بسم الله
 
EN

بازدیدها: 814

کنوانسيون حقوق افراد داراي معلوليت-قسمت هفتم

  1390/12/1
خلاصه: کنوانسيون حقوق افراد داراي معلوليت-قسمت هفتم
ماده22
احترام به حريم خصوصي
1. هيچ فرد داراي معلوليتي صرفنظر از مکان اقامت يا زندگي ، مشمول دخالتهاي خودسرانه يا غير قانوني در امور شخصي خود ، خانواده ، خانه ، مکاتبات يا ساير اشکال ارتباطاتي يا حمله غير قانوني به شخصيت و اعتبارش نمي گردد . افراد داراي معلوليت از حق حمايت قانوني از چنين مداخلات يا حملاتي برخوردار مي باشند.
2. دولت هاي عضو ، حريم اطلاعات شخصي، بهداشتي و توانبخشي افراد داراي معلوليت را بر مبناي برابر با سايرين مورد حمايت قرار مي دهند.
ماده23
احترام به خانه و خانواده
1. دولت هاي عضو ، براي رفع تبعيض نسبت به افراد داراي معلوليت در تمامي موارد مرتبط با ازدواج، خانواده، وظايف والدين و روابط مربوطه بر مبناي برابر با سايرين تدابير موثر و مناسبي اتخاذ مي نمايند، بمنظور تضمين اين که:
(الف) حقوق تمامي افراد داراي معلوليت که به سن ازدواج رسيده اند را جهت ازدواج و تشکيل خانواده بر مبناي رضايت کامل و آزادانه همسران متقاضي برسميت مي شناسد;
(ب) حقوق افراد داراي معلوليت جهت اتخاذ تصميم بطور آزادانه و مسئولانه در مورد تعداد و تفواصل کودکان آنها و برخورداري از دسترسي به اطلاعات متناسب با سن ، آموزش تشکيل خانواده و باروري برسميت شناخته شده و وسايل ضروري جهت اعمال حقوق مذکور تامين مي گردد ;
( ج) افراد داراي معلوليت ، از جمله کودکان ، باروري خود را بر مبناي برابر با سايرين حفظ مي نمايند.
2. دولت هاي عضو حقوق و مسئوليتهاي افراد داراي معلوليت را با در نظر گرفتن قيومت، سرپرستي، مسئوليت، فرزندخواندگي و يا ساير رسوم مشابه که اينگونه مفاهيم در قوانين ملي وجود دارد ; در تمامي موارد عالي ترين منافع کودک حائز اولويت مي باشد.دولتهاي عضو کمکهاي مناسبي را جهت افراد داري معلوليت در اجراي مسئوليتهاي مرتبط با تربيت کودکان آنها ارائه مي نمايند.
3. دولت هاي عضو اطمينان حاصل مي نمايند که کودکان داراي معلوليت در ارتباط با زندگي خانوادگي از حقوق برابر برخوردارند . دولتهاي عضو با هدف تحقق حقوق مذکور و جلوگيري از اختفاء ، ترک، غفلت و تفکيک کودکان داراي معلوليت ، تعهد مي نمايند تا اطلاعات ، خدمات و حمايتهاي اوليه و جامع به کودکان داراي معلوليت و خانواده آنها ارائه نمايند.
4. دولت هاي عضو اطمينان حاصل مي نمايند که کودک از والدين خود بر خلاف اراده وي جدا نگردد مگر زماني که مقامات صالحه منوط به رسيدگي قضايي تصميم مي گيرند که بر اساس قوانين و آيين هاي مربوطه چنين جدايي جهت عالي ترين منافع کودک ضروري مي باشد. به هيچ وجه کودک از والدين خود بر مبناي معلوليت کودک و يا يکي و يا هر دوي والدين جدا نمي گردد.
5. دولت هاي عضو آنجا که والدين بلافصل قادر نمي باشند از کودک داراي معلوليت مراقبت نمايند، متعهد مي گردند هر گونه تلاشي را جهت ارائه مراقبتهاي جايگزين در درون خانواده بزرگتر و در صورت ناکامي ، در درون جامعه در شرايط خانوادگي بعمل آورند.
ماده24
آموزش
1.دولت هاي عضو ، حق آموزش را براي افراد داراي معلوليت برسميت مي شناسند . با هدف تحقق اين حق، بدون تبعيض و بر مبناي فرصت برابر ، دولتهاي عضو نظام آموزشي فراگيري را در تمامي سطوح و بصورت آموزش مادام العمر تضمين مي نمايند، با هدف :
(الف) توسعه کامل تواناييهاي انساني و حس منزلت و خود ارزشي و تحکيم احترام به حقوق بشر ، آزاديهاي بنيادين و تنوع انساني ;
(ب) توسعه شخصيت ، استعداد و خلاقيت توام با تواناييهاي جسمي و ذهني افراد داراي معلوليت در جهت نهايت توانمنديهايشان ;
( پ) توانمند ساختن افراد داراي معلوليت جهت مشارکت موثر آنان در جامعه آزاد .
2.در تحقق اين حق ، دولتهاي عضو تضمين مي نمايند که :
(الف) افراد داراي معلوليت از نظام آموزش همگاني بر مبناي معلوليت مستثني نمي گردند ، و به همين منوال کودکان داراي معلوليت از آموزش اجباري رايگان ابتدايي و يا متوسطه بر مبناي معلوليت مستثني نمي گردند;
(ب) افراد داراي معلوليت مي توانند به آموزش ابتدايي و متوسطه رايگان، با کيفيت، و فراگير بر مبناي برابر با سايرين در جوامعي که در آن زندگي مي نمايند ، دسترسي داشته باشند;
(پ) انطباق منطقي در مورد نياز هاي فردي ارائه مي گردد;
( ت) افراد داراي معلوليت حمايت لازم در حوزه نظام آموزش همگاني را بمنظور تسهيل در آموزش موثر آنها دريافت مي نمايند ;
( ث) تدابير حمايتي فردي موثر در محيطهايي ارائه مي گردد که حداکثر توسعه اجتماعي و اقتصادي متناسب با اهداف حضور کامل را سبب گردد ;
3. دولت هاي عضو، افراد داراي معلوليت را قادر مي سازند که مهارتهاي توسعه اجتماعي و زندگي جهت تسهيل در مشارکت کامل و برابر آنها در امر آموزش را بعنوان اعضاي جامعه فرا گيرند . بدين منظور دولتهاي عضو تدابير مناسبي را اتخاذ مي نمايند ، از جمله:
(الف) تسهيل آموزش خط بريل و خطهاي جايگزين ، شيوه هاي تقويتي و جايگزين، روشها و قالبهاي ارتباطاتي و مهارتهاي ترددي و جهت يابي، و تسهيل حمايت و راهنمايي همسان ;
(ب) تسهيل در يادگيري زبان ايماء و اشاره و ارتقاء هويت زباني جامعه ناشنوايان;
( پ) اطمينان حاصل گردد که آموزش افراد و بويژه کودکاني که نابينا، ناشنوانا يا نابينا- ناشنوا هستند به مناسبترين زبانها، شيوه ها و روشهاي ارتباطاتي براي افراد و در محيطهايي که توسعه اجتماعي و آکادميک را به بالاترين ميزان افزايش مي دهد، ارائه مي گردد.
4. بمنظور ياري در تضمين تحقق اين حق، دولتهاي عضو تدابير مناسبي را در استخدام معلمين، از جمله معلمين داراي معلوليت که از شايستگي در زبان ايماء و اشاره و يا خط بريل برخوردارند ، اتخاذ مي نمايند و افراد حرفه اي و کارکناني که در تمامي سطوح آموزشي کار مي کنند را آموزش دهند.چنين آموزشهايي بايستي آگاهي از معلوليت و استفاده از شيوه هاي جايگزين و تقويتي و روشها و قالبهاي ارتباطاتي ، تکنيکهاي آموزشي و مواد مورد نياز جهت حمايت از افراد داراي معلوليت را در بر گيرد.
5. دولت هاي عضو بايستي از اين که افراد داراي معلوليت قادر هستند از آموزشهاي دانشگاهي ، آموزشهاي فني و حرفه اي ،‌آموزش ويژه بزرگسالان و آموزشهاي مادام العمر بدون تبعيض و بر مبناي برابر با سايرين دسترسي مي يابند، اطمينان حاصل نمايند. بدين منظور ، دولتهاي عضو ، ارائه انطباق منطقي براي افراد داراي معلوليت را تضمين مي نمايند.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان