بسم الله
 
EN

بازدیدها: 722

اخلاق در قرآن-قسمت بيست و چهارم

  1391/2/14
خلاصه: اخلاق در قرآن (جلد 1: اصول مسائل اخلاقي)-قسمت بيست و چهارم
2- روش مرحوم ملکي تبريزي:
ايشان (مرحوم حاج ميرزا جواد آقا تبريزي) که يکي از اساتيد معروف سير و سلوک محسوب مي شود، در رساله «لقاءالله» راهي را پيموده است که در جهاتي با آنچه در رساله منسوب به بحرالعلوم آورديم متفاوت است.
نامبرده، نخست لقاءالله را عنوان مقصد اعلاي سير و سلوک معرفي مي کند و از آيات مختلف قرآن بهره مي گيرد و شواهد زيادي از روايات براي آن مي آورد و صريحا به اين اشاره مي کند که منظور از لقاءالله مشاهده با چشم نيست چرا که خداوند منزه از کيفيتي است که موجب رؤيت است؛ همچنين منظور از لقاءالله ملاقات ثواب و نعمت او در قيامت نيست، بلکه منظورنوعي «شهود» و ملاقات قلبي و روحي و مشاهده باچشم دل است.
سپس براي پيمودن اين راه طولاني و پرفراز و نشيب، برنامه اي را پيشنهاد مي کند که در جهات زير خلاصه مي شود:
1- تصميم و نيت براي پيمودن اين راه است
2- توبه صحيح از گذشته، توبه اي که در اعمال و اعماق انسان نفوذ کند و او را دگرگون سازد و آثار گناه را از جسم و جان و روح او بشويد.
3- برگرفتن توشه راه است؛ و براي آن چند برنامه ذکر کرده است:
الف - در صبح، مشارطه (با خود شرط کند که جز راه حق نپويد) ؛ در روز، مراقبه (توجه به اين که از راه منحرف نگردد) ؛ در شامگاهان، محاسبه (توجه به اين که در روز گذشته چه انجام داده است) .
ب - توجه به اوراد و اذکار و توجه به وظائف بيداري و هنگام خواب.
ج - توجه به نماز شب و خلوت با خداوند و شب زنده داري و رياضت در مساله خواب و خوراک که از حد لازم تجاوز نکند.
4- بهره گيري از تازيانه سلوک، و آن عبارت است از مؤاخذه کردن خويشتن به خاطر توجه به دنيا و قصور و کوتاهي در برابر حق، و پوزش خواستن از پروردگار و سرزنش خويشتن به خاطر بي وفائيها و اطاعت از شيطان در حضور پروردگار، و سعي و تلاش در طريق اخلاص.
5- در آستانه تحول، و در اين مرحله بايد قبل از هر چيز، به پايان زندگي و مرگ بينديشد که فکر مرگ براي سوزاندن حب دنيا و اصلاح بيشتر صفات زشت داروي مؤثري است. (سپس به عظمت پروردگار و اسماء و صفات او بينديشد و به ياد اولياء حق باشد و بکوشد خود را به صفات آنان نزديک سازد. )
6- در آستانه سر منزل مقصود، در اين بخش اشاره به اين معني مي کند که انسان داراي سه عالم است:
1- عالم حس و طبيعت
2- عالم خيال و مثال
3- عالم عقل و حقيقت.
عالم حس و طبيعت يکپارچه ظلمت است و تا از آن نگذرد به عالم مثال که عبارت از عالمي است که حقايق آن داراي صورتند و عاري از ماده نمي رسد.
و تا از عالم مثال نگذرد به عالم عقل نمي رسد؛ و منظور از عالم عقل، عالمي است که حقيقت و نفس انسان در آن عالم، نه ماده دارد و نه صورت؛ و هنگامي که به عالم عقل رسيد و نفس خويش را خالي از ماده و صورت شناخت، به معرفت پروردگار دست مي يابد؛ و مصداق «من عرف نفسه فقد عرف ربه» (1)مي شود. (2)
------------------
1- بحارالانوار، جلد 2، صفحه 32.
2- توضيح بيشتر را در رساله لقاءالله مرحوم ملکي تبريزي مطالعه فرمائيد.





نويسنده:ناصر مکارم شيرازي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان