بسم الله
 
EN

بازدیدها: 665

استاد مطهري و روشنفکران-قسمت دهم

  1390/11/30
خلاصه: استاد مطهري و روشنفکران-قسمت دهم
ب . يادداشت " از کجا آغاز کنيم ؟ "
. 1 تاريخچه اصلاح مذهب وسيله لوتر و گالون ( تاريخ تمدن ويل دورانت ) ، اشاره‏اي به نهضتهاي اصلاحي اسلامي با رجوع به آنچه در کتابهاي يوم الاسلام‏ ، زعماء الاصلاح في العصرالحديث ، احياي فکر ديني در اسلام ، اقبال معمار تجديد بناي اسلام ، نهضتهاي سياسي در جهان اسلام دکتر عنايت ، مقاله " رهبري نسل جوان " ، سخنراني " شرايط مصلح " آمده است و کتاب مرجعيت‏ و روحانيت .
. 2 کتابچه ، هم ناظر به اصلاح مذهب است ( يعني اعتقادات راسخ و عدم‏ تحرک عملي ) و هم بر اصلاح جامعه ولي از ديدگاه محدود انقلابي مارکسيستي و شايد بيشتر رنگ مارکسيستي دارد .
. 3 نظريات اصلاحي خود ما ، از نظر ما اصلاحات از مذهب بايد شروع شود و از انديشه‏هاي مذهبي ، ولي وسيله پلي ميان دو طبقه متقدم و متجدد روحانيت ، هر حرکتي اصلاحي از آنجا بايد آغاز شود و از متن فرهنگ اسلامي خود ما ، نقل از جلسه 12 محرم 97 ( 1 ) ، ايضا نقل‏ نظريه ما در مقاله " مشکل اساسي در سازمان روحانيت " ، و کتاب‏ مرجعيت و روحانيت بر اين اساس است ، ولي از نظر دکتر بايد از مذهب‏ اصلاح شروع شود ولي وسيله روشنفکر امروزي که بايد خود را با محيطش تطبيق‏ دهد ، و خود او بر اين اساس عمل کرده است .
. 4 نقش ميرزاي شيرازي ، سيد جمال ، آقاي خميني .
. 5 در اين کتاب تا حد زيادي به مذهب به عنوان يک امر زود گذر که‏ فقط در شرايط خاصي ( مثل دوره لوتر در اروپا و دوره ما در ايران و آسيا ) بايد وسيله براي روشنفکر واقع شود ( اما در اروپا خير ) [ نگريسته شده ] و اين بر خلاف نظريه ماست که جهان بايد به سوي مذهب باز گردد .
. 6 اساسا روشنفکر از نظر ما چه مقوله‏اي است ؟ هيچ ، نقش پيامبران و مذهب را ابتدا خواستند به عهده علم و اگذارند که شکست خورد ، بعد بر عهده فلسفه‏ها و مکتبهاي اجتماعي ، که آن هم شکست خورد ، اخيرا روشنفکر ، مقوله خاصي که نه عالم است و نه مؤمن مذهبي ولي ايمان مردمي دارد ، خود آگاهي انساني دارد از قبيل سارتر و فانون و حتي راسل که روشنفکران جامعه‏ خودند و رسالت پيامبرانه دارند .
ولي از نظر ما اين خود نوعي ديگر گريز از ايمان است در عصر ما که به‏ شکست خواهد انجاميد . دليلش ژان پل سارتر و اسرائيل ( 2 ) ، اين است پيامبري قرن بيستم .
. 7 آنچه در بيست و سي سال اخير صورت گرفت که کتاب مرجعيت و روحانيت مظهر آن است ايجاد پلي بود ميان فرهنگ قديم و فرهنگ جديد ، ميان طبقه تحصيل کرده قديم و تحصيل کرده جديد ، ميان انديشه غربي و انديشه شرقي ، و بالاخره ميان دانشگاهي و روحانيت ، که بد بختانه دکتر در اين جهت نقش مثبت نداشته و بلکه تا حدودي منفي بوده است و به خودش‏ تذکر داده شد .
. 1 نقد به معني واقعي ، روشن کردن نقاط [ قوت ] و نقاط ضعف و نشان‏ دادن چهره واقعي يک نوشته ، يک شخصيت .
. 2 ضرورت اين کار به دو دليل :
الف . شيوع و رواج فوق‏العاده و رواني و نفوذ اينها .
ب . کمين کردن گروهي که نقاط ضعف اينها را پايه و مبناي يک سلسله‏ برداشتهاي نادرست از اسلام به‏عنوان تدوين فرهنگ انقلابي اسلام و به نام‏ رنسانس اسلامي قراردهند .
. 3 چرا از " از کجا آغاز کنيم ؟ " آغاز کرديم ؟ زيرا بهترين آغاز هم‏ همين جاست ، و بعد " چه بايد کرد ؟ " را مورد نقد قرار خواهيم داد .
در اين جزوه مسأله اصلاح ، به معني اعم از آرام و تدريجي و تند و انقلابي‏ ، مطرح است ، و به قول خود او در ص 5 مسأله استراتژي مطرح است نه‏ ايدئولوژي . ما خود در گذشته کم و بيش در باره اين مطلب انديشيده و سخن گفته‏ايم خصوصا در سخنراني " رهبري نسل‏ جوان " ، يک سخنراني هم درباره " شرايط مصلح " در يک مجمع عمومي در مسجد جواد در محرم سال . . . در مجلسي که از طرف انجمن اسلامي پزشکان‏ تشکيل شده بود ايراد کرده‏ام .
در اين جزوه و جزوه " چه بايد کرد ؟ " دکتر برنامه خود را در واقع‏ بيان کرده است .
. 4 عکس العمل اعلاميه‏اي که نظر اجمالي ما بيان شد ( 3 ) چه بود ؟ و چه فراوان انتظار به وجود آورده است و خود مي‏دانستيم که دو گروه‏ را ناراحت خواهد کرد .
. 5 درباره افکار و انديشه‏هاي دکتر دو گونه مي‏توان بررسي کرد ، يکي به‏ صورت بررسي کتابها که هر کتابي جداگانه ( البته ) : " ان الذين يکتمون ما انزلنا من البينات و الهدي من بعد ما بيناه‏ کتابهاي مهم او ) نقد و بررسي شود و احيانا مطالب مشترک آنها و ريشه‏
افکار او و تناقضهاي مطالب آن کتابها [ مشخص گردد ] و اينکه در بعضي‏ کتابها که تحت تأثير کتاب يا شخصي است [ در مدار آن کتاب يا آن شخص‏ قرار گرفته است ] نظير اقبال معمار تجديد بناي اسلام که تحت تأثير نيرومند اقبال است و از مدار خودش خارج شده و در مدار اقبال قرار گرفته‏ و به معنويتها بيشتر بها مي‏دهد ، و يا مقاله‏اي که تحت تأثير کتاب سير تحول قرآن است در مسائلي از قبيل اعجاز بيشتر از اسلام شناسي بها مي‏دهد .
در اين نوع بررسي مي‏توان نقص کتابي را وسيله کتاب ديگر مرتفع ساخت ، لا اقل يک مطلب نادرست را از صورت قاطعيت انداخت ، مثل نظريه زير بنا بودن اقتصاد در فلسفه تاريخ .


-------------------
پاورقي :
1- [ که شرح آن در کتاب نهضتهاي اسلامي در صد ساله اخير ، ص 71 ( و در همين کتاب آمده است ] .
2- [ اشاره به حمايت سارتر از اسرائيل و ناديده گرفتن حقوق مردم‏ مظلوم فلسطين ] .
3- مقصود اعلاميه‏اي است که در سال 1356 از سوي استاد مطهري و مهندس‏ بازرگان درباره مرحوم دکتر و آثارش منتشر شد و البته مهندس بازرگان پس‏ از اندک زماني امضاي خود را پس گرفت . متن آن اعلاميه چنين است :
بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين
نظر به اينکه مسائل مربوط به مرحوم دکتر علي شريعتي مدتي است موضوع‏ جنجال و اتلاف وقت طبقات مختلف ، و موجب انصراف آنها از مسائل اساسي‏ و حياتي و وسيله بهره برداري افراد و دستگاههاي مغرض گرديده است .
اينجانبان تبادل نظر در اين مسائل را ضرور دانستيم و در پي يک سلسله‏ مذاکرات به اين نتيجه رسيديم که تا حدود زيادي وحدت نظر داريم . و با توجه به اينکه بيشترين افراد که دچار اين سردرگمي و بيهوده کاري هستند از قشر حقيقت طلب‏اند ، وظيفه شرعي دانستيم عقايد و نظريات مشترک خود را در اين زمينه ، نخست به طور اجمال و سپس به طور تفصيل ، به اطلاع عموم ، و به ويژه اين قشر ، برسانيم . باشد که وسيله خبري براي رهايي از اين‏ سردرگمي و بازگشت به وحدت و الفت ميان مسلمانان گردد ، که البته موجب‏ رضاي خداي متعال خواهد بود .
آنچه درباره آن مرحوم شايع است يا مربوط است به جنبه گرايشهايش و يا به استنباطها و اظهار نظرهايش در مسائل اسلامي که در آثار و نوشته‏هاي او منعکس است . اينجانبان که علاوه بر آشنايي به آثار و نوشته‏هاي مشار اليه با شخص او في الجمله معاشرت داشتيم ، معتقديم نسبتهايي از قبيل سنيگري و وهابيگري‏ به او بي‏اساس است و او در هيچيک از مسائل اصولي اسلام از توحيد گرفته‏ تا نبوت و معاد و عدل و امامت ، گرايش غير اسلامي نداشته است .
ولي نظر به اينکه تحصيلات عاليه و فرهنگ او غربي بود و هنوز فرصت و مجال کافي نيافته بود در معارف اسلامي مطالعه وافي داشته باشد تا آنجا که‏ گاهي از مسلمانات قرآن و سنت و معارف و فقه اسلامي بي خبر مي‏ماند - هر چند با کوشش زياد به تدريج بر اطلاعات خود در اين زمينه مي‏افزود - در مسائل اسلامي ( حتي در مسائل اصولي ) دچار اشتباهات فراوان گرديده است‏ که سکوت در برابر آنها ناروا و نوعي کتمان حقيقت و مشمول سخن خداست که‏ للناس في الکتاب اولئک يلعنهم الله و يلعنهم اللاعنون »" .
از اين رو با توجه به اقبال فراوان جوانان به کتب مشار اليه ، و اينکه‏ خود او در اواخر عمر در اثر تذکرات متوالي افراد بي غرض و بالاتر رفتن‏
سطح مطالعات خودش ، متوجه اشتباهات خود شد و به يکي از نزديکانش‏ وکالت تام براي اصلاح آنها داد ، اينجانبان بر آن شديم به حول و قوه الهي‏ ، ضمن احترام به شخصيت و تقدير از زحمات و خدماتش در سوق دادن نسل‏ جوان به طرف اسلام ، بدون مجامله و پرده‏پوشي و بدون اعتنا به احساسات‏ طرفداران متعصب و يا دشمنان مغرض ، طي نشرياتي نظريات خود را درباره‏ مطالب و مندرجات کتابهاي ايشان بالصراحه اعلام داريم . از خداوند متعال‏ مدد مي‏طلبيم و از همه افرادي که بي غرضانه نظريات مستدل خود را در اختيار ما قراردهند و ما را در اين راه ياري نمايند متشکر خواهيم شد . و السلام علي من اتبع الهدي .





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان