بسم الله
 
EN

بازدیدها: 768

رقص آتش-قسمت هشتم

  1391/1/18
خلاصه: رقص آتش (تأملات يک وکيل دادگستري)
نيکلا ماکياولي سياستمدار قرن شانزدهم ميلادي ايتاليا کتابي دارد بنام "شهريار"که کتاب بسيارمفيدي است(چاپ اول وجديد اين کتاب توسط انتشارات عطائي با ترجمه محمود محموددرسال1380 به بازارکتاب آمد)آنچه از قبل درجامعه ما مطرح بود اينکه اين سياستمدار گفته بود در عالم سياست" هدف وسيله را توجيه ميکند"« ...شهرياران براي رسيدن به مقصود از هيچ وسيله اي روي گردان نيستند ودر اين راه موازين اخلاقي،انساني،شرف وفضيلت را زير پا مي گذارند...» اين عبارت يک عبارت ضد اخلاقي است که گاه دست آويز بسياري از اقشار جامعه قرارگرفته يا مي گيرد. وبا زير پا گذاشتن اصول اخلاقي تلاش براي رسيدن مقصود مي گردد.

دوره کار آموزي دوره تمرين و فراگيري بسياري ازموضوعات اخلاقي است. فضاي دعوي وحمايت حقوقي از يکي از طرفين دعوي به عنوان وکيل گاه ممکن است وکيل را در شرايطي قرار دهد که مرز اخلاق مورد بحث قرار گيرد. واين امرگاه گسترش يافته تا جائي که بدوا ازجهت انتظامي وثانيااز جهت جرائم عمومي براي وکيل درد سرساز شود.

دراوايل دوره کار آموزي در پرونده اي درمرحله تحقيقات مقدماتي که در آگاهي انجام مي شد موکل که دخترجوان ومحصلي بود تحت فشاربراي اقراربود موضوع مهمي نبود(گم شدن مختصري طلا که به صاحبش برگردانده شده بود) ولي سفارشاتي شده بود تا تقصير ازمتهم اصلي برداشته شود براي اينکه موکل از دسترسم خارج باشد مرا به بيرون هدايت کرده بودند ولي از دور شاهد ماجرا بودم وضعيت رقت بار موکل وحريص بودن ماموران براي گرفتن اقرار مرا کلافه کرده بود خصوصا زماني که موکل گاه با حالت تضرع به من نگاه مي کرد.لاجرم انگشت اشاره خود را به سمت دهان بردم واشاره کردم که سکوت کند اين امر از ديد ماموران پنهان نماند فورا مرا خواسته واقدام به صورتجلسه تحت عنوان ايجاد اختلال درامربازجوئي نمودند وخواستند که زير صورتجلسه را امضا کنم من که متوجه بودم که مامورين دنبال بهانه اي براي رفع و رجوع فشار غيراخلاقي خود هستند نه تنها صورتجلسه را امضا نکردم بلکه با آنها به بحث پرداختم که عمل شما غير اخلاقي است.موضوعي که مي رفت برايم به عنوان وکيل يک امرغيراخلاقي محسوب شود مامورين را با تامل وا داشت وبحمدالله در همان جلسه با اينکه فشار رواني زيادي را متحمل شده بودم کل ماجراي پرونده فيصله يافت.

مختصرا تنها به دوموضوع اخلاقي اشاره مي کنم که وکيل سرآمد آن است يا بايد باشد،يکي نظم است ديگري دقت . تصورجامعه ازموضوعات اخلاقي بسنده به اين است که انسان با ديگران خوش برخورد يا متواضع باشد درحاليکه اين دوموضوع گاه خود تبديل به ضد ارزش يا اخلاق مي شود.خشم درموقع خودش يک فضيلت متعالي است وجسور بودن نيزدرموقع خودش گاه موجب نجات زندگي يا حيثيت فرد يا افراد ميشود.

اظهارعجز پيش ستمگر ابلهي است اشک کباب موجب طغيان آتش است
ويا:
تواضع زگردن فرازان نکوست گدا گر تواضع کند خوي اوست

نظم: با اينکه جامعه ما عموما شيعه هستند ومحب حضرت علي( ع) در تعجبم که چرا به آخرين فراز وصيتنامه آنحضرت که مي فرمايند"اوصيکم به تقوي الله ونظم امرکم"کمتر توجه مي شود. فکر مي کنم يکي از بي نظم ترين جوامع متاسفانه جامعه ماست واين بي نظمي همه گير است ومخصوص قشر خاصي نيست.اوايل پس از انقلاب،بي نظمي ماموران سياسي کشور ما در کشورهاي خارجي موجب مشکلاتي مي شد و فرهنگ انقلابي خلاصه شده بود به باري به هرجهت بودن و وقعي به شخصيت ديگران نگذاشتن وبا اعمال ورفتارغير متعارف شخصيت ديگران را تحقير کردن! چه بسيار ملاقات هائي که به خاطر يک دقيقه دير رسيدن ماموران سياسي ما درملاقات با رئيس فلان کشور کل فرهنگ جامعه ما را زير سوال مي برد. وقت رسيدگي براي پرونده اي در ساعت معيني تعيين مي شود چند ساعت بعد دادگاه تشکيل مي شود سوال که مي کني، پاسخ اين است:جلسه قبلي طول کشيد! خب پيش بيني وقت لازم براي جلسه قبلي بشود ويا راس ساعت مقرر جلسه قبلي ختم شود اين نشد پاسخ! با اينکه ازهمان شروع دوره تحصيلي دردبستان اين آموزش به همگي داده مي شود باز مي بينيم وقتي فرد پاي در جامعه مي گذارد همه چيز فراموش مي شود. پيمان شکني موکل را درسروقت آمدن همه ما تجربه کرده ايم.گاه فکر مي شود که دير آمدن برسروعده کلاس!گذاشتن است در حاليکه دقت کرده ام بزرگترين شخصيت هاي جهاني براي ثانيه ها ارزش قائل بوده وراس ساعت مقرردرمحل ملاقات حضور داشته اند.بديهي است توقع نظم زماني از وکيل داشتن يک توقع عادي بوده که زمان تمرين آن در دوره کارآموزي است(نظم مکاني داشتن نيزموضوع ديگري است که مجال گفتگو نيست واينکه همه چيز در جاي خودش باشد)

دقت: براي مطالعه پرونده اي به دادگاه تجديدنظر رفته بودم.پس از مطالعه کامل پرونده به زيرو روي پوشه نگاه مي کردم که متوجه خطوط ريزي درداخل برگ پوشه زيراوراقي که سنجاق شده بود شدم. دقت که کردم متوجه شدم قاضي بدوي بدون اينکه متوجه باشد احتمالا در موقع محاکمه وبازي کردن با خود کار دوسه کلمه آن گوشه نوشته بود.شايد تعجب آور باشد که همان دوسه کلمه کليد مشکل لايحه دفاعيه شد!

تاکيد دارم که حواس پنجگانه بعلاوه حس ششم را دراينجا نام ببرم تا بدانيم که دقت وکيل تنها به ديدن نيست چرا که دقت از طريق حواس انسان بدست مي آيد.حس بينائي.حس بويائي.حس شنوائي. حس چشائي وبالاخره حس لامسه. پرونده ها تنوع بسياري دارد که ممکن است هريک از اين حواس در جاي خود کارسازباشد.در مطالعه متن قوانين دقت کردن راه گشاي درک منظور واضع قانون خواهد بود در واقع حواس وسيله اي هستند تا ذهن را به مقصود برسانند.

هارون الرشيد خليفه عباسي دوپسر داشت بنام امين و مامون وهردو هرروز برسرکلاس درس به سبک آن زمان حاضرمي شدند .روزي هارون براي پرسيدن وضعيت درسي پسرانش به مکتب خانه مراجعه وپيش ملاي مکتب خانه رفت.استاد گفت که هوش مامون بسيار بالاترازامين است.هارون پرسيد چطور؟استاد هردوپسر را بيرون فرستاد وورق کاغذي زير جايگاه مامو ن وکتابي زير جايگاه امين قرار داد وپسران را فرا خواند وآنها را دعوت به نشستن نمود.هارون مشغول تماشابود .امين راحت برجاي خويش نشست وساکت چشم به دهان استاد دوخت.مامون دائم در جاي خود وول ميخورد!استاد ازمامون پرسيد چرا اينقدر وول ميخوري؟مامون گفت ا زبيرون رفتن تا آمدنم نمي دانم سقف اتاق پائين آمده يا کف اتاق به اندازه يک ورق کاغذ!بالارفته است! ! !(مامون بعدها خليفه شد)





نويسنده:رحمن زارع-وکيل پايه يک دادگستري





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان