بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,003

بررسي حقوق زنان در اسلام-قسمت سي و سوم

  1390/12/14
خلاصه: مقدمه مبانى حقوق زن در اسلام انسان شناسى ابعاد وجودى انسان بعد انسانى بُعدِ الهي حيطه حيات انسان ابعاد وجودي زن اشتراک زن و مرد در هويت انسانى استقلال زنان در تحصيل علم استقلال اقتصادى زنان استقلال اجتماعى، سياسى زنان پيشتاز در صحنه سياست زنان و حق نظارت عمومى بر حکومت سوده همدانى نمونه اى از زنان در اين عرصه تفاوت هاى ساختارى زن و مرد تفاوت طبيعى و ساختگى جايگاه و حقوق زن در قرآن حقوق زن در عصر نبوي فلسفه خاص اسلام درباره حقوق خانوادگي مقام زن در جهان بيني اسلامي نگاهي به شخصيت و حقوق زن در اسلام و ساير ملل حقوق زنان نمونه هايي از برخورد ملتها با زن زن در نگاه پيروان اديان ديدگاه زن از منظر اسلام وضعيت نظام حقوق زن در غرب وضعيت نظام حقوق زن در اسلام اشتراکات زن و مرد مقايسه نظام حقوق زن در اسلام و غرب براساس نگرش سيستمي جانبداري فراتر روايات از حقوق زن آفرينش زن از نگاه قرآن مالکيت زنان در قرآن دامنه حقوق زن مقام انساني زن از نظر قران نقش زنان در توسعه حقوق زنان در قانون اساسي مروري بر پيشينه ي حقوق سياسي زنان در ايران ـ انقلاب مشروطيت دودمان پهلوي پهلوي اول پهلوي دوّم آزادي هاي سياسي بررسي حقوق و مسؤوليت‌هاي اجتماعي زنان در اسلام شخصيت حقوقي مستقل زنان اصول و اهداف جنبش اجتماعي زنان ( فمنيسم) در قرن حاضر دستاوردهاي مثبت جنبش اجتماعي زنان در جهان نتيجه گيري منابع و مآخذ
پهلوي دوّم
اقدامات پهلوي اول براي تغيير چهره ي اجتماعي زنان ايران هر چند زندگي سياسي او را تيره و تار کرد و سبب شد تضادهاي نهفته در قلب و روح جامعه در برخورد با عناصري از مدرنيته که بر عرف و عادات کهن تحميل شده بود، آشکار گردد و شکلهاي خشونت باري از آن به صورت شورشهايي موضعي بروز کند، اما همان طور که گفته شد تحولات اين عصر، نسل هايي از زنان را با مراکز آموزشي ، دانشگاهي و اشتغال پيوند داد. اين پيوند يک طيف وسيع از زنان متجدد را تربيت کرد که در گذر زمان تبديل به نيرويي شدند که نيازهاي روز ايران را تغيير دادند. اين طيف ، با آنکه فاقد تشکل هاي مستقل نيرومند بود، اما نظر به اينکه پروپاگاند حکومت پهلوي آن را دستمايه ي تبليغات سياسي خود در داخل و خارج قرار داده بود متکي به نفس بار آمد و افرادي از آن طيف توانستند در عصر محمدرضا شاه خودنمايي کنند و در چارچوب سازمان زنان که تحت رهبري يک زن درباري اداره مي شد، خواسته هايي را در انطباق با نيازهاي روز جامعه مطرح سازند. محمدرضا شاه به اين نتيجه رسيده بود که پاره اي اصلاحات اجتماعي لازمه ي بقا حکومت او است . گفته مي شود واشنگتن براي اين اصلاحات فوريت قايل بود: «شاه در 26 ژانويه 1963 (6 بهمن 1341) جرياني را به راه انداخت که خود آن را انقلاب سفيد مي ناميد و مدتي بعد به انقلاب شاه و مردم معروف شد. اين انقلاب به گونه اي طراحي شده بود که تحولات نوآورانه ي وسيعي را دربر مي گرفت و بر جميع جهات زندگي در ايران تأثير مي گذاشت . شاه از ديدگاه دموکراسي و غربي کردن به اين اقدام مي نگريست و انتظار داشت که به تحقق عدالت اجتماعي ، خودکفايي و استقلال اقتصادي مطابق با آنچه ارزشهاي اسلامي مي پنداشت منجر شود.»
در مهرماه 1341 شمسي خبر تصويب لايحه انتخابات انجمن هاي ايالتي و ولايتي که در هيئت دولت به تصويب رسيده بود انتشار يافت .
انتشار اين لايحه به يک رودررويي عظيم با مخالفان مذهبي منجر شد که دو ماه به طول انجاميد و بايد در اين مقابله ريشه هاي انقلاب اسلامي را که در سال 1357 به پيروزي رسيد پيدا کرد. در برابر لايحه مزبور روحانيون طراز اول کشور، انجمن هاي بازرگانان و اصناف تهران با دولت روبرو شدند و به مقابله پرداختند. اين برخورد به عقب نشيني پي درپي دولت و سرانجام لغو لايحه مزبور توسط «جلسه ي هيئت وزيران مورخ 8 آذرماه 1341» انجاميد. تلگرافي که آيات عظام به شاه و اسداله علم نخست وزير وقت مخابره کردند، به خوبي حاکي است که روحانيون طراز اول کشور، اين لايحه را بي اعتنايي به قرآن و اسلام و راه رخنه و نفوذ افراد و انديشه هاي غيراسلامي در کشور دانسته اند. از جمله مسايلي که به نفوذ انديشه هاي غيراسلامي و چه بسا ضد اسلامي تعبير شد، حق رأيي بود که در لايحه ي مزبور براي زنان در نظر گرفته شده بود. اما عقب نشيني دولت ، عقب نشيني دربار نبود و کمتر از شش ماه پس از خاتمه ي ماجرا يعني در روز 18 اسفند 41 با طرح مسأله ي رفراندمي که قرار بود موارد ششگانه ي «انقلاب سفيد» شاه را تحکيم کند مقابله فرهنگي با مخالفان مذهبي بار ديگر آغاز شد. اين بار نه تنها دولت و نخست وزير، بلکه شخص شاه و دربار هم مقابل روحانيت قرار گرفتند. شاه در جريان اين رفراندم از زنان ايراني دعوت کرد تا پاي صندوقهاي رأي بروند. بدين ترتيب پيش از اصلاح قانون انتخابات در مجلس و پذيرش حقوق سياسي زنان از طرق قانوني ، شاه از رأس هرم قدرت سياسي فراميني صادر کرد که مقابله و مناقشه وسيع نيروهاي مذهبي و غيرمذهبي مخالف را به شدت برانگيخت . در رأس نيروهاي مذهبي مخالف شاه ، آيت اله خميني قرار داشت که در سخنان اعتراض آميز خود موضوع تساوي حقوق زن و مرد را مطرح ساخته بود. وي در يکي از سخنراني هاي خود در تاريخ 10/1/41 با عنوان قضيه ، معارضه با اسلام است تصريح کرد: «ديديم از اولي که اين دولت بيسواد و بي حيثيت روي کار آمد، از اول هدف ، اسلام را قرار داد، در روزنامه ها با قلم درشت نوشتند که بانوان را حق دخالت در انتخابات داده اند لکن شيطنت بود، براي انعکاس نظر عامه مردم به آن موضوع بود که نظرشان به الغاء اسلام و الغاء قرآن ، درست نيفتد ولهذا در اولي که اينجا ما متوجه شديم و اجتماع شد و آقايان مجتمع شدند با هم براي علاج کار، توجه ما در دفعه ي اول منعطف شد به همان قضيه ، بعد که مطالعه کرديم ، ديديم آقا قضيه ، قضيه ي بانوان نيست ، اين يک امر کوچکي است ، قضيه ي معارضه با اسلام است . «منتخَب و منتخِب ، مسلمان لازم نيست باشد، حلف به قرآن لازم نيست باشد، قرآن را مي خواهيم چه کنيم ؟» بعد مصادف شدند با تودهني از ملت مسلم ، تعبير کردند حرفشان را به اينکه خير مراد ما از کتاب آسماني قرآن است . ما هم از آنها پذيرفتيم به حسب ظواهر شرع لکن به مجرد اينکه اينها يک چند نفر عمله را دور خودشان ديدند و يک زنده باد و مرده باد را ديدند، باز همان مسائل خبيثشان را از سر گرفتند، همان مطلبي را که ابطال کرده بودند دوباره از سر گرفتند، دوباره «تساوي حقوق من جميع الجهات » تساوي حقوق من جميع الجهات پايمال کردن چند تا حکم ضروري اسلام است ، نفي کردن چند تا حکم صريح قرآن است . بعدش باز ديدند که مصادف شد با يک ناراحتي ها و يک حرفها و يک چيزهايي ، حاشا کردند، وزيرشان يکجا حاشا کرد، اميرشان يکجا حاشا کرد.
در روزنامه ها به صراحت لهجه نوشتند که بردن بانوان به سربازي ، تصويبش در دست تنظيم است لکن بعد از آنکه ديدند که خيلي فضاحت بار آمد، مردم ناراحت شدند، همان نوکرهاي ارباب به حسب واقع هم ناراحت شدند، وقتي ديدند ناراحت شدند، گفتند اکاذيب است . پرونده سازي خواستند بکنند، پرونده سازي هاي بچگانه ي مضحک بکنند.»




پژوهشگر:حديثه بشين





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان