بسم الله
 
EN

بازدیدها: 718

نقد نگارشي يک راي-قسمت نوزدهم(زنده به سخن)

  1390/12/2
خلاصه: نقد نگارشي يک راي زنده به سخن
نظامي گنجه‌اي شاعر بلند آوازة قرن ششم ، بيش از آني که در سال 599 / هـ چشم از جهان برگيرد، همچنان نگران سرنوشت تلخ سخن بود که گذشتة پر افت و خيزي را پسِ پشت نهاده بود و آينده‌يي بسيار محو و مه‌آلود را در پيش‌روي مي‌داشت، شايد او بيش از هر چيزي متوجه اين نکته بود که سخن و به تبع آن وجه مکتوب آن يعني نوشته، با روزگار نگران کننده‌يي مواجه خواهد بود و به هر حال او که خود را «زنده به سخن» معرفي مي‌کرد قطعاً نمي‌خواست که سخن هم زنده به او باشد، آري سخن بايد به ابديت پيوند خورد نه به هيچ کس ديگري چرا که:


خط هر انديشه که پيوسته‌اند
بر پر مرغان سخن بسته‌اند


و اين يعني که هيچ انديشه‌اي بي‌مدد سخن اوج نخواهد گرفت و اين يعني که اگر انديشه ابتر بماند و به کنج فراموشي در ‌غلتد قطعاً نتواسته است از طريق سخن به پرواز درآيد و خود را به مخاطب برساند.


سخن گفتن و نوشتن که هر دو بر کلمه و کلام تکيه دارند در واقع دست احساس و تفکر و انديشه را مي‌گيرند تا از سکوت به حرکت برسند اگر نه صاحب انديشه هيچ فرقي با ديگران نخواهد‌داشت.


من هنگامي که با برخي از آراء دادگاههاي دادگستري روبه‌رو مي‌شوم جز افسوس خوردن بر سرنوشت ادب فارسي که به وسيله همکاران من در کشتارگاه دکه‌القضا ذبح مي‌شود کاري از دستم بر‌نمي‌آيد الا همين کارک کم اثري که مي‌بينيد بدل شده است به پشت دست گزيدني خاموش در حاشيه آراء به اصطلاح صادره !! از دادگاهها، اما در همين جا شما را هم فرا مي‌خوانم تا در افسوس خوردن با من انباز و همنوا باشيد پس نخست بنگريد به اين رأي که شايد در شمار تازه‌ترين آرائي باشد که از دادگاهي در تهران صادر شده است .


رأي دادگاه:
در خصوص دادخواست تقديمي خانم زهرا... فرزند محمد بطرفيت همسرش آقاي امير... فرزند سهراب مجهول‌المکان بخواسته صدور گواهي عدم امکان سازش و طلاق باستناد به عقدنامه شماره 461449-6 بهمن 1382 اظهار داشت در تاريخ 82 / 11/ 16 با خوانده عقدکرده يک هفته بيش زندگي نکرده است بعلت اينکه همسرش بددهن و دست‌بزن و در مجموع سوءمعاشرت و رفتار دارد و ترک منزل نموده است و قادر نيست با ايشان ادامه زندگي مشترک بدهد در حال حاضر نه ماه است که بلاتکليف مانده و با نيازهاي مادي و معنوي وي توجه نکرده است چند بار در مورد نفقه و مهريه دادخواست تقديم نموده منصرف شده است شايد بتواند با خوانده زندگي نمايد ولي نتواسته است نظر به مجموع اوراق و محتويات پرونده و نظريه داوران و تحقيقات بعمل آمده توسط واحد محترم مددکاري واينکه خوانده با وصف ابلاغ قانوني حضور نيافته و دفاعي معمول نداشته است و اينک بند 8 از شرايط ضمن عقد بتظر دادگاه محقق است خواسته خواهان موجه بوده استناداً به مواد 1119 و 1130 و تبصره الحاقي از ماده اخير و ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب 1370 حکم طلاق خواهان را صادر و اعلام مي‌نمايد زوجه مي‌تواند ظرف سه ماه از تاريخ ابلاغ و قطعيت دادنامه مي‌تواند در يکي از دفاتر رسمي طلاق حاضر شده و با استفاده از اختيارات حاصل از شرايط ضمن عقد مقرر در عقد‌نامه و بذل حداقل يک سکه از مهريه ما في‌القباله خود و قبول بذل از طرف زوج به اجراي طلاق از نوع خلع و ثبت آن اقدام نمايد زوجين فاقد فرزند مشترک بوده و در حال حاضر نيز حسب اقرار و گواهي پزشکي باردار نيست رأي صادره غيابي بوده ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل واخواهي در اين دادگاه پس از آن قابل اعتراض درمحاکم محترم تجديدنظر استان تهران مي‌باشد.
رييس شعبه... دادگاه خانواده تهران...


لابد انتظار داريد که پس از نگاه به چنين رأيي، بنشينم و ايرادهاي ادبي و نگارشي آن را بر شمارم اين البته انتظار به‌حقي است ليکن مشکل کار و زشتي صورت پرادبار رأي بيشتر از آن است که با دخالتي ويرايشي به صلاح آيد. من ويراستاري اين رأي را تعهد نمي کنم اما مي‌توانم به شما نمايندگي بدهم که از صادر کنندة رأي بپرسيد1- چه کسي يکباره در اثناي فرمايشات دادگاه با دويدن به وسط معرکه «اظهار داشت؟ 2- جمله «با خوانده عقد‌کرده» آيا با نقل از خواهان در متن رأي آمده است يا از ابتکارات صادر کننده رأي است؟


3- عبارت «به علت اين که همسرش بددهن و دست بزن و در مجموع سوء معاشرت و رفتار دارد» چگونه عبارتي است واز ادبيات کدام طبقه گرفته شده است؟ و گيرم که عريضه نويسي از زبان خواهان چنين ترهاتي را به قلم آورده باشد آيا سزاوار است که عيناً از صافي ذهن قاضي بگذرد و در متن رأي جا خوش کند؟


4- جمله « حسب اقرار و گواهي پزشکي باردار نيست» اگر نگويم که مفيد در اقرار به وسيله ثالث است آيا با اين اشکال مواجه نيست که بنياني در هم تنيده و ضعيف دارد؟


5- عبارت« رأي صادره غيابي بوده » اين پرسش را بي‌درنگ به ذهن متبادر مي‌کند که اگر رأي در سابق غيابي بوده است! حالا چه وصفي دارد؟ چرا نويسنده رأي، صادر شده را به گذشته نسبت مي‌دهد، آيا جز اين است که ايشان به کاربرد افعال کمکي و وجوه وصفي آشنايي ندارند؟


خواننده رأي مي‌تواند همچنين به نمايندگي از سوي صاحب اين قلم بسياري از پرسشهاي ديگر را هم با انشا کننده رأي در ميان نهد اما به نظر مي‌رسد اگر هم ما لب از گفت و گو فرو بنديم باز هم،‌اين مرحوم نظامي است که پرسشهاي خود را پي خواهدگرفت:


گر نه سخن رشته جان تافتي
جان سر اين رشته کجا يافتي؟!




نويسنده:محمدرضا خسروي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان