بسم الله
 
EN

بازدیدها: 742

مباني اعلاميه حقوق بشر در ترازوي قرآن-قسمت اول

  1390/12/10
خلاصه: مباني اعلاميه حقوق بشر در ترازوي قرآن-قسمت اول منشور جهاني حقوق بشر که به انگيزه حاکميت عدالت و صلح جهاني تدوين شده و در ايجاد صلح و امنيت نيز کارايي داشته، بر پايه مباني و مبادي خاصي استوار است. در اين ميان مدافعان و موافقان آن، به جاي بررسي و ارزيابي اين مباني، تنها با تکيه بر انگيزه و کارايي که داشته پذيرش آن را بايسته مي دانند. اما اين همه دليل بر بر حقانيت و درستي آن به عنوان يک فکر و انديشه نمي تواند باشد. نويسنده با تأمل در اين مباني و پيش فرض ها، به ارزيابي نقاط مشترک و افتراق آن با ديدگاه قرآن مي پردازد. در آغاز، مباني ياد شده را به چهار قسم تقسيم مي کند که از قرار زيرند: 1- ديدگاه هاي انسان شناختي: کرامت ذاتي انسان که از موجوديت او برخاسته، و استقلال و اصالت انسان، فارغ از ربوبيت و مالکيت خداوند نسبت به او (به شهادت بندهاي موجود در اعلاميه و مجادلات صورت گرفته در روند تدوين آن). 2- ديدگاه هاي هستي شناختي: سامان بخشي به زندگي دنيوي به عنوان هدف اصلي، جدا انگاري دنيا از آخرت و باور نداشتن به نقش زندگي دنيوي در سرنوشت و سعادت اخروي. 3- ديدگاه حقوق شناختي: پذيرش حقوق طبيعي و تأکيد بر تساوي و نفي هرگونه تفاوت و تمايز. 4- ديدگاه معرفت شناختي: توانمندي عقل بشري در کشف و درک نتايج و لوازم حقوق، به عنوان داور قطعي و نهايي. نويسنده چنين نتيجه مي گيرد که اين مباني نه يکسره از نظر قرآن مردود است و نه يکجا قبول. سپس هر يک را جداگانه بر قرآن عرضه مي کند و ديدگاه هاي قرآن را چنين بر مي شمارد: کرامت انسان برخاسته از وجود انساني او نيست، بلکه به دليل انسانيت وي است به عنوان استعداغدي بالقوه که گاه در او فعليت مي يابد و گاه مي ميرد. قرآن، دنيا و آخرت را دو بخش از يک واقعيت مي داند که پيوندي تنگاتنگ دارند. چنان که تعريف حقوق طبيعي در قرآن با تعريف طراحان حقوق بشر متفاوت است. توانمندي عقل، تنها در شناخت مصالح و مفاسد زندگي دنيوي پذيرفته است. اما به طور کلي پذيرفته نيست. روح تفاوت حقوق بشر جهاني با حقوق بشر ديني در نگاه متفاوت آن دو به انسان، نهفته است.
آنچه امروزه حقوق بشر ناميده مي شود و در اعلاميه جهاني حقوق بشر سازمان ملل در قالب سي ماده بيان شده است، فکر و انديشه اي است که بر مباني خاصي استوار بوده از مبادي خاصي نشأت مي گيرد. اين حقيقت را مي توان از متن اعلاميه و نيز از سخنان و تحليل هاي مدافعان آن به دست آورد.
بنابراين، پذيرش اين انديشه و ايجاد نظام حقوقي بر پايه آن، يا ردّ آن و پي ريزي نظام حقوقي بر اساس انديشه اي ديگر، در صورتي موجّه و معقول است که پيشاپيش مباني و مبادي انديشه حقوق بشر نقد و ارزيابي شده و در مبارزه و رويارويي با چالش ها و انتقادات، سرفراز بيرون آمده باشد. متأسفانه برخي از مدافعان حقوق بشر به جاي مباني انديشه به انگيزه طرح انديشه تمسک مي جويند. از نظر اينان، چون انديشه حقوق بشر در قالب يک اعلاميه جهاني، براي ايجاد آزادي، عدالت و صلح و پايان دادن به استبداد، ستم و جنگ و خونريزي، مطرح شده است پس بايد مورد احترام و عمل قرار گيرد.
و گاهي نيز به نقش و کارآيي آن در ايجاد صلح و امنيت ميان انسان ها و ملت ها تکيه کرده و از آن به عنوان دليل يا مؤيد ضرورت پذيرش آن ياد مي کنند.
حال آن که کارآيي تنها ـ به فرض آن که واقعيت داشته باشد ـ يا صرف انگيزه درست، نمي تواند دليل بر درستي و معقوليت انديشه باشد. حقانيت آن را بايد از استواري مباني و مبادي آن نتيجه گرفت، و گرنه گاه يک فکر باطل نيز منافع و مصالحي را براي مدتي تأمين مي کند، اما انسان به خود اجازه نمي دهد که چنين فکري را حق تلقي کرده و مبناي زندگي قرار دهد.
اين نوشتار بر آن است تا با درنگي و تأمّلي بر اين مباني و مبادي به ارزيابي نقاط اشتراک و افتراق آن با ديدگاه قرآن بپردازد.
مباني حقوق بشر
انديشه حقوق بشر بر تصور ويژه اي از انسان استوار است و از ديدگاه هاي خاصي نسبت به هستي، معرفت و حقوق مايه مي گيرد. بنابراين مي توان مجموعه ديدگاه هايي را که در طرح انديشه حقوق بشر بر آن تکيه شده يا به عنوان پيش فرض مسلّم انگاشته شده است، به چهار مقوله انسان شناختي، هستي شناختي، معرفت شناختي و حقوق شناختي يا فلسفه حقوق تقسيم کرد.





نويسنده:سيد موسي صدر





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان