بسم الله
 
EN

بازدیدها: 819

بررسي حقوق زنان در اسلام-قسمت سي و يکم

  1390/11/16
خلاصه: مقدمه مبانى حقوق زن در اسلام انسان شناسى ابعاد وجودى انسان بعد انسانى بُعدِ الهي حيطه حيات انسان ابعاد وجودي زن اشتراک زن و مرد در هويت انسانى استقلال زنان در تحصيل علم استقلال اقتصادى زنان استقلال اجتماعى، سياسى زنان پيشتاز در صحنه سياست زنان و حق نظارت عمومى بر حکومت سوده همدانى نمونه اى از زنان در اين عرصه تفاوت هاى ساختارى زن و مرد تفاوت طبيعى و ساختگى جايگاه و حقوق زن در قرآن حقوق زن در عصر نبوي فلسفه خاص اسلام درباره حقوق خانوادگي مقام زن در جهان بيني اسلامي نگاهي به شخصيت و حقوق زن در اسلام و ساير ملل حقوق زنان نمونه هايي از برخورد ملتها با زن زن در نگاه پيروان اديان ديدگاه زن از منظر اسلام وضعيت نظام حقوق زن در غرب وضعيت نظام حقوق زن در اسلام اشتراکات زن و مرد مقايسه نظام حقوق زن در اسلام و غرب براساس نگرش سيستمي جانبداري فراتر روايات از حقوق زن آفرينش زن از نگاه قرآن مالکيت زنان در قرآن دامنه حقوق زن مقام انساني زن از نظر قران نقش زنان در توسعه حقوق زنان در قانون اساسي مروري بر پيشينه ي حقوق سياسي زنان در ايران ـ انقلاب مشروطيت دودمان پهلوي پهلوي اول پهلوي دوّم آزادي هاي سياسي بررسي حقوق و مسؤوليت‌هاي اجتماعي زنان در اسلام شخصيت حقوقي مستقل زنان اصول و اهداف جنبش اجتماعي زنان ( فمنيسم) در قرن حاضر دستاوردهاي مثبت جنبش اجتماعي زنان در جهان نتيجه گيري منابع و مآخذ
همزمان با دوراني که انواع تنش ها، مخالفتها و بحرانهاي سياسي به علت اقدامات رضاشاه در زمينه ي حضور زنان بروز کرد، يک نيروي ورزيده و تحصيلکرده از جنس زن نيز در ايران تربيت شد که لايق و فرهيخته و حق خواه بود و مي خواست در موقعيت خود تغييرات مثبت ديگري را ايجاد کند. اين نيرو که بالقوه مبارز و زياده خواه بود، در فضاي اختناق آميز سياسي نمي توانست آن گونه که توان و ظرفيت داشت ، در تشکل هاي آزاد فعال بشود. در نتيجه با وجود ورود به بازار کار و احراز مشاغل نوين که به ايجاد يک نظام ارزشي نوين در کنار يک نظام ارزشي کهن منجر شد، به دلخواه در عرصه ي سياست ندرخشيد. به خصوص که رضاشاه هرگز به ايجاد تغييرات مهم در قانون مدني مصوب 1310 شمسي ايران توفيق نيافت . قانون مدني از مرد تصويري برتر، رئيس ، صاحب حقِ ولايت بر همسر و فرزند ارائه داده است و زن را منفعل ، فرو دست ، مطيع و گوش به فرمان تصوير کرده است . اين تصاوير در قانون مدني امروز ايران همچنان باقي است .
در عصر رضاشاه زنان از حقوق سياسي محروم بودند و قوانين انتخاباتي چنانکه گذشت زنان را مانند صغار و مجانين از رأي دادن و انتخاب شدن منع کرده بود. زنان نمي توانستند در فضاي اختناق آميز سياسي ، اين حقوق را بر پايه ي مباني دموکراسي که مستلزم ايجاد تشکل هاي مستقل سياسي و غيرسياسي ، حزب گرايي و در مجموع ايجاد جامعه ي مدني است مطالبه کنند. در نتيجه زنان در نبود جامعه ي مدني ، تجارب لازم را براي حق طلبي و فعاليتهاي سازمان يافته کسب نکردند. در خلاء جامعه مدني ، زنان وابسته به دربار پهلوي و اقمار آن گاهي چتر حمايت خود را مي گشودند و جماعات و سازمانها و انجمن هاي زنانه ي وابسته را تأسيس مي کردند تا اقليتي از زنان که تشنه ي پيوندهاي اجتماعي شده بودند بتوانند اندکي فراتر از زندگي خانگي و محفلي ، استعدادهاي خود را بروز دهند. اين سازمانهاي وابسته ، به علت خصلت حکومتي خود که به ويژه در ايران مردم گريز است ، زمينه هاي رشد جنبش زنان را مهيا نکرده اند. صرف نظر از نبود جامعه ي مدني و قوانين حمايت کننده که شکل گيري جنبش زنان ايران را به تأخير انداخته است ، در تمام دوران بعد از مشروطه ، مردان نيز مانع حضور زنان شده اند. مردان ايراني دور شدن زنانِ خود را از خانه و خانواده تاب نمي آوردند و اين خروج نامتعارف را تعرض به نواميس شان تلقي مي کردند. بنابراين زنان ايران حتي در بخش تجددگرا، براي سازماندهي نيروهاي پراکنده و ناپيوسته ي خود همواره با دو مانع عمده روبرو بوده اند:
1 ـ فقدان جامعه ي مدني که ناشي از عملکرد اجرايي نيروهاي طرفدار اختناق است.
2 ـ مخالفت مردان ايراني که ريشه هاي عميق اعتقادي و سنتي دارد.
هرگاه مخالفتهاي ديگر را نيز بر اين موانع بيفزاييم مي بينيم بعد از مشروطه زنان ايران براي حضور در عرصه ي حيات سياسي به سه نوع جواز عبور احتياج داشته اند و چون دستيابي به هر يک بسي دشوار بوده است ، اغلب تسليم مقدرات مي شدند و به حاشيه نشيني و تماشاي کارزار سياسي مردان و گاهي کمک رساني به آنان رضايت مي دادند. جمعي از زنان به عضويت انجمن ها و سازمانهاي وابسته و غيرمستقل زنانه در مي آمدند و همين مقدورات اندک را مايه دستي براي مبارزه قرار مي دادند که کارساز نبود. بخش عمده ي جمعيت زنان کشور نيز خانه نشين بودند.
زنان ايراني در دوران مورد بحث ، سياسي کار نشدند. زيرا چنانکه گذشت قوانين انتخاباتي ، آنها را از عرصه ي فعاليتهاي رسمي منع کرده بود. لذا با وجود خلاء دموکراسي ، مردان که داراي حقوق سياسي در زمينه ي انتخابات پارلمان بودند توانستند در زمينه ي تشکل هاي سياسي ، زد و بندهاي سياسي ، توطئه چيني ها، جنگ قدرت ، فساد انتخاباتي و انواع ديگري از سياسي کاري يکه تاز بشوند. در واقع نبود جامعه ي مدني هرچند باعث شد که مردان هم مانند زنان از تجربه ي دموکراسي به مفهوم خاص آن محروم بمانند، اما مردان زير چتر حمايت قوانين مردسالار بعد از مشروطيت و به کمک ساختار حکومت که مردسالار باقي مانده بود، در زد و خوردهاي سياسي و صحنه گرداني هاي انتخاباتي و دسيسه ها و نفرگيري هاي سياسي تجربه ها اندوختند و نقش هاي مهم و سرنوشت ساز را در تاريخ معاصر ايران ايفا کردند. اين نقشها گاهي در تأييد سياستهاي رسمي و گاهي در نفي سياستهاي رسمي ايفا شده و در همه حال مردسالاري در امر سياست گذاري ايران به ثبت رسيده است . زنان دور از صحنه ي سياست گذاري و جنجال هاي انتخاباتي حتي نتوانستند به علت عملکرد بازدارنده ي عوامل سه گانه اي که به آن اشاره شد، يک جنبش خودجوش زنانه را پايه گذاري کنند و مستقل از حکومت برپايه ي علايق فردي به سازماندهي نيروهاي طرفدار برابري ، توفيق يابند. شايد بتوان گفت بعد از مشروطه تا سالها زنان همچنان در حاشيه ي بازيهاي سياسي زيسته اند و به تماشاي دولتهاي مردانه و پارلمانهاي مردانه و اپوزيسيون هاي مردانه نشسته اند که مي آمدند و مي رفتند و پيرامون آزادي و مردم سالاري و دموکراسي داد سخن مي دادند. و گاهي زنان وابسته ي خود را در حاشيه ي فعاليتها تحمل مي کردند.
دولتها و پارلمان هاي طرفدار دموکراسي بعد از مشروطه هرگز حقوق زن را تمام و کمال در دستور کار خود قرار ندادند. شگفتا رجال پر شور و پرغوغاي آن روزگار که عموماً تحصيل کرده هاي مراکز دانشگاهي معتبر جهان بودند و جز از برابري سخن نمي راندند، فرودستي زنان را که تحت سلطه ي تربيت سنتي و خانوادگي ملکه ي ذهنشان شده بود تأييد مي کردند و به کلي از ياد برده بودند سخنوري و شورافکني درباره ي دموکراسي بدون تأکيد گستاخانه بر ضرورت حضور نيمه اي از جمعيت ، وهمي ماليخوليايي است . تاريخ معاصر ايران انباشته است از اين اوهام ماليخوليايي که از دموکراسي مضامين و تعاريف مرد سالار اشاعه داده اند و مباني سنتي را مانند محور مشروعي براي تبليغ اين تعاريف که باژگونه است انتخاب کرده اند. در فضاي تاريخي مردانه اي که شتابزده توصيف شد، زنان مي توانستند با کسب اجازه از رجال خانواده ، رجال حکومت و رجال دين به انگيزه ي اهداف فرهنگي و نيکوکارانه دور هم جمع شده و به اصطلاح اجلاس کنند. در غير اين صورت اجلاس کار مردان بود و حق انحصاري آنان که انتخابات دوره هاي قانون گذاري را به دلخواه خود يا به سليقه حکومت وقت سامان مي بخشيدند و در جهات مورد علاقه ي خود و حکومت ، صندوق هاي انتخاباتي را در خلاء حزب و دموکراسي پر و خالي مي کردند. آرا و انديشه ي زنان ايران در اين قبيل وقايع سياسي دخالت نداشت يا به قدري اندک مايه بود که قابل ذکر نيست .
با اين حال تاريخ نويسان از حضور و نقش زن در دوران مشروطه بسيار سخن گفته اند. به نقل از کتاب جمعه ، شماره 30 ويژه زن ، اسفند 1358، صص 54 ـ 50
چند مورد گزارش مي شود: «در دوران مشروطه در جهت احقاق حقوق زن «انجمن نسوان » تشکيل شد. از محتواي آن آگاهي نداريم ، اما در مجلس اول کار به درگيري لفظي ميان مرتجعان و آزادي خواهان کشيد. يکي مي گفت از اجتماع زنان «فتنه » بر مي خيزد، ديگري مي گفت : «بايد به نظميه گفت قدغن کند» و «اصلاً نبايد چنين انجمني تشکيل شود»، و يا: «در اجتماع زنان بعضي گفتگوها مي شود که ابداً من نمي خواهم در مجلس مذاکره و صحبت شود.» فقط يک نفر بر اين بود که «به موجب قانون اساسي ايرادي بر اجتماع زنان نيست ، زيرا لفظ ايراني شامل مرد و زن هر دو است .»
در 1327 در روزنامه ي «ايران نو» که سوسيال ـ دموکرات هاي ايراني اداره اش مي کردند، مقالات زيادي درباره ي زنان و از خود زنان مي بينيم . گاهي وضع زنان را در عثماني و ساير کشورهاي اسلامي به رخ دولت مي کشيدند، از زنان چنين سخن مي گفتند که در آنجا «چند روزنامه ي مخصوص از طرف خواتين وطن پرست به طبع و نشر مي رسد» ديگري اعتراض مي کرد، که «چرا نمي گذاريد ما استقلال مادي داشته باشيم .»
«... زنان را وضع اجتماعي به اين روز انداخته وگرنه در اصل نه هر مردي از هر زني فزون تر است و نه هر زني از هر مردي فروتر .. مريم و زهرا و آسيه و خديجه کبري ' از زنان اند فرعون و هامان و شمر از مردان . فضيلت انسان به مرد يا زن بودن نيست چنان که گفته اند:
راست رو را پيرره کن . گرچه زن باشد که خضر در سياهي چون شود گم ماديانش رهبر است .






پژوهشگر:حديثه بشين





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان