بسم الله
 
EN

بازدیدها: 834

رقص آتش-قسمت پنجم

  1390/11/22
خلاصه: رقص آتش (تأملات يک وکيل دادگستري)
اولين کتابي را که درابتداي دوره کار آموزي خريدم کتاب" اسرار دفاع" نوشته دکتر ابوالقاسم تفضلي بود نويسنده" تلفن دفترش را داخل کتاب نوشته بود .تماس گرفتم ومرا دعوت کرد که نشستي با هم داشته باشيم رفتن همانا وتا آخر عمرآن عزيز يعني تا آذر ماه سال هشتاد و سه مستمر با هم جلسه ومباحثه داشتيم.اگر چه در مسلک ومشرب زياد باهم تفاهم نداشتيم ولي در اين مدت نه سال آن مرحوم بسياري از تجارب وکالتي(وزندگي) را به من منتقل کرد اما چه سود که نه من جايگاه آن بزرگوار را داشتم ونه شرايط زمان چنين تجارب وکالتي گرانقدري را پذيرا بود.حتي زماني که کتاب ايشان را در دست گرفتم وبراي معرفي به کانون رفتم يکي از کارمندان قديمي گفت نامي از ايشان نياور او از نيروهاي پاکسازي شده ومغضوب است. بعدها متوجه شدم با بسته شدن کانون در سال پنجاه ونه کميسيون پاکسازي در کانون تشکيل وبسياري از وکلا را بدون محاکمه از وکالت محروم کرده بودند که اکثريت آنان با تشکيل مجدد هيئت مديره در سال هفتاد و شش اجازه وکالت يافتند از جمله اولين دوست وهمکار و مرشد من در عرصه وکالت جناب دکتر تفضلي که سي و هفت سال از من بزرگتر بود. (مرحوم تفضلي چندين کتاب به رشته تحرير در آوردند که افتخار ويراستاري آخرين کتابش بنام" سرنوشتي ازپيش نوشته شده "را داشتم)

در اوايل دوره کارآموزي با ديدن مجسمه عدالت در کانون وکلا (محل کانون آن زمان در ساختمان شماره دويست وپنجاه خيابان سعدي جنوبي بود که هم اکنون اداره معاضدت کانون در آنجا قرار دارد) زانوانم سست شد پرس وجو کردم گفتند امتياز ساخت وفروشش در اختيار يکي از وکلا ست شايد من اولين کار آموزي بودم که درهمان اوان، مجسمه عدالت را خريدم وچون اجازه تاسيس دفتر دراين دوره را نداشتم آنرا به منزل آوردم وجلوي چشمانم قرار دادم.(اين مجسمه توسط مرحوم استاد صنعتي طراحي وساخته شده است)

وبالاخره از همان ابتدا متوجه شدم که به جايگاه واقعي خودم وارد شده ام يعني عرصه وکالت.لذا از همان زمان شعارم را "کانون معبد من است" قرار دادم .در سال هشتاد وشش که نامزد انتخابات هيئت مديره کانون شدم در صدر پوستر تبليغاتي خود اين شعار را با خط درشت نگاشتم وفکر مي کنم يکي از سعادت هاي بشر اين است که جايگاه خود را بشناسد ودر جايگاه خود قرار گيرد.

امروزه وقتي کار آموزم به من مي گويد: مي خواهم وکيل موفقي باشم وبا اين بيان، غير مستقيم خواستار تمام تجارب وکالتي است. ياد شروع دوره کار آموزي خود مي افتم که به وکيل سر پرستم گفتم ميخواهم وکيل موفقي باشم !

زندگي بدون عشق يعني هيچ ! اين جمله را همکاري مي گويد که اصولا عشق را قبول ندارد . شايد تعجب آورباشد !!!
او مي گفت: هفده" هجده سالم بود که به عشق دختر همسايه دچارشدم. آنهم نه از روي هوس بلکه از روي غيرت!(انگيزه در عشق!) درهمسايگي ما دختر شيطاني بود که با شيطنت هاي خود توجه پسران محله هاي ديگر را بخود جلب کرده، وگاه با بي پروائي خود که در آنزمان مرسوم بود مزاحمت هائي فراهم مي شد.تصميم گرفتم به لبخندهاي اوپاسخ مثبت بدهم وبدين طريق توجه او را بخود جلب نموده تا پاي بيگانگان از محل بريده شود.وهمينطور هم شد. ليکن خودم به جنون عشق گرفتار شدم(که عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشکلها) کار به دکتر ومسافرت واين قبيل کشيده شد تا اينکه چون شرايط ازدواج فراهم نبود آن دخترازدواج کرد وبه دنبال سرنوشت خود رفت.ولي دستاوردي که براي من داشت اينکه هيچوقت عاشق نشوم.چرا که عشق با عقل وخرد بيگانه است ومن دنبال خرد بودم!

مي گويند چنگيز با تمام خونريزي که تاريخ از او سراغ دارد با شرب خمر مخالف بود ومي گفت چيزي که خرد را زائل سازد شايسته شرب نيست!

عشق به معنويات عين خرد است .عشق به اهداف مقدس عين پرهيزکاري است. ميگويند اگرعشق از در وارد شود عقل از پنجره بيرون مي رود .پس نبايد انتظار خرد به معني آنچه که جزم انديشان از خرد تعريف مي کنند از وکيل دادگستري داشت.عمل وکيل معجوني از عشق وخرد است. که براي شناختش فقط بايد وکيل بود. کانون هميشه و براي همه وکلا مقدس بوده است . .
... يکي ازسنگ هائي را که اطراف اجاق آتش گذاشته ام از شدت حرارت آتش به دو نيم شده است واگر اين آتش ادامه پيدا کند تمامي سنگهاي اطراف اجاق خرد خواهد شد. آتش از پاک کننده هاست !چيز نجس را پاک ميکند! آدم عاشق يک پارچه آتش است مگر ميشود کانون را از بين برد؟مگر مي شود عشق به عدالت را از سينه کساني که عاشق عدالتند ووکالت برايشان بهانه است بيرون کشيد؟جمعي با ويژگي هاي مشترک" حال يا حسب تقدير يا انتخاب،گرد هم آمده اند وبراي احقاق حقوق مردم خود را وکيل نام نهاده اند. اگر کسوت وکالت را از آنها را بگيرند در جاي ديگر گرد هم خواهند آمد .زندانيان حرفه ما مجنون در عشقند آنها در اين راه سر از پا نمي شناسند (عشق کز اول سرکش و خوني بود) اگر ديگر وکلا به زندان نرفته اند به آن سر حد جنون نرسيده اند.که اميدوارم نرسند چون من يکي هيچ خوشم نمي آيد .وهميشه به همکارانم گفته ام:آدم عاقل بهانه دست کسي نمي دهد! اين مجنون عاشق است که شهره شهراست! عجيب آنست هر کس با حرفه وکالت مخالفت کرده است بعد از اينکه خود وکيل شده است به عشق به وکالت دچار شده است.

عرصه وکالت همچون دريائي است که همه نوع افکار و آرا در آن هست وهمه گونه مي تواني شنا کني يک تفاهم نا نوشته بين همکاران هست که با وجود اختلاف نظر در مسلک ومشرب واستنباط ،همه به هم احترام مي گذارند ودرعين دگر انديشي،حرمت نسبت به يکديگر را دارند که البته در يک چيز با هم مشترکند وآن دفاع از حقوق مردم طبق قوانين است.شايد يکي از علت هاي چنين تفاهمي روحيه آزادگي وکلاست در اين حرفه لازم نيست که براي توجيه خود و دلخوشي ديگران، چگونه بپوشي وچگونه سخن بگوئي ويا حتي چگونه بينديشي! تنها به اين دليل که بتواني موکلت يا همکارت يا ديگران را به خود متمايل کني. اين تخصص وکيل وتعهد او براي احقاق حقوق ديگرا ن است که وي را توجيه مي کند.در واقع عمل وکيل دليل توجيه اوست. توجيه خود به ظواهر و وسائل ظاهري، يعني ريا ! وريا هم که ميدانيم مذموم است.اگر همانطور باشي که هستي، کسي که مخالف تو باشد و انسان منصف وآزاده اي هم باشد دوستت دارد. وکيل مي گويد من چنينم که مي بيني آيا تو چنان هستي که مينمائي؟

اساس مشکلات وکلا با حاکميت اين است که وکيل را نمي شناسند اگر وکيل شناخته شودبسياري از مشکلات جامعه وکالت حل مي شود.شناخت از روي حقيقت نه از روي وهم،جامعه هرچه قانونمندتر جايگاه وکيل والاتر.اگر وکيل شناخته شود هم براي جامعه هم براي حاکميت شيرين ميشود.قابل پذيرش ميشود.به سخنان او با ظن وگمان بد نگاه نميکنند.

وکيل جلو خود کامگي ها را مي گيرد چرا که اساس وجودي وکيل يعني قانون محوري، نه خود محوري!
حکما گفته اند : انسان از چيزي واهمه دارد که او را نشناسد . ترس انسان از مجهولات است اگر مجهولات را بشناسد ترسش ميريزد .ترس انسان از مرگ اين است که مرگ را نميشناسد اگر باور کندکه مرگ يک نوع لباس عوض کردن است ودنياي بعد از مرگ خيلي شيرينتر از دنيائي است که درآن بسر ميبريم آنموقع خودش مشتاق مرگ ميشود چنانچه حضرت امير(ع) بعد از ضربت خوردن. با يقين به مرگش گفت فزت برب الکعبه به خداي کعبه رستگار شدم رهاشدم.




نويسنده:رحمن زارع-وکيل پايه يک دادگستري





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان