بسم الله
 
EN

بازدیدها: 815

رقص آتش-قسمت نهم

  1391/2/13
خلاصه: رقص آتش (تأملات يک وکيل دادگستري)
وکالت شناخت بيماري هاي روابط اجتماعي و کوشش براي مداواي آن است. شناخت تاريخ اين قدرت رابه وکيل ميدهد که اوبتواند به همراه ديگرعلوم انساني با تبحربيشتري نسبت به مداواي بيمار خود اقدام نموده،يا با کالبد شناسي تاريخ وفرهنگ حضور و روابط خود دراجتماع را بهبود بخشد.

ازهمان دوره کار آموزي و ورود به عرصه وکالت متوجه "دوفرهنگي" ميان جامعه مردمي وجامعه وکالت درايران شدم.تصور مي کنم در سال هشتاد وچهار بود که معاونت وقت قوه قضائيه درجلسه اي مطلبي اظهار داشت بدين معنا که وکلا بويي ازانقلاب نبرده اند ولائيک هستند!(نقل به اجمال)اين مطلب موجب واکنش شديد وکلا گرديد ومقالاتي درنشريات چاپ شد. دراولين واکنش درجلسه اي که درهتل مرمر برگزارگرديد نايب رئيس وقت کانون با خواندن آيه استرجاع به خداپناه برد! وبا ذکر تاريخچه اي از مبارزات انقلابي وکلا وهمسوئي با انقلاب به رد سخنان ايشان پرداخت.نهايت آن مقام مسئول از گفته خود پوزش خواست و موضوع فيصله يافت.ليکن با تعديل هائي چنين برداشت هايي درذهن مسئولين ما نسبت با جامعه وکالت (کانون وکلا)وجود داشته ودارد.قضيه چيست ومشکل کجاست؟

ملت ما حدود يکصد واندي سال است که در انقلاب بسر مي برد.شايد نقطه آغازآن ظهورامير کبير محمد تقي خان فراهاني صدراعظم ناصرالدين شاه بوده باشد که درصدارت دوساله خود دست به يکسري اصلاحات واقدامات زد.(اگر بخواهيم بيشتر به عقب برگرديم درزمان فتحعلي شاه اقدامات محدود عباس ميرزا وليعهد به هنگام جنگ با روس هم نوعي ايجاد دگرگوني بود.)ناصرالدين شاه خود نيز با مسافرت به فرنگ و ديدن صنايع جديد يکسري نو آوري را به ارمغان آورد.انقلاب مشروطه حاصل آشنائي ايرانيان با پيشرفت هاي غرب وتنش هاي موجود درجامعه بود و آثار تمدن غرب ازجمله نظام آموزش جديد رادرپي داشت .رضاشاه ابتدا با تاسي از کشورهمسايه ترکيه خواستار برقراري حکومتي جمهوري بود.انديشمندان و علماي ديني وقت جامعه، چنين حکومتي را مناسب ايران نديدند ولاجرم رضاشاه سلسله پادشاهي پهلوي را بنيان گذاري نمود ويکسري اقدامات زيربنائي را پايه ريزي کرد(از جمله نظام قضائي نوين وتدوين همين قانون مدني فعلي).خروج وتبعيد رضا شاه از ايران خود نوعي انقلاب خاموش محسوب مي گردد. محمد رضا پهلوي ابتدا به عنوان شاهي دمکرات حکومت را دردست گرفت .با قدرت گرفتن مصدق ملت به سمت حکومتي ملي وجمهوري گرايش پيدا کرد.محمد رضا پهلوي انقلاب سفيد وسپس چندي بعد سيستم تک حزبي (حزب رستاخيز)را آوردکه بافت کلي جامعه را تغيير داد. تعويض پي در پي نخست وزيران قبل وبعد حکومت مصدق و گرايش هاي عقيدتي و تشکيل گروه هاي مبارز وانقلابي از دوره رضا شاه ودر طول حکومت سي وهفت ساله محمد رضا شاه نشان دهنده عدم ثبات حکومت والتهاب درجامعه وانديشمندان آن است. دوره سيزده ساله نخست وزيري اميرعباس هويدا دوره آرامشي بود که آتشي زيرخاکستر درخود پرورش مي داد وبه يکباره بدوراز انتظار،انقلابي فراگيرکل جامعه ايران را دگرگون کرد.

دوعامل موجب بروز اين انقلابات درايران بوده است.يکي آشنائي ايران با فرهنگ وتمدن غرب وديگري مشروع نشناختن حکومت هاي وقت وبسياري ازاقدامات آنان،توسط روحانيون شيعه که رهبران فکري وباورهاي ديني ومردمي بوده اند.

حضورتاثير گذار روحانيون وفرهنگ اسلام شيعه درجامعه ايران تعيين کننده سرنوشت تمامي اين انقلابات بوده است .ميرزاي شيرازي درواقعه تنباکو،سيدجمال الدين اسد آبادي درنهضت بيداري اسلامي،سيد عبدالله بهبهاني وسيدمحمد طباطبائي و شيخ فضل اله نوري در مشروطه ،آيت الله کاشاني درزمان مصدق وبالاخره حضرت امام خميني در انقلاب اسلامي نقاط عطف اين تاثير گذاري بوده است. (کتاب "تاريخ شيعه درايران" شيعه چه ميخواهد وچه ميگويد؟نوشته دکتر رضا نيازمند کتاب مفيدي دراين زمينه است)يکي ازآثاراين انقلابات ظهورنهادهاي جديد دربافت اجتماعي ايران بوده که يکي ازاين نهادها نهاد وکالت است.

دراين دوران دوفرهنگ متضاد درجامعه ما شکل گرفته است يکي فرهنگ ملي، متاثر ازحوادث تاريخي وعوامل جغرافيائي وژنتيک ازگذشته وفرهنگ القائي حکومت ها خصوصا سلسله پهلوي وهجوم فرهنگ غرب دريکصد و اندي ساله اخير،دوم فرهنگ ديني که باورهاي ريشه اي مردم متاثرازفرهنگ شيعه است.

ويژگي فرهنگ شيعه پويائي آن است بدين معنا که فرهنگ شيعه اين قدرت را دارد که با حفظ اصول، خود را با مقتضيات زمان هماهنگ سازد. عليرغم اين ويژگي، وجود اين دو فرهنگ دربسياري ازمواقع براي ملت ايران دردسر آفرين بوده است.ازجمله حل مشکل وکالت !

کوشش درهماهنگ ساختن اين دوفرهنگ همواره دغدغه من درطول دوره وکالت بوده است. اين دو فرهنگ درعرصه قضا هم خود را نشان مي دهد. بطوراعم فضاي حاکم برقاضي دادگاه در کرسي قضاوت دربعد ازانقلاب متاثر ازفرهنگ ديني است وفضاي حاکم بر وکيل درحوزه وکالت در قبل وبعد ازانقلاب متاثرازفرهنگ ملي !(جالب اين است اکثريت قضات وبازنشستگان کشوري ولشکري پس ازورود به کسوت وکالت گرايش به فرهنگ ملي مي نمايند) به جمله" قاضي ووکيل دوبال يک پرنده است" هميشه به چشم ترديد نگريسته ام.چراکه فکر مي کنم پرند ه اي که قاضي يک بال آن است با پرنده اي که وکيل يک بال ديگرش محسوب مي گردد درحال حاضردو پرنده متفاوت هستند!طرح موضوع نه تفرقه افکني بلکه کالبد شناسي تاريخ وفرهنگ وتاثيرآن برقضا درايران دربعد انقلاب بطوراعم و وکالت بطوراخص ميباشد.

اين دوفرهنگ دروجود فرد جامعه ما ازهر قشري نيزهست وگاه يکي بر ديگري مي چربد.نتيجه آنکه در حال حاضرفضاي حاکم برجامعه وکالت گرايش به فرهنگ ملي دارد حال آنکه مقتضيات حاکميت گرايش به فرهنگ ديني دارد.

شايد بتوان يکي ازويژگي هاي فعلي فرهنگ ملي رابا حفظ آنچه که برشمرديم گرايش بيشتربه تغييرات همراه با دنياي جديد دانست وفرهنگ ديني راگرايش بيشتربه توسعه باورهاي ديني و حفظ سنت ها بانگرشي جديد. اميد است با پويائي فقه شيعه ازيک طرف وقبول فرهنگ ديني ازطرف ديگراين تضاد که دغدغه تمامي انديشمندان وسياستمداران وعلماي علوم ديني درطول يکصد واندي ساله اخير درايران بوده است کاهش يابد.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان