بسم الله
 
EN

بازدیدها: 935

اخلاق در قرآن-قسمت بيستم

  1390/11/25
خلاصه: اخلاق در قرآن (جلد 1: اصول مسائل اخلاقي)-قسمت بيستم
فصل هفتم: پيوند مسائل اخلاقي با يکديگر
علل پيوند مسائل اخلاقي با يکديگر
فضايل اخلاقي غالبا با يکديگر مربوطند همان گونه که رابطه نزديکي در ميان رذايل اخلاقي ديده مي شود. به همين دليل، جدائي کامل آنها از يکديگر غالبا امکان پذيرنيست.
اين پيوند و ارتباط گاهي به خاطر ريشه هاي مشترک آنها است و گاه به خاطر پيوند ثمرات و نتايج آنها با يکديگر.
در قسمت اول يعني پيوند ريشه ها، مثالهاي روشني داريم؛ غيبت کردن در بسياري از موارد زائيده صفت رذيله حسد است، شخص حسود مي کوشد با غيبت کردن کسي که مورد حسد اوست، آبروي او را ببرد و شخصيتش را درهم بشکند؛ تهمت و افتراء، تکبر و خودبرتربيني، تحقير و کوچک شمردن ديگران نيز بسيار مي شود که از همان رذيله حسد سرچشمه مي گيرد.
بعکس، علو طبع همان گونه که جلو طمع را مي گيرد، با حسد و کبر و غرور و تملق و چاپلوسي نيز مبارزه مي کند.
در مورد نتائج و ثمرات نيز اين پيوند بخوبي ديده مي شود، يک دروغ ممکن است سرچشمه دروغهاي ديگر شود، و گاه براي توجيه آن دست به گناهان و خطاهاي ديگري بيالايد؛ و يا با انجام يک جرم، جرائم ديگري انجام دهد تا آثار جرم اول را بپوشاند؛ وبعکس، انجام يک عمل اخلاقي مانند رعايت امانت، منتهي به محبت و دوستي و پيوند در ميان افراد يا تعاون اجتماعي و مانند آن مي شود.

روايت اسلامي گوياي ارتباط مسائل اخلاقي
در روايات اسلامي نيز اشارات لطيفي به اين امر مهم آمده است؛ در حديثي از علي عليه السلام مي خوانيم که فرمود: «اذا کان في الرجل خلة رائعة فانتظر اخواتها؛ هنگامي که در کسي صفت جالب و زيبايي ببيني، در انتظار بقيه صفات نيک او، باش! » (1)
در حديث ديگري از امام صادق عليه السلام مي خوانيم که فرمود: «ان خصال المکارم بعضها مقيد ببعض؛ صفات شايسته با يکديگر مربوط و مقيدند. » و در ذيل همين حديث اشاره شده است به «صدق الحديث وصدق الباس واعطاء السائل والمکافات بالصنايع واداء الامانة وصلة الرحم والتودد الي الجار والصاحب وقري الضيف وراسهن الحياء؛ راستگويي، مقاومت در ميدان جنگ، بخشش به درخواست کننده، پاداش نيکي به نيکي، اداي امانت، صله رحم، محبت نسبت به همسايه و دوست، و پذيرايي شايسته از مهمان، و در راس همه آنها حياء قرار گرفته است. » (2)
در واقع حيا که روح آن تنفر از گناه و زشتيها است مي تواند سرچشمه تمام افعال اخلاقي بالا بشود، همان گونه که صداقت پيوند نزديکي با امانت و مقاومت در ميدان مبارزه و پيوند و محبت و دوستي با بستگان و دوستان و همسايگان دارد.
در حديث سومي از امام باقر عليه السلام مي خوانيم: «ان الله عزوجل جعل للشر اقفالا وجعل مفاتيح تلک الاقفال الشراب، والکذب شر من الشراب؛ خداوند براي بديها قفلهايي قرار داده و کليد آن قفلها را شراب قرار داده است و دروغ از شراب بدتر است. » (3)اشاره به اين که دروغ مي تواند سرچشمه انواع گناهان شود.
شبيه همين معني به صورت فشرده تري در حديث امام حسن عسکري عليه السلام آمده است آنجا که فرمود: «جعلت الخبائث کلها في بيت وجعل مفتاحها الکذب؛ تمام زشتيها و بديها در اطاقي قرار داده شده (که در آن بسته است) و کليد آن دروغ است. » (4)
اين سخن را با حديثي از پيامبراکرم صلي الله عليه و آله پايان مي دهيم:
در روايتي آمده است، مردي خدمت رسول خدا صلي الله عليه و آله آمد و عرض کرد: يارسول الله! من در پنهاني مرتکب چهار گناه مي شوم، زنا و شرب خمر و سرقت و دروغ، فايتهن شئت ترکتها لک؛ هر يک از آنها را که بفرمايي به خاطر تو آن را ترک مي کنم! (گويا آماده ترک همه آنها نبود، مي خواست يکي را به خاطر رسول خدا صلي الله عليه و آله ترک کند. )
پيامبر صلي الله عليه و آله به او فرمود: «دع الکذب؛ دروغ را رها کن! »
آن مرد از خدمت پيامبر صلي الله عليه و آله بازگشت؛ هنگامي که تصميم گرفت به سراغ عمل منافي عفت برود، به خودش گفت اگر اين کار را انجام دهم ممکن است پيامبر صلي الله عليه و آله از من سؤال کند، اگر راست گويم حد بر من جاري مي کند، و اگر دروغ بگويم پيمان خود را با او شکسته ام (ناچار اين عمل را ترک کرد) .
سپس تصميم به سرقت و شرب خمر گرفت، باز همين فکر براي او پيش آمد، به خدمت پيامبر صلي الله عليه و آله برگشت و گفت:
«قد اخذت علي السبيل کله فقد ترکتهن اجمع؛ شما تمام راهها را بر من بستي، به همين جهت من تمام اين گناهان را ترک خواهم نمود! » (5)
از مجموع آنچه گفته شد مي توان نتيجه گرفت که در بسياري از موارد براي تربيت نفوس و تهذيب اخلاق و مخصوصا اصلاح بعضي از خلق و خوها بايد از اموري که پيوسته و وابسته به آن است شروع کرد، و از مقارنات و خلق و خوهاي ديگر که با آن مرتبط است کمک گرفت.
---------
1- بحار، جلد66 صفحه 411، حديث 129.
2- بحارالانوار، جلد66، صفحه 375.
3- بحارالانوار، جلد69، صفحه 236، حديث 3.
4- بحار، جلد69، صفحه 263.
5- شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، جلد6، ص 357.





نويسنده:ناصر مکارم شيرازي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان