بسم الله
 
EN

بازدیدها: 911

علل و پيامدهاي اجتماعي اعتياد-قسمت دوم

  1390/11/30
خلاصه: علل و پيامدهاي اجتماعي اعتياد-قسمت دوم
تعريف «اعتياد»

واژه «اعتياد»، که در لغت به معناى عادت کردن يا خوى کردن به چيزى آمده (15) ، تعاريف زيادى از سوى دانشمندان يا سازمان‏ها در مورد آن ذکر شده است. يکى از کامل‏ترين آن‏ها تعريفى است که کارشناسان تشخيص داروهاى اعتيادآور سازمان ملل متحد در سال 1950 بر آن توافق کرده‏اند و آن عبارت است از: مسموميت حاد يا مزمنى که به حال شخص يا اجتماع زيان‏بخش بوده، از طريق استعمال داروى طبيعى يا صنعتى ايجاد مى‏شود و داراى ويژگى‏هاى ذيل است:

1. وجود يک تمايل و نياز شديد به ادامه استعمال دارو و به دست آوردن آن از هر طريقى که ممکن باشد؛

2. وجود يک علاقه شديد به ازدياد مداوم ميزان مصرف دارو؛

3. وجود وابستگى روانى و جسمانى به آثار دارو، به طورى‏که در اثر عدم دست‏رسى به آن، علايم وابستگى روانى و جسمانى در فرد معتاد هويدا مى‏شود. (16)

براساس اين تعريف، «معتاد» به کسى گفته مى‏شود که در اثر استعمال مداوم دارو، بدنش مقاومت پيدا کرده و در نتيجه، اگر مصرف‏کننده بخواهد همان اثرات قبلى مصرف دارو را داشته باشد، بايد مقدار بيش‏ترى از آن ماده را مصرف کند و در صورت محروميت از آن، اختلالات روانى و فيزيکى در او ايجاد مى‏شود.

تاريخچه استعمال مواد مخدّر

آشنايى انسان با خشخاش قدمت ديرينه‏اى دارد؛ و به سال‏هاى نخستين تاريخ تشکيل حيات اجتماعى برمى‏گردد که آن را استعمال مى‏کرده است. لوحه‏هاى گلى به جاى مانده از سومريان، که حدود 5 هزار سال قبل از ميلاد در بين‏النهرين زندگى مى‏کردند، نشان‏دهنده شناخت آن‏ها از کشت خشخاش و نحوه جمع‏آورى شيره ترياک مى‏باشد. آن‏ها بودند که براى اولين بار، نام «گياه شادى‏بخش» بر روى آن گذاشتند که امروزه هم به همين نام يعنى Plant of joy معروف است.

هندوستان در آسيا و مجارستان در اروپا، جزو اولين کشورهايى هستند که به خواص خشخاش پى برده، به کشت آن دست زده، آن را مصرف مى‏نمودند. مصرف اين مواد در گذشته، جنبه دارويى داشته و براى علاج بيمارى‏ها از آن استفاده مى‏شده است؛ مثلاً، بقراط براى پيش‏گيرى و درمان اسهال و براى تسکين و آرامش آلام، از آن استفاده مى‏کرد.

در ايران، پزشکانى مانند محمد زکرياى رازى و ابن سينا به خواص دارويى ترياک پى برده، آن را براى مداواى بيماران و تسکين درد آن‏ها تجويز مى‏نمودند. بنابراين، مصرف اوليه اين مواد جنبه دارويى و درمانى داشته، از اين‏رو، مردم و جامعه با مشکلى به نام اعتياد مواجه نبودند. ولى بعدها به تدريج، مصرف آن شکل ديگرى به خود گرفت و از حالت دارويى بيرون آمد و مصرف آن در بين مردم عادى اشاعه يافت و به صورت يک آسيب اجتماعى درآمد، تا اين‏که امروز به سر حد يک بحران رسيده است. صرف‏نظر از تاريخ و چگونگى ورود ترياک به کشور ايران، آنچه مسلّم است در عصر صفويه، مصرف ترياک در بين مردم تا حدى جنبه عادى و عمدى به خود گرفت و حتى اماکنى براى مصرف آن ايجاد گرديد که بيش‏ترين مقدار آن توسط بزرگان و درباريان و رجال عالى‏مقام براى تعديل اضطراب و تفريح و خوش‏گذرانى استعمال مى‏شد.

افزايش مصرف ترياک و استعمال گسترده آن، از زمان ناصرالدين شاه آغاز گرديد که نقش استعمارگران خارجى در ترويج آن مشهود است. «در اين دوره، عده‏اى از کارگزاران استعمار در پوشش درويش هندى و ره‏نمايان طريقت در خراسان و کرمان پراکنده شدند و به آموزش مصرف آن به مردم همّت گماشتند و حتى در ماهان کرمان، کشت ترياک را براى خود فراهم ديدند و از مجالس افيون، سخن‏ها آوردند و بين مردم پخش کردند. در اين دوره، همچنين پزشکان انگليسى در جنوب ايران به تبليغ ترياک به عنوان دارو پرداخته، به بهاى نسبتا ارزان، آن را در اختيار مردم قرار مى‏دادند و سپس سوخته ترياک را به قيمت گران‏ترى از مردم خريدارى مى‏کردند. بر اثر چنين سياستى، پس از مدتى کوتاه، تعداد قابل ملاحظه‏اى از توده‏هاى مردم در نواحى مختلف ايران، به ويژه جنوب و شرق ايران به ترياک معتاد شدند.» (17)

با شروع به کشت خشخاش، به تدريج مردم کشت آن را جاى‏گزين کشت گندم نمودند و به دنبال آن، ترياک ايران با توجه به مرغوبيت آن، يکى از مهم‏ترين کالاهاى صادراتى ايران گرديد و به سبب در دست‏رس قرار داشتن ترياک براى کشاورزان و دست‏اندرکاران، موجب استعمال آن و اعتياد آنان شد. در همين سال‏ها بود که ناصرالدين شاه امتياز توتون و تنباکو را به انگليسى‏ها واگذار کرد که بر اثر مخالفت جدّى مردم به رهبرى ميرزاى شيرازى، مجبور به لغو اين امتياز گرديد.

اولين قانون منع کشت خشخاش و جلوگيرى از مصرف غيرطبى ترياک در سال 1334 از تصويب مجلس گذشت و وزارت بهدارى را متصّدى امور معتادان کرد. به دنبال آن، در سال 1348 دولت قانون منع کشت خشخاش را لغو و به جاى آن قانون کشت محدود خشخاش و سهميه کوپن ترياک را وضع نمود. پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران، در سال 1359 قانونى تصويب شد که بر اساس آن، کشت خشخاش در سراسر ايران ممنوع و مصرف مواد مخدّر جرم و معتاد مجرم شناخته شد و مسؤوليت رسيدگى امور معتادان به دادسراى مواد مخدّر واگذار گرديد.





نويسنده:سيد حسن مژگاني





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان