بسم الله
 
EN

بازدیدها: 686

داور و تاسيس عدليه-قسمت سوم

  1390/11/17
خلاصه: داور و تاسيس عدليه-قسمت سوم
داور وکلاي دادگستري
داور پس از تشکيل محاکم واستخدام قضات واستقرار دادگاهها درتهران وشهرستانها به سراغ وکلاي عدليه رفت وبراي وکالت دادگستري شرايطي قايل شد . بدين ترتيب وکالت درمحاکم دادگستري محتاج به اجازه وزارت عدليه گرديد .يعني کساني مي توانستند به اين شغل مبادرت ورزند که وزارت عدليه به آنها پروانه وکالت داده باشد . پروانه وکالت نيز از طرف داور به کساني داده مي شد که سابقه وکالت دادگستري در گذشته را دارا بودند يا حداقل سه سال سابقه قضايي داشتند. يا به دارندگان ليسانس حقوق از مدارس عالي داخلي با گذراندن امتحان از بعضي مسايل حقوقي . بدين ترتيب وکالت دادگستري نيز بر مبناي اصول و موازين قانوني قرار گرفت .داور فهرست وکلاي دادگستري را در اختيار گرفت و از ميان پانصد وکيل شاغل دادگستري فقط چهل نفر آنها را واجد شرايط قرار داده و پروانه جديد براي آنها صادر نمود و بقيه وکلاي دادگستري از ادامه کار محروم شدند به همين جهت عده زيادي از وکلاي دادگستري اقدام داور در مقررات جديد را مورد انتقاد قراردادند و اعتراض خود را به صورت تحصن در مجلس شوراي ملي ابراز نمودند.
داور پس از تحصن وکلاي دادگستري طي مصاحبه اي اعلام کرد:
قسمت اعظم شکايات مردم از عدليه راجع به وکلاء بوده است به اين معني که در حوزه وکالتي همه قبيل اشخاص وارد شده اند و هيچ قيد و شرطي در کار نيست . بالطبع عده اي از وکلاء به علت عدم اطلاع و شايد به واسطه عيب هاي اخلاقي ديگر حقوق موکلين خودشان را ضايع کرده اند . نمي توانيم مثل سابق اجازه بدهيم بدون هيچ قيد و شرطي آنها وکالت کنند و مردم را اغفال نمايند به اين ملاحظات موادي راجع به وکلاء در کميسيون اصول تشکيلات تصويب شد که درآتيه کار وکالت را مثل همه محاکم مخصوص به اشخاص کرده ايم که از مدرسه حقوق فارغ التحصيل شده باشند فعلا براي اينکه دستمان بسته نباشد و تا مدرسه حقوق به قدرکافي فارغ التحصيل بيرون بدهد قرار داديم از بين کساني که تا امروز وکالت کرده اند
عده اي را که اطلاعاتشان در عمل معلوم شده و به امانت آنها مي شود اعتماد کرد به عنوان وکيل رسمي تعيين شوند، باز از بين کساني که وکالت کرده اند عده اي به نام وکيل موقت استخدام شده اند. امروز عده اي بي جهت جنجال راه انداخته و در مجلس متحصن شده اند. هر کسي حقي داشته باشد و صالح براي وکالت باشد کميسيون به او پروانه خواهدداد.

قانون محاکمه وزراء
روز چهاردهم تير ماه 1307قانون محاکمه وزراء که ناشي از اختيارات وزير عدليه بود در کميسيون عدليه به تصويب رسيد. به موجب اين قانون به جرايم وزراء ، ديوانعالي کشور رسيدگي خواهد کرد و هنگام محاکمه تمام مستشاران ديوانعالي تميز و اعضاء علي البدل در جلسه حضور خواهند يافت و راي محکوميت متهم با اکثريت آراء خواهد بود
دستگيري و محاکمه فيروز ميرزا فيروز وزير سابق ماليه و نقش داور در آن اصولا رضاشاه نسبت به نصرت الدوله خوشبين نبود و هيچوقت قبول نميکرد که وي نسبت به او سرسپردگي دارد و هميشه نگراني هايي از اقدامات تخريبي وي داشت و همکاريهاي رضاشاه در دوران سردار سپهي و سالهاي اول سلطنت براي اجراي مقاصد خاصي بود که فقط نصرت الدوله مي توانست آن مقاصد را انجام دهد. آخرين وظيفه اي که نصرت الدوله قرار بود انجام و به اتمام برساند اخراج دکتر ميليسپو بود که واقعاً با کمک مدرس اين برنامه شاه به مرحله اجرا در آمد. بدبيني رضا شاه به نصرت الدوله زماني بنيان گرفت که فرمانفرما والي کرمانشاه و رضاخان افسر جزء رييس قراولان فرمانفرما بود.نصرت الدوله از جواني خودخواه متکبر و بدبرخور بود . شايد بارها به سلام نظامي رضاخان پاسخ نداده بود ويا به وي تکليف کرده بود افسار اسب او را بگيردتا اوسوار شود .نظير اينگونه اعمال که از هر شاهزاده اي چون فيروز ميرزا مستبعد نبود ولي جبر زمان نصرت الدوله رابه راهي کشانيد که مدتي پاي علم سردار سپه سينه زد تا سرانجام عضو کابينه شد.بعضي از اقدامات تند نصرت الدوله در وزارت دارايي براي او دشمن درست کرد . مثلاً داير کردن رسومات در قم موجب رنجش شديد روحانيت گرديد وبعضي به رضا شاه متذکر شدند که نصرت الدوله دست به سلسله اقدامات تخريبي زده است به طوري که شبي شاه به فخر السلطنه رييس الوزراء مي گويد ديگر حاجتي به نصرت الدوله نداريم چه عيب دارد از خدمت معاف باشد ؟ به هر حال وجود تيمورتاش مانع از اين بودکه نصرت الدوله کنار برود .
رضا شاه از روزي که مير پنج رضاخان به حضرت اجل سردار سپه تبديل گرديد در قزاقخانه مجالس روضه خواني داير مي کرد وخود نيز درآن مجالس شرکت مي جست درزمان وزارت جنگ رييس الوزرايي خود به عنوان صاحب عزا در پايين سالن مي نشست و با ساير عزاداران همراهي مي نمود . اما وقتي به سلطنت رسيد مجالس عزاداري را تعطيل نکرد و فقط محل آن را تغيير داد و از قزاقخانه به تکيه دولت منتقل نمود در خرداد ماه 1308 که مصادف با محرم 1348 هجري قمري بود اين مجلس عزاداري به مدت ده روز در تکيه دولت تشکيل گرديد و در روز عاشورا شاه در آن شرکت مي کرد. صبح عاشورا که تعطيل عمومي بود داور به دربار احضار شد. ملاقات وزير عدليه و شاه بيش از چند دقيقه طول نکشيد و داور پس از مرخص شدن به عجله سوار اتومبيل شد و به منزل عبدالله ياسايي از وکلاي متنفذ نجلس رفته پس از چند دقيقه او را همراه خود ساخته،به اتفاق به منزل احمد شريعت زاده رفته او را نيز همراه خود ساختند در اين موقع داور به راننده خود دستور داد برو فرمانيه منزل شاهزاده نصرت الدوله اتومبيل وزيرعدليه با سه نفر سرنشين ناله کنان جاده شميران را طي کرده پس از پشت سر گذاردن سر بالايي و پيچ و خم هاي متعدد در جلوي باغ نصرت الدوله در فرمانيه توقف نموده به دربان پيغام دادند که به حضرت والا عرض کنيد چند ميهمان ناخوانده دارند. دربان با شناختي که از داور داشت با احترام تمام ميهمانان را به سالن پذيرايي هدايت کرد و ميزبان را از ورود ميهمانان با خبر نمود .
نصرت الدوله آن روز مختصر کسالتي داشت و هنوز از بستر خارج نشده بود و از احترام الملوک همسر خود در خواست نمود چند دقيقه اي ميهمانان را سرگرم کند تا او لباس پوشيده و نزد آنها برود و چند دقيقه اي بيش طول نکشيد که صاحب خانه وارد سالن شد و اولين جمله او اين بود : چه خوب شد سرافراز فرموديد چند روزي است بي جهت گرفته هستم داور در اين موقع لب به سخن گشود و يکي از لوايح دولت را مطرح کرده گفت امروز بهترين فرصتي است که حداقل مي توانيم در مورد لايحه صحبت کنيم از آقايان ياسايي و شريعت زاده هم خواهش کردم که تعطيل خود را صرف اين کار مملکتي کنند. نصرت الدوله ظاهرا اين فکر را پسنديد و بحث و مذاکره پيرامون لايحه آغاز شد. نزديکي هاي ظهر داور به ميزبان گفت غذا را زودتر به ما بدهيد چون ساعت دو بعدازظهر بايد در تکيه دولت حاضر باشيم اعليحضرت تشريف فرما مي شوند. نصرت الدوله بلافاصله پاسخ داد اطاعت مي شود ولي امروز عذر بنده را در پيشگاه همايوني بخواهيد چون کسالت دارم داور بلافاصله به نصرت الدوله گفت به هر کيفيتي که ممکن است بايد تشريف فر ما شويدحتماً با همه ما اعليحضرت همايوني فرمايش هايي دارند و بالاخص حضرت والا که کليد خزانه دولت در دست با کفايت شماست به هر نحوي که ممکن بود نصرت الدوله آماده شرکت در مجلس عزاداري شد پس از صرف ناهار نصرت الدوله و داور در يک اتومبيل نشسته و به سمت تکيه دولت حرکت کردند و قبل از حضور شاه در آن مجلس حضور يافتند. يک مرتبه شاه وارد شد و با عصبانيت دستور توقيف و جلب نصرت الدوله وزير ماليه را به سرهنگ درگاهي رييس نظميه داد. در اينجا از يادداشت هاي شاهد عيني آقاي سليمان بهبودي استفاده مي کنيم :
.... در ايام محرم در تکيه دولت روضه خواني مي کردند خيلي مجلل و مفصل بود براي اعليحضرت همايوني غرفه مخصوص طبق شئون مملکت آماده مي کردند و بنده مراقب اعليحضرت همايوني بودم.بعدازظهر ها ازدر الماسيه از خيابان باب همايوني اتومبيل وارد و در جلوي عمارت برليان توقف مي کرد، بنده در محل توقف اتومبيل انتظار ورودشان را داشتم .آقاي رييس الوزراء و آقاي وزير دربار و ساير وزراء در کاخ گلستان نزديک در ورودي تکيه دولت منتظر بودند به محض اينکه اتومبيل مي رسيد و توقف مي کرد بنده در را باز مي کردم اعليحضرت همايوني پياده شده به طرف داخل کاخ گلستان راه مي افتادند. از در ورودي تکيه تشريف مي آوردند و پس از مختصر توقف و اغلب جزيي مذاکره با اغلب وزراء داخل تکيه و غرفه خودشان روي تشک مخصوص روي زمين مي نشستند روضه خوانها هم مشغول بودند و چون معمولا چاي ميل مي کردند بنده هم داخل غرفه کنار در مي ايستادم که چاي بدهم آن روز اعليحضرت همايوني فوق العاده عصباني بودند و در همان موقع سئوال از صور اسرافيل وزير پست و تلگراف نمودند که بيشتر موجب عصباني شدن شاه شد و فرمودند هروقت سئوالي از صدرکردم از سيرتا پياز خانه اش را هم مي خواهد براي من تعريف کند.
آقاي صدر ساکت شدو وزراء همه به من توجه کردند و از نظر سابقه اي که داشتم مي خواستند بفهمند اوضاع از چه قرار است بنده هم با ديدن سرتيپ درگاهي رييس شهرباني نگاهي به آقايان وزراءکرده وبه قول معروف لب گز کردم وفهماندم که اوضاع خراب ومنجر کننده است، بلافاصله اعليحضرت همايوني چند قدم سريع در محوطه کاخ گلستان برداشته و ور کردند به مخبرالسلطنه وبا صداي بلند فرمودند آقاي رييس الوزراء ديگر نصرت الدوله مورد اعتماد ما نيست وبعد به رييس نظميه به سراغ نصرت الدوله رفت دست او را گرفت و به جلو برد . در اين هنگام چون نصرت الدوله دور بود با صداي کمي بلند گفت قربان عرض دارم اعليحضرت همايوني با صداي بلند رو به رئيس نظميه فرمودند چرامعطلي ببرش. بلافاصله تشريف فرماي تکيه شدند .درمحل مخصوص جلوس فرمودند وچاي خواستند و نصرت الدوله به زندان رفت .محمد درگاهي پس از صدور دستور از طرف شاه فوراً بازوي نصرت الدوله راگرفته وبه وسمت در اورا مي کشاند وسرانجام او رادر اتومبيل خود جاي داده به اتفاق آجودان خود به سمت نظميه مي روند پس از ورود به نظميه موقتاً اورا دراتاقي حبس نموده وماموري جهت نگهباني تعيين وخود فوراً به تکيه دولت بر ميگردد وگزارش امر رابه شاه مي دهد ودستورهاي جديدي صادر مي شود.
از همان لحظات نخستين بازداشت نصرت الدوله نزديکان او مانند فرمانفرما و برادرانش که دوتن از آنها (سالار لشگر، محمدولي ميرزا) نماينده مجلس بودند تحت مراقبت پليس قرارگرفته رفت وآمد آنها تحت کنترل قرارميگيرد . پس از چندساعت توقيف در نظميه نصرت الدوله به منزل شهري خود انتقال يافته وچند مامور براي حفاظت او گمارده شدند .هنوز بيش از ده روز از دستگيري وتوقيف نصرت الدوله وزير ماليه نگذشته که به دستور رضاشاه اکبر مسعود (صارم الدوله) والي فارس دستگيرو تحت الحفظ به تهران اعزام گرديد وبلافاصله اداره نظميه او را تحويل گرفته و به زندان انداخت . در همان شب سرتيپ محمد حسين فيروز رئيس ستاد نيروس جنوب برادر نصرت الدوله از شغل خود منفصل و به زندان تهران انتقال يافت . درباره بازداشت صارم‎الدوله نخست وزير وقت در کتاب خاطرات و خطرات چنين مي‎نويسد:صارم الدوله پسر ضل السلطان را که حاکم فارس بود مغضوبا با طياره به تهران آوردند در ضمن از شاه شنيدم فرمودند نمي کشمش و اين در موقعي بود که دست وثوق الدوله صارم الدوله و نصرت الدوله در بستن قرارداد 1919 استرداد مي شد.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان