بسم الله
 
EN

بازدیدها: 825

مسئوليت در برابر ازدواج جوانان-قسمت دوم

  1390/12/6
خلاصه: مسئوليت در برابر ازدواج جوانان-قسمت دوم
شرح تفصيلى:
((و إنکحوا الايامى منکم و الصالحين من عبادکم و امإکم))
تعاون بر نيکى و پرهيزکارى به معناى فراگير آن, يک اصل قرآنى است که در آيه شريفه ((تعاونوا على البر و التقوى)) بر آن تإکيد شده است و آيات و روايات متعدد ديگر, هر يک به گونه اى مسلمانان را به نيکى در باره يکديگر و رفع نيازهاى فردى و اجتماعى مومنان فرا خوانده اند. اين اصل دامنه اى گسترده و بسيار فراگير دارد. ازدواج به عنوان نيازى عمده در زندگى انسانى و شکل گيرى خانواده به عنوان گسترده ترين و اصيل ترين نهاد اجتماعى به ويژه با عنايت ويژه و نگاه پر معنايى که اسلام به آن دارد, ترديدى باقى نمى گذارد که يکى از مصاديق روشن و مهم ((نيکى)) و ((پرهيزکارى)) است و اسلام عزيز همان گونه که دختران و پسران مجرد و مردان و زنان بى همسر را سخت به آن فرا مى خواند, مسلمانان را به هموار کردن راه آن و کمک به برپايى ((محبوب ترين بنيان اجتماعى)) نزد خداى متعال, فرمان مى دهد; هم در فرمان هاى عام خويش که شامل اين امر خير حياتى مى شود و هم با تإکيدهاى ويژه اى که در خصوص ازدواج کرده است. اين آيه فرمانى خاص و دعوتى ويژه خطاب به مسلمانان است که زنان و مردان بى همسر, حتى غلامان و کنيزان را همسر دهند و اين نياز غريزى, انسانى و اجتماعى آنان را برآورند.
اهميت امر ازدواج و در آمدن از تنگناهاى ((تجرد)) به فضاى پر معنا و البته پر مسئوليت ((تإهل)) باعث شده است که قرآن کريم مستقيما و خطاب به مسلمانان فرمان دهد آستين همت را براى شکل گيرى خانواده و ازدواج دختران و پسران بالا زنند و براى همسر دادن آنان پيش قدم شوند. نقش ترديدناپذيرى که ازدواج در جلوگيرى از بسيارى مفاسد و به دست دادن امنيت اجتماعى و روانى و آسايش و توسعه اقتصادى و رشد فضائل انسانى و ارزش هاى اخلاقى و بقاى نسل صالح انسانى دارد, آن قدر روشن است که نياز چندانى به شرح و بحث ندارد و فقط به پاره اى نکات آن در شرح روايات پرداخته خواهد شد. آنچه اهتمام بيشترى را مى طلبد تلاش براى رفع دشوارىها و موانعى است که بر سر راه اين مهم وجود دارد يا رخ مى نمايد. اين است که اين آيه به ويژه با عنايتى که در ادامه آن از منظر نگاه ايمانى و الهى به مسئله تنگدستى و دشوارىهاى مالى و اقتصادى آن شده, خطاب خويش را نه متوجه زنان و مردان بى همسر, بلکه متوجه جامعه اسلامى مى کند که چاره انديشى کنند و جوانان و مردان و زنان مجرد را همسر دهند. مفاد اين فراز آيه اين است که مردان و زنان بى همسر و غلامان و کنيزان شايسته ولى بى همسر را همسر دهيد.
دشوارىهايى که در مسير شکل گيرى خانواده به ويژه از بعد اقتصادى وجود دارد, ازدواج را براى برخى ناممکن مى سازد و براى بسيارى مايه تإخير آن مى شود. و اين چيزى جز کاهش ((نرخ ازدواج)) و بالا رفتن معدل ((سن ازدواج)) نخواهد بود که آفات و تبعات اجتماعى گسترده اى خواهد داشت. ميانگين منطقى و درست سن ازدواج, محدوده خاصى دارد که اگر از آن حد کاسته شود, مشکلات و عوارض اجتماعى و خانوادگى خاص خود را دارد و اگر افزايش يابد, چنان که متإسفانه اينک در جامعه خود شاهد هستيم, پيامدهاى ناخوشايندى دارد که براى آگاهان به مسائل اجتماعى امرى روشن و پديده اى نگران کننده است و مى تواند به يک بحران اخلاقى و حتى اجتماعى منجر شود. اين است که فرمان آيه, توجه دادن مسلمانان به يک موضوع اجتماعى مهم به شمار مى رود; موضوعى که در پاره اى شرايط تنها با تلاش مشترک و همه جانبه مسلمانان است که مى توان از عهده آن برآمد و از تبعات ناگوار آن رهايى يافت.
اين فرمان همان گونه که خطابى عام و فراگير است و به يک قشر خاص در جامعه اختصاص نيافته, در باره دسته خاصى از مجردان نيز نمى باشد. همه زنان و مردان بى همسر, چه آزاد و چه برده را شامل مى شود. البته بردگان را محدود به آن دسته اى کرده که ((صلاحيت)) داشته باشند. در ادامه در باره اين قيد نيز توضيح خواهيم داد.




نويسنده:سيد ضياء مرتضوي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان