بسم الله
 
EN

بازدیدها: 615

سير تحولي حقوق پزشکي در ايران-قسمت ششم

  1390/11/29
خلاصه: سير تحولي حقوق پزشکي در ايران-قسمت ششم
2-2-2- پزشکي از منظر اسلام
پزشکي يک وظيفه‌اي شرعي محسوب مي‌شود و واجب کفايي است. همه از ترکش مجازات مي‌شوند و با عمل بعضي به آن, از ديگران ساقط مي‌گردد .
علاوه بر اينکه پزشکي يک مسؤوليت ديني است, يک ضرورت اجتماعي و انساني و رسالت اخلاقي و مسؤوليت عقلي نيز مي‌باشد.
• اجرت پزشک
از نظر اسلام, پزشکي حرفه‌اي نيست که به وسيله آن ثروت اندوزي کرد و به خاکستر دنيا دست يافت. بلکه رسالتي است انساني و مسؤوليتي شرعي در درجه اول است, چون هر حرفه‌اي که صاحبش قصد دارد از آن به پول برسد, مختار است که با اين يا آن معامله کند, اگر قانع شود که اين معامله‌اش او را به پول قانع کننده‌اي مي‌رساند. واگر دريافت که اين معامله نمي‌تواند گرسنگي و احتياجش را برآورده سازد, مي‌تواند با او معامله نکند. قطعا اين ها شامل حال پزشک نمي‌شود, چون کسي که از درمان مجروحي دست بکشد - همانطور که قبلاً ذکر شد - قطعاً شريک زخم زننده است. و براي گرفتن مزد يا زيادي آن يا به هر علتي ديگر, حق آن را ندارد که در درمان تعلل کند.
آنچه ذکر کرديم به معناي اين نيست که پزشک اصلا نبايد مزد خود را بگيرد, چون در اين صورت بيشتر پزشکان سربار ديگران خواهند بودو ديگر اين که باعث مي‌شود بيشتر مردم به فراگيري اين علم روي نياورند. جداي از نبوغ و ابداع که در آن به وجود نمي‌آورند, در نهايت انسانيت را از يک عنصري مهم, بلکه مي‌توان گفت از مهمترين عناصر آسايش و سعادت بخش انسانيت و پيش برنده آن به پله‌هاي مختلف کمال و عظمت, محروم خواهد کرد. براي همين مي‌بينيم امام حسن عسکري (عليه‌السلام) به پزشکي که حضرت نزد او حجامت کرده بود, يک کمد لباس و پنجاه دينار مي‌دهد.
• زنداني ساختن پزشکان نادان
از امام علي (عليه‌السلام) نقل شده است که فرمودند: «بر امام واجب است دانشمندان فاسد و پزشکان نادان را زنداني نمايد.»

بله واجب است, زيرا اشتغال نادان در امر پزشکي, بيشتر به افزايش درد و رنج‌هاي مريض منجر مي‌شود و آسايش و آينده‌اش را (اگر نگويي زندگي بسياري را) به خطرات زيادي مي‌کشاند. و همان طور که علماي فاسد, دين را به فساد مي‌کشانند, پزشکان نادان نيز بدن‌ها را فاسد مي‌کنند و آسايش و سعادت انسان را در دنيا مي‌ربايند, پس جلوگيري از آنان و ايستادگي در مقابل آنان با تمام قدرت, واجب است.
• ضمانت پزشک نادان
علاوه بر آنچه گفته شد, اگر نادانان به مداواي مريض بپردازند و آنچه را بايد اصلاح کنند, فاسد نمايند, عقلاً, عرفاً و شرعاً مسؤولند 0 بنا به قاعده ضمانت بر هر تلف شده‌اي) که اگر اين کار منجر به مرگ شد, همانطور که معلوم است, بايد ديه خطا را ضمانت کرد. و اين امر بين فقها (بدون خلاف در آن) متداول است, بلکه در تنقيح آمده است: «پزشکي که دانش کمي دارد, به اجماع فقها ضامن فساد در درمان خود است.» در اين امر, علماي غير شيعه اهل بيت (عليهم السلام) نير به طور اجماع بر آن متفق القولند.
اگر کسي به پزشکي آگاه باشد و در اداي کاري که بر عهده اوست کوتاهي کند, افزون بر مسؤوليت شرعي, چه برائت از مريض يا وليش گرفته باشد يا نگرفته باشد, ضامن است واگر پزشک در انجام وظيفه‌اش کوتاهي نکند و پزشک با هوش و ماهري باشد و به سبب او مريض تلف شود يا يکي از اعضاي بدنش از کار بيفتد, اگر مريض کوچک يا ديوانه باشد و پزشک از ولي امرش اجازه گرفته باشد, يا مريض بالغ باشد و پزشک از او اجازه برائت از ضمانت گرفته باشد, در اين صورت او ضامن نيست.
از ابي عبدالله روايت شده است که فرمودند: «اميرمؤمنان علي (عليه‌السلام) فرمود: کسي که به پزشکي يا دامپزشکي اشتغال يافت, بايد از ولي اجازه بگيرد و گر نه او ضامن است.» البته ضعف اين روايت به خاطر عمل مشهور, جبران شده است, بلکه ادعاي اجماع بر اين روايت شده است و اين به معناي برائت قبل از اثبات حق نيست, بلکه اين به معناي اجازه گرفتن در چيزي تلقي مي‌شود که اقتضا مي‌کند عدم اثبات حق را, علاوه بر اين که اگر اجازه داده نشود, پزشک به درمان مريض اقدام نمي‌کند.



نويسنده: سارا رضاپور





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان