بسم الله
 
EN

بازدیدها: 786

بازتاب حقوق انسان در قرآن کريم-قسمت ششم(قسمت پاياني)

  1390/11/27
خلاصه: بازتاب حقوق انسان در قرآن کريم-قسمت ششم(قسمت پاياني)
15) حق برخوردارى مردم از هدايت دينى صحيح
با نزول چهاردهمين سوره «نجم» در سال دوم بعثت که چنين آغاز شده: «والنجم اذا هوى × ما ضل صاحبکم و ما غوى × و ما ينطق عن الهوى × ان هو الا وحى يوحى × علّمه شديد القوى».
مردم از حق برخوردارى از هدايت صحيح بهره‏مند شدند خداوند با بيان آن که پيامبرش نه گمراه شده و نه بيراه مى‏رود ضمن کوشش براى آمادگى ذهنى مردم براى آيات بعدى اين سوره، اين حق را براى مردم به رسميت مى‏شناسد که سخنان هدايت گرانى را بپذيرند که به آن‏ها و عقل و دريافت صحيح آن‏ها اطمينان کامل دارند. البته اين موضوع در سال سوم با نزول سوره «الحاقه» پى‏گيرى شده است و خداوند آشکارا بيان کرده که اگر پيامبرش بخواهد بعضى از گفتارهاى خود را به جاى وحى الهى قرار دهد و به خداوند نسبت دهد رگ گردن او را خواهد زد «ولو تقوّل علينا بعض الاقاويل لاخذنا منه باليمين ثم لقطعنا عنه الوتين» در اين آيه خداوند از حق برخوردارى مردم از هدايت الهى ناب ياد کرده و نشان مى‏دهد که اگر پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم است و اگر او در راه رسيدن وحى الهى به طور صحيح به مردم اخلال کند به خاطر محروم کردن آن‏ها از حق اساسى‏شان که دريافت صحيح وحى الهى است کشته خواهد شد.

16) حق مطالبه دليل علمى
در همين سوره «نجم» از مردم مى‏خواهد تا در هنگام شنيدن مباحث اعتقادى مطالبه دليل کنند آن‏گاه اعتقاد مشرکان را درباره جنسيت ملائکه، فاقد دليل علمى مى‏داند: «انّ الذين لا يؤمنون بالآخرة ليسمّون الملائکة تسمية الانثى × و ما لهم به من علم ان يتبعون الا الظن و ان الظن لا يغنى من الحق شيئاً».
خداوند بسيار مصر است تا مردم حق خود را در پيروى عالمانه و پذيرش مبتنى بر دلايل علمى بدانند و آگاه باشند که گمان، هرگز حق‏نما نيست و اين حق آن‏هاست که به ويژه در مسايل اعتقادى از دلايل علمى برخوردار باشند.

17) حق برخوردارى همه مردم زمين از عدالت و صلاح
در ادامه اين سوره «نجم» آيات زير نازل شده است: «و انه اهلک عاداً الاولى × و ثمود فما ابقى × و قوم نوح من قبل انهم کانوا هم اظلم و اطغى».
زمين به عنوان مسکن مردم بسيار مورد توجه خداوند بوده است و اصلاح و افساد در آن از آن جا که در زندگى عمومى مردم مؤثر است بسيار حساس مى‏باشد. در نگاه خداوند، ادامه حيات اقوام و ملت‏هاى گوناگون تا مادامى که در زمين ممکن است، نبايد با فساد در زمين به خطر افتد.
پس از سوره نجم در سوره فجر که پانزدهمين سوره سال دوم است موارد فوق بيشتر مورد تأييد قرار گرفته است:
«الم ترکيف فعل ربک بعاد × ارم ذات العماد × التى لم يخلق مثلها فى‏البلاد × و ثمود الذين جابوالصخر بالواد × و فرعون ذى‏الاوتاد × الذين طغوا فى‏البلاد × فصب عليهم ربک سوط عذاب»
قوم عاد و ثمود و آل فرعون در مصر به همين دليل هلاک شدند آنان حيات عمومى مردم را در عصر خود به مخاطره افکنده و بزرگترين حق عامه مردم را ناديده گرفته بودند.

18) حق برخوردارى از آزادى در دين و مناسک دينى
در نوزدهمين و آخرين سوره نازل شده در سال دوم بعثت خداوند از مهم‏ترين حق انسان پس از حقوق اوليه زندگى که برخوردارى از دين شخصى باشد ياد کرده است: «قل يا ايهاالکافرون × لااعبد ما تعبدون × ولا انتم عابدون ما اعبد × و لا انا عابد ما عبدّتم و لا انتم عابدون ما اعبد × لکم دينکم ولى دين» نياز انسان به معنويت و گرايش طبيعى او به دين از حقوق شخصى اوست خداوند ضمن اعلام حق برخوردارى افراد از دين شخصى و انتخابى خود به جمع اعلام مى‏کند که عقيده و دين خود را بر فرد تحميل نکنند.

سال سوم بعثت
در اين سال، بيست و نه سوره کامل و ناقص نازل شدند که عبارتند از:
باقى‏مانده آيات علق/ غاشيه/ قيامت/ تين/ واقعه/ رحمن/ اعلى/ فاتحه/ عاديات/ حاقه/ نازعات/ تبت/ فلق/ بلد/ تکاثر/ فيل/ قلم/ فجر/ زلزال/ طارق/ نجم/ قارعه/ صافات/ انفطار/ معارج/ مطففين/ دخان/ مؤمنون/ شعراء.
به دنبال دفاع از حق آزادى در دين و مناسک دينى براى افراد در پايان سال دوم، در آغاز سال سوم بعثت خداوند با نزول آيه‏اى در سوره علق: «أرأيت الذى ينهى × عبداً اذا صلى» به نکوهش کسانى پرداخته که از عبادت دينى ديگران جلوگيرى مى‏کنند و به اين ترتيب از حق برگزارى آداب و رسوم دينى شخصى حمايت مى‏کنند.
در ادامه حقوق دينى پيشين خداوند با نزول آيه «فذکّر انما انت مذکّر × ليست عليهم بمصيطر» از حق انتخاب انسان و لو در برابر پيامبران الهى دفاع کرده پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم را واسطه فيض الهى مى‏داند واو را در رتبه تذکر دهنده، قرار مى‏دهد و رسماً اعلام مى‏کند او هيچ تسلطى بر مردم ندارد. به ديگر عبارت مردم با وجود پيامبران الهى حق انتخاب طبيعى خود را از دست نخواهند داد.

19) حق برخوردارى مردم از عدالت عمومى در بهره‏ورى
با نزول ششمين سوره (رحمان) در سال سوم بعثت حق برخوردارى مردم از عدالت عمومى نيز به رسميت شناخته شد با آيه «الا تطغوا فى الميزان» وآيه «واقيموا الوزن بالقسط و لاتخسروا الميزان» بر حق عدالت اقتصادى و با آيه «والارض وضعها للانام» نيز بر حق عمومى همه مردم در بهره‏ورى از زمين و عوايد آن تأکيد دارد.
چنان که با نزول سوره« مطففين» در همين سال، (کم‏فروشان) - گروهى که حق عمومى مردم را در بهره‏ورى از عدالت اقتصادى به خطر مى‏اندازند - را تهديد کرده است «ويل للمطفّفين × الذين اذا اکتالوا على الناس يستوفون × واذا کالوهم او وزنوهم يخسرون».

20) حق برخوردارى اهل قلم ونوشته‏هاى‏شان از احترام
در هفدهمين سوره «قلم» خداوند با نزول اين آيه «والقلم و ما يسطرون» و سوگند خوردن به قلم و نوشته‏ها از استحقاق آن‏ها براى احترام عمومى ياد مى‏کند. اين حق به‏سان بسيارى از حقوق پيش گفته شده در زندگى عمومى مردم شبه جزيره شناخته شده نبود زيرا زندگى آن‏ها بدون نياز به قلم مى‏گذشت اما خداوند پيشاپيش جامعه نومسلمان را گامى به جلو برده و از حرمت قلم در آينده نه چندان دور سخن گفته است.

21) حق مردم در برخوردارى از مصلحان
در سوره «شعرا» به اين آيات مى‏رسيم که «ولا تطيعوا امرالمسرفين × الذين يفسدون فى‏الارض و لايصلحون».
خداوند از اصلاح و افساد در زمين ياد کرده واولى را باطل و دومى را مجاز اعلام مى‏کند اصلاح در زمين حق مردم است چنان که افساد در آن ناحق است و بسيارى از گروه‏ها به دليل افساد در زمين بايد مطرود شوند زيرا حق عمومى مردم را رعايت نمى‏کنند.

22) حق برخوردارى مردم از ارزش واقعى کالاهاى خود
در ادامه آيات اين سوره چنين آمده که: «ولاتبخسوا الناس اشياءهم ولا تعثوا فى الارض مفسدين»
در اين جا خداوند حق اقتصادى مردم را مشخص‏تر کرده و يکى از مصاديق ظلم به آن‏ها را کم ارزش کردن اموال و دارايى‏هاى آن‏ها و نپرداختن قيمت واقعى آن‏ها مى‏داند.
با بررسى گذراى آيات نازل شده در سه ساله نخست دعوت اين نکته‏ها آشکارتر مى‏شود:
1. نظام حقوقى تازه اسلامى بعضى از آن‏ها درگذشته وجود داشته و بسيارى از آن‏ها با دقت‏هاى تازه و ظرافت‏هاى فراوان براى نخستين بار در جامعه عرب جاهلى مطرح گرديده است.
2. مردم نومسلمان به سبب آشنايى با اين حقوق شناخت تازه‏اى از شخصيت انسانى خود پيدا کرده و به دليل گيرايى‏هاى فراوان اين هويت تازه و پاسخ‏گويى آن به نيازهاى فراوان روحى و معنوى و مادى و انسانى مورد پذيرش قرار گرفته و عامل اصلى مقاومت آن‏ها در برابر ارزش‏هاى جامعه جاهلى مى‏گردد.
3. ارزش‏هاى تازه در قلمروهاى گوناگونى چون رابطه انسان با خود، رابطه او با طبيعت، رابطه او با ديگر مردم و رابطه او با خداوند، نظام حقوقى تازه‏اى ايجاد کرده است.
4. اصل برداشت‏هاى مطرح شده از آيات قرآنى بر اين پيش فرض مبتنى است که اصلى‏ترين مراد شارع ايجاد نظام حقوقى مناسب در ذهن و جامعه براى تسهيل شرايط هدايت عمومى به سوى خداوند است.
5. همچنين با بررسى اين آيات مى‏توان معيارى روشن در موضوع تقدم حق بر تکليف در دعوت اسلامى به دست آورد.
------------
پي نوشت‌ها:
1 - تاريخ اسلام، دکتر فياض، ص 24.
2 - فرهنگ آفتاب، ذيل واژه يتيم.






بازتاب حقوق انسان در قرآن کريم-قسمت پنجم


خلاصه:
بازتاب حقوق انسان در قرآن کريم-قسمت پنجم
12) حق برخوردارى از امنيت اجتماعى
زندگى اجتماعى نياز به برقرارى امنيت از ابعاد گوناگون دارد که در آيات نازل شده در اين سال مورد توجه قرار گرفته است. اين ابعاد، عبارتند از:
امنيت جنسى
«الذين هم لفروجهم حافظون × الا على ازواجهم او ما ملکت ايمانهم فانهم غير ملومين × فمن ابتغى وراء ذلک فاولئک هم العادون».
چارچوب ضابطه‏مند در روابط جنسى يکى از حقوق اساسى نظام اجتماعى اسلام است اگر در جامعه عرب جاهلى ضوابط مشخصى وجود نداشت در اين آيات خداوند با ذکر وصف اهل ايمان و نمازگزاران واقعى به ويژه در قلمرو روابط جنسى و محدوده آزادى‏هاى آن‏ها و اعلام ستمگرى کسانى که اين ضوابط را زير پا بگذارند حق امنيت جنسى عمومى را براى جامعه به رسميت مى‏شناسد.
امنيت اقتصادى
در ادامه اين بخش از آيه «والذين هم لاماناتهم... راعون» امانت‏دارى در مسايل اقتصادى را از اصول شناخته شده شناخت نمازگزاران واقعى محسوب مى‏دارد صفت امانت‏دارى و امين بودن اصل فوق‏العاده مهم در رونق اقتصاد و تجارت است. و جامعه بايد از آن برخوردار باشد.
امنيت قراردادها
در ادامه همان آيه «والذين هم... لاماناتهم راعون» بخش ديگرى از روابط صحيح اجتماعى را بيان کرده که مبتنى بر رعايت عهد و قرار است چه کتبى و چه شفاهى. در جامعه نوين اسلامى مردم حق دارند تا از امنيت در قراردادها که به امنيت در ديگر روابط منجر مى‏شود برخوردار باشند خداوند با ذکر اين وصف مى‏خواهد تا بنياد اخلاقى در روابط اجتماعى و اقتصادى را پايه‏ريزى نمايد.
امنيت اخلاقى
در هيجدهمين سوره نازل شده «لمزه» در سال دوم بعثت خداوند به يکى ديگر از حقوق اساسى انسان اشاره دارد:
«ويل لکلّ همزة لمزة» امنيت اخلاقى و آبروى انسان آن اندازه مهم است که حتى در صحنه‏هايى که حضور ندارد عيب‏جويى از او ناپسند شمرده شده است زيرا در عيب‏جوئى همواره امنيت شخصيتى و آبرويى انسان به مخاطره مى‏افتد و خداوند اين حق انسانى را به رسميت شناخته و اعلام مى‏دارد که مردم بايد از آن برخوردار باشند.
13) حق برخوردارى از نظام قضايى کارآمد
يکى از مهم‏ترين جنبه‏هاى استيفاى حقوق فردى و اجتماعى برخوردارى جامعه از سيستم قضايى کارآمد است و با نزول آيه «والذين هم بشهاداتهم قائمون» خداوند از يکى از ارکان حکم قاضيان که مى‏تواند در استيفاى حقوق واقعى بسيار مهم باشد و سيستم قضايى را نيز کارآمد کند «اقامه شهادت» حقوق مردم است. اين استوارى و پابرجا بودن است که مى‏تواند از حق دفاع کند و آن را جانشين باطل نمايد.
14) حق پرسش
در اين سال سوره «نبأ» با اين آيات نازل مى‏شود: «عم يتسايلون عن النبأ العظيم × الذى هم فيه مختلفون × کلا سيعلمون × ثم کلا سيعلمون».
اين سوره با پرسش آغاز شده است که گروهى از مردم از پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم پرسيده‏اند خداوند با نزول اين آيه خود را در مقام پاسخ‏گويى مردم قرار داده و آن گاه از اختلاف مردم در باب موضوع مورد پرسش سخن گفته و نکته مهم اين که خبر مى‏دهد که به زودى مردم پاسخ خود را دريافت خواهند کرد. از لحن پرسش در آيه چنين بر مى‏آيد که پرسش‏کنندگان گروهى از منکران خدا و معاد هستند اما تفاوت نمى‏کنند هر چه قدر که سرسختى نشان دهند باز هم حق پرسش براى آن‏ها محفوظ است.
پس در حق پرسش از خداوند تفاوتى ميان مؤمنان و کفار نيست و خداوند مسئول پاسخ‏گويى است.






نويسنده:دکتر محمد باغستاني





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان