بسم الله
 
EN

بازدیدها: 749

بررسي حقوق زنان در اسلام-قسمت سي و دوم

  1390/12/1
خلاصه: مقدمه مبانى حقوق زن در اسلام انسان شناسى ابعاد وجودى انسان بعد انسانى بُعدِ الهي حيطه حيات انسان ابعاد وجودي زن اشتراک زن و مرد در هويت انسانى استقلال زنان در تحصيل علم استقلال اقتصادى زنان استقلال اجتماعى، سياسى زنان پيشتاز در صحنه سياست زنان و حق نظارت عمومى بر حکومت سوده همدانى نمونه اى از زنان در اين عرصه تفاوت هاى ساختارى زن و مرد تفاوت طبيعى و ساختگى جايگاه و حقوق زن در قرآن حقوق زن در عصر نبوي فلسفه خاص اسلام درباره حقوق خانوادگي مقام زن در جهان بيني اسلامي نگاهي به شخصيت و حقوق زن در اسلام و ساير ملل حقوق زنان نمونه هايي از برخورد ملتها با زن زن در نگاه پيروان اديان ديدگاه زن از منظر اسلام وضعيت نظام حقوق زن در غرب وضعيت نظام حقوق زن در اسلام اشتراکات زن و مرد مقايسه نظام حقوق زن در اسلام و غرب براساس نگرش سيستمي جانبداري فراتر روايات از حقوق زن آفرينش زن از نگاه قرآن مالکيت زنان در قرآن دامنه حقوق زن مقام انساني زن از نظر قران نقش زنان در توسعه حقوق زنان در قانون اساسي مروري بر پيشينه ي حقوق سياسي زنان در ايران ـ انقلاب مشروطيت دودمان پهلوي پهلوي اول پهلوي دوّم آزادي هاي سياسي بررسي حقوق و مسؤوليت‌هاي اجتماعي زنان در اسلام شخصيت حقوقي مستقل زنان اصول و اهداف جنبش اجتماعي زنان ( فمنيسم) در قرن حاضر دستاوردهاي مثبت جنبش اجتماعي زنان در جهان نتيجه گيري منابع و مآخذ
ما مي پذيريم که از کسب معرفت به دور مانده ايم ، ممنوع از تمام مراودات و تحصيل محاسنات و ادب و تربيت گشته ايم ، معاشران ما موجودات ناقص العقلي مانند کودکان هستند و کارمان به صدمات و زحمات خانه داري و بچه داري منحصر شده است . اما اين مربيان که صاحبان خرد و کاملان جهان اند، کجا راه ديگري پيش پاي ما نهادند. به جاي اينکه ما را به راه و رسم انسانيت و مدنيت رهنمون گردند، قرنها نوشتند و گفتند که : «زن بايد قدم آهسته بردارد، سخن را نرم و ضعيف بگويد مثل اينکه از ناخوشي برخاسته باشد.» اين نصايح به کار ما فقرا نمي خورد، براي مردمان مرفه خوبست . مردم رعيت با اين همه کارهاي مشکل و دشوار. چگونه مي توانند «اين قسم رفتار» بياموزند و ادا و اطوار زنان ناخوش درآورند. اگر چنين کنند، چه کسي به کار مزرعه برسد؟ يا مي گويند بايد زنان به «نظافت » و «خوشبويي » و «لطافت » بگرايند. اينها همه خصلت طبقات ثروتمند است . نظافت در جامعه وقتي ميسر است که اسباب کثافت مفقود باشد. نظافت زاييده ي «غنا و ثروت » است و البته «فقر و فلاکت » آفريننده ي کثافت . مردم فقير که مثل ما سي سال .. زير يک لحاف کرباس سر مي کنند .. و بضاعت عوض کردن آن را ندارند، چگونه مي توانند پاکيزه باشند؟ وگرنه هر ذيشعوري نظافت را بر کثافت ترجيح مي دهد و نيازي به نصيحت و پند و اين همه روده درازي و عبارت پردازي نيست . اين مربيان نظافت بايد روزي دو قران کار کند .. و امورات چهار تا پنج نفر عيال و اولاد را متحمل شود و زن عاطل و باطل يک روز براي کشتن وقت به حمام برود يک روز روضه خواني و اسمش را بگذارد مشغول تربيت فرزندانم . و حال آنکه مسأله ي تربيت بهانه است ، ما مي بنيم که خانواده ايراني بيشتر همت خود را صرف اندوختن طلا و مال مي کند تا تربيت فرزند.
در شماره هاي ديگر زنان دنباله ي سخن را گرفتند که ، زن ايراني را آنچنان در جهل نگهداشته اند و به غفلت کشانده اند، که در حل هر مشکل به جادو و اسطرلاب بيشتر پناه مي برد تا به عقل و تجربه و دانش خويش پس واي به حال فرزندي که زيردست اين زنان بارآيد.
در طي عصيان و ناخرسنديهاي اجتماعي (که در اينجا مجال گفتگوي آنها نيست ) زنان را در تظاهرات و راهپيماييهاي خياباني نيز مي بينيم . همين قدر اشاره کنيم که هر بار در ايران قحطي و کمبود و يا گراني ارزاق پيش آمد. زنان به صورت وسيع در تظاهرات شرکت مي جستند و گاه کشته هم مي دادند. از مهمترين اين عصيانها شورش زنان در قحطي 1277 قمري است که دکانهاي نانوايي را چپاول کردند. آشوب برخاست ، دروازه ها را بستند، چند هزار زن با چوب و چماق هجوم آوردند، دروازه بان را از پاي درآوردند ... و حکومت ] ناصرالدين شاه [ براي خواباندن شورش کلانتر را به طناب دار کشيد و بهاي نان را کم کرد. نمونه ي ديگر قحطي 1312 قمري است که در اثر احتکار گندم ايجاد شد. محتکرين ، مجتهد تبريز، مباشرين وليعهد و حاکم تبريز بودند. زنان تصميم به تظاهرات گرفتند. «در حدود سه هزار زن چوب به دست ، در بازارها به راه افتادند و کسبه را به بستن دکان و پيوستن به راهپيمايان مجبور کردند.» حکومت قشون مراغه را خبر کرد، دستور تيراندازي داده شد. «در دم پنج زن و يک سيد کشته شدند.» در اينجا روحانيت معترض هم عليه مجتهد بزرگ به زنان پيوست و در قونسولگري روس تحصن کردند و «سه بار از فرار ملائي که مي خواست صحنه را ترک کند ممانعت کردند و با او به خشونت تمام رفتار نمودند.» فرداي همان روز تظاهرات را از سر گرفتند، اين بار نيز سه زن کشته و تعدادي زخمي شدند. شعار نان تبديل به شعار سياسي و عليه سلطنت قاجارها شد. حکومت هراسيد و بار ديگر عقب نشيني کرد.




پژوهشگر:حديثه بشين





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان