بسم الله
 
EN

بازدیدها: 701

احکام خانواده و آداب ازدواج‏-قسمت هجدهم

  1390/11/14
خلاصه: احکام خانواده و آداب ازدواج‏-قسمت هجدهم
فروعى پيرامون مهر
قرآن کريم:
)الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى‏ النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى‏ بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ‏أَمْوَالِهِمْ...(185)).
"مردان از آن جهت که خدا بعضى را بر بعضى برترى داده است وازآن جهت که از مال خود نفقه مى‏دهند بر زنان تسلط وحق نگهبانى‏دارند."
از آيه شريفه چنين به دست مى‏آيد که قيمومت مرد بر زن به سبب‏تدبير مرد است )وهمين سبب است که موجب مى‏شود برخى ازمردم برخى ديگر را رهبرى کنند( ونيز به سبب نفقه‏اى است که مردمى‏دهد، پس اگر نفقه ندهد ديگر بر زن قيمومتى نخواهد داشت.

حديث شريف:
1 - از ابن ابى نصر روايت شده که گفته است: از امام موسى بن‏جعفرعليه السلام پرسيدند درباره مردى که دختر خود را به ازدواج در آورد،آيا مى‏تواند مهر او را بخورد؟
حضرت‏عليه السلام فرمود: "خير، اين حق را ندارد."(186)
2 - فضيل بن يسار به نقل از امام صادق‏عليه السلام درباره مردى خبر داده‏که با زنى ازدواج مى‏کند ودر نظر ندارد مهر به او بپردازد که در اين‏صورت زنا خواهد بود(187)
3 - امام صادق‏عليه السلام درباره مردى که ازدواج مى‏کند وپرداخت‏مقدارى از مهريه را فورى وبقيه را نسيه مقرر کند، مى‏فرمايد: "نسيه‏تا مرگ است يا جدايى."(188)
4 - اسحاق بن عمار بن نقل از امام صادق و او به نقل از پدرش‏على بن ابى طالب‏عليه السلام نقل مى‏کند که فرمود: "هر که براى زنش‏شرطى مى‏کند بايد به آن شرط براى آن زن وفا کند، زيرا مسلمانان درگرو شروطشان هستند، مگر شرطى که حلالى را حرام يا حرامى راحلال کند."(189)
5 - حماده بنت الحسن روايت مى‏کند که از امام صادق‏عليه السلام درباره‏مردى پرسش کردم که با زنى ازدواج کرد به شرط آن که دوباره با زنى‏ازدواج نکند وزن هم اين سخن او را به عنوان مهر پذيرفت. راوى‏مى‏گويد: امام صادق‏عليه السلام فرمود: "اين شرط فاسد است، ازدواج‏صورت نمى‏گيرد مگر در برابر يک يا دو درهم."(190)
6 - حلبى در روايتى مى‏گويد: از معصوم درباره مردى پرسيدم که‏با زنى ازدواج مى‏کند وبا او همبستر مى‏شود ومهرى براى او در نظرنمى‏گيرد وسپس طلاقش مى‏دهد.
حضرت‏عليه السلام فرمود: "براى اوست مهرى همچون مهر ديگر زنان‏همسان، وبه چيزى او را بهره‏مند سازد."(191)
7 - ابو بصير مى‏گويد: از امام جعفر صادق‏عليه السلام درباره مردى‏پرسيدم که مشخص کردن مقدار صداق زنش به او واگذار مى‏شود واومقدار صداق را کمتر از زنان ديگر مى‏گيرد.
حضرت‏عليه السلام فرمود: "صداق او همانند مهر زنان همسانش خواهدبود."(192)
8 - زراره به نقل از پدرش مى‏گويد از امام باقرعليه السلام درباره مردى‏پرسيدم که با زنى بر اساس تصميم همان زن در مورد مهر ازدواج کرده‏است.
حضرت‏عليه السلام فرمود: "حکم آن زن نبايد از مهر خاندان حضرت‏محمد يعنى دوازده ونيم وقيه که وزنش پانصد درهم نقره است تجاوزکند" عرض کردم: اگر مرد بر اساس تصميم خود با او ازدواج کرد،وزن رضايت داد؟ حضرت‏عليه السلام فرمود: "هرچه مرد حکم کند بر زن رواست؛ کم‏باشد يا زياد."(193)
9 - على بن حمزه مى‏گويد: از ابو الحسن الرضاعليه السلام درباره مردى‏پرسيدم که با زنى ازدواج کرد ومهر او را يک خادم قرار داد.
حضرت‏عليه السلام فرمود: "بايد خدمتگزار متوسطى باشد." عرض‏کردم اگر مهر او را خانه‏اى قرار دهد، فرمود: "بايد خانه متوسطى‏باشد."(194)
10 - عبيد بن زراره مى‏گويد: به امام جعفر صادق‏عليه السلام عرض کردم‏که مردى با زنى ازدواج مى‏کند به شرط اينکه مهر او صد گوسفندباشد وسپس گوسفندان را به سوى زن مى‏برد وسپس پيش از دخول‏او را طلاق مى‏دهد در حالى که گوسفندان زاييده‏اند.
حضرت‏عليه السلام فرمود: "اگر گوسفندان، هنگامى حامله شده‏اند که‏نزد مرد بوده‏اند نصف آن گوسفند ونصف بچه گوسفند به سوى مردبازگشت داده مى‏شود، واگر نزد مرد حامله نشده باشند نيمى ازگوسفند سهم مرد مى‏گردد واز بچه‏هاى آن سهمى نمى‏برد."(195)
11 - از پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله روايت شده است:
"هر زنى که پيش از دخول شوهر مهر خود را براى شوهرش صدقه‏دهد خداوند براى هر دينار ثواب آزاد کردن يک برده براى او خواهدنوشت."
گفته شد يا رسول اللَّه بخشش مهر پس از دخول چه؟ فرمود: "اين‏نشانه مودت والفت است."(196)
12 - حلبى از امام صادق‏عليه السلام روايتى نقل مى‏کند درباره مردى که‏پيش از دخول زنش را طلاق مى‏دهد.
امام‏عليه السلام فرمود: "اگر مهرى براى او در نظر گرفته بود نيمى از مهر رامى‏پردازد واگر مهرى در نظر نگرفته بود آن را به چيزى بهره‏مند سازد،همانند آنچه زنان همسانش را بهره‏مند مى‏سازند."(197)
13 - عياشى در تفسير خود به نقل از ابو عبد اللَّه وابو الحسن‏موسى بن جعفرعليهما السلام نقل مى‏کند ومى گويد از يکى از اين دو امام‏پيرامون زنى مطلقه پرسيدم که به چه مقدار او را بهره‏مند سازند؟
حضرت‏عليه السلام فرمود: "به تناسب دارائى همسرش."(198)
14 - زراره از امام باقرعليه السلام درباره مردى روايت مى‏کند که مقدارمهررا پنهان مى‏کند وبيشتر از آن را اظهار مى‏دارد.
حضرت‏عليه السلام فرمود: "مهر، همان است که پنهان مى‏دارد ونکاح براساس آن صورت گرفته."(199)
تفصيل احکام:
1 - زن، با عقد، مالک مهر مى‏گردد پس اگر مهر در دست مرد تلف‏شود از مرد است، واگر در آن عيبى يافت شود زن مى‏تواند آن رابازگرداند يا ما به التفاوت را بستاند. و زن مى‏تواند از اداى حق شوهرامتناع کند )تمکين ندهد( تا مقدار فورى مهريه را به کمال بستاند،ودر اين ميان تفاوتى نيست بين اينکه مرد توانگر باشد يا تهى دست،اما مهرى که بعداً بايد پرداخت شود متفاوت است وزن نمى‏تواندنسبت به آن چنين کند.
2 - بايد به شرايطى که در مورد مهريه مورد توافق طرفين قرار گرفته‏است عمل شود. پس اگر شرط شود که زن با پول مهر اثاث خانه‏بخرد زن بايد به اين شرط عمل کند، واگر شرط نکرده‏اند ولى اين‏امرى عرفى است که بر اساس آن رضايت به عقد داده‏اند، زن نيز بايدبدان عمل کند، زيرا شرط ضمنى است، ولى اگر دو طرف شرطى‏گذارند که مخالف قرآن وسنت رسول است، مانند اينکه شرط شودکه مرد ديگر ازدواج نکند يا ميان او وهووى او عدالت بر قرار نکند،شرط باطل است وعقد ومهر، صحيح است، ولى اگر زن سواى اين‏شرايط باطل به اين مقدار مهر، راضى نباشد بايد هر دو در موردمقدار مهر، سازش کنند يا به مهر المثل باز گردند.
3 - اگر در عقد، مهرى ذکر نکنند ومرد دخول کرده باشد بايد مهرالمثل را به او بپردازد. واگر پيش از دخول او را طلاق دهد بايد او را به‏چيزى که باسطح اجتماعى آنان تناسب داشته باشد، بهره‏مند سازد.
4 - مهر المثل يعنى ارزيابى مشابه اين زن از نظرگاههاى مختلف)مثل زيبايى، اصالت وحيثيت خانوادگى( براى شناخت مقدار مهرزنانى که عرفاً همسان او هستند.
5 - بهره‏مند سازى زن )که اصطلاحاً متعه گفته مى‏شود( يعنى‏ارزيابى وضعيت مادى مرد ودادن آنچه مناسب با مرد است. پس اگرمرد، ثروتمند باشد هديه‏اى گران قيمت به زن مى‏دهد )همچون‏گردنبند طلا يا لباس فاخر( واگر وضع متوسطى داشته باشد هديه‏اى‏متوسط به زن مى‏دهد )همچون دستبند طلا( واگر فقير باشد هديه‏اى‏ناچيز به او مى‏دهد) همچون انگشترى مطلا( ودر اين ميان، معيار،عرف است.
6 - اگر دو طرف پس از عقد به مقدار معينى از مهر سازش کنندجايز است.
7 - اگر زن معين کردن مقدار مهر را به مرد واگذارد مرد مى‏تواند آن‏گونه که مى‏خواهد تصميم بگيرد، چه کم يا زياد، به شرط آن که‏بامقصود زن در واگذارى، تناسب عرفى داشته باشد، وبهتر آن است‏که )مهر السُنّة( يا )مهر المثل( مقرر گردد.
8 - اگر مرد، معين نمودن مقدار مهر را به زن واگذارد، زن مى‏توانددر حدود مهر امثال خود، آن را مقرر کند. فقها مى‏گويند: مقدارمهرى که زن مقرر مى‏کند نبايد از )مهر السُنّة 500 درهم( تجاوز کند.واين نظر، موافق احتياط است.
9 - اگر زن شرط کند که مرد، ديگر ازدواج نکند واين به منزله مهرتلقى شود، عقد صحيح ولى مهر باطل است، و)مهر المثل( به اوتعلق مى‏گيرد.
10 - مهر باعقد به ملکيت زن در مى‏آيد، ولى جز با دخول ياقبض)ستاندن( همه آن مستقر نمى‏شود. پس اگر پس از ستاندن وپيش ازدخول زن را طلاق داد ومهر، فوايدى داشت) ميوه باغ، اجاره خانه‏در فاصله ميان گرفتن مهر وطلاق( اين فوايد از آن زن خواهد بود،ومرد تنها نيمى از مهر را بدون اين فوايد پس مى‏گيرد، واگر پيش ازستاندن طلاقش دهد فوايد حاصل از مهر ميان آن دو تقسيم مى‏شود.
11 - بنابراين، زن مى‏تواند به محض تمام شدن عقد در همه مهرتصرف کند واگر مرد را از پرداخت آن معاف گرداند صحيح است واگردر اين صورت مرد، زن را طلاق دهد نيمى از مهر را از زن مطالبه‏مى‏کند.
12 - اگر مرد، زن را پيش از دخول طلاق دهد براى زن ياسرپرست او مستحب است که از مهر مقرر چشم بپوشند.
13 - اگر دو طرف پنهانى بر مهرى توافق کردند وبراى مردم چيزديگرى اظهار داشتند، مهر، همان است که بر آن توافق کرده‏اند، وبه‏آنچه براى مردم اظهار داشته‏اند اعتنايى نمى‏شود، مادامى که عقدنکاح بر اساس مهرى صورت پذيرفته که دو طرف پنهانى بر آن توافق‏کرده‏اند.






نويسنده:آيت الله محمد تقي مدرسي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان