ي زن جز طلب ممتازه است يعني اگر شوهر ورشکست شد اول بايد نفقه ي وي را پرداخت کنيم بعد بدهي هاي وي را وهمچنان که ماده 1118 ق.م بيان کرده که زن مستقلاْ ميتواند در دارايي خود هر تصرفي که را که ميخواهد بکند زن ميتواند از مالي که به اوارث به وي رسيده است يا از شغل مستقلش بدست آورده است هر طوري که ميخواهد استفاده کند و حتي در صورت ثروتمند بودن زن و فقير بودن شوهر شوهر از پرداخت نفقه معاف نخواهد بود .


نفقه چه طوري نقد ميشود

براي نقد کردن نفقه زن ميتواند دو نوع شکايت حقوقي و کيفري مطرح کند .

يکي دادخواست حقوقي وديگري شکايت کيفري است .
که دادخواست حقوقي : وقتي زن از شوهرش تمکين مي کند اما شوهر از دادن نفقه خودداري مي ورزد زن ميتواند با مراجعه به دادگاه خانواده و طرح دعوي حقوقي براي گرفتن نفقه محکوميت شوهرش را به پرداخت نفقه از دادگاه بخواهد .در اين صورت دادگاه پس از بررسي ادعاي زن حکم به پرداخت نفقه خواهد داد .در اين شرايط اگر مرد پزيرفت قضيه ختم و آتش بس ميشود .
اما اگر محکوم به پرداخت نفقه شود اما مرد امتناع کرد يا واقعا در فقر باشد يا به قول خودش حال گيري نمايد زن ميتواند درخواست طلاق نمايد و قاضي مرد را مکلف و مجبورخواهد کرد که وي را طلاق دهد .
اما راه حل ديگر براي نقد کردن نفقه شکايت کيفري است که علاوه بر دادخواست حقوقي از آنجا که عدم پرداخت نفقه در قانون ايران جرم است زن در صورتيکه نفقه اش پرداخت نشود ميتواند با مراجعه به دادسراي عمومي تعقيب جزايي شوهرش را از دادگاه بخواهد و در اين صورت با اثبات عدم پرداخت نفقه مرد علاوه بر پرداخت نفقه به مجازات مقرر در قانون نيز محکوم خواهد شد .

ماده 642 ق.م.ا(قانون مجازات اسلامي) مقررميدارد که:هر کس با داشتن استطاعت مالي نفقه زن خود را در صورت تمکين ندهد يا از تاديه نفقه ديگر اشخاص واجب النفقه امتناع کند دادگاه او را از سه ماه و يک روز تا پنج ماه حبس محکوم خواهد نمود .





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان