بسم الله
 
EN

بازدیدها: 636

احکام خانواده و آداب ازدواج‏-قسمت نوزدهم

  1390/12/1
خلاصه: احکام خانواده و آداب ازدواج‏-قسمت نوزدهم
3 - احکام عيوب‏

الف - عيوب مرد

قرآن کريم:
)وَمَا جَعَلَ عَلَيْکُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّةَ أَبِيکُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاکُمُ‏الْمُسْلِمِينَ مِن قَبْلُ وَفِي هذَا لِيَکُونَ الرَّسُولُ شَهِيداً عَلَيْکُمْ وَتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى‏النَّاسِ(200)).
"... واو کار سنگين وشاقى در دين )اسلام( بر شما نگذارده است،آيين پدرتان ابراهيم است، او شما را درکتابهاى پيشين مسلمان ناميدوهمچنين در اين کتاب آسمانى، تا اينکه پيامبر شاهد وگواه بر شما باشد،وشما هم گواهان بر مردم..." از اين آيه چنين در مى‏يابيم: هر حکم شرعى که حرجى را موجب‏گردد که در شرع نفى شده است، پذيرفته نيست مگر آن که حرج ازميان برداشته شود، پس اگر بقاء ازدواج براى مرد يا زن حرجى راموجب گردد مى‏توانند آن را فسخ کنند.

حديث شريف:
1 - از امام صادق‏عليه السلام روايت است که فرمود: "زن با چهار چيز پس‏گردانده مى‏شود: پيسى، جذام، جنون، وقرَن(201)، مادامى که دخول‏نکرده باشد پس اگر دخول کرد نمى‏تواند او را بازگرداند."(202)
2 - حسن بن صالح مى‏گويد: از امام جعفر صادق‏عليه السلام درباره مردى‏پرسيدم که با زنى ازدواج کرده ولى او را داراى )قرن( يافته است؟
حضرت‏عليه السلام فرمود: "اين زن، باردار نمى‏شود ومانع از همبسترشدن شوهرش با خود مى‏گردد، چنين زنى به خانواده‏اش پس‏گردانده مى‏شود."(203)
3 - امام باقرعليه السلام مى‏فرمايد: "زن نابينا ومبتلا به پيسى وجذام‏و لَنگ پس داده مى‏شود."(204)
4 - از امام کاظم‏عليه السلام درباره زنى پرسيدند که شوهر کرده است‏وشوهر او پس از ازدواج دچار جنون گشته است؟
حضرت‏عليه السلام فرمود: "اگر زن بخواهد مى‏تواند از آن مرد جداشود."(205)
5 - امام صادق‏عليه السلام به نقل از پدرش مى‏فرمايد: "على‏عليه السلام ازحماقت کسى را پس نمى‏داد ولى با تنگ دستى پس مى‏داد."(206)
6 - ابو بصير مرادى از امام صادق‏عليه السلام درباره زنى پرسيد که‏همسرش بيمار شده وتوانايى همبستر شدن با او را ندارد؟
حضرت‏عليه السلام فرمود: "اگر بخواهد مى‏تواند از او جدا شود."(207)
7 - حلبى در حديثى از امام‏عليه السلام درباره مردى روايت مى‏کند که‏با زنى ازدواج مى‏کند وبه او اظهار مى‏دارد که از فلان خانواده است،ولى بعداً معلوم مى‏شود که چنين نيست؟
حضرت‏عليه السلام فرمود: "ازدواج را فسخ مى‏کند." يا فرمود: "پس‏مى‏دهد."(208)

تفصيل احکام:
وجود هر گونه عيبى در مرد که زندگى زناشويى را نا ممکن بسازديا حرجى را پديد آورد، به زن اين اجازه را مى‏دهد که از مرد جداشود. تفصيل عيبهاى مورد بحث چنين است:
1 - جنونى که به حد عدم تشخيص برسد، خواه هميشگى باشد يادوره‏اى، به شرط آن که عرفاً ديوانه ناميده شود، ولى اگر تنها زمان‏کمى به آشفتگى عقل مبتلا شده باشد که نام ديوانه بر او صدق نکندهمسر او نمى‏تواند عقد را فسخ کند.
2 - در جنون تفاوتى نيست که آيا پيش از عقد يا پس از آن به وجودآمده باشد.
3 - همچون جنون است بيماريهايى عصبى که مبتلاى به آن نتواندبر عملکرد خود کنترل داشته باشد وزندگى کردن با او موجب حرج‏زن مى‏گردد.
4 - خواجه بودن مرد، وقطع آلت تناسلى او )بطوريکه قادر به‏آميزش جنسى نباشد( وعنين بودن )عدم تواناى جنسى( وهر چيزى‏که از مرد قدرت آميزش جنسى را به طور کامل بگيرد، به زن اين اجازه‏را مى‏دهد که عقد را فسخ کند.
5 - اقوى‏ اين است که ابتلا به مرضى که به سبب آن مرد از آميزش‏جنسى با همسر خود صد در صد منع مى‏گردد، مانند بيمارى)ايدز(، حکم ناتوانى جنسى را دارد.
6 - اگر مرد محکوم به اعدام يا حبس ابد گردد، يا به مواد مخدرمعتاد شود وحاضر به ترک آن نشود به گونه‏اى که همسر او در زندگى‏زناشويى با دشوارى روبرو گردد، زن مى‏تواند از آن جدا شود.
7 - اگر براى زن روشن شود که شوهرش عقيم است يا خون او باخون همسرش همساز نيست، آيا مى‏تواند از اين مرد جدا شود؟
اگر حرجى براى زن در بردارد بنا به حکم قويتر: آرى.
8 - اگر براى زن روشن شود که مرد، روسپى باز است يا به بيمارى‏مسرى خطرناکى مبتلاست که زن نمى‏تواند از آن پرهيز کند اگر با اومعاشرت وزندگى کند، يا حرجى جدى در زندگى براى زن ايجادمى‏کند، مى‏تواند از آن مرد جدا شود.
9 - هرگاه زن حق اختيار فسخ يافت بايد در دم اقدام کند، ولى اگربدان تن داد وبعد تصميم به جدايى گرفت ديگر نمى‏تواند چنين کند،مگر آن که عيب جديدى به وجود آيد، يا عيب قبلى به گونه‏اى‏افزايش يابد که براى زن حق جديدى پديد آيد.
10 - بهتر آن است که جدايى پس از اقامه دعوا نزد حاکم شرع‏وحکم صريح او صورت پذيرد.

ب - فريب دادن وعيوب زن‏
حديث شريف:
1 - رفاعه بن موسى بن نقل از امام جعفر صادق‏عليه السلام مى‏گويد: "زن‏به سبب عَفَل، پيسى، جذام وجنون پس داده مى‏شود ودر غير اين‏موارد خير."(209)
2 - حسن بن صالح مى‏گويد: از امام جعفر صادق‏عليه السلام درباره مردى‏پرسيدم که با زنى ازدواج کرده و او را مبتلا به )قَرَن( مى‏يابد؟
حضرت‏عليه السلام فرمود: "اين زن آبستن نمى‏شود وهمسرش از آميزش‏جنسى با او متنفّر مى‏شود، چنين زنى به خانواده‏اش پس داده‏مى‏شود."(210)
3 - ابو عبيده به نقل از امام محمد باقرعليه السلام مى‏گويد: "اگر زنى را که‏مبتلا به عَفَل يا پيسى است، يا ديوانه است يا )افضاء( شده يا زنى که‏بيمارى مزمن آشکارى دارد، از روى فريبکارى به عقد مردى‏درآورند، بدون طلاق به خانواده‏اش بازگردانده مى‏شود."(211)
4 - محمد بن مسلم به نقل از ابو جعفرعليه السلام مى‏گويد: "زن نابينا،ومبتلا به پيسى وجذامى ولنگ به خانواده‏اش باز گردانده مى‏شود."(212)
5 - محمد بن مسلم به نقل از ابو جعفرعليه السلام مى‏گويد که ازحضرت‏عليه السلام درباره مردى پرسيدم که از مردى دخترش را، که از زن‏آزاده‏اى بود، خواستگارى کرد وچون شب زفاف فرا رسيد دخترديگرى را که کنيز زاده بود بر آن مرد وارد کرد .
حضرت‏عليه السلام فرمود: "آن دختر به پدرش بازگردانده مى‏شود،وزنى )که عقد بر او واقع شده( به مرد بازگردانده مى‏شود، ومهر اوهم بر عهده پدرش است."(213)

تفصيل احکام:
هر يک از دو طرف نکاح، حق فسخ را دارند در صورتى که صفات‏طرف ديگر مخالف باشد با آنچه مورد توافق کلامى يا ضمنى دوطرف بوده واجراء عقد بر آن استوار گرديده، به گونه‏اى که بدون آن‏صفات عقد مورد رضايت طرف مقابل نبوده است. فروع مسأله بدين‏گونه مى‏باشد:
1 - اگر مردى با زنى بر اين اساس ازدواج کرده است که سالم است‏وناگاه دريافت که اين زن جنون دارد يا جذامى است يا مبتلا به پيسى‏است يا لنگ يا کور يا مبتلا به قرن ويا بيمارى مزمن آشکار يا پنهان‏مى‏باشد، يا مفضاة است )مجراى ادرار ورِگل زن يکى شده باشد(،پس اگر مرد به اين وضع راضى نباشد مى‏تواند عقد را فسخ کند، ولى‏اگر بدان تن داد ديگر حق خيار از او سلب مى‏شود.
2 - اگر دو طرف نکاح بر اساس شرائط تصريح شده، يا شرايطى‏که در ضمن عقد شناخته شده است، رضايت دادند، در صورتى که‏مرد يا زن، ويژگيهاى مشخص شده را نداشته باشد، طرف مقابل‏مى‏تواند نکاح را فسخ کند.
3 - اگر شرط کردند که زن باکره باشد وبيوه از کار در آيد، يا آزادباشد وکنيز به او داده شود، يا اينکه دختر کوچکتر مورد نظر باشد که‏دختر بزرگتر به جاى آن به مرد داده شود، يا علويه باشد ولى معلوم‏شود زن غير علويه است، وصفات ديگرى از اين دست که نظرها براساس آن متفاوت است، مرد حق فسخ خواهد داشت
4 - اگر مردى ادعا کند مهندس يا بازرگان است ولى کارگر يا کاسب‏از کار در آيد، يا ادعا کند که همسر ندارد ولى همسر داشته باشد،يا ادعا کند که از فلان شهر يا فلان تيره وتبار است وچنين نباشد، درصورتى که رضايت زن به نکاح بر اساس اين ويژگيها صورت گرفته‏باشد مى‏تواند عقد را فسخ کند.
5 - اگر زن يا مرد پيش از دخول عمل منافى عفت انجام دهد،واين امر با شرايط نکاح، منافات داشته باشد يا حرجى براى طرف‏ديگر پديد آورد، او مى‏تواند عقد را فسخ کند.





نويسنده:آيت الله محمد تقي مدرسي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان